جمعه ۱۴۰۴/۱۲/۲۹

تأثیر جنگ رمضان بر ثبات سوریه

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

اگر جنگ ایران تنها یک سال و نیم پیش رخ می‌داد، سوریه خط مقدم مبارزه با ایالات متحده و اسرائیل می‌بود. اکنون که رژیم بشار اسد از بین رفته، دمشق مراقب است که از دخالت مستقیم در هر دو طرف بحران منطقه‌ای خودداری کند. با این حال، این واکنش آرام نباید با آرامش داخلی اشتباه گرفته شود - جنگ دولت نوپای سوریه را با چالش‌هایی مانند تلفات ناشی از موشک‌ها و رهگیرهایی که از حریم هوایی آن عبور می‌کنند، کمپین‌های اطلاعات نادرست، افزایش تهدیدات مرزی از سوی نیروهای نیابتی ایران در عراق و لبنان روبرو کرده است. سوریه همچنان یکی از نقاط روشن سیاست خارجی دولت ترامپ است، اما برای حفظ این وضعیت، تصمیم‌گیرندگان باید به نحوه مدیریت این کشور شکننده توجه دقیقی داشته باشند.

جمع و تفریق
پیش از سقوط اسد، دمشق محور اصلی استراتژی منطقه‌ای ایران بود و تهران را قادر می‌ساخت تا «پل زمینی» خود را از طریق عراق و سوریه به حزب‌الله لبنان، تکمیل کند. از آغاز جنگ داخلی سوریه، رژیم اسد از نیروهای ایرانی و شبه‌نظامیان شیعه نیابتی آنها از افغانستان، عراق، لبنان و پاکستان استقبال کرد. فقدان چنین نیابتی‌هایی در سوریه امروز به این معنی است که در طول جنگ فعلی هیچ موشکی از خاک آن شلیک نمی‌شود و نیروهای اسرائیلی و آمریکایی نگرانی خواهند داشت.

رژیم اسد همچنین از سال ۲۰۱۵ به روسیه آزادی عمل داد تا قدرت هوایی خود را در سراسر سوریه به کار گیرد. با این حال، پس از سقوط اسد، حضور نظامی مسکو به پایگاه‌های ساحلی غربی با آزادی حرکت اندک محدود شد. این امر به نیروهای اسرائیلی دسترسی بیشتری به حریم هوایی داد و آنها را قادر ساخت تا در روزهای پس از سقوط اسد، بیشتر قابلیت‌های نظامی اصلی ایران را نابود کرده و تسلط هوایی را برقرار کنند - که این امر باعث ناراحتی انقلابیون سوریه و حامیان آنها شد، که احساس می‌کردند هیچ ارتباطی با اسد یا سیاست‌های او ندارند و بنابراین باید اجازه نگهداری سلاح به آنها داده می‌شد. در جنگ فعلی، این تسلط مداوم، اسرائیل را قادر ساخته است تا با خطر کمتر آتش دشمن، بر فراز قلمرو بیشتری پرواز کند و از حریم هوایی سوریه به عنوان یک منطقه رهگیری بالفعل علیه مهمات پرتاب شده توسط ایران و نیروهای نیابتی آن استفاده کند. به طور خلاصه، اگر اسد هنوز در قدرت بود، کارزار فعلی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران حتی دشوارتر می‌شد.

انرژی و اثرات اقتصادی
بخش انرژی سوریه از زمان شروع جنگ ایران دچار تزلزل شده است. در ۲۸ فوریه، اسرائیل صادرات گاز طبیعی به مصر و اردن را به طور نامحدود تحت یک قرارداد به حالت تعلیق درآورد. در نتیجه، مصر صادراتی را که از طریق اردن به سوریه ارسال می‌کرد، قطع کرد - وضعیتی که به طور پیوسته پیشرفت دمشق در تقویت بخش برق این کشور در طول سال گذشته را معکوس می‌کند.

