این یک حملهی مرگبار بود. به گفتهی رهبران ایالات متحده و اسرائیل، آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، روز شنبه به همراه چند تن از فرماندهان ارشد در یک عملیات بمباران آمریکایی-اسرائیلی ترور شد. این ترور به سی و هفت سال حکومت وی پایان داد، جمهوری اسلامی را در بحبوحهی یک عملیات نظامی بیسابقه که برای تغییر نظام طراحی شده بود، متزلزل میکند. کارشناسان ما اهمیت تحولی را که میتواند ایران و منطقهی وسیعتر را متحول کند، ارزیابی میکنند.
دنی به ما میگوید: آیتالله خامنهای «نه تنها رهبری سیستم را بر عهده داشته، بلکه آن را تعریف کرده است.» «انعطافپذیری ایدئولوژیک، صبر استراتژیک و اتکای او به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ایرانی را که امروز میشناسیم شکل داده است: در خارج از کشور ستیزهجو، در داخل به شدت کنترلشده و عمیقاً در محور نفوذ منطقهای خود سرمایهگذاری کرده است.»
از آنجایی که به نظر میرسد رهبری در موج اول حملات کشته شده است، الکس به ما میگوید که حملات تلافیجویانه ایران در روز شنبه «یا توسط جانشین تعیینشده او یا توسط مقامات ارشد در زنجیره فرماندهی هدایت شده است.»
پس ما چه آموختیم؟ الکس میگوید: «تاکنون، حملات متقابل ایران نشاندهنده تصمیمگیری منطقی بوده است،» و «تلاشی برای تنظیم متناسب پاسخها به جای شعلهور کردن یک جنگ منطقهای گستردهتر.»
دنی میگوید که نیروهای نیابتی منطقهای ایران، به ویژه حزبالله لبنان، «با فشار برای پاسخ به نام بازدارندگی و انتقام مواجه خواهند شد. با این حال، تشدید تنش به صورت خودکار اتفاق نمیافتد. فرهنگ استراتژیک ایران مدتهاست که تلافیجویی سنجیده را به واکنش احساسی ترجیح داده است.»
الکس منتظر ارزیابیهای بیشتر از خسارات نبرد است تا بفهمد که آیا موشکهای بالستیک ایران عمدتاً نابود شدهاند یا اینکه برای یک درگیری طولانی مدت، موشکهای بیشتری را ذخیره نگه داشته است: «روزهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا نابودی منجر به تشدید، تجزیه یا تعادل بازدارندگی دوباره تنظیم شده میشود.»