شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۳

انصارالله؛ تضمینی برای امنیت ایران در جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

ایالات متحده و اسرائیل از ۲۸ فوریه حملات هوایی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کردند که منجر به ترور ده‌ها تن از رهبران ارشد ایران، از جمله آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، و وارد شدن خسارات گسترده به زیرساخت‌های نظامی این کشور شد. شبه‌نظامیان متحد ایران در عراق و لبنان از آن زمان حملات خود را در پاسخ تشدید کرده‌اند. با این حال، تقریباً دو هفته بعد، یکی از توانمندترین و مخرب‌ترین متحدان منطقه‌ای تهران، جنبش حوثی‌های یمن، وارد جنگ نشده است. با وجود استقرار موشک‌اندازها در امتداد دریای سرخ و هشدار «انگشتانش روی ماشه است»، این گروه تاکنون آتش را مهار کرده است.

خویشتن‌داری حوثی‌ها نشان دهنده یک محاسبه استراتژیک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران است. تصمیمات مربوط به نحوه و زمان مداخله توسط اتاق عملیات مشترک محور مقاومت، که توسط نیروی قدس سپاه پاسداران اداره می‌شود، تعیین می‌شود که بر فعالیت‌های نظامی، اطلاعاتی و جنگ‌های غیرمتعارف خارجی آن نظارت دارد. برای تهران، هدف اصلی بقاست. در پاسخ به کارزار آمریکا و اسرائیل، ایران این رویارویی را حداقل در دوازده کشور، از جمله کشورهای خلیج فارس، گسترش داده و زیرساخت‌های انرژی و سایر تأسیسات غیرنظامی و نظامی را هدف قرار داده است. تهران با گسترش و طولانی کردن این درگیری، امیدوار است هزینه‌های اقتصادی و سیاسی جنگ را افزایش دهد، با این شرط که فشار مداوم در نهایت واشنگتن را به دنبال راه خروجی سوق دهد.

اختلافات داخلی در مورد زمان ورود حوثی‌ها

گزارش‌ها حاکی از آن است که بین عوامل سپاه پاسداران که با حوثی‌ها در داخل یمن کار می‌کنند، در مورد نحوه واکنش اختلاف نظر وجود دارد. به گفته منابعی که نویسنده با آنها صحبت کرده است، برخی از ورود حوثی‌ها به جنگ حمایت کرده‌اند، در حالی که برخی دیگر معتقدند که این گروه باید برای مرحله بعدی و تعیین‌کننده‌تر درگیری حفظ شود. این تردید ناشی از نگرانی‌های درون سپاه پاسداران و خود حوثی‌ها در مورد خطر دور دیگری از فشار نظامی مداوم ایالات متحده است. حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل که در طول عملیات راف رایدر در سال ۲۰۲۵ انجام شد، خسارات قابل توجهی به حوثی‌ها وارد کرد، فرماندهان ارشد و کارشناسان واحدهای موشکی و پهپادی را کشت، ارتباطات داخلی و ساختارهای فرماندهی و کنترل را مختل و زیرساخت‌های کلیدی نظامی را نابود کرد. مرگ محمد الغماری، رهبر ارشد نظامی آنها که رابط اصلی بین حوثی‌ها و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، به ویژه قابل توجه بود. با این وجود، حوثی‌ها در برابر بمباران‌های آمریکا مقاومت کردند و از مقیاس نابودی رهبری و اختلال سازمانی که به عنوان مثال حزب‌الله لبنان به دست اسرائیلی‌ها متحمل شد، اجتناب کردند. از آن زمان، شبه‌نظامیان یمنی تحت حمایت ایران در حال تجدید قوا و بازسازی قابلیت‌های خود بوده‌اند.