تعلیق عملیات نفت و گاز در کشورهای خلیج فارس نیز به وضعیت سوریه کمکی نکرده است. علاوه بر این، تفاهم‌نامه‌هایی که دمشق اواخر سال گذشته با عربستان سعودی و سایر کشورها امضا کرد - که شامل پروژه‌هایی در بخش‌های مختلف به ارزش بیش از ۶۰ میلیارد دلار بود - ممکن است در معرض خطر قرار گیرند. با توجه به آسیب به زیرساخت‌های غیرنظامی، انرژی و نظامی در خلیج فارس، این دولت‌ها ممکن است تصمیم بگیرند پس از جنگ بر بهبود داخلی تمرکز کنند و بودجه‌ای را که مایل به اختصاص به بازسازی سوریه هستند، کاهش دهند. این امر به ویژه در مورد پروژه‌های میان‌مدت و بلندمدت صادق است که بسیاری از آنها برای حفظ شتاب بهبود اقتصادی سوریه پس از اسد ضروری هستند.

کمپین‌های اطلاعات نادرست و گروه‌های جعلی

در طول جنگ، دمشق مجبور بوده با عناصر مختلفی که از نشت‌های رسانه‌ای و کمپین‌های اطلاعات نادرست در تلاش برای کشاندن کشور به جنگ و یا تضعیف ثبات آن، مقابله کند. برای مثال، ایران و شبکه نیابتی آن داستان‌هایی درباره گروه‌های جعلی در داخل سوریه که حملات جعلی علیه اهداف متحد انجام می‌دهند، منتشر کرده‌اند - گروه جهادی سوریِ «حیات انصار التوحید الاسلامیه» به دروغ مسئولیت پرتاب موشک به اهداف اسرائیلی در بلندی‌های جولان را بر عهده گرفت، در حالی که «اجناد» ادعا کرد که به نیروهای آمریکایی در پایگاه نظامی الشدادی در شمال شرقی سوریه حمله کرده است، در حالی که همه پرسنل آمریکایی مدت‌ها قبل از جنگ آن تأسیسات را ترک کرده بودند. عوامل آنلاین با وانمود کردن اینکه گروه‌های مرتبط با القاعده این حملات جعلی را انجام داده‌اند، سعی در مبهم‌تر کردن اوضاع داشتند.

ایران و نیابتی‌های آن همچنین روایتی را مطرح کرده‌اند مبنی بر اینکه سوریه قصد دارد در کنار اسرائیل به لبنان حمله کند تا با حزب‌الله بجنگد. در واقع، تهران و نیابتی‌های آن مشتاقند که دمشق درگیر شود زیرا این را راهی برای بی‌ثبات کردن سوریه و بازگشایی آن به عنوان کریدوری برای انتقال مردم و سلاح بین عراق و لبنان می‌دانند.

امنیت مرزی و دیپلماسی منطقه‌ای
طی حدود یک هفته گذشته، وزارت دفاع سوریه نیروهای بیشتری را به مرزهای لبنان و عراق اعزام کرده است تا مطمئن شود که حزب‌الله و شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران که بر حشد الشعبی عراق تسلط دارند، برای عملیات بی‌ثبات‌سازی به این کشور نفوذ نمی‌کنند. نکته قابل توجه این است که حملات هوایی اخیر ایالات متحده، اهداف حشد الشعبی را در القائم، درست در آن سوی مرز، هدف قرار داد، در حالی که واحدهای وزارت کشور سوریه قاچاقچیان سلاح را در نزدیکی نقاط مرزی در استان‌های حمص و دیرالزور دستگیر کرده‌اند.

مقامات سوری با دقت تأکید کرده‌اند که فعالیت‌های امنیتی تشدید شده آنها در هر دوی این مرزها یک اقدام دفاعی است و دمشق قصد ندارد به صورت تهاجمی در جنگ درگیر شود. چنین پیام‌هایی از طریق رسانه‌های دولتی و از طریق تماس‌های تلفنی مستقیم با رهبران عراق و لبنان، از جمله توسط احمد الشرع، اسعد الشیبانی وزیر امور خارجه و کاردار سوریه در بیروت، منتقل شده است.

در عین حال، الشرع در جلساتی با جوزف عون و دیگر رهبران منطقه‌ای، علناً اعلام کرده که از تلاش‌های بیروت برای خلع سلاح حزب‌الله حمایت می‌کند. او حتی خواستار ایجاد یک اتاق عملیات نظامی مشترک بین کشورهای خلیج فارس و شام شد تا پس از تضعیف دائمی تهران، مانع تسلط کامل اسرائیل بر منطقه شود.

