پایان یادداشت تفاهم، اولویت اصلی ایران را برملا کرد: کنترل تنگه هرمز. اما با درگیر شدن هر دو طرف در نبرد رو به تصاعد ارادهها، این پرسش مطرح است که آیا هنوز دستیابی به توافقی پایدار امکانپذیر است؟ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ژوئن یادداشت تفاهمی را با تهران امضا کرد. قرار بود این توافق به خصومتها میان ایالات متحده و ایران پایان دهد، تنگه هرمز را بازگشایی کند و به دو طرف اجازه دهد درباره توافقی بزرگتر مذاکره کنند. رئیسجمهور آمریکا اندکی پس از امضا در شبکههای اجتماعی نوشت: «کشتیهای جهان، موتورهای خود را روشن کنید. بگذارید نفت جاری شود!» چهار هفته بعد، آتشبس شصتروزه از بین رفت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حملات خود را به کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز از سر گرفت که این امر موج جدیدی از حملات ایالات متحده به ایران را در پی داشت. ترامپ از آن زمان به کنگره اعلام کرده است که ایالات متحده به جنگ بازگشته و بعداً اعلام کرد که محاصره دریایی تنگه هرمز را مجدداً اعمال خواهد کرد. در داخل، ایران در حال هدایت تلاطمهای درونی خود است. آیتالله علی خامنهای، که در حملات ابتدایی ترور شد و جای خود را به فرزندش آیتالله مجتبی داده که هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده است. همچنین به نظر میرسد تندروها و میانهروها در داخل کشور علناً با هم اختلاف دارند و میان دستیابی به یک توافق مذاکرهشده با واشنگتن و تثبیت کنترل بر این راه آبی با زور، معلق ماندهاند. جمهوری اسلامی همواره دارای ساختار نخبگانی چندلایه بوده است. ایران نسبت به حکومت سلطنتی پیشین خود، شبکه بسیار گستردهتری از متحدان پراکنده در سراسر کشور دارد. ممکن است ماهیتی خودکامه و ساختاری سلسلهمراتبی داشته باشد، اما چنگالهای آن به عمق کشور نفوذ کرده است. و ایران همچنان حامیان کوچک اما پرصدا دارد که میتواند آنها را به راحتی بسیج کند.…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.