جنگ ایران چالشهای فوری قابل توجهی را برای ترکیه ایجاد کرده است. از جمله مهمترین آنها افزایش قیمت انرژی است که تلاشهای رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور، را برای تثبیت اقتصاد پیش از انتخابات حساس سال ۲۰۲۸ پیچیده کرده است. اما مقامات ترکیه فکر میکنند که آنکارا میتواند در درازمدت از این جنگ سود ببرد.
رویاهای قطب انرژی منطقهای در دسترس؟
یکی از فرصتهای کلیدی در بخش انرژی است. ترکیه یکی از مصرفکنندگان اصلی انرژی در جهان است، اما منابع داخلی کمی دارد. وابستگی آن به روسیه و همسایگانی مانند عراق و ایران برای تأمین نیازهای انرژی خود، آسیبپذیریهایی را ایجاد میکند. اردوغان برای غلبه بر این معایب و تقویت جایگاه آنکارا، مدتهاست که به دنبال قرار دادن ترکیه به عنوان یک قطب انرژی منطقهای است و تولیدکنندگان گاز طبیعی را در شرق و جنوب خود با بازارهای غرب متصل میکند. آنکارا معتقد بود که موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای ترکیه در این زمینه به آن مزیت میدهد، اما روابط پیچیده این کشور با کشورهای منطقه مانع این تلاشها شده است.
در بحبوحه جنگ ایران، آنکارا فرصتی را برای تحقق برنامههای خود میبیند. بسته شدن مؤثر تنگه هرمز، ترافیک دریایی و تأمین انرژی جهانی را مختل کرده و قدرتهای منطقهای را بر آن داشته است تا به دنبال جایگزینهای زمینی امنتری باشند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای کاهش خطرات و حفظ جریان نفت، از خطوط لوله موجود که تنگه را دور میزنند، استفاده میکنند. خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی روزانه تا ۷ میلیون بشکه نفت را از میادین شرقی به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند، در حالی که خط لوله نفت خام ابوظبی (ADCOP) امارات متحده عربی ۱.۸ میلیون بشکه نفت را به بندر فجیره، واقع در خارج از تنگه هرمز، منتقل میکند. به گفته تحلیلگران انرژی، این اقدامات مفید است اما برای جبران کامل بسته شدن تنگه که به طور متوسط ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از طریق آن جریان دارد، کافی نیست.
مقامات ترکیه استدلال میکنند که ترکیه میتواند نقش مهمی در انتقال منابع منطقه به اروپا ایفا کند و مایل است صادرات خود را از طریق خط لوله نفتی کرکوک-جیحان که نفت خام عراق را به مدیترانه میرساند، افزایش دهد. وزیر انرژی ترکیه گفته است که آنکارا در تلاش است تا پروژههای دیگری غیر از تنگه هرمز را ترویج دهد و به سودمندی یک راه جایگزین برای انتقال «گاز قطر به ترکیه … و شاید به اروپا» در صورت آسیب دیدن یا تخریب تأسیسات موجود اشاره کرده است.
ترکیه همچنین در انتقال گاز روسیه به اروپا از طریق خط لوله ترکاستریم که از روسیه به ترکیه در زیر دریای سیاه امتداد دارد، نقش دارد. میزان انتقال گاز از طریق این خط لوله در ماه مارس نسبت به سال گذشته ۲۲ درصد افزایش یافته و به ۵۵ میلیون متر مکعب رسیده است که نشاندهنده تأثیرات جانبی جنگ بر تلاشهای آنکارا برای ایفای نقش بزرگتر در تجارت انرژی است. اگرچه ابتدا باید موانع قابل توجهی - مانند تأمین مالی برای پروژههای زیرساختی گرانقیمت - برطرف شود، مقامات ترکیه این لحظه را فرصتی برای پیشبرد برنامههای دیرینه این کشور برای تبدیل شدن به یک قطب انرژی میدانند و کارشناسان صنعت معتقدند که در میانمدت، ترکیه واقعاً میتواند جایگزینی ارائه دهد.
چهارراه منطقهای
یکی دیگر از پروژههای تحت رهبری ترکیه که از جنگ سود برده است، جاده توسعه عراق است، یک کریدور تجاری که از شهر بصره در جنوب عراق به ترکیه و در نهایت از طریق شبکههای ریلی و بزرگراهی یکپارچه به اروپا در حال ساخت است. ترکیه این پروژه را به عنوان جایگزینی برای کریدور اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC) مورد حمایت ایالات متحده ارائه کرد که در نشست گروه ۲۰ (G۲۰) در دهلی نو در سال ۲۰۲۳ اعلام شد و ترکیه را دور میزند. جاده توسعه عراق با موانع مالی و مخالفت ایران روبرو شد، که نگران بود منجر به از دست دادن درآمد و نفوذ شود و در عین حال دسترسی منطقهای ترکیه را افزایش دهد. جنگ به آنکارا فرصتی میدهد تا این مسیر ترانزیتی را به عنوان جایگزینی معرفی کند که برای جابجایی سالانه ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن بار در مراحل اولیه طراحی شده است و در عین حال جریانهای حیاتی انرژی و تجارت را از کریدورهای دریایی آسیبپذیر مانند خلیج فارس و دریای سرخ جدا میکند.