با توجه به کمپین جدید و پرسرعت اسرائیل برای خنثی‌سازی نظامی حزب‌الله، و از آنجایی که خود شبه‌نظامیان عراقی تحت حملات هوایی سرکوبگرانه شدید قرار می‌گیرند، حوثی‌ها اکنون آخرین نیروی نیابتی اصلی ایران هستند و در بهترین موقعیت برای بازیابی اهرم منطقه‌ای ایران قرار دارند. به این ترتیب، حوثی‌ها نه تنها آخرین خط دفاعی ایران هستند، بلکه به طور بالقوه شریان حیاتی استراتژیک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی نیز می‌باشند. بنابراین، مشارکت دادن آنها در درگیری فعلی گامی است که ایران با احتیاط به آن نزدیک می‌شود. اسماعیل کوثری، فرمانده ارشد سابق سپاه پاسداران و عضو فعلی کمیته امنیت ملی مجلس ایران، اخیراً اظهار داشت که حوثی‌ها «نقش ویژه‌ای» در جنگ منطقه‌ای خواهند داشت که «در زمان مناسب» انجام خواهد شد.

در طول دهه گذشته، نیروی قدس سپاه پاسداران به حوثی‌ها کمک کرده است تا یک شبکه نظامی-صنعتی و قاچاق به طور فزاینده‌ای پیچیده ایجاد کنند و این گروه را قادر ساخته است تا در داخل کشور سلاح تولید کند و در عین حال قطعات را از طریق یک شبکه جهانی تدارکات و تجارت غیرقانونی تهیه کند. حفظ این زیرساخت برای سپاه پاسداران بسیار مهم است زیرا این نهاد به دنبال تثبیت و گسترش نفوذ نامتقارن خود در سراسر دریای سرخ و شاخ آفریقا است. موقعیت حوثی‌ها در داخل یمن و توانایی آنها برای اعمال قدرت در منطقه در قلب این شبکه قرار دارد.

هنوز مشخص نیست که حوثی‌ها در نهایت چه زمانی و چگونه پاسخ خواهند داد. با این حال، آنچه واضح‌تر است این است که مداخله آنها احتمالاً توسط استراتژی در حال تحول تهران شکل خواهد گرفت، نه محاسبات صرفاً محلی در صنعا. تا زمانی که ایران معتقد باشد می‌تواند از طریق تشدید تنش‌های منطقه‌ای گسترده‌تر، فشار اقتصادی و سیاسی بر ایالات متحده و متحدانش اعمال کند، حوثی‌ها ممکن است تا حد زیادی در حالت آماده‌باش باقی بمانند. اما هر چه درگیری بیشتر ادامه یابد، احتمال بیشتری وجود دارد که این گروه مستقیماً وارد جنگ شود.

سناریوهای احتمالی دخالت حوثی‌ها

یک احتمال، تشدید حساب‌شده‌ی تنش است. در این سناریو، حوثی‌ها به دنبال ابراز همبستگی با ایران و افزایش هزینه‌های جنگ بدون برانگیختن واکنش نظامی گسترده‌ی ایالات متحده خواهند بود که می‌تواند تسلط آنها بر شمال یمن را تهدید کند. این می‌تواند شامل حملات مجدد به کشتی‌های مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ یا حملات موشکی و پهپادی به سمت اسرائیل باشد.

حوثی‌ها همچنین می‌توانند حملات فرامرزی علیه عربستان سعودی را از سر بگیرند، که از زمان حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بارها ریاض را به خدمت به دستور کار «آمریکایی و اسرائیلی» برای به دست گرفتن کنترل منطقه متهم کرده است. این گروه ممکن است این گزینه را به عنوان گزینه‌ای نسبتاً امن تلقی کند. حملات قبلی حوثی‌ها در عمق خاک عربستان سعودی به سوق دادن پادشاهی به سمت مذاکراتی کمک کرد که در نهایت منجر به آتش‌بس با میانجیگری سازمان ملل در سال ۲۰۲۲ شد، که حملات فرامرزی را به طور قابل توجهی کاهش داد. هدف قرار دادن عربستان سعودی می‌تواند مشروعیت حوثی‌ها را به عنوان عضوی از محور مقاومت حفظ کند و فشار منطقه‌ای را در حمایت از ایران افزایش دهد و در عین حال خطر انتقام‌جویی در مقیاس بزرگ را به حداقل برساند.

