شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۳

سناریوی ایران در جنگ رمضان، عراق یا ونزوئلا؟

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

این خاورمیانه است. باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، به دنبال تغییر مسیر از عراق و افغانستان به شرق آسیا بود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اخیراً اعلام کرد که نیمکره غربی اولویت اصلی ماست. اما به نظر می‌رسد خاورمیانه همیشه چیز دیگری را در ذهن دارد.

جنگ در ایران یک هفته است که به خوبی در جریان است. آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر سابق ایران، و بخش زیادی از رهبری ایران کشته شده‌اند، بیش از دو هزار هدف در سراسر کشور مورد حمله قرار گرفته است و طبق گفته فرماندهی مرکزی ایالات متحده، ارتش ایالات متحده بیش از سی کشتی ایرانی را «مورد حمله» قرار داده است. ایران برخلاف حمله نمادین خود به نیروهای آمریکایی در قطر پس از عملیات «چکش نیمه‌شب»، با تمام قوا تلافی کرده و تاکنون به اهداف نظامی، غیرنظامی و زیرساختی در یازده کشور حمله کرده است.

به استثنای چین، روسیه و شاید کره شمالی، تعداد بسیار کمی از کشورها، صرف نظر از موضع عمومی خود در مورد حملات ایالات متحده و اسرائیل در حال حاضر، برای ترور رهبری ایران، اشک خواهند ریخت. حکومت او در سراسر منطقه ویرانی به بار آورد، از تروریسم حمایت کرد و مدتی منافع ایالات متحده و منافع کشورهای غربی و خلیج فارس را به چالش کشید. با این وجود، هنوز هم به وضوح از این عملیات، از کنگره گرفته تا متحدان اروپایی ما و در سراسر خاورمیانه، ناراحتی‌هایی وجود دارد. با وجود ریسک بیان بدیهیات، احساس من این است که این عملیات در نهایت بر اساس نتیجه بلندمدت آن قضاوت خواهد شد. اگر در نهایت منطقه‌ای با ثبات‌تر و آرام‌تر و ساختار کمتر خصمانه در ایران داشته باشیم، به عنوان یک موفقیت چشمگیر اعلام خواهد شد. از سوی دیگر، اگر خود را در باتلاقی از هرج و مرج و درگیری مداوم بیابیم، حدس و گمان‌های زیادی وجود خواهد داشت.

بخش زیادی از این ناراحتی ناشی از عدم اطمینان در مورد چشم‌اندازها و ماهیت تغییر در ایران است. در ونزوئلا، ترامپ تغییر رهبری را دنبال کرد، اما ساختار را تا حد زیادی سر جای خود نگه داشت، حداقل تاکنون، و به دنبال این بود که کشور با یک رهبر منعطف‌تر مانند دلسی رودریگز، رئیس جمهور موقت، به طور کلی با ثبات باقی بماند. با توجه به ترتیبات پیچیده تقسیم قدرت بین نهاد روحانیت و دستگاه امنیتی و انعطاف‌ناپذیری ایدئولوژیک هر دو حوزه، چنین نتیجه‌ای در ایران دور از انتظار است.

روز چهارشنبه، من با البریج کولبی، معاون وزیر جنگ در امور سیاست‌گذاری، در دفتر شورای روابط خارجی در واشنگتن نشستم. از او پرسیدم که ایران چگونه در استراتژی دفاع ملی دولت قرار می‌گیرد و اهداف این عملیات چیست.

کولبی این را اینگونه بیان کرد: "رئیس جمهور به نیروهای مسلح ایالات متحده دستور داده است تا یک کمپین نظامی با تمرکز بر تضعیف و از بین بردن توانایی جمهوری اسلامی ایران برای اعمال قدرت نظامی در منطقه و احتمالاً فراتر از آن انجام دهند." نکته قابل توجه این است که او اهداف ایالات متحده و اسرائیل را «همپوشانی» توصیف کرد، اما مرز مشخصی بین تغییر (که به نظر می‌رسد هدف اصلی اسرائیل است و ایالات متحده از وقوع آن ابایی ندارد) و تلاش‌های ایالات متحده برای حذف برنامه هسته‌ای ایران، قابلیت‌های موشکی و پهپادهای تهاجمی یک‌طرفه و نیروهای دریایی آن ترسیم کرد. با این حال، روز پنجشنبه، ترامپ به اکسیوس گفت که باید در انتخاب رهبر بعدی ایران مشارکت داشته باشد.

صرف نظر از اینکه آیا تغییر واقعی جزو اهداف دولت است یا خیر، همکار من ری تکیه به طور مهمی برای وال استریت ژورنال خاطرنشان کرد که ساختار قطعاً هنوز از بین نرفته است. چه کسی یا چه چیزی جانشین آیت‌الله خواهد شد، هنوز مشخص نیست. به نظر می‌رسد مجتبی خامنه‌ای، پسر آیت‌الله، پیشتاز جانشینی است. این احتمال وجود دارد که شاهد نوعی رهبری جمعی مشترک بین او و سرویس‌های امنیتی باشیم. اما هنوز ناشناخته‌های گسترده‌تری در مورد چگونگی وقوع این امر وجود دارد. ما می‌توانیم شاهد جانشینی یک آیت‌الله دیگر، ظهور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تجزیه کشور بر اساس قومیت یا سایر خطوط، یا البته، به قدرت رسیدن رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی و پسر شاه سابق، باشیم.

