سه شنبه ۱۴۰۴/۱۲/۱۹

احتمال حمله گروه‌های تروریستی کُرد به ایران؟

  :اندیشکده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

«من کاملاً موافق آن هستم.» این چیزی است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، روز پنجشنبه در پاسخ به سوالی در مورد احتمال حمله کُردها به ایران گفت، در حالی که گزارش‌هایی مبنی بر مسلح کردن این گروه اقلیت قومی توسط ایالات متحده و اسرائیل برای اعمال فشار بیشتر بر ایران منتشر شده است. ایده ورود گروه‌های مسلح کرد به جنگی که آخر هفته گذشته توسط ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد، انواع سوالات را مطرح می‌کند. ما برای پاسخ به کارشناسان خود با تکیه بر دهه‌ها تجربه آنها در منطقه، به این سوال مراجعه کردیم.

کردها یک گروه اقلیت قومی با زبان و فرهنگ متمایز هستند که حدود ده درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند و بیش از چهارصد سال در امتداد مرز غربی آنچه که اکنون ایران مدرن نامیده می‌شود، زندگی کرده‌اند. کُردهای ایران قرن‌هاست که برای خودمختاری بیشتر در یک کشور متمرکز فارسی تلاش کرده‌اند - از جمله در دوران سلسله پهلوی قبل از حکومت جمهوری اسلامی ایران. در دوران جمهوری اسلامی، کُردها سرکوب شده‌اند و همچنان از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به حاشیه رانده شده‌اند. برای مثال، میانگین درآمد یک خانواده کرد در ایران کمتر از تهران و سایر شهرهای بزرگ است و اگرچه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آموزش به زبان‌های غیر از فارسی را مجاز می‌داند، اما کُردها اغلب در عمل از انجام این کار منع می‌شوند. آنها حتی اغلب از گذاشتن نام‌های کردی روی فرزندانشان منع می‌شوند.

بسیاری از کُردهای ایران از انقلاب سال ۱۹۷۹ حمایت کردند و آن را فرصتی برای مطالبه خودمختاری بیشتر می‌دانستند. اما رابطه با جمهوری اسلامی نوپا به سرعت رو به وخامت گذاشت. نمایندگان دولت مرکزی با نمایندگان کرد در مورد مطالبات خودمختاری سکولار محلی مذاکره کردند، اما این مذاکرات به نتیجه نرسید و خشونت بین کُردها و نیروهای دولتی آغاز شد. این امر در اوت ۱۹۷۹ با فتوایی از بنیانگذار و اولین رهبر عالی جمهوری اسلامی، آیت‌الله روح‌الله خمینی، به اوج خود رسید که به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی دستور داد کُردها را سرکوب کنند. نکته قابل توجه این است که این فقط فراخوانی برای مبارزه با شبه‌نظامیان کُرد نبود؛ همچنین به آیت‌الله صادق خلخالی - رئیس دادگاه انقلاب تازه تأسیس که به عنوان قاضی «اعدام» شناخته می‌شد - قدرت داد تا به دنبال ارتش در شهرهای کردنشین حرکت کند. عکس‌های جوخه‌های آتش که کُردها را اعدام می‌کردند، تیترهای جهانی شدند و باعث غوغای بین‌المللی شدند.

در دهه‌های بعد، کُردها همچنان تحت حکومت جمهوری اسلامی به خشم آمدند. فعالان، وکلا و معلمان کُرد به دلیل مطالبه حقوق کُردها دستگیر، زندانی و گاهی حتی اعدام شدند. این موضوع در سپتامبر ۲۰۲۲، با مرگ مهسا امینی - یک زن جوان کُرد ایرانی که در بازداشت «پلیس اخلاقی» جمهوری اسلامی به دلیل ادعای حجاب نامناسب درگذشت - دوباره به اوج خود رسید. قتل او باعث خشم و اعتراضات در زادگاهش سقز شد که به سرعت در منطقه کردستان و سپس در تمام سی و یک استان ایران گسترش یافت.

