آنچه به عنوان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، به مذاکرات آمریکا و ایران بر سر آینده خاورمیانه تبدیل شده و اسرائیل را بیش از پیش به حاشیه رانده است. نتانیاهو با تشدید تنشها در لبنان و تحریک ایران به تعلیق مذاکرات، نشان داد که هیچ توافق منطقهای بدون در نظر گرفتن منافع اسرائیل نمیتواند پیش برود. در حل مناقشه، مفهومی به نام «کارشکن» وجود دارد: رهبر، جناح یا بازیگر سیاسی که معتقد است روند صلح نوظهور، قدرت، منافع یا جهانبینی او را تهدید میکند و از خشونت، تشدید تنش یا مانعتراشی برای منحرف کردن آن استفاده میکند. این چارچوب در تبیین اقدامات اخیر اسرائیل در لبنان و معنای آن برای مذاکرات شکننده میان ایالات متحده و ایران مفید است. جنگ کنونی به عنوان تقابل آمریکا و اسرائیل با ایران آغاز شد. این جنگ در حالی شعلهور شد که واشنگتن و تهران در حال مذاکره بر سر برنامه هستهای ایران بودند. اگرچه اسرائیل رسماً بخشی از آن گفتگوها نبود، اما نفوذ قابل توجهی اعمال کرد و پیوسته استدلال میکرد که ایران یک تهدید وجودی است که نمیتوان آن را تنها از طریق دیپلماسی مدیریت کرد. هنگامی که آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه حملاتی را علیه ایران آغاز کردند، انتظار در واشنگتن این بود که درگیری محدود باقی بماند، درست مانند جنگ ژوئن ۲۰۲۵ که تأسیسات هستهای ایران را به میزان قابل توجهی تضعیف کرد. در عوض، درگیری به یک جنگ منطقهای گسترش یافت. تنگه هرمز مختل شد، قیمت انرژی افزایش یافت و ایالات متحده خود را بیش از پیش درگیر نوعی از مناقشه خاورمیانهای یافت که دولت وعده داده بود از آن اجتناب کند. با افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی، واشنگتن به طور فزایندهای...
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.