به دلیل مشکلات دولتی و اقتصاد متزلزل، تعداد زیادی از ایرانیان تحصیلکرده از زمان انقلاب ۱۹۷۹ کشور خود را ترک کردهاند. تعداد دانشمندان، محققان، نویسندگان و سایر روشنفکرانی که مهاجرت کردهاند، در دهههای اخیر نوسان داشته است، و مهاجران جذب فرصتهای آموزشی و شغلی در خارج از کشور شدهاند. مهاجرت میتواند ناشی از دیدگاه ایرانیان متخصص در مورد پتانسیل مشاغل آینده، درآمد و توانایی ابراز وجودشان باشد. اغلب ایرانیانی که در خارج از کشور تحصیل میکنند، پس از فارغالتحصیلی باز نمیگردند و در عوض تخصص خود را در کشورهای محل اقامت خود به کار میگیرند. در این فرآیند، آنها ایران را از نیروی فکری که میتواند اقتصاد را که با تحریمهای بینالمللی بدتر شده است، به جلو ببرد، محروم میکنند. آنها همچنین به دیگران این پیام را میفرستند که چشمانداز شغلی در جاهای دیگر بهتر است. گاهی اوقات، دولت نگرش خصمانهای نسبت به دانشگاهیان و محققان اتخاذ کرده است که کشورهای جایگزین را جذابتر میکند. عوامل دیگری نیز در ایران دخیل هستند، از جمله زیرساختی که متناسب با رشد سریع جمعیت در ۴۰ سال گذشته توسعه نیافته است، و همچنین رشوه، فساد و سوء مدیریت که تأثیر منفی قابل توجهی بر کیفیت زندگی مردم داشته است. در همین حال، رقبای غربی مدتهاست که دانشمندان و سایر متخصصان را تشویق به ترک ایران کردهاند. منتقدان میگویند این «فرار مغزها» به کمبود تخصص، نوآوری و بهرهوری دامن زده است که مانع پیشرفت در اقتصاد و نهادهای فرهنگی ایران میشود. جمعیت ایران از سال ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۹ بیش از دو برابر شد و به ۸۳ میلیون نفر رسید. در همین دوره، محققان دانشگاه استنفورد تخمین زدهاند که سهم مهاجران - از جمله مهاجران دائم و موقت - تقریباً سه برابر شده است. تعداد زیادی از این مهاجران تحصیلات خوبی داشته یا در موقعیتهای برجسته اجتماعی و فرهنگی قرار دارند. شاخص پتانسیل خالص مهاجرت…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.