سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

منافع پاکستان از میانجی‌گری در جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در حالی که جهان منتظر توافق صلح بین ایالات متحده و ایران است و دونالد ترامپ از دور دوم مذاکرات احتمالی در اسلام آباد خبر می‌دهد، پاکستان همچنان به عنوان یک میانجی خستگی‌ناپذیر که ادعای بی‌طرفی و اعتماد همه طرف‌ها را دارد، در مرکز توجه قرار دارد. برای کشوری که هنوز درگیر درگیری با همسایگان خود است و تا همین اواخر توسط ترامپ به عنوان یک بی‌ثبات‌کننده استراتژیک دیده می‌شد، ظهور پاکستان به عنوان یک صلح‌ساز چیزی جز یک نوآوری خیره‌کننده نیست.

دستاوردهای اسلام‌آباد در برقراری آتش‌بس بین ایالات متحده و ایران و گرد هم آوردن دو طرف متخاصم برای اولین تعامل مستقیم سطح بالا از سال ۱۹۷۹ را نباید دست کم گرفت.

اما عملیات نظامی مداوم پاکستان علیه افغانستان، روابط تاریخی ناآرام آن با ایران و مفاد مبهم توافق‌نامه دفاعی مشترک آن با عربستان سعودی که هنوز تصویب نشده است، بر اعتبار آن به عنوان یک صلح‌ساز و میزبان بی‌طرف سایه می‌اندازد.

ظهور برق‌آسای پاکستان به عنوان یک میانجی، ناشی از ترکیبی از ضرورت و محدودیت‌های ساختاری است. روابط شخصی قوی بین رئیس جمهور ترامپ و فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان - که کنترل شدیدی بر سیاست خارجی کشورش دارد - نیز یک عامل حیاتی است.

انرژی، جغرافیا، جمعیت شناسی
انگیزه‌های پاکستان برای ایفای نقش میانجی واضح است. این کشور به شدت به واردات انرژی وابسته است و بیش از ۸۵ درصد از نیازهای نفتی و تقریباً تمام گاز طبیعی مایع خود را از عربستان سعودی، قطر و کشورهای همسایه خلیج فارس تأمین می‌کند.

در نتیجه جنگ، دولت مجبور شد اقدامات ریاضتی گسترده‌ای را اعمال کند، هفته کاری چهار روزه را برای کارمندان دولتی تعیین کند و مدارس را برای صرفه‌جویی در انرژی تعطیل کند. از آن زمان برخی از محدودیت‌ها کاهش یافته است، اما نگرانی مداومی وجود دارد که اقتصاد تقریباً ورشکسته پاکستان بدون کمک‌های مالی بین‌المللی ممکن است با فروپاشی مواجه شود.

در ۱۷ آوریل، عربستان سعودی برای ارائه ۳ میلیارد دلار حمایت اضافی به پاکستان وارد عمل شد. ریاض همچنین ترتیب تمدید یک تسهیلات ۵ میلیارد دلاری را برای سه سال دیگر تمدید کرد. اهمیت بالای حل این مناقشه برای اسلام آباد نیز به جغرافیا بستگی دارد. پاکستان ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد که آن را در نزدیکی میدان نبرد قرار می‌دهد. این مرز یک کریدور حیاتی تجارت و ترانزیت و مسیر تأمین انرژی است و در حال حاضر در برابر بی‌ثباتی آسیب‌پذیر است.

منطقه بلوچستان (که در ایران با نام سیستان-بلوچستان شناخته می‌شود) که در مرز قرار دارد، مورد توجه ویژه است. گروه‌های شبه‌نظامی که از پایگاه‌های دو طرف مرز فعالیت می‌کنند، بارها شاهد خشونت بوده‌اند و استان بلوچستان پاکستان در چنگال شورش‌های جدایی‌طلبانه وحشیانه‌ای گرفتار است.

