رضا پهلوی و مشاورانش همچنان تلاش میکنند به تنهایی عمل کنند. در حالی که برای دههها، برند ولیعهد سابق ایران، سازنده ائتلاف بود، گروه مشاوران فعلی او بیشتر بر کنترل مستبدانه دیگر گروهها تأکید دارند. در همین حال، برخی از اعضای کنگره آزادی ایران که کثرتگراتر است، همچنان به بازیهای سیاسی، مانور برای کسب امتیاز در میان شرکای ائتلاف، انتقاد از سایر احزاب و صدور اولتیماتومهای داخلی ادامه میدهند. چنین سیاسیکاریهایی زمانی که تغییر در ایران یک رویای دور بود، جایگاهی داشت، اما با نزدیکی این رؤیا به واقعیت، رهبران اپوزیسیون که چنین بازیهایی را انجام میدهند، خطر تبدیل پیروزی به شکست را به جان میخرند. همانطور که آنها سر و صدا میکنند و تهدید به عدم همکاری میکنند، باید شریف علی بن الحسین را به یاد داشته باشند.
در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳، با نزدیک شدن جنگ و تغییر رژیم در عراق، دولتهای ایالات متحده و بریتانیا برای جلب همکاری گروههای مخالف عراقی، بیش از حد تلاش کردند. این کار دشواری بود. نه تنها بوروکراسیهای مختلف ایالات متحده - وزارت امور خارجه، پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی - با وحدت هدف به عراق نزدیک نشدند، بلکه هر کدام ایدههای متفاوتی در مورد اینکه چه کسی باید پس از تغییر رژیم، کشور را اداره کند، داشتند.
روندها و دیدگاههای رقیب متعددی وجود داشت. برخی معتبر بودند و پروژههای برخی دیگر کاملاً توسط سرویسهای اطلاعاتی خارجی هدایت میشدند. احزاب کُرد امیدوار بودند که خودمختاری و شاید حتی استقلال را کسب کنند، در حالی که جبهه ترکمنهای عراق تحت هدایت آنکارا به طرز عجیبی ادعا میکرد که اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل میدهد. مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، یک حکومت دینی شیعه را تصور میکرد. حزب الدعوه عراق، با هر دو جناح لندن و تهران خود، به دنبال حکومت مذهبیتری بود. حزب وفاق ملی عراق، که توسط ایاد علاوی، بعثی سابق، تأسیس شده بود، خواهان جامعهای سکولارتر بود. او با حمایت سازمان اطلاعات مرکزی، به دنبال همکاری با بسیاری از گروههای قبیلهای عرب سنی در الانبار بود که بسیاری از آنها ابتدا از شورش حمایت میکردند ولی تغییر موضع دادند. در همین حال، احمد چلبی به عنوان رئیس کنگره ملی عراق، گروهی فراگیر که در سالهای اولیه با کمکهای مالی ایالات متحده حمایت میشد، ادعای رهبری کرد.
شریف علی یکی دیگر از چهرههای سیاسی مهم بود. او وارث تاج و تخت سلطنت عراق بود. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، جامعه ملل عراق را به عنوان قیمومیت به بریتانیا واگذار کرد. شورش عراق در سال ۱۹۲۰ این طرح را از مسیر خود خارج کرد و پادشاهی عراق متولد شد و بریتانیا تا حد زیادی اداره آن را تحت شرایط پیمان انگلیس و عراق در سال ۱۹۲۲ بر عهده داشت. بریتانیاییها فیصل اول، رهبر هاشمی شورش اعراب در دوران جنگ جهانی اول در حجاز را پس از دوره کوتاه و ناموفق او به عنوان پادشاه سوریه، به عنوان پادشاه عراق منصوب کردند. فیصل اول، پسرش غازی اول و نوهاش فیصل دوم تا انقلاب ۱۹۵۸ بر عراق حکومت کردند. سربازان شورشی عراقی پادشاه، ولیعهد و چندین عضو دیگر خاندان سلطنتی را کشتند. تنها همسر ولیعهد، پرنسس هیام، زنده ماند. همزمان با رنج عراقیها ابتدا تحت جمهوری و سپس تحت رژیم بعثی، دلتنگی برای سلطنت افزایش یافت. در چنین شرایطی بود که شریف علی، که پسرعموی مادریاش، فیصل دوم بود، ادعای خود را مطرح کرد.
شریف علی باهوش، باوقار و خوشقیافه بود. او یکی از اعضای گروه هفت بود - گروههای برجسته عراقی و کُرد عراقی که ایالات متحده و بریتانیا در آستانه جنگ با آنها همکاری میکردند. او در تمام کنفرانسها و جلسات شرکت میکرد، اما با سقوط صدام، از پیوستن به شورای حکومتی خودداری کرد. عوامل متعددی بر تصمیم او تأثیر گذاشت. اول، او فکر میکرد که اگر با کارت ملیگرایی عراق بازی کند و از کسانی که با ایالات متحده همکاری میکنند، جدا بایستد، ممکن است مزیت رقابتی به دست آورد. او همچنین استدلال کرد که سلطنت یک نهاد متحدکننده است و نباید در کنار سیاستمداران زیردست آن قرار گیرد. بر این اساس، وقتی حکومت موقت ائتلاف، شورای حکومتی عراق را به عنوان یک رهبری چرخشی در طول دوره انتقالی تأسیس کرد، او این پیشنهاد را رد کرد.
این یک اشتباه سرنوشتساز برای او بود. شورای حکومتی مسخره بود، اما به پایگاهی تبدیل شد که نظام سیاسی جدید عراق بر آن رشد کرد. شریف علی عقب ماند و بدون منابع قدرت، قادر به جلب حمایت نبود. پیروانش خیلی زود ناپدید شدند. بیکفایتی کارکنانش که او بردهوار به آنها وفادار بود، تنها زوال او را تسریع کرد، که این شباهت ناخوشایندی با رضا پهلوی کنونی است. در عرض یک یا دو سال، شریف علی از یک مدعی رهبری عراق به فردی بیاهمیت تبدیل شد. وقتی شریف علی در سال ۲۰۲۲ درگذشت، کمتر شهروند عراقی متوجه این موضوع شد.
لپوزیسیون ایران باید توجه داشته باشند. پهلوی ممکن است چهرهای برجسته باشد، اما اشتباهات او و شیطنتهای دستیارانش، اگر نگوییم او را کاملاً از صحنه رقابت حذف کرده، ولی صعودش را دشوارتر کرده است. کنگره آزادی ایران فرصتی برای صعود دارد، گرچه تلاش هر عضو برای بازی سرسختانه در برابر سایر اعضا یا صدور اولتیماتوم ممکن است غرور ایرانیها را تسکین دهد، اما در عرصه سیاستگذاری گستردهتر، صلاحیت او را رد خواهد کرد، زیرا چنین شیطنتهایی فقط به استدلالهای کسانی که به دنبال وضعیتی مشابه ونزوئلا هستند، دامن میزند. شریف علی فرصت خود را در عراق از دست داد. اینکه بسیاری از گروههای ایرانی، حال و هوای واشنگتن و صبر کسانی که آماده کمک به آنها هستند را اشتباه تعبیر کردند، نشان میدهد که تاریخ میتواند تکرار شود.