در ۲۲ فوریه، پنج حزب اصلی مخالف کُرد ایرانی برای تشکیل ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران گرد هم آمدند. گروه ششم، حزب کومله کردستان ایران، پس از آنکه در ابتدا مخالفت کرد، در ۴ مارس به آن پیوست.این ائتلاف، گروه‌هایی با پیشینه‌های ایدئولوژیک بسیار متفاوت را گرد هم می‌آورد. حزب دموکرات کردستان ایران، به رهبری مصطفی هجری، قدیمی‌ترین و جاافتاده‌ترین حزب است. حزب آزادی کردستان، که آن هم در منطقه کردستان عراق مستقر است، در ماه‌های اخیر از نظر نظامی فعال‌ترین بوده و حتی قبل از شروع جنگ، مسئولیت حملات متعدد به مواضع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان‌های کرمانشاه و لرستان را بر عهده گرفته است. حزب حیات آزاد کردستان پیچیده‌ترین بار منطقه‌ای را بر دوش می‌کشد. شاخه مسلح آن، یگان‌های کردستان شرقی، که در اصل شاخه‌ای از کارگران کردستان است و بر کردستان ایران متمرکز است، ارزیابی می‌شود که توانمندترین جنگجویان، که بسیاری از آنها زن هستند، را در کوه‌های قندیل در نزدیکی مرز ایران و عراق به کار می‌گیرد. خبات و کومله احزاب کوچک‌تری هستند که این ائتلاف را تکمیل می‌کنند و هر کدام نیروهای پیشمرگه خود را دارند.

اهداف اعلام شده این ائتلاف شامل سرنگونی جمهوری اسلامی، دستیابی به خودمختاری کردها و ایجاد یک سیستم اداری دموکراتیک در "کردستان شرقی"، اصطلاح کردی برای کردستان ایران، است. هدف رسمی، خودمختاری در داخل ایران است، اگرچه هدف نهایی دقیق، مانند یک منطقه فدرال (یا چیزی شبیه به وضعیت دولت منطقه‌ای کردستان عراق)، عمداً مبهم باقی مانده است. با این حال، جدایی‌طلبی آشکار هدف نیست.

این تمایز، تأثیر چندانی بر کاهش تنش‌ها با سایر چهره‌های مخالف ایرانی، به ویژه رضا پهلوی، پسر شاه سابق، که گروه‌های کرد را به تجزیه‌طلبی و تلاش برای تجزیه ایران متهم کرده است، نداشته است. ائتلاف اکراد با فراخواندن "نیروهای طرفدار آزادی" به ایستادگی در برابر اقتدارگرایی، به این موضوع پاسخ داد. تنش بین خودمختاری اکراد و وحدت سرزمینی ایران، یک خط گسل واقعی در جنبش گسترده‌تر است، اگرچه اکراد عموماً هیچ علاقه‌ای به سرزمین‌های با اکثریت غیرکرد ابراز نمی‌کنند.

این گروه‌ها در منطقه کردستان عراق مستقر هستند و هرگونه عملیات فرامرزی از خاک عراق به عنوان پایگاه استفاده خواهد کرد. وزیر امور خارجه ایران پیش از این با نخست وزیر عراق و رهبران کرد در عراق صحبت کرده است که تأکید کرده‌اند عراق اجازه نخواهد داد تهدیدهایی از خاک عراق متوجه ایران شود. اما کردهای عراق در موقعیت دشواری قرار دارند. یک مقام ارشد دولت منطقه‌ای کردستان این وضعیت را «بسیار خطرناک» توصیف کرد اما گفت که آنها قادر به مقاومت در برابر فشار ایالات متحده نیستند. طبق گزارش‌ها، ترامپ از رهبران کرد عراقی خواسته است بین ایالات متحده/اسرائیل و ایران یکی را انتخاب کنند، مرز را باز کنند و حمایت نظامی ارائه دهند. این آزمون وفاداری، اگر درست باشد، رهبران کرد را در موقعیتی قرار می‌دهد که ممکن است بزرگترین معضل سیاسی آنها در تاریخ مدرن کرد باشد.