سوزان مالونی، معاون رئیس جمهور و مدیر برنامه سیاست خارجی در موسسه بروکینگز، نیز این موضوع را در یک یادداشت برنامه‌ریزی احتمالی به موقع برای شورای روابط خارجی بررسی کرد. او ارزیابی کرد: «[آیت‌الله] خامنه ای در ابتدا به عنوان یک چهره ضعیف و غیر کاریزماتیک دست کم گرفته می‌شد، اما او ثابت کرد که بسیار مهم است، تسلط رهبر عالی را تقویت می‌کند، حفظ نظام را تضمین می‌کند و نفوذ منطقه‌ای ایران را به طور گسترده گسترش می‌دهد.» «اینکه آیا جانشینان او این میراث را حفظ می‌کنند - و چگونه این کار را انجام می‌دهند - ثبات، امنیت و رفاه خاورمیانه و به طور کلی، میزان توانایی ایالات متحده در برآورده کردن اولویت‌های خود در جاهای دیگر را تعیین خواهد کرد.»

خب، از اینجا به کجا می‌رویم؟ ایران ونزوئلا نیست. در حالی که برنامه موشک‌های بالستیک ایران به شدت ضربه خورده است، زرادخانه باقی‌مانده آن همچنان یک نگرانی جدی است. و در حالی که قابلیت‌های نیابتی آن مانند گذشته نیست، نباید نادیده گرفته شود. ده‌ها هزار سرباز آمریکایی در سراسر منطقه، همانطور که متحدان و شرکای ما در دسترس هستند، در تیررس ایران هستند. تاکنون شش عضو ارتش ایالات متحده کشته شده‌اند. این چالش‌ها ترامپ را منصرف نکرده است. همانطور که او امروز صبح پست کرد، "هیچ معامله‌ای با ایران جز تسلیم بی‌قید و شرط وجود نخواهد داشت!"

میزان پرتاب موشک‌های ایران پس از شش روز بیش از ۹۰ درصد کاهش یافت، اما ممکن است ما شاهد وسعت کامل تلافی‌جویی آن نبوده باشیم. ایران ممکن است بعداً - در زمان و مکان و به شیوه‌ای که انتخاب می‌کند - زمانی که ایالات متحده در جای دیگری مشغول است، پاسخ دهد. همانطور که جیم متیس، وزیر دفاع سابق ایالات متحده و ژنرال چهار ستاره بازنشسته نیروی دریایی، زمانی گفته بود: «هیچ جنگی تا زمانی که دشمن نگوید تمام شده، تمام نشده است. ما ممکن است در مورد آن فکر کنیم، ممکن است آن را تمام شده اعلام کنیم، اما در واقع، دشمن حق رأی دارد.»

یک نکته در مورد نوآوری نظامی: ایالات متحده و متحدانش در اوکراین و خاورمیانه با چالش محاسباتی استفاده از رهگیرهای چند میلیون دلاری برای سرنگونی پهپادهایی که ده‌ها هزار دلار هزینه دارند، دست و پنجه نرم کرده‌اند. دو فناوری ممکن است این محاسبه را در آینده تغییر دهند: مبارزه با پهپادها با پهپاد و سیستم‌های تسلیحاتی انرژی هدایت‌شده. در طول چهار سال گذشته، اوکراین مهارت استفاده از پهپادهای رهگیر برای متوقف کردن پهپادهای شاهد ایرانی مستقر در روسیه را به دست آورده است. اکنون، اوکراین می‌گوید ایالات متحده و متحدانش به دنبال تخصص آن هستند. به طور جداگانه، گزارش‌های اولیه‌ای از ایالات متحده و اسرائیل وجود دارد که از سلاح‌های انرژی لیزری نوآورانه مانند HELIOS و Iron Beam برای دفاع در برابر موشک‌ها و پهپادهای مهاجم با هزینه حاشیه‌ای کم استفاده می‌کنند.

همچنین مسئله تنگه هرمز، تنها مسیر دریایی برای تأمین‌کنندگان نزدیک خلیج فارس، و پیامدهای اقتصادی جهانی این درگیری وجود دارد. حدود بیست درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان از جمله صادرات خود ایران از این تنگه عبور می‌کند، و از سایر کالاهای حیاتی مانند کود نیز چیزی نمی‌گویند. قیمت نفت بالا رفته است، اما نه در سطوح بحرانی. با وجود اینکه ایران تنگه را بسته اعلام کرد و به کشتی‌هایی که از این مسیر عبور می‌کردند حمله کرد، از مین‌گذاری در این آبراه خودداری کرد. با این حال، برای متوقف کردن شدید ترافیک تانکرهای نفتی نیازی به مین‌گذاری نبود. ترافیک تانکرهای نفتی نسبت به هفته گذشته بسیار کاهش یافته است. ترامپ در تلاش برای بازگرداندن کشتی‌ها به حرکت، گفته است که شرکت مالی توسعه، کشتی‌ها را بیمه می‌کند و در صورت نیاز، نیروی دریایی، تانکرها را اسکورت خواهد کرد.

همانطور که در حال بررسی چگونگی پایان این وضعیت هستیم، به من یادآوری می‌شود که بین پایان یک عملیات نظامی موفق و دستیابی به نتیجه مثبت برای مردم ایران تفاوت وجود دارد. اهداف نظامی ایالات متحده قابل دستیابی به نظر می‌رسند. اهداف سیاسی اسرائیل ممکن است دشوارتر باشد. اما اینکه همه اینها برای آینده‌ای سرشار از آزادی و رفاه مردم ایران چه معنایی دارد، دشوارترین پرسش است.

منبع گزارش:
https://www.cfr.org/articles/whats-next-for-the-war-in-iran

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user