پنجشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۸

نگاه عربستان به جنگ رمضان

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

برای عربستان، جنگ رمضان در مقیاس، شدت و تأثیر بالقوه‌اش، به همان اندازه که بی‌سابقه است، نگران‌کننده نیز هست. رهبری سعودی همزمان در تلاش است تا از اقتصاد خود محافظت، روابط خود را با یک رئیس‌جمهور عجول و غیرقابل‌پیش‌بینی در ایالات متحده هدایت و واقعیت جغرافیایی پرواز یک پهپاد دور از کشوری را که احتمالاً در آینده‌ای قابل پیش‌بینی دشمن اصلی آن باقی خواهد ماند، مدیریت کند. جای تعجب نیست که دیدگاه‌های عربستان در مورد این جنگ پیچیده است.

این سوال که عربستان سعودی چگونه به این جنگ نگاه می‌کند، گمانه‌زنی‌ها، سوءتفاهم‌ها و آرزوهای زیادی را برانگیخته است. دولت عربستان سعودی عمدتاً از طریق بیانیه‌های رسمی فعالیت می‌کند و برخلاف ناامیدی روزنامه‌نگاران بین‌المللی، نشت اطلاعات غیرمجاز در این کشور، نادر است. گزارش‌های رسانه‌ای که به نقل از منابع ناشناس و مبهم با ادعاهایی در مورد نیات عربستان یا ارتباطات آنها با رئیس‌جمهور دونالد ترامپ منتشر می‌شوند، باید با احتیاط خوانده شوند. و بنابراین، برای درک تفکر واقعی عربستان سعودی، بهترین نقطه شروع، سخنان علنی دولت آنهاست.

وزارت امور خارجه عربستان سعودی جامع‌ترین بیانیه خود را در مورد جنگ در ۹ مارس صادر کرد. این بیانیه، خشمگین اما سنجیده، حملات ایران علیه پادشاهی و سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس را محکوم کرد و «حق کامل عربستان سعودی برای اتخاذ تمام اقدامات لازم برای حفظ امنیت، حاکمیت و ایمنی شهروندان و ساکنان خود و جلوگیری از تجاوز» را تأیید کرد. این بیانیه از ادامه حملات ایران علیرغم اطمینان رئیس جمهور ایران مبنی بر توقف آنها مگر اینکه از خاک عربستان به ایران حمله شود، شکایت داشت. و این بیانیه هشدار داد که حملات بیشتر ایران «پیامدهای قابل توجهی برای روابط دوجانبه، هم اکنون و هم در آینده» خواهد داشت.

اگرچه عبارت مربوط به اتخاذ «تمام اقدامات لازم» به نظر جدی است، اما هیچ تهدید صریحی برای حمله به ایران وجود ندارد. با این اوصاف، عربستان سعودی احتمال دخالت بیشتر در جنگ را رد نکرده است و اگر جنگ ادامه یابد و حملات ایران به پادشاهی تشدید شود، ممکن است محاسبات آن تغییر کند. ایران با حملات خود به زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی، که نقض آشکار حاکمیت عربستان سعودی است، از خط قرمز بزرگی عبور کرد. سعودی‌ها به طور قابل درکی خشمگین هستند. ارتش آنها ظرفیت کشاندن جنگ به ایران را دارد و رهبری این کشور در جلب حمایت مردم خود مشکلی نخواهد داشت. علاوه بر این، با ادامه حملات موشکی و انسداد تنگه هرمز، این تصور در میان برخی از کشورهای خلیج فارس پدید آمده که ایران منطقه را گروگان گرفته است و توانایی انجام این کار را در هر زمان دیگری دارد. این امر می‌تواند محاسبات دولت‌های خلیج فارس را تغییر دهد و آنها را بیشتر به حمایت از یک جنگ مداوم، اگر نه ورود مستقیم ارتش خود به این درگیری، متمایل کند.

