در اواسط ماه اوت، رسانه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت - به نقل از منابع اطلاعاتی غربی ناشناس - گزارش داد که چین «در حال حاضر عملاً در حال بازسازی» زرادخانه موشکی ایران پس از جنگ دوازدهروزه بین ایران، اسرائیل و ایالات متحده است. این گزارش هیچ جزئیاتی ارائه نمیدهد و توسط دولت چین تأیید نشده است، اما این ادعاهای ناشناس از آن زمان در روزنامههای غربی تکرار شده است. این گزارشها گمانهزنیهای قابل توجهی را در مورد دلیل دخالت چین در یک درگیری که به نظر میرسید به شدت از آن دوری میکند، برانگیخته است. در واقع، دخالت چین در برنامه موشکی بالستیک ایران چیز جدیدی نیست. این امر به آغاز آن پس از جنگ ایران و عراق در سال ۱۹۸۸ بازمیگردد، زمانی که رژیم در تهران تولید موشک را در اولویت قرار داد. پس از سالها تحمل حملات موشکی عراق به شهرهای ایران، موشکها قرار بود به یک جزء اصلی از استراتژی نظامی تهران تبدیل شوند. به همین منظور، کشور به شرکای خارجی، یعنی کره شمالی و چین، برای دسترسی به فناوری و آموزش مهندسان خود متکی بود. چین در نهایت موشکهای بالستیک کوتاهبرد و همچنین موشکهای کروز و ضدکشتی را به ایران تحویل داد. برای روشن شدن، پکن در این زمان نه تنها به برنامه موشکی بالستیک ایران کمک کرد، بلکه موشکهای بالستیک میانبرد DF-3 را نیز در سال ۱۹۸۸ به عربستان سعودی فروخت. با این حال، ایران به سرعت هدف خود را بر ساخت صنعت دفاعی داخلی خود برای توسعه و تولید موشک متمرکز کرد. در نتیجه، ردپای چین نسبتاً کوچک باقی ماند. پکن کمتر بر فروش سیستمهای «آماده» تمرکز کرد و بیشتر بر ارائه تخصص علمی و اجزای خاص به مجموعه نظامی-صنعتی ایران متمرکز شد. به طور خاص، چین به مهندسان ایرانی کمک کرد تا در مورد سیستمهای پیشران و هدایت زرادخانه خود پیشرفت کنند. تحلیلگران نظامی…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.