پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۱۷

بن‌بست حل پرونده هسته‌ای ایران از مسیر نظامی

رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

ممکن است تهران به این نتیجه رسیده‌ باشد که توانایی‌اش در مختل کردن اقتصاد جهانی از طریق تنگه هرمز، بازدارندگی کافی برای آغاز بازسازی بی‌سر و صدای برنامه هسته‌ای خود را فراهم می‌کند.

پیش از آخرین جنگ، ایالات متحده و ایران چه دیدگاهی نسبت به برنامه هسته‌ای ایران داشتند؟

جین داربی منتون: برای دهه‌ها، مشوق‌های دیپلماتیک و اقدامات قهری در حل و فصل پایدار نگرانی‌های ایالات متحده درباره برنامه هسته‌ای ایران ناکام مانده‌اند. در دوران دولت باراک اوباما، مذاکرات چندجانبه منجر به «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) شد که محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی را در ازای رفع تحریم‌ها بر این برنامه اعمال می‌کرد. با این حال، هنگامی که دولت اول ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد (رغم اینکه ایران در آن زمان به تعهداتش پایبند بود)، ثابت شد که این توافق زودگذر بوده است. ایران علیرغم تحریم‌های «فشار حداکثری» ترامپ، از سال‌های میانی برای پیشبرد دانش و تخصص هسته‌ای خود و انباشت ذخایر قابل‌توجه اورانیوم غنی‌شده استفاده کرد.

ترامپ پس از بازگشت به قدرت، در ابتدا مشتاق به نظر می‌رسید که توافق هسته‌ای مخصوص به خود را با ایران مذاکره کند. اما در ژوئن ۲۰۲۵، گفتگوها جای خود را به «جنگ دوازده‌روزه» داد که به حملات هدفمند ایالات متحده به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران ختم شد. تصمیم برای از سرگیری مخاصمات در فوریه ۲۰۲۶، بیش از آنکه به تحولات جدید در حوزه هسته‌ای مرتبط باشد، به توانمندی‌های نظامی متعارف تهران و سرکوب شدید اعتراضات داخلی مربوط بود. با این حال، مقامات آمریکایی برای توضیح اینکه چگونه برنامه‌ای که به‌تازگی آن را «محو» کرده بودند، همچنان یک تهدید قریب‌الوقوع محسوب می‌شود، به لفاظی‌های پیچیده متوسل شدند.

محمد آیت‌اللهی تبار: جنگ در حالی آغاز شد که ایران و ایالات متحده از طریق میانجی‌های عمانی در حال مذاکره بر سر مسئله هسته‌ای بودند. زمانی که واشنگتن تجهیزات نظامی عمده‌ای را به خاورمیانه منتقل کرد و وقوع جنگ محتمل به نظر می‌رسید، تهران به این نتیجه رسید که پس از پیامدهای جنگ دوازده‌روزه و اعتراضات اخیر، از نظر نظامی و داخلی «ضعیف» پنداشته شده است. رهبران ایران ارزیابی کردند که در نهایت و صرف‌نظر از دستیابی به توافق هسته‌ای، هدف حمله قرار خواهند گرفت تا توانمندی‌های موشکی که ایران در آن جنگ به نمایش گذاشته بود، تضعیف شود.

در نهایت، تهران تصمیم گرفت که جنگیدن در حالی که بر خطوط قرمز غنی‌سازی خود پافشاری می‌کند، بهتر از تسلیم شدنی است که ظاهراً دونالد ترامپ درست پیش از جنگ انتظارش را داشت. تهران قمار کرد که واشنگتن او را دست‌کم گرفته است و زنده ماندن در این درگیری، به جای تضعیف، جایگاهش را تقویت خواهد کرد.

رهبران جدید ایران درباره برنامه هسته‌ای چگونه فکر می‌کنند؟ نگاه کلی مردم ایران چیست؟

محمد آیت‌اللهی تبار: جنگ ممکن است دیدگاه ایران را درباره اهمیت پرهیز از امتیازدهی‌های بازگشت‌ناپذیر در موضوع هسته‌ای سخت‌تر کرده باشد. از زمان جنگ دوازده‌روزه و درگیری اخیر، بحث‌های عمومیِ بازتری درباره گزینه «نظامی‌سازی» (ساخت سلاح) شکل گرفته است.