سناریوی دوم و مهم‌تر، شامل تشدید کامل درگیری خواهد بود. در این حالت، حوثی‌ها می‌توانند زرادخانه قابل توجه موشک‌ها، پهپادها، مین‌های دریایی و سلاح‌های ضد کشتی خود را برای ایجاد اختلال در ترافیک دریایی در دریای سرخ مستقر کنند و طیف وسیع‌تری از بازیگران منطقه‌ای را هدف قرار دهند تا هزینه‌های اقتصادی جنگ را افزایش داده و درگیری را طولانی‌تر کنند. چنین اقداماتی می‌تواند شامل حملات مداوم موشکی و پهپادی به اسرائیل، اختلال گسترده در حمل و نقل دریایی تجاری و حمله به زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس باشد. تشدید حملات حوثی‌ها در دریای سرخ، همراه با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، می‌تواند اختلال بی‌سابقه در تجارت دریایی جهانی را بدتر کند، هزینه‌های حمل و نقل دریایی و انرژی را بیشتر افزایش دهد و فشار بین‌المللی برای پایان دادن به درگیری را افزایش دهد.

با این حال، چنین تشدیدی خطرات قابل توجهی را به همراه خواهد داشت. این امر می‌تواند حملات هوایی مجدد ایالات متحده و اسرائیل علیه اهداف حوثی‌ها در یمن را برانگیزد و به طور بالقوه عربستان سعودی را وادار کند تا از تنش‌زدایی شکننده خود با این گروه دست بکشد و از دولت یمن در انجام اقدام نظامی برای بیرون راندن آن حمایت کند. از این نظر، تشدید کامل درگیری، مرحله‌ای بسیار خطرناک‌تر از درگیری را نشان می‌دهد و ایران ممکن است از آن اجتناب کند. احتمال کمی وجود دارد که تهران این گزینه را فعال کند، مگر اینکه معتقد باشد بقای ایران در خطر است و سایر استراتژی‌ها نتوانسته‌اند فشار کافی بر واشنگتن ایجاد کنند.

شریک محور در آخرین راه حل

به نظر می‌رسد حوثی‌ها در چارچوب استراتژی گسترده‌تر ایران به عنوان یک ذخیره استراتژیک عمل می‌کنند. دهه‌ها سرمایه‌گذاری سپاه به این گروه کمک کرده است تا از طریق یک شبکه قاچاق که نفوذ تهران را در سراسر دریای سرخ و شاخ آفریقا تثبیت می‌کند، ظرفیت تولید نظامی داخلی ایجاد کند. این زیرساخت فراتر از فراهم کردن یک نیروی نیابتی توانمند برای ایران، بستری برای اعمال نفوذ در امتداد مسیرهای دریایی متصل کننده خاورمیانه، آفریقا، آسیا و اروپا فراهم می‌کند. بنابراین، افشای زودهنگام این سیستم از طریق تشدید بی‌ملاحظه، هزینه‌های قابل توجهی برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواهد داشت.

به همین دلایل، حوثی‌ها ممکن است چیزی بسیار فراتر از یک نیروی نیابتی دیگر ایران باشند. در عوض، آنها ممکن است استراتژیک‌ترین شریک منطقه‌ای ایران باشند، شریکی که تهران احتمالاً با دقت و گزینشی به کار خواهد گرفت. بنابراین، ورود نهایی آنها به درگیری ممکن است کمتر در مورد جاه‌طلبی‌های خود حوثی‌ها و بیشتر در مورد ارزیابی تهران از چگونگی وقوع جنگ باشد.

منبع گزارش:
https://mei.edu/publication/irans-insurance-policy-why-the-houthis-have-stayed-out-of-the-fight/

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user