یکشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

مسیر پایان، بمباران یا خیابان؟

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

با گذشت دو هفته از جنگ ایالات متحده و اسرائیل پیروزی‌های بسیار چشمگیری به دست آمده، از جمله حذف رهبر ایران، در همان ساعات اولیه درگیری، و تخریب مداوم قابلیت‌های نظامی ایران، به ویژه برنامه موشک‌های بالستیک آن، که به ویژه از زمان جنگ ژوئن که ایالات متحده و اسرائیل آسیب بزرگی به برنامه هسته‌ای ایران وارد کردند، باعث نگرانی فزاینده‌ای شده است، در طول این دو هفته. این جنبه مثبت برای ایالات متحده و اسرائیل است.

فکر می‌کنم در حال حاضر، نگرانی‌های عمده‌تر این است که ایرانی‌ها توانسته‌اند سرعت ثابتی، هرچند رو به کاهش، در انتقام‌جویی علیه کشورهای خلیج فارس که برای زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی در منطقه بسیار مخرب بوده است، حفظ کنند. در این مرحله، عبور از تنگه هرمز بسیار کم است و این تأثیر مستقیمی بر قیمت انرژی دارد.

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران انسجام خود را حفظ کرده است. با وجود تعداد قابل توجهی از تلفات در رأس قدرت، فراتر از [آیت‌الله] خامنه‌ای، شاهد هیچ تغییر عمده‌ای نبوده‌ایم. آنها فرآیند رسمی انتقال به یک رهبر عالی جدید را مدیریت کرده‌اند که یک چهره حتی تندروتر را در رأس حکومت دینی قرار می‌دهد.

و در این مرحله، هیچ نشانه‌ای از تکرار اعتراضاتی که از ژانویه آغاز شد، نمی‌بینیم و ممکن است جرقه‌ای در ذهن ترامپ بوده باشد که در مقاطع مختلف مانند طول این درگیری در مورد تغییر حکومت صحبت کرده است. بنابراین، ایرانی‌ها حتی اگر متحمل ضرباتی شوند، محکم ایستاده‌اند.

انتخاب فرزند رهبری فقید تنها انتخابی بود که در شرایط فعلی امکان‌پذیر بود. [آیت‌الله] مجتبی [خامنه‌ای] شخصیتی است که در طول دوران حرفه‌ای خود حضور عمومی بسیار کمی داشته است. و او ممکن است در دوران عادی انتخابی غیرقابل تحمل برای نظام بوده باشد، زیرا به نظر می‌رسد که او اصل حکومت موروثی را تأیید می‌کند، که البته برای انقلابی که برای سرنگونی سلطنت موروثی به وجود آمده، منفور است.

اما در شرایطی که نظام به شدت آسیب دیده، انتخاب شخصیتی که بتواند انسجام نخبگان سیاسی موجود را تقویت کند و رابطه بسیار خوبی با سرویس‌های امنیتی و نظامی داشته باشد، گزینه مناسبی به نظر می‌رسد.

اکنون، چهره‌های دیگری نیز در این ترکیب وجود دارند. به نظر می‌رسد حداقل اختلاف‌نظرهایی بین مقامات ارشدی که به نظر می‌رسد در تهران صحنه را اداره می‌کنند، وجود داشته است. علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی، یکی از چهره‌هایی است که گفته می‌شود با ارتقای مجتبی مخالف بود. زیرا برادرش در رقابت جانشینی بود.

اما می‌دانید، واقع‌بینانه، [آیت‌الله] مجتبی [خامنه‌ای] هدفی در پشت خود دارد. نمی‌دانیم که او تا چه مدت دوام خواهد آورد. هنوز او را در ملاء عام ندیده‌ایم. گفته می‌شود که او در حمله‌ای که منجر به قتل پدر و سایر اعضای خانواده‌اش شد، جراحات جدی برداشته است. و بنابراین ما نمی‌دانیم که او در مقام خود چه خواهد کرد زیرا او به معنای واقعی کلمه هیچ بیانیه عمومی یا حضور عمومی یا حتی مصاحبه‌ای با او به طور منظم در طول دوران کاری‌اش نداشته است.