اگرچه ممکن است اراده ایران برای حفظ — و احتمالاً روزی نظامی کردن — برنامه‌اش قوی‌تر شده باشد (حسی که برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند به‌طور فزاینده‌ای در میان مردم نیز مشترک است)، اما این اولویتِ فوری نیست. بازسازی توانمندی‌های متعارف، به‌ویژه برنامه‌های موشکی و پهپادی، و حفظ کنترل بر تنگه هرمز دغدغه‌های فوری‌تر هستند. هر دوی این‌ها در نهایت می‌توانند به ایجاد بازدارندگی کمک کنند و در صورت تصمیم ایران، شرایط را برای حرکت آتی به سمت ساخت سلاح فراهم سازند.

آیا جنگ واقعاً پیشرفتی در محدود کردن توانمندی‌های غنی‌سازی هسته‌ای ایران داشته است؟

جین داربی منتون: جنگ دوازده‌روزه اکثر زیرساخت‌های غنی‌سازی شناخته‌شده ایران را از کار انداخت؛ بنابراین از این منظر، این لشکرکشی‌ها حداقل در کوتاه‌مدت محدودیت‌هایی ایجاد کرده است. مشکل اینجاست که ایران همچنان توانایی و شاید میل بیشتری برای بازسازی این توانمندی‌ها، از جمله در تأسیسات کوچک‌تر و مخفیانه، دارد. همچنین ایران عملاً دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به برنامه خود را سلب کرده و هنوز ذخایر بزرگی از اورانیوم غنی‌شده در کشور وجود دارد.

این چالش‌ها چندان با راهکارهای نظامی سازگار نیستند و تصمیم به استفاده از نیروی نظامی در میانه مذاکرات (آن هم دو بار)، اعتبار ابزارهای دیپلماتیک را که می‌توانستند در این مسیر راهگشا باشند، از بین برده است.

محمد آیت‌اللهی تبار: نابودی بخش عمده زیرساخت‌های غنی‌سازی ایران در طول جنگ دوازده‌روزه، همراه با فشارهای اقتصادی و تهدید به حملات بیشتر، ممکن است مانع از هرگونه احیای کوتاه‌مدت شود. با این حال، تهران ممکن است به همان اندازه به این نتیجه برسد که توانایی اثبات‌شده‌اش در مختل کردن اقتصاد جهانی، بازدارندگی کافی برای آغاز بازسازی بی‌سر و صدای برنامه‌اش در زیر زمین را ایجاد کرده است. در هر صورت، بازسازی تأسیسات غنی‌سازی در مقیاس بزرگ صنعتی در آینده نزدیک بعید به نظر می‌رسد.

موضوع غنی‌سازی چه نقشی در مذاکرات اخیر داشته است؟

جین داربی منتون: جنگ نتوانسته اصرار ایران بر «حق» غنی‌سازی را تعدیل کند (امری که مایه ناامیدی عمیق دولت ترامپ است)، هرچند این واقعیت که ایران در حال حاضر از این حقِ مورد مناقشه استفاده نمی‌کند، می‌تواند فضایی برای توافق‌های خلاقانه ایجاد کند. با این حال، این امر مستلزم تلاش‌های هماهنگ از سوی هر دو طرف است که در حال حاضر به نظر می‌رسد بیشتر مایل به عقب‌نشینی در مواضع حداکثری خود هستند. گزارش‌ها حاکی از آن است که مذاکره‌کنندگان بر سر جدول‌های زمانی که در آن ایران فعالیت‌های هسته‌ای خود را تعلیق یا محدود کند، چانه‌زنی کرده‌اند، اگرچه اکنون به نظر می‌رسد این گفتگوها به بن‌بست رسیده است.

محمد آیت‌اللهی تبار: دولت ترامپ پافشاری کرده است که ایران باید برنامه غنی‌سازی خود را به‌طور کامل کنار بگذارد. برخی فرمول‌ها — مانند تعلیق چندساله — در تئوری می‌توانند این شکاف را پر کنند، اما مشکل اصلی اینجاست که دولت نمی‌تواند به‌طور معتبر لغو معنادار تحریم‌ها را پیشنهاد دهد، که این امر به نوبه خود باعث می‌شود ایران تمایل کمتری به نشان دادن انعطاف در غنی‌سازی داشته باشد. از این رو، تهران با درک اینکه شکاف بین دو طرف ممکن است برای رسیدن به یک راه حل بیش از حد زیاد باشد، موضوع غنی‌سازی را به اولویت‌های پایین‌تر برنامه مذاکرات منتقل کرده است. این وضعیت از برخی جهات شبیه به برخورد با موضوع خلع سلاح در مذاکرات حزب‌الله و حماس با اسرائیل است؛ جایی که موضوع به مراحل آینده پس از آتش‌بس واگذار شد که در عمل به معنای «تا ابد» بود. به نظر می‌رسد ایران به‌طور فزاینده‌ای علاقه خود را حتی به گفتگو درباره غنی‌سازی از دست داده و در حال حاضر بر مقابله با محاصره ایالات متحده متمرکز شده است.