کردها سابقه طولانی و دردناکی از جلب توجه قدرت‌های بزرگ در طول درگیری‌ها و سپس رها شدن پس از آن دارند. ایالات متحده در دهه بعد از انقلاب از اکراد عراقی علیه رژیم بعث حمایت کرد، سپس وقتی که به نفع معامله با ایران بود، آنها را آزاد گذاشت. این سابقه اکراد را محتاط می‌کند. طبق گزارش‌ها، آنها قبل از تعهد کامل به دنبال تضمین‌های سیاسی از دولت ترامپ هستند. اینکه آیا این تضمین‌ها پابرجا خواهند ماند یا خیر، به عبارت ملایم، یک سوال بی‌پاسخ است. با این حال، در مجموع، همکاری کردها با ایالات متحده در درازمدت وضعیت بهتری برای کردها ایجاد کرده است.

احتمال حمله اکراد به غرب ایران در یک محیط عملیاتی که از قبل توسط فشار نظامی ایالات متحده و اسرائیل بر زیرساخت‌های ایران شکل گرفته است، در حال وقوع است. حملات هوایی اخیر مواضع نظامی ایران در امتداد مرز ایران و عراق را هدف قرار داده و گره‌های فرماندهی، پدافند هوایی و شبکه‌های لجستیکی را که قبلاً فعالیت شورشیان کُرد را محدود می‌کردند، تضعیف کرده است. این مرحله «شکل‌دهی» فضایی را برای نیروهای اکراد ایجاد کرده است تا در مرز زاگرس مانور دهند و طبق گزارش‌ها، عملیات‌های کوچک علیه واحدهای سپاه پاسداران و نیروهای امنیت داخلی انجام دهند.

چندین گروه کرد اخیراً یک اتحاد متحد برای هماهنگی عملیات سیاسی و نظامی علیه تهران تشکیل داده‌اند. این سازمان‌ها دارای شاخه‌های مسلح هستند که سال‌هاست حملات شورشی متناوبی را علیه نیروهای ایرانی انجام داده‌اند و اغلب از واحدهای پیاده نظام سبک مجهز به تفنگ‌های مدل کلاشینکف، نارنجک‌های راکتی و خمپاره‌هایی که از پایگاه‌های عملیاتی در کردستان عراق مستقر شده‌اند، استفاده می‌کنند. همچنین، نیروهای امنیتی کرد، واحدهای عملیات ویژه نخبه مانند گروه مبارزه با تروریسم، یک نیروی آموزش دیده توسط ایالات متحده که متخصص در جمع‌آوری اطلاعات، حملات به اهداف با ارزش بالا و جنگ‌های غیرمتعارف است، را در اختیار دارند. اپراتورهای با سلاح‌های کوچک پیشرفته مانند کارابین، تفنگ‌های تک تیرانداز و سیستم‌های دید در شب مستقر می‌شوند و عملیات دقیق علیه اهداف شورشی را ممکن می‌سازند.

ایالات متحده و اسرائیل می‌توانند با حمایت از کردها به عنوان یک شریک زمینی در کمپین هوایی جاری، عملیات آنها را تقویت کنند. پشتیبانی بالقوه شامل اشتراک‌گذاری اطلاعات، تأمین هوایی مهمات و تجهیزات، سیستم‌های توپخانه‌ای اضافی و پشتیبانی نزدیک هوایی علیه تشکیلات سپاه پاسداران است. نیروهای عملیات ویژه ایالات متحده همچنین می‌توانند عناصر مشاوره‌ای کوچکی را برای هماهنگی کنترل‌کننده‌های نبرد، هدایت حملات دقیق و انجام مأموریت‌های مشاوره-کمک-همراهی با واحدهای کرد که در داخل خاک ایران فعالیت می‌کنند، مستقر کنند. چنین پشتیبانی به نیروهای کرد اجازه می‌دهد تا نیروهای امنیتی ایران را در جبهه‌های مختلف گسترش دهند و در عین حال از آشنایی آنها با مناطق کوهستانی شمال غربی ایران بهره ببرند.

ولی شورش مسلحانه کردها - یا هر گروه قومی یا جدایی‌طلبی - یک مزیت تبلیغاتی بالقوه برای جمهوری اسلامی است. ایران کشوری با تاریخ ۲۵۰۰ ساله و تقریباً تمامیت ارضی پیوسته است. تصور استراتژی‌ای که بیشتر احتمال دارد ایرانیان ضد حکومتی را در خانه نگه دارد، مخالفان را متفرق کند و تأثیر تجمع زیر پرچم را تقویت کند، دشوار است. اگرچه این امر می‌تواند چند سرباز ایرانی دیگر را زمین‌گیر کند و بکشد، اما بعید است که تأثیر معناداری در میدان نبرد داشته باشد.