با این حال، عربستان سعودی پیش از این تلاش‌های دیپلماتیک قابل توجهی را برای دستیابی به یک توافق موقت با ایران انجام داده بود که اگر دوستانه نبود، حداقل صراحتاً خصمانه نبود. این کار را به یک دلیل انجام داد: ورود عربستان سعودی به یک درگیری نظامی، تلافی‌جویی بسیار بیشتری از سوی ایران را به دنبال داشت و به طور بالقوه باعث آسیب طولانی مدت به اقتصاد عربستان سعودی و شهرت آن به عنوان یک مقصد امن برای سرمایه‌گذاران و گردشگران می‌شد. به یاد داشته باشید - همانطور که سعودی‌ها به یاد می‌آورند - که درگیری آن با حوثی‌ها در یمن به یک جنگ فرسایشی طاقت‌فرسا با حملات موشکی به خاک عربستان سعودی تبدیل شد. در نهایت، رهبری عربستان سعودی را به دنبال کاهش تنش از طریق دیپلماسی سوق داد. در واقع، رویکرد آن در منطقه در سال‌های اخیر، کاهش تنش‌ها به جای تشدید درگیری‌ها و دور کردن تأثیر درگیری‌های منطقه‌ای از عربستان سعودی بوده است.

آیا عربستان سعودی تلویحاً از این جنگ حمایت می‌کند؟

در حالی که عربستان سعودی ممکن است تمایلی به پیوستن به جنگ علیه ایران نداشته باشد، روایت گسترده‌ای وجود دارد که آنها در خفا از آسیب‌هایی که ایالات متحده و اسرائیل به ایران وارد می‌کنند، خوشحال هستند. این روایت توسط ایران، که آن را به عنوان یک تهمت سیاسی به کار می‌برد، و اسرائیل، که بر بی‌اعتمادی مشترک عربستان سعودی و اسرائیل به ایران و دشمنی تاریخی جمهوری اسلامی ایران با صهیونیسم و ​​سلطنت آل سعود تمرکز دارد، دامن زده می‌شود. ولی واقعیت پیچیده‌تر است.

منصفانه است که بگوییم عربستان سعودی و اکثر کشورهای دیگر خلیج فارس با اسرائیل در تمایل به تضعیف نفوذ منطقه‌ای ایران، پایان خرابکاری‌های منطقه‌ای آن و از بین بردن توانایی آن در حمایت از گروه‌های نیابتی شبه‌نظامی مشترک هستند. این پادشاهی از مرگ رهبر عالی ایران، نابودی نیروهای مسلح ایران یا آسیبی که ظاهراً اکنون به برنامه موشک‌های بالستیک ایران و شاید جاه‌طلبی‌های هسته‌ای آن وارد می‌شود، پشیمان نخواهد شد. اما در عین حال، سعودی‌ها اعتماد کمی دارند که این جنگ به طور قطعی تهدید ایران را از بین ببرد، یا اینکه ایالات متحده، که مسئولیت شروع درگیری فعلی را بر عهده دارد، از سعودی‌ها در برابر حملات ایران محافظت کند. این امر به ویژه در صورتی صادق است که عربستان سعودی مستقیماً درگیر شود.

در یک دنیای ایده‌آل، عربستان سعودی - مانند ایالات متحده و بخش بزرگی از خاورمیانه - دوست دارد نوع متفاوتی از ایران را ببیند، پایدار و قابل پیش‌بینی، اما فاقد خصومت با اسرائیل و همسایگان عرب خود، عاری از ایدئولوژی مسیحایی خود، و بی‌میل به حمایت و تسلیح نیروهای نیابتی خشونت‌آمیز. اما سعودی‌ها احتمالاً تغییری به این بزرگی را حداقل در کوتاه مدت بعید می‌دانند. وقتی گرد و غبار درگیری فعلی فروکش کند، بهترین سناریوی آنها ایرانی است که توسط نسخه‌ای ضعیف از همان جمهوری اسلامی که بر این کشور حکومت کرده است، اداره می‌شود، امیدوارند که ظرفیت و تمایل به صدور انقلاب بسیار کاهش یافته باشد. در بدترین حالت، ایران به هرج و مرج کشیده خواهد شد و پناهندگان و جوانان رادیکال تولید خواهد کرد. سعودی‌ها، مانند دیگر کشورهای خلیج فارس، سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی در یک جامعه و اقتصاد متحول انجام داده‌اند که به جذب سرمایه‌گذاران و گردشگران و حفظ شهرت به امنیت و ثبات وابسته است. این پادشاهی اکنون آسیب به ایران را در برابر نوسانات بالقوه منطقه‌ای و آسیب اقتصادی ناشی از آن و فقدان یک پایان مشخص می‌سنجد. برای عربستان سعودی، ریسک‌ها بالا است و جای تعجب نیست که پیش‌بینی‌پذیری را به هرج و مرج ترجیح می‌دهد.