اگر شما در مذاکرات بخش هسته‌ای حضور داشتید، مایل بودید درباره چه موضوعی بحث کنید؟

جین داربی منتون: برای من، نظارت معتبر همچنان شرط لازم و غیرقابل‌انکارِ هرگونه توافق مذاکره‌شده است. گمانه‌زنی‌های طولانی‌مدت درباره توانمندی‌ها و تجهیزاتی که ایران حفظ کرده و آنچه ممکن است در تونل‌های عمیق کوهستانی با آن‌ها انجام دهد، هر دو کشور را در مسیر لغزنده‌ای به سوی بحران بعدی قرار خواهد داد.

اما آگاهی از وضعیت فعلی، چه رسد به بازسازی اعتماد جامعه بین‌المللی به توانایی تشخیص فعالیت‌های هسته‌ای پنهانی، از نظر فنی و سیاسی چالش‌برانگیز خواهد بود. نظارت حتی قبل از جنگ نیز به دلیل پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و فروپاشی رژیم راستی‌آزمایی گسترده برجام، یک معضل بود. از زمانی که اسرائیل و ایالات متحده تنش نظامی (از جمله حمله به تأسیسات تحت پادمان) را انتخاب کردند، ایران به آژانس اجازه دسترسی به سایت‌های آسیب‌دیده را نداده و همکاری‌اش با آژانس تنش‌آمیزتر شده است. در حالی که مذاکره‌کنندگان ارشد دولت ترامپ علاقه چندانی به جزئیات روزمره نظارت بین‌المللی نشان نداده‌اند، بدون آن، دیپلماسی هسته‌ای عملاً به بازی «ادعای این علیه ادعای آن» تنزل خواهد یافت.

محمد آیت‌اللهی تبار: بحث‌های داخلی در ایران نشان می‌دهد که تهران ممکن است هرگز همان سطح دسترسی به بازرسان آژانس را که تحت برجام ارائه داده بود، تکرار نکند. بدتر از آن، به نظر می‌رسد رهبری نسبت به دیپلماسی بیش از جنگ بدبین شده است. ایران مایل به رویارویی مستقیم با ایالات متحده است اما نسبت به تعامل در گفتگوهای دوجانبه با مقامات آمریکایی اکراه دارد. دیدگاه در حال ظهوری وجود دارد که معتقد است ایران از طریق تقابل دستاوردهای بیشتری دارد تا از طریق دیپلماسی.

در چنین فضایی، ممکن است لازم باشد از یک رویکرد جامع با هدف حل مسئله، به سمت رویکردی حداقلی با تمرکز بر «مهار» آن حرکت کرد. با توجه به بی‌اعتمادی عمیق متقابل و فشارهای شدید داخلی در هر دو طرف، توافق بر سر اینکه هر طرف «چه کارهایی انجام نخواهد داد»، آسان‌تر از مذاکره بر سر تعهدات ایجابی است. برای مثال، ایران می‌تواند از غنی‌سازی و حفاری ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود خودداری کند و در مقابل، ایالات متحده موافقت کند که برخی تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای را به‌طور کامل اجرا نکند.

این رویکرد شبیه به «مدل تفاهم» در دوران دولت جو بایدن است که در آن ایران به‌طور غیررسمی توافق کرد که از سطوح معینی از غنی‌سازی فراتر نرود و ایالات متحده نیز در اجرای تحریم‌ها خویشتن‌داری نشان داد. به همین ترتیب، پس از جنگ دوازده‌روزه، ترامپ اعلام کرد که ایران اکنون می‌تواند به چین نفت بفروشد که به نظر می‌رسید بخشی از توافق آتش‌بس باشد.

