جان گوترفاند، مدیرعامل بانک سولومون برادرز، یک بار به یکی از مراجعینش گفت: «یک دست، یک میلیون دلار، بدون اشک.» این ماجرا را مایکل لوئیس در کتاب «پوکر دروغگوها» تعریف کرده است. در این بازی، شرکتکنندهها بر اساس شمارههای پشت اسکناسهای دلار شرط میبندند. بازی به کسانی جایزه میدهد که بتوانند ریسک را در شرایط نامشخص تحلیل کنند، اعتمادبهنفس نشان بدهند، فشار را تحمل کنند و حریف را با زور اراده بترسانند. جنگ ایران نیز درست مانند بازی «پوکر دروغگوها» است. برای صد روز، کشورها، بازارها، سازمانهای اطلاعاتی و نظامیها سعی کردهاند بفهمند طرف مقابل نه تنها چه تواناییای دارد، بلکه چه نیتی هم دارد. هر موشکی که پرتاب شده، هر حرفی که زده شده، هر سربازی که جابهجا شده و هر بار که قیمت نفت بالا و پایین رفته، پیام واقعی داشته است. سؤال اصلی این نبوده که چه کسی قدرتمندتر است. سؤال این بوده که چه کسی حاضر است درد بکشد، ریسک کند و وقتی همه میگویند دیگر بس است، باز هم تنش را بیشتر کند. مشکل جنگها، درست مثل بازی پوکر دروغگوها، این است که اگر طرف مقابل را درست نخوانی، هزینهاش خیلی گزاف میشود. این جنگ فقط دو طرف ندارد که پشت یک میز بنشینند. بازیگران زیادی اعم از کشورها و گروههای غیردولتی وجود دارند. هرکدام هدفشان فرق میکند، انگیزهشان فرق میکند و تحمل ریسکشان هم فرق میکند. اسرائیل، کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس، آمریکا، بازارهای مالی، بازار انرژی، بازار ارز، همه هم بازیگر و هم تماشاگر هستند. گاهی منافعشان به هم میخورد، ولی هیچوقت کاملاً یکی نیست. ایالات متحده و اسرائیل الان هم از نظر راهبرد و هم از نظر زمانبندی از هم فاصله گرفتهاند. کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس هم درباره تشدید جنگ، دیپلماسی، ثبات منطقه و آسیبپذیری اقتصادی با هم اختلاف دارند اما شاید مهمترین بازیگران این درگیری اصلاً دولتها نباشند؛ بلکه بازارهای مالی و…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.