در بهترین/بدترین حالت (بسته به دیدگاه هر فرد)، می‌تواند به طور بالقوه جرقه یک جنگ داخلی را بزند. اگر یک حمله مسلحانه توسط ایالات متحده و اسرائیل واقعاً در حال انجام باشد، ضربه‌ای ویرانگر برای ایرانیانی است که به دنبال تحول سیاسی در ایران هستند.

ورود ائتلاف کردها به جنگ می‌تواند حتی در حالی که یک مشکل نظامی ایجاد می‌کند، برای تهران یک گشایش سیاسی ایجاد کند. جنگجویان کرد ممکن است نیروهای ایرانی را تحت فشار قرار دهند و کنترل ضعیف در شمال غربی را آشکار کنند. اما تهران همچنین می‌تواند از شبح جدایی‌طلبی برای بسیج ملی‌گرایی فارسی، ایجاد تفرقه در مخالفان و جلوه دادن جنگ به عنوان تجزیه‌طلبی تحت حمایت خارجی به جای شورش داخلی استفاده کند و به خود توجیهی برای دستگیری‌های گسترده و خشونت علیه کردها در داخل ایران بدهد.

اگر نیروهای کرد حمایت کافی دریافت کنند، می‌توانند چندین هدف استراتژیک را برآورده کنند. آنها ممکن است نیروهای امنیتی ایران را در غرب مهار کنند و فضایی برای معترضان غیرمسلح در شهرهای بزرگ فراهم کنند تا بدون قتل عام تظاهرات کنند. آنها می‌توانند منابع کشور را به سمت خود سوق و فشار بر کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را کاهش دهند. و اگر کردها سرزمینی را در شمال ایران تصرف و حفظ کنند، می‌توانند یک منطقه حائل مفید برای اسرائیل و غرب ایجاد کنند.

به همه این دلایل، هرگونه حمایتی از کردها باید فراتر از حمایت نظامی باشد. این [توافق] باید شامل حمایت سیاسی از خودمختاری کردها در ایران پس از فروپاشی جمهوری اسلامی باشد، تا کردها بار دیگر به عنوان نیروهای بی‌ارزش مورد استفاده قرار نگیرند.

اگرچه تعدادی از گروه‌های اکراد ایرانی در شمال عراق حضور دارند، کردهای عراق و کردهای ایران منافع و اهداف متمایزی دارند. کردهای عراق همچنان بر حفاظت از خودمختاری و امنیت خود متمرکز هستند و بنابراین از برداشتن گام‌هایی که منطقه کردستان عراق را در درگیری مستقیم با ایران قرار دهد، بیزارند. پس از گزارش‌های خبری مبنی بر تلاش ایالات متحده برای مسلح کردن مخالفان کرد ایرانی، دولت منطقه‌ای کردستان مستقر در اربیل هرگونه حمایت از چنین تلاشی را به صراحت رد کرد و تأکید کرد که کردستان «بخشی از این جنگ نیست».

از آغاز درگیری، ایران به مکان‌هایی در کردستان که کردهای ایران در آن قرار دارند، حمله کرده است و شبه‌نظامیان عراقی همسو با ایران نیز حملات پهپادی و موشکی را به مکان‌هایی در منطقه انجام داده‌اند. حمله موشکی بالستیک ایران در ژانویه ۲۰۲۴ به اربیل نیز در ذهن رهبران کرد عراق تازه است، زیرا نوع تلافی‌جویی که کردستان می‌تواند در صورت ارائه هرگونه حمایت مستقیم از حمله کردهای ایران به ایران انتظار داشته باشد، تازه است. با وجود همکاری دیرینه و مهم کردهای عراق با ایالات متحده، کردهای عراق همچنان تمایلی به به خطر انداختن منافع امنیتی خود نخواهند داشت.