جمعیت‌شناسی فرقه‌ای پاکستان انگیزه بیشتری برای میانجیگری آن ایجاد می‌کند. سنی‌ها در این کشور اکثریت دارند، اما این کشور همچنین دومین جمعیت بزرگ شیعه جهان را پس از ایران در خود جای داده است که تخمین زده می‌شود بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از کل جمعیت را تشکیل دهد.

شیوع خشونت‌های فرقه‌ای نسبتاً نادر و عموماً مهار شده است. با این حال، پاکستان سابقه طولانی تنش فرقه‌ای بین سنی‌ها و شیعیان دارد که به دهه ۱۹۸۰ برمی‌گردد. تظاهرات خشونت‌آمیز اخیر در اسلام‌آباد و کراچی، در اعتراض به ترور آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، منجر به تبادل نظر پرتنشی بین فیلد مارشال منیر و روحانیون شیعه در اسلام‌آباد شد. گزارش شده است که منیر به مخاطبان خود گفته است که «اگر ایران را خیلی دوست دارید، پس به ایران بروید».

روابط ترامپ-منیر
اما مسلماً بزرگترین انگیزه برای نقش پاکستان به عنوان یک میانجی معتبر، از رابطه شخصی نزدیک بین رئیس‌جمهور ترامپ و فیلد مارشال منیر ناشی می‌شود.

روابط نزدیک بین روسای جمهور ایالات متحده و رهبران نظامی پاکستان از دهه ۱۹۵۰ یک ویژگی ثابت بوده است. اما این آخرین ابراز گرمی روابط، پس از ستایش فراوان پاکستان از تلاش‌های رئیس‌جمهور ترامپ برای ظاهراً میانجیگری آتش‌بس بین هند و پاکستان در ماه مه ۲۰۲۵ صورت گرفته است: پاکستان ماه بعد رسماً ترامپ را برای جایزه صلح نوبل نامزد کرد.

در حالی که مشخص نیست منیر شخصاً تا چه حد مسئول این نامزدی بوده است، شکی نیست که او به طور منحصر به فردی توسط رئیس‌جمهور ترامپ به عنوان مرکز قدرت واقعی در پاکستان مورد تقدیر قرار گرفته است.

منیر در ماه ژوئن توسط رئیس جمهور به یک ناهار خصوصی در کاخ سفید دعوت شد. در ماه سپتامبر، او به همراه نخست وزیر شهباز شریف به دفتر بیضی شکل کاخ سفید دعوت شد تا در مورد برنامه‌های سرمایه‌گذاری ایالات متحده در بخش مواد معدنی حیاتی پاکستان بحث و گفتگو کند. این اتفاق تنها چند هفته پس از آن رخ داد که منیر در ماه اوت در مراسم بازنشستگی ژنرال مایکل کوریلا، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، شرکت کرد. کوریلا پیش از این پاکستان را به عنوان یک شریک «فوق‌العاده» در مبارزه با تروریسم ستایش کرده و منیر را به خاطر نقشش در استرداد مظنون اصلی متهم به حمله به فرودگاه کابل در جریان خروج ایالات متحده از افغانستان در اوت ۲۰۲۱، مورد توجه قرار داده بود.

علاقه شدید منیر به تقویت همکاری‌ها بین پاکستان و ایالات متحده در بخش‌های مربوط به ارزهای دیجیتال، مواد معدنی حیاتی و مبارزه با تروریسم - که به اصطلاح «۳Cs» نامیده می‌شوند - گمانه‌زنی‌هایی را در مورد محاسبات فعلی پاکستان و سود سهامی که ممکن است از نقش خود به عنوان صلح‌جو انتظار داشته باشد، دامن زده است.

در سال ۲۰۲۳، منیر از طریق یک شورای ویژه تسهیل سرمایه‌گذاری که به تازگی ایجاد شده بود، به ریاست نخست‌وزیر و با اختصاص جایی برای فرمانده ارتش، حوزه اختیارات خود را برای نظارت بر تجارت و فرصت‌های سرمایه‌گذاری خارجی پاکستان گسترش داد.