آیا عربستان سعودی به این مبارزه خواهد پیوست؟

در حال حاضر انتقاداتی از سوی برخی محافل وجود دارد مبنی بر اینکه عربستان سعودی مورد حمله گستاخانه دشمن قسم خورده خود قرار گرفته است، بنابراین باید حملات هوایی خود را علیه اهداف ایرانی آغاز کند یا حداقل به ارتش ایالات متحده اجازه دهد از پایگاه‌های سعودی حملاتی را انجام دهد. به نظر می‌رسد ایرانی‌ها مطمئناً در تلاش برای فشار آوردن به رئیس جمهور ترامپ برای پایان دادن به جنگ، کشورهای خلیج فارس را تحریک می‌کنند. و عربستان سعودی ممکن است خود را در توجیه دوری از جنگ - که مثلاً با حمله به یک مرکز بزرگ جمعیتی غیرنظامی آغاز شده است - ناتوان ببیند. رهبری عربستان سعودی همچنین ممکن است خود را تحت فشار رئیس جمهور ترامپ ببیند تا یا مستقیماً در جنگ شرکت کند یا اجازه دهد عملیات تهاجمی ایالات متحده از خاک عربستان سعودی آغاز شود. اگر سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس عملیات تهاجمی را آغاز کنند، عربستان سعودی نیز ممکن است خود را ملزم به انجام این کار بداند. و البته، اگر حوثی‌ها حملات به خاک عربستان سعودی را از سر بگیرند، عربستان سعودی احتمالاً با قدرت پاسخ خواهد داد.

با این اوصاف، این جنگ نمایش واضحی از میزان آسیب‌پذیری اقتصادهای خلیج فارس در برابر حملات موشک‌های بالستیک، راکت‌ها و پهپادهای ایرانی است. پایگاه‌های نظامی، فرودگاه‌های غیرنظامی و البته زیرساخت‌های انرژی که تلاش‌های عربستان سعودی برای تحول اقتصاد و جامعه خود هنوز تا حد زیادی به آنها وابسته است، همگی هدف قرار گرفته‌اند. کارخانه‌های آب شیرین‌کن به شدت در معرض خطر هستند. عربستان سعودی، امارات متحده عربی و سایر کشورهای خلیج فارس کاملاً آگاه هستند که ورود به این جنگ، انتقام شدیدتری از سوی ایران را علیه دقیقاً همان اهداف، با استفاده از سلاح‌های ارزان اما دقیق که مقابله با آنها هم دشوار و هم پرهزینه است، به دنبال خواهد داشت. با توجه به سهولت نسبی گسترش حملات ایران به اقتصاد عربستان سعودی، ایرانی‌ها به وضوح تسلط تشدید تنش را در دست دارند. و همانطور که ایالات متحده بدون مشورت با عربستان سعودی یا سایر شرکای خلیج فارس خود، این درگیری را آغاز کرد، می‌تواند اعلام پیروزی کند و به خانه برود و عربستان سعودی و دیگران را پس از پیوستن به اقدام تهاجمی، برای مقابله با پیامدهای ایران تنها بگذارد.

هیچ یک از این‌ها به این معنی نیست که خشم سعودی‌ها از ایران به سطوح حماسی نرسیده است. اما با توجه به آسیب‌پذیری اقتصادهای آنها در برابر این نوع درگیری، تحمل ریسک آنها فوق‌العاده پایین است.

آیا برداشت عربستان سعودی از ایالات متحده تغییر خواهد کرد؟
یک سوال مهم این است که آیا این جنگ برداشت سعودی‌ها از ایالات متحده را تغییر می‌دهد یا خیر، برخی از تحلیلگران معتقدند که عربستان سعودی دیگر به ایالات متحده برای محافظت از خود در برابر دشمن اصلی‌اش اعتماد ندارد و باعث می‌شود که پادشاهی به دنبال شرکای امنیتی دیگری باشد. این دیدگاه، عمق روابط امنیتی ایالات متحده و عربستان سعودی را که طی دهه‌های متمادی توسعه یافته است، نادیده می‌گیرد. ارتش این کشور عمدتاً بر اساس تسلیحاتی ساخته شده که از ایالات متحده تأمین می‌شود. ارتش این کشور دهه‌هاست که با همتایان آمریکایی خود آموزش دیده، در رزمایش‌ها شرکت می‌کند و میزبان نیروهای آمریکایی است. کل الگوی امنیتی عربستان سعودی عمیقاً در همکاری آن با ایالات متحده ریشه دارد.

