همزمان با ادامه سرکوب خشونتآمیز معترضان سیاسی توسط جمهوری اسلامی، محققان سیاست خارجی بروکینگز بررسی میکنند که آیا این بحران نقطه عطفی برای دولت ایران خواهد بود یا خیر. سکوت دولتهای مسلمان و سیاست بقای نظام آسلی آیدینتاسباسمیزان خشونت به کار گرفته شده توسط نیروهای امنیتی ایران علیه معترضان، حتی با معیارهای جمهوری اسلامی، سرسامآور بوده است. از زمان شروع تظاهرات، هزاران نفر کشته شدهاند و بسیاری دیگر بازداشت یا شکنجه شدهاند. با این حال، در بیشتر خاورمیانه، دولتهای با اکثریت مسلمان آشکارا ساکت ماندهاند. ابراز نگرانی، اگر اصلاً وجود داشته باشد، با دقت تنظیم شده و عاری از محکومیت اخلاقی است. در عوض، به نظر میرسد قدرتهای منطقهای بر حفظ وضع موجود متمرکز هستند - انتقال پیام به دولت ترامپ به امید جلوگیری از مداخله پرهزینه دیگر ایالات متحده یا عملیات تغییر نظام. این انگیزه، بازیگران بعیدی را گرد هم آورده است: دشمنان سابق ایران، مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی، در کنار قهرمانان سابق قیامهای عربی مانند ترکیه و قطر، که همگی بیسروصدا برای یک مسیر خروج از بحران، کانالهای ارتباطی را تغییر میدهند. نگرانیها در مورد آشفتگی منطقهای قابل درک است. خاورمیانه پس از سالها جنگ در سوریه، یمن و غزه خسته شده است. رویارویی مستقیم با ایران میتواند اسرائیل را درگیر کند و درگیری گستردهتری را شعلهور سازد. کشورهای خلیج فارس از اختلال در تجارت انرژی و انتقام از تهران میترسند، در حالی که ترکیه نگران پناهندگان و احتمال اینکه ناآرامیها بتواند کُردهای ایران را توانمند کند و یک منطقه کُردی پیوسته از ایران تا عراق و سوریه ایجاد کند، است. اما ژئوپلیتیک به تنهایی سکوت را توضیح نمیدهد. اکثر قدرتهای منطقهای خود استبدادی هستند و عمیقاً نسبت به اعتراضات گسترده محتاط هستند. قیام ایران بدون رهبر و ناشی از نارضایتیهای اجتماعی گسترده است و خاطرات ناخوشایند بهار عربی را تداعی میکند. برای دولتهایی که…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.