توصیه‌هایی برای سیاست ایالات متحده

رژیم اسد دیگر وجود ندارد و ایران و نیروهای نیابتی آن دیگر نمی‌توانند از این کشور به عنوان بستری برای تضعیف منطقه استفاده کنند. با این حال، ثبات و آزادی بلندمدت سوریه به هیچ وجه مصون از دخالت ایران نیست، بنابراین واشنگتن باید از بحران فعلی به عنوان فرصتی برای همکاری نزدیک‌تر با دمشق در مورد مسائل زیر استفاده کند:

هماهنگی علیه حشد شعبی عراق. با توجه به اینکه بسیاری از شبه‌نظامیان نیابتی ایران در عراق نزدیک مرز سوریه مستقر هستند، واشنگتن و دمشق باید هر زمان که ایالات متحده قصد حمله به این عناصر را دارد، از نزدیک با یکدیگر هماهنگ باشند. تلاش‌های مشترک می‌تواند به محدود کردن تلاش‌های حشد برای نفوذ به مرز، بی‌ثبات کردن سوریه پس از اسد یا قاچاق سلاح به حزب‌الله کمک کند.

امنیت مرزی با لبنان. دمشق قصد دارد مطمئن شود که حزب‌الله به مرزهایش نفوذ نمی‌کند، بنابراین مقامات آمریکایی باید از این به عنوان راه دیگری برای اثبات اینکه اسرائیل تهدید نیست، استفاده کنند. ایجاد اعتماد در این مورد و تأکید بر منافع امنیتی مشترک دو کشور می‌تواند به تقویت دیپلماسی جدید پس از آرام شدن جنگ کمک کند و امیدواریم زمینه‌ای برای توافق امنیتی مرزی اسرائیل و سوریه هر چه زودتر ایجاد شود.

ارائه کمک‌های فنی در زمینه ایمنی عمومی و اطلاعات نادرست. دولت ایالات متحده باید شرکت‌های فناوری آمریکایی را تشویق کند تا به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات سوریه در ایجاد سیستم‌های هشدار اولیه کمک کنند که غیرنظامیان بتوانند هنگام سقوط رهگیرها یا موشک‌ها بر روی مراکز جمعیتی از آنها استفاده کنند، زیرا بسیاری از مناطق فاقد پناهگاه‌های کافی هستند. برای مثال، دولت می‌تواند در صورت قریب‌الوقوع بودن یا افزایش چنین خطراتی، پیامک یا اعلان‌های اپلیکیشنی را برای ساکنان محلی ارسال کند. شرکت‌های آمریکایی و وزارت اطلاعات سوریه همچنین می‌توانند در پیش‌بینی و مقابله با کمپین‌های اطلاعات نادرست توسط ایران و سایر بازیگران با هم همکاری کنند. به عنوان بخشی از این تلاش، واشنگتن باید شرکت‌های فناوری را وادار به اجرای شرایط خدمات خود و حذف محتوایی کند که قوانین آنها در مورد اطلاعات نادرست را نقض می‌کند.

مسیرهای انرژی جایگزین. مشابه پیشنهاد تجارت زمینی الشرع، واشنگتن باید با عربستان سعودی و اردن در مورد مسیرهای تجاری و خط لوله جایگزین که به جای جنوب از طریق آبراه‌های آسیب‌پذیر خاورمیانه، به سمت شمال به سمت مدیترانه می‌روند، تماس بگیرد. این امر می‌تواند به افزایش تاب‌آوری تجارت در آینده کمک کند و در صورت بروز مجدد مشکلات در تنگه هرمز یا باب المندب، راه‌حل‌های موقت بالقوه‌ای را فراهم کند.

چشم‌اندازهای اقتصادی کوتاه‌مدت. در حال حاضر، کار زیادی برای کاهش پیامدهای اقتصادی جنگ در سوریه نمی‌توان انجام داد. بخش زیادی از این تلاش‌ها باید تا پس از فروکش کردن بحران به تعویق بیفتد. در عین حال، واشنگتن باید به دمشق توصیه کند که از انتظارات بالا به سوری‌ها برای تغییرات اقتصادی بزرگ در آینده نزدیک دست بردارد. ترسیم یک واقعیت واقع‌بینانه‌تر و شفاف‌تر در حال حاضر، به جلوگیری از امیدواری بیش از حد مردم خوب است، چرا که اگر اعلامیه‌های بزرگ زیرساختی به دلیل عوامل خارجی به ثمر ننشینند، ناامید خواهند شد.

منبع گزارش:
https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/syria-feeling-fallout-iran-crisis

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user