آیا فکر می‌کنید جنبه هسته‌ای این جنگ، پیامدهایی برای مسئله «منع اشاعه» در خارج از ایران خواهد داشت؟

محمد آیت‌اللهی تبار: مورد ایران می‌تواند مانند یک تیغ دو لبه عمل کند. از یک سو، نشان می‌دهد که استراتژی «دستیابی به دانش هسته‌ای بدون ساخت سلاح» چقدر می‌تواند پرهزینه باشد؛ دهه‌ها تحریم و به دنبال آن دو جنگ. از سوی دیگر، برخی کشورها ممکن است برداشت متفاوتی داشته باشند و به این نتیجه برسند که در مقایسه با مدل کره شمالی (یعنی حرکت مخفیانه و سریع به سمت بمب)، رویکرد ایران یک اشتباه بود. با این حال، شایان ذکر است که مسیر ایران تحت تأثیر مجموعه متمایزی از محدودیت‌های زمانی — یعنی فشارهای شدید داخلی و خارجی — شکل گرفت که مقایسه آن با مدل کره شمالی را دشوار می‌کند.

با این وجود، آنچه ممکن است برای برخی کشورها طنین‌انداز شود، روایتی است که تهران می‌تواند روزی برای توجیه خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای به کار گیرد: اینکه یک کشور می‌تواند با آژانس همکاری کند، به یک توافق هسته‌ای پایبند بماند و به «تحتِ نظارت‌ترین» کشور جهان تبدیل شود، اما همچنان با حملات نظامی روبرو گردد. مقامات ایرانی به‌ویژه به آنچه «پاسخ‌های نابرابر آژانس» می‌نامند اشاره می‌کنند؛ آن‌ها تقبیح اقدامات روسیه علیه تأسیسات هسته‌ای اوکراین توسط آژانس را با واکنش ملایم‌تر این نهاد در مورد ایران مقایسه می‌کنند. به بیان گسترده‌تر، آن‌ها مدعی‌اند که حضور در معاهده تنها هزینه (یعنی بازرسی‌های سرزده) به همراه داشته، بدون آنکه حفاظت امنیتی متقابلی فراهم کند.

جین داربی منتون: من هم نسبت به تعمیم دادن تجربه کره شمالی به ایران محتاط هستم. همان‌طور که محمد اشاره کرد، تصمیمات هسته‌ای تهران در شرایط بسیار متفاوتی اتخاذ شد. همچنین، فرضیات جایگزین را کاملاً متقاعدکننده نمی‌دانم. رویدادهای اخیر فاش کرد که نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و ایالات متحده حتی عمیق‌تر از آن چیزی بوده که تصور می‌شد؛ بنابراین، حتی پیگیری سرسختانه‌تر سلاح هسته‌ای نیز ممکن بود باز هم به جنگ ختم شود. طنز ماجرا اینجاست که در حال حاضر، «تنگه هرمز» برای ایران به گزینه‌ای بازدارنده‌تر و جدی‌تر از برنامه هسته‌ای‌اش تبدیل شده است.

با این حال، من نگران افزایش اهمیت «بمب» (هم در ایران و هم میان برخی متحدان و شرکای آمریکا) و فروپاشی همزمان هنجارها، توافقات و ابزارهای دیپلماتیکی هستم که به‌طور تاریخی گسترش آن را محدود کرده‌اند. آسیب بیشتر به نهادهایی مانند آژانس و پیمان NPT می‌تواند ما را در جهانی خطرناک‌تر رها کند؛ جایی که بحران‌های هسته‌ای مکرر رخ می‌دهند و فروکش کردن آن‌ها دشوارتر خواهد بود.

ماجرای مجادله پاپ و ترامپ در این باره چیست؟

جین داربی منتون: اگر بخواهیم منصفانه درباره پاپ قضاوت کنیم، کلیسای کاتولیک به‌طور تاریخی درباره غیراخلاقی بودن سلاح‌های هسته‌ای و نیاز به خلع سلاح جهانی بسیار صریح بوده است. شاید دیپلماسی پاپ بتواند این بن‌بست را بشکند... نوعی «گره‌گشایی غیبی»؟

منبع گزارش:
https://carnegieendowment.org/emissary/2026/05/iran-nuclear-program-progress-deal

مقالات مشابه

مشارکت اعراب در پایان پایدار جنگ رمضان
خروج نیروهای آمریکایی از آلمان و شکاف در ناتو
جنگ رمضان و بازطراحی راهبرد عربستان

انتخاب سردبیر

user