مزیت برای تولیدکنندگان دفاعی ترکیه
آنکارا همچنین میخواهد با ارتقای منافع خود در بخش دفاعی، از درگیری فعلی بهرهبرداری کند. جنگ ایران به کشورهای خلیج فارس اهمیت جستجوی شرکای دفاعی جایگزین را در حالی که اقتصادهای آسیبدیده خود را بازسازی میکنند و با تهدید مداوم ایران مقابله میکنند، نشان داده است. ترکیه پیش از این روابط دفاعی و امنیتی نزدیکی با این کشورها با محوریت فروش اسلحه و تولید مشترک برقرار کرده است. در طول سفر اردوغان به خلیج فارس در سال ۲۰۲۳، ریاض بزرگترین قرارداد صادرات دفاعی ترکیه را برای هواپیماهای بدون سرنشین جنگی Bayraktar Akıncı امضا کرد و پس از آن توافقهایی با شرکت دفاعی دولتی عربستان سعودی Saudi Arabian Military Industries (SAMI) برای بومیسازی تولید پهپاد و گسترش همکاری با شرکتهای ترکی مانند Baykar و Aselsan صورت گرفت. از آن زمان، مذاکرات گسترش یافته و شامل کشتیهای جنگی، تانکها، سیستمهای موشکی و همچنین مشارکت در برنامه جتهای جنگنده ترکیه شده است. روابط دفاعی با امارات متحده عربی و قطر نیز قوی است. روابط دفاعی ترکیه با قطر با یک پایگاه نظامی ترکیه، رزمایشهای مشترک، استقرار نیروها و هماهنگی استراتژیک نزدیک که از سال ۲۰۱۵ به طور پیوسته گسترش یافته است، تقویت شده است. ترکیه و امارات متحده عربی به فروش پهپاد، همکاری صنعتی و پروژههای مشترک بین شرکتهای ترکیهای مانند بایکار و غول دفاعی اماراتی EDGE روی آوردهاند.
دولت ترکیه و شرکتهای دفاعی ترکیه، جنگ ایران را فرصتی بزرگ برای بهرهبرداری از این حرکت میدانند. یک مقام دفاعی ترکیه به نویسنده گفت: «شرکتهای ما مانند آسلسان و اوتوکار در حال حاضر در خلیج فارس فعالیت میکنند، اما جنگ فعلی، سایر شرکتهای دفاعی کوچکتر ترکیه را که فشنگ، مواد منفجره و مهمات تولید میکنند، به سمت ایجاد مشارکت در این کشورها سوق میدهد.» مقامات ترکیه اغلب در مورد لزوم «ایجاد یک ساختار امنیتی جدید در منطقه» برای مقابله با قدرت اسرائیل و کاهش وابستگی به ایالات متحده صحبت میکنند و قابلیتهای دفاعی رو به رشد ترکیه را پاسخ این امر میدانند.
یک مرکز مالی حفاظتشده در تنگه بسفر
آنکارا در شرایط فعلی منطقهای فرصتی را برای تحقق یکی دیگر از برنامههای دیرینه خود میبیند. از سالهای اولیه قدرت، نخبگان حاکم ترکیه میخواستند استانبول، بزرگترین شهر ترکیه، را به پایتخت مالی منطقه تبدیل کنند. در عوض، ترکیه نظارهگر این بود که دبی این نقش را بر عهده گرفت. سالها، کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر استراتژیهای تنوعبخشی را حول محور افزایش اعتماد سرمایهگذاران، پیشبینیپذیری قانونی و نظارتی، اتصال، گردشگری و وعده مصون ماندن از آشفتگی خاورمیانه گستردهتر بنا نهادند. با این حال، جنگ ایران، تصویر پادشاهیهای خلیج فارس را که به دقت به عنوان پناهگاههای امن برای تجارت جهانی ساخته شده بودند، متزلزل کرده است. تهران حملات موشکی و پهپادی را به شهرها، بنادر و تأسیسات نفتی خلیج فارس انجام داد و سیستمهای دفاع هوایی آنها را تحت فشار قرار داد، در حالی که ناتو از حریم هوایی ترکیه در برابر حملات ایران محافظت میکرد. این امر به ترکیه اجازه میدهد تا این استدلال را مطرح کند که ظرفیت دفاع هوایی برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی، تداوم جریانهای تجاری و امنیت جابجایی سرمایه کلیدی است و استانبول را به عنوان جایگزینی امنتر برای تجارت و سرمایهگذاری معرفی میکند. در واقع، این جنگ باعث شده است که دهها شرکت فعال در حوزههای فینتک، مالی و مالی اسلامی و بیمه که در خلیج فارس فعالیت میکنند، انتقال کسبوکار خود به منطقه مالی تازه تأسیس و تحت حمایت دولت استانبول را در نظر بگیرند، اگرچه دادگاههای سیاسیشده این کشور و تضعیف حاکمیت قانون، سرمایهگذاران را در مورد سرمایهگذاری در آنجا دچار تردید میکند.
موضعگیری استراتژیک پس از جنگ
نخبگان سیاسی در آنکارا پایان آسانی برای جنگ فعلی با ایران نمیبینند و به طور فزایندهای نگران تصمیم اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای اعمال محاصره تنگه هرمز هستند. آنها خود را برای یک درگیری طولانیمدت آماده میکنند و نگرانند که تأثیر فوری آن به اقتصاد ترکیه آسیب بیشتری برساند. در عین حال، آنها به فرصتهایی که جنگ میتواند در درازمدت برای ترکیه ایجاد کند، چشم دوخته اند. از دفاع و زیرساخت گرفته تا انرژی و تجارت، این گشایشها با موانع جدی همراه هستند، اما آنکارا در حال حاضر خود را برای بهرهبرداری از آنها آماده میکند.