بنابراین ما در دوره‌ای از زمان هستیم که یک رهبر نمادین وجود دارد. این فرصتی است برای متحد کردن آنچه از ساختار باقی مانده است در مسیری رو به جلو. اما فکر نمی‌کنم بتوانیم بگوییم جمهوری اسلامی پس از [آیت‌الله] علی خامنه‌ای چگونه خواهد بود.

اینها هر دو سوال‌های بزرگی هستند و بسیار به هم مرتبط هستند. من فکر می‌کنم خطر یک جمهوری اسلامیِ سرسخت و خونین که توانایی‌های کمتری برای اعمال قدرت در خارج از مرزهای خود دارد، اما احتمالاً توانایی‌های قابل توجهی برای تسلط بر دولت و جامعه در داخل مرزهای ایران دارد، این است که به دنبال انتقام‌جویی از دشمنان داخلی خواهد بود.

همچنین به دنبال قدرت‌نمایی برای جلوگیری از شبح حملات مداوم اسرائیل و احتمالاً حملات آینده آمریکا، چه به صورت متعارف و چه از طریق نوعی دستگاه اطلاعاتی که اسرائیلی‌ها در جریان این درگیری و در جریان جنگ خرداد به طور مؤثر نشان داده‌اند، خواهد بود. بنابراین آنها به دنبال احیای بازدارندگی خود خواهند بود.

آنها همچنین دیده‌اند که استفاده از پهپادها علیه همسایگان جنوبی خود چقدر می‌تواند مؤثر باشد، دیده‌اند که می‌توانند اختلال گسترده‌ای در سفرهای هوایی و پروژه‌های بزرگتر اقتصادی و اجتماعی-سیاسی که رهبران عربستان سعودی، امارات و قطر سعی در پیشبرد آنها دارند، ایجاد کنند. و اینها بسیار مبتنی بر جذب گردشگری و امور مالی و فناوری هستند.

و البته همه اینها به ارتباط متقابل با اقتصاد جهانی و سفرهای هوایی متکی است. و تا جایی که بتوانند از طریق استفاده بسیار حداقلی از زور، این روند را مختل کنند، ممکن است انگیزه انجام این کار را داشته باشند، زیرا، البته، از دیدگاه ایران، آنها معتقدند که کشورهای خلیج فارس سکوهای پرتاب را برای این سمت آمریکایی حمله به کشورشان فراهم کرده‌اند.

در برهه‌ای از زمان، ترامپ کاملاً به دنبال یک راه فرار خواهد بود. چالش برای او این است که او در چندین مورد، به ویژه در آغاز جنگ، علناً خواستار تغییر نظام شد. و این معیاری خواهد بود که او در مطبوعات و عموم مردم با آن سنجیده می‌شود، اگر در واقع آنچه می‌بینیم فقط نسخه‌ای کمی کمتر ترسناک از حفظ قدرت جمهوری اسلامی باشد.

و بنابراین فکر می‌کنم، می‌دانید، این یک چالش سیاسی برای اوست، به ویژه به این دلیل که جنگ، حداقل در کوتاه مدت، به افزایش قیمت بنزین و بازگشت روس‌ها به بازارهای انرژی بالقوه در اروپا و جاهای دیگر کمک کرده است - دقیقاً. بنابراین، همه اینها، می‌دانید، به نظر نمی‌رسد که پیروزی ژئوپلیتیکی بزرگی برای رئیس جمهور باشد. و همچنین می‌تواند بر اقتصاد ایالات متحده تأثیر بگذارد، به خصوص در زمانی که آمریکایی‌ها شروع به فکر کردن به تعطیلات تابستانی و سفرهای تابستانی خود می‌کنند. اگر قیمت بنزین بالا بماند، این به رئیس جمهور در انتخابات میان‌دوره‌ای آینده آسیب خواهد رساند.