امیدهای اولیه برای جذب سرمایه‌گذاری به ارزش ۲۵ میلیارد دلار به طور قابل توجهی از هدف فاصله گرفته است، اما نشانه‌هایی وجود دارد که پاکستان می‌تواند با استفاده از روابط گرم خود با دولت ترامپ، به دنبال تحقق اهداف خود باشد.

در سپتامبر ۲۰۲۵، شرکت فلزات استراتژیک ایالات متحده تفاهم‌نامه‌ای به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار در اسلام‌آباد با واحد مهندسی ارتش پاکستان، سازمان کارهای مرزی و شرکت ملی لجستیک ارتش برای استخراج و استخراج مواد معدنی حیاتی در پاکستان امضا کرد.

در ژانویه امسال، یک تفاهم‌نامه که تحت نظارت منیر در اسلام‌آباد امضا شد، توافقی را بین پاکستان و یک «نهاد وابسته» به شرکت ارز دیجیتال آمریکایی، World Liberty Financial، برای «گفتگو و درک فنی پیرامون معماری‌های نوظهور پرداخت دیجیتال» رسمیت بخشید، به گزارش رویترز.

World Liberty Financial که در سال ۲۰۲۴ تأسیس شد، توسط خانواده ترامپ حمایت می‌شود. از جمله بنیانگذاران آن می‌توان به زک ویتکاف اشاره کرد که طبق گزارش‌ها، پدرش، استیو ویتکاف، یکی از مذاکره‌کنندگان اصلی تیم ایالات متحده در هر دور دوم مذاکرات ایران و ایالات متحده در اسلام‌آباد خواهد بود.

اعلام «جنگ آشکار» پاکستان علیه افغانستان در ماه فوریه به دلیل پناه دادن به شبه‌نظامیان متعلق به طالبان پاکستان و تصمیم این کشور برای تشدید جنگ در ماه مارس - از جمله حمله ادعایی به پایگاه هوایی بگرام - همچنین این گمانه‌زنی‌ها را ایجاد کرده است که پاکستان ممکن است به دنبال تطبیق تلاش‌های ضد تروریسم خود با اولویت‌های رئیس جمهور ترامپ باشد. در سپتامبر ۲۰۲۵، ترامپ علاقه خود را به بازپس‌گیری این پایگاه هوایی که به عنوان مرکزی برای نیروهای ایالات متحده و ناتو خدمت کرده بود، اعلام کرد.

خیلی زود است که بگوییم آیا تلاش‌های میانجیگری فعلی پاکستان مزایای ملموسی از سوی ایالات متحده به همراه خواهد داشت یا خیر، اما تاریخ زمینه‌های کمی برای خوش‌بینی ارائه می‌دهد.

در سال ۱۹۷۱، پاکستان نقش حیاتی به عنوان میانجی برای تسهیل نزدیکی بین ایالات متحده (در زمان دولت نیکسون) و چین ایفا کرد. تفاهم کلی این بود که در ازای انجام این کار، ایالات متحده به جلوگیری از تجزیه پاکستان کمک کند.

این انتظارات بی‌اساس از آب درآمدند. پاکستان امیدوار بود که اعزام نیروهای دریایی ایالات متحده به منطقه در دسامبر ۱۹۷۱، به درخواست پاکستان، مانع از جدایی پاکستان شرقی به عنوان کشور مستقل بنگلادش شود. اما این اتفاق نیفتاد، زیرا چیزی بیش از یک حرکت نمادین از سوی واشنگتن نبود.

یک رهبری خردمند در اسلام‌آباد به هیچ وعده جدیدی که توسط دولت فعلی در واشنگتن داده می‌شود، امید زیادی نخواهد داشت.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/04/what-does-pakistan-gain-its-iran-us-diplomacy

مقالات مشابه

ضرورت مهار دائمی برنامه هسته‌ای ایران
منافع ترکیه در جنگ رمضان
وساطت پاکستان، زمان و مکان مناسب؟

انتخاب سردبیر

user