دو حزب اصلی کرد عراق نیز روابط خود را با ترکیه و ایران حفظ می‌کنند. با توجه به اینکه یکی از گروه‌های کرد ایرانی، پژاک، با پ‌ک‌ک، سازمانی که به عنوان تروریست شناخته می‌شود و دهه‌ها با دولت ترکیه جنگیده است، متحد است، ترکیه احتمالاً به شدت با تلاش آمریکا یا اسرائیل برای مسلح کردن کردهای ایران مخالفت خواهد کرد. حمایت از چنین تلاشی، روابط قوی حزب دموکرات کردستان با ترکیه را پیچیده می‌کند، در حالی که اتحادیه میهنی کردستان به طور سنتی رابطه قوی‌تری با ایران داشته است که بعید است آن را به خطر بیندازد. شاید مهمتر از همه، حمایت کردهای عراق مستقیماً با منافع بغداد و توافق‌های قبلی بین بغداد و تهران برای جلوگیری از استفاده از عراق به عنوان سکوی پرتابی برای حملات به ایران مخالف باشد.

پیامدها تا حد زیادی به این بستگی دارد که ایالات متحده و اسرائیل تا چه حد حاضر به حفظ حمایت سیاسی و نظامی خود از کردها هستند. ادامه حمایت می‌تواند بی‌ثباتی و ناامنی ناشی از این نوع تلاش را کاهش دهد. اما اگر نیروهای کرد صرفاً برای بی‌ثبات کردن موقت ایران مورد استفاده قرار گیرند و سپس بدون محافظ رها شوند، عواقب آن نه تنها برای کردهای ایران، بلکه برای امنیت منطقه کردستان عراق نیز شدید خواهد بود.

هرگونه عملیات فرامرزی، خطرات را برای منطقه کردستان عراق افزایش می‌دهد، منطقه‌ای که سعی کرده از کشیده شدن به درگیری مستقیم با تهران جلوگیری کند، اما با این وجود هدف موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفته است. ایران پیش از این به اهداف کردهای ایرانی در نزدیکی مرز حمله کرده، به فرودگاه اربیل (که میزبان یک پایگاه نظامی ایالات متحده است) و کنسولگری ایالات متحده در اربیل موشک شلیک کرده و به یک مرکز مظنون به سازمان اطلاعات مرکزی در سلیمانیه حمله کرده است. شبه‌نظامیان شیعه نیابتی تهران در عراق حملاتی را به بخش انرژی اربیل و کردستان آغاز کرده‌اند. در طول جنگ دوازده روزه تابستان گذشته، این نیروهای نیابتی تحت حمایت ایران، بخش انرژی کردستان را از کار انداختند. نقش نظامی پایدار کردها به تهران دلیل بیشتری برای فشار بر بغداد و منطقه کردستان عراق می‌دهد و در حالی که بغداد نیز تلاش می‌کند کشور را از درگیری گسترده‌تر دور نگه دارد، خطر تنش داخلی عراق را به همراه دارد.

ترکیه نگرانی دوم را ایجاد می‌کند. آنکارا مدت‌هاست که جنبش‌های مسلح کرد در سراسر منطقه را به دلیل ارتباطشان با پ.ک.ک که به عنوان گروه تروریستی شناخته می‌شود، به عنوان تهدیدهای امنیتی مرتبط تلقی می‌کند، حتی زمانی که این گروه‌ها با هم اختلاف دارند. اگر احزاب کرد بتوانند کنترل قلمرو کردستان ایران را به دست گیرند، ترکیه را که جمعیت کرد زیادی دارد، آشفته خواهد کرد. یک جبهه کردی فعال‌تر در ایران می‌تواند ترس ترکیه را از گسترش ناسیونالیسم کردی به عراق، سوریه و خود ترکیه تشدید کند. این بدان معنا نیست که آنکارا در کنار تهران قرار خواهد گرفت، اما ترکیه را مضطرب‌تر و مایل‌تر می‌کند تا مانند مورد سوریه، برای مهار دستاوردهای کردها، پیشگیرانه عمل کند.

منبع گزارش:
https://www.atlanticcouncil.org/dispatches/how-would-a-kurdish-offensive-change-the-war-in-iran/

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user