این نگرانی اساسی است که چگونگی پایان خواهد یافت. زیرا اگر رئیس جمهور از این درگیری کناره‌گیری کند و ایران هنوز به مواد هسته‌ای دسترسی داشته باشد، از برخی جهات ممکن است به جای جلوگیری از آن، پیشرفت آنها به سمت سلاح را تسریع کرده باشد. و این می‌تواند یک تهدید امنیتی مشروع برای جهان باشد. و بدیهی است که یک ضربه سیاسی برای رئیس جمهور است.

در داخل حداقل شاهد ابراز برخی احساسات هستیم. اگرچه اینترنت توسط دولت قطع شده و میزان دسترسی به افکار عمومی واقعی از ایران را محدود می‌کند. کشوری که تحت بمباران گسترده قرار دارد، هزاران حمله رخ داده که بسیاری از آنها در نزدیکی شهرهای بزرگ رخ داده است. در مقاطع زمانی مختلف، برخی از این حملات، انبارهای نفتی را هدف قرار داده‌اند که شعله‌های عظیمی ایجاد می‌کنند و عملاً دود سیاه و باران اسیدی را که در روزهای پس از حملات بر فراز تهران ادامه داشت، ایجاد کرده‌اند. این فقط یک دوره آسیب‌های روحی عظیم برای ایرانیانی است که در ژانویه با قتل هزاران نفر که به خیابان‌ها آمده بودند تا خواستار تغییر شوند، چیزی بی‌سابقه را تجربه کردند. البته در آن زمان، ترامپ قول داد که ایالات متحده "کاملاً آماده" است. او ایرانیان را تشویق کرد که نهادهای خود را تصرف کنند.

در نهایت اگر جمهوری اسلامی باقی بماند و ایرانیان بمباران قابل توجهی را تحمل کرده باشند و جان غیرنظامیان را در این درگیری از دست داده باشند، احساس خیانتی که بسیاری از ایرانیان نسبت به سیاست آمریکا، به ویژه سرنگونی نخست وزیر محمد مصدق در سال ۱۹۵۳، احساس کردند، در مقایسه با این احساس که ایالات متحده وارد شده و فقط ساختاری را که از آن متنفر بودند، سرسخت‌تر کرده است، رنگ خواهد باخت.

از دیدگاه تهران، آنها از جنگ جان سالم به در برده‌اند و این برای آنها یک پیروزی است. چیزی که آنها نیاز دارند، این است که از پس آن برآیند. هیچ تغییری رخ نداده است. هیچ قیامی در خیابان‌ها رخ نداده است. آنها برای یک روز دیگر برای جنگیدن باقی مانده‌اند. و اکنون آسیب‌پذیری و ناکارآمدی ارتش ایالات متحده را در برخی جنبه‌ها آشکار کرده‌اند - ارتشی فوق‌العاده شایسته و قادر به تضعیف دارایی‌های نظامی خود ایران، اما واقعاً قادر به بیرون راندن جمهوری اسلامی از منطقه نیست. این یک پیروزی عظیم برای این ایران در زمانی خواهد بود که آنها، می‌دانید، با قیامی در خیابان‌های خود روبرو بودند.

و واقعاً این سوال را مطرح می‌کند که چگونه این عملیات برنامه‌ریزی شده بود، دولت ایالات متحده چه احتمالاتی را در نظر گرفته بود. می‌دانید، من به دوران حرفه‌ای خودم نگاه می‌کنم. من در زمان قبل و بعد از حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ در بخش خصوصی بودم. ما تمام احتمالات را مدل‌سازی کردیم. ما برای تعدادی از پیامدهای نامطلوب و همچنین مثبت آماده بودیم.

و البته، این تقریباً به نمادی از مجموعه‌ای از شرایط تبدیل شد که ایالات متحده نتایج را پیش‌بینی نکرده بود؛ چطور ممکن است که، می‌دانید، بیش از دو دهه بعد، ما خود را در جنگ دیگری در خاورمیانه بیابیم که به نظر نمی‌رسد به طور کامل در مورد آن فکر کرده باشیم. این ممکن است با این دولت خاص تعجب‌آور نباشد، اما با توجه به اینکه ترامپ واقعاً از این حس ناامیدی در میان مردم آمریکا با هزینه‌های انسانی و مالی جنