پیش از جنگ، تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفتت، روزانه حدود ۱۵ میلیون بشکه در نفت خام و ۵ میلیون بشکه فرآوردههای تصفیهشده، از طریق تنگه هرمز جریان داشت. به دلیل نزدیکی به خلیج فارس و وابستگی به تأمینکنندگان خلیجفارس، بازارهای آسیایی زود و سخت تحت تأثیر این اختلال قرار گرفتند. مسیرهای خط لوله به عربستان سعودی و امارات متحده عربی اجازه میدهد نفت خام را در خارج از تنگه صادر کنند و استفاده از آنها از زمان آغاز درگیری افزایش یافته است. خط لوله شرقی-غربی عربستان سعودی اکنون با ظرفیت کامل کار میکند و روزانه ۷ میلیون بشکه را به بندر ینبع در دریای سرخ میرساند. امارات نیز از خط لوله حبشان-فجیره خود با حداکثر ظرفیت استفاده میکند و روزانه ۱.۸ میلیون بشکه را به بندر فجیره در دریای عمان تحویل میدهد. حتی باوجود ارسال محمولههای نفتی از طریق این مسیرها، آژانس بینالمللی انرژی تخمین میزند که تولید نفت کشورهای متأثر از بسته شدن، بیش از ۱۴ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است و این شوک را به عنوان «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» توصیف میکند. انسداد تنگه از دیرباز به عنوان یک ریسک شناخته میشده است، اما این انسداد به گونهای متفاوت از آنچه به نظر میرسد دولت ترامپ برای آن برنامهریزی کرده بود، پیش میرود. ایران نشان داده است که با چند حمله میتواند به طور مؤثر ترافیک را از طریق تنگه مسدود کنند، در حالی که پیش از محاصره ایالات متحده، اجازه میداد محمولههای خود از آن عبور کنند. بازگرداندن آزادی دریانوردی از طریق تنگه به صورت نظامی نه تنها یک مسئله دریایی است، بلکه نیازمند کنترل خاک ایران است که موشکها و پهپادها میتوانند از آن پرتاب شوند. ترافیک کشتیها معمولاً از دو خط عبوری در وسط تنگه عبور میکند اما ایران میگوید که این خطوط کشتیرانی را مینگذاری…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.