یک معمای دیرینه برای سعودی‌ها این است که با وجود صمیمیت همکاری امنیتی با ایالات متحده، ارتش ایالات متحده هیچ تعهدی برای دفاع از پادشاهی ندارد. عربستان سعودی در حال کار بر روی توافقی برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل بود، عمدتاً به این دلیل که می‌توانست به آنها یک پیمان دفاعی متقابل با ایالات متحده بدهد، و با آن تعهدی که امیدوار بودند دقیقاً برای نوع وضعیتی که اکنون در آن قرار دارند، برقرار شود. این پادشاهی ممکن است تا حدی به دنبال تنوع بخشیدن به روابط دفاعی خود باشد، اگرچه تصور اینکه همکاری با چین یا پاکستان محافظت بیشتری در برابر دشمن اصلی عربستان سعودی، ایران، فراهم کند، دشوار است. و یک رابطه دفاعی جدی با چین توسط واشنگتن با رابطه دفاعی بسیار قوی‌تری که عربستان سعودی در حال حاضر با ایالات متحده دارد، ناسازگار تلقی می‌شود. بنابراین، به جای کنار گذاشتن رابطه چند دهه‌ای با ایالات متحده، آنچه عربستان سعودی احتمالاً به دنبال آن است، شفافیت بیشتر است.

آیا این جنگ عادی‌سازی روابط اسرائیل و عربستان سعودی را پیش می‌برد؟

با توجه به تمایل عربستان سعودی برای یک پیمان دفاعی متقابل با ایالات متحده، برخی می‌گویند که این جنگ آنها را به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل سوق می‌دهد، که از نظر تئوری همچنان بهای آن پیمان است. خود بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، با اطمینان این پیش‌بینی را ارائه داده است. در حالی که عربستان سعودی قطعاً عادی‌سازی را رد نکرده است، اما به هیچ وجه مشخص نیست که جنگ ایران آن را تسهیل کند. دیدگاه اسرائیلی‌ها، آسیب سیاسی جنگ غزه و اکنون این درگیری را که به تصور کشورهای عربی خلیج فارس از اسرائیل و به ویژه عربستان سعودی وارد می‌کند، نادیده می‌گیرد. در حالی که زمانی اسرائیل به عنوان یک شریک امنیتی بالقوه در برابر تهدیدات مشترک تصور می‌شد، اما به طور فزاینده‌ای پس از ایران به عنوان متخاصم اصلی در منطقه تلقی می‌شود که باعث بی‌ثباتی و ایجاد خشم در میان مردم عرب می‌شود. این جنگ همچنین هیچ کمکی به وضعیت فلسطینی‌ها یا نزدیک‌تر کردن اسرائیل به حمایت از ایجاد یک کشور فلسطینی نمی‌کند، که هنوز هم یکی از الزامات اصلی عربستان برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل است.

عربستان سعودی پس از جنگ چگونه با ایران برخورد خواهد کرد؟
همانطور که ایالات متحده این جنگ را بدون درخواست از عربستان سعودی یا سایر شرکای خلیج فارس آغاز کرد، احتمالاً رئیس جمهور ترامپ بدون اطلاع آنها، آن را پایان یافته اعلام خواهد کرد. عربستان سعودی باید رابطه با ایرانِ از هم پاشیده را مدیریت کند. هر دو کشور به شدت نسبت به یکدیگر بی‌اعتماد خواهند بود، و ایرانی‌ها همچنان به طور بالقوه می‌توانند از هرج و مرج در منطقه حمایت کنند. این دلیل دیگری است که عربستان سعودی ممکن است اکنون تمایلی به انجام عملیات نظامی تهاجمی علیه ایران نداشته باشد: برخلاف ایالات متحده، عربستان سعودی مدت‌ها پس از اعلام «ماموریت انجام شد» توسط ترامپ، مجبور خواهد بود در منطقه و با همسایگان خود زندگی کند.

منبع گزارش:
https://www.csis.org/analysis/how-does-saudi-arabia-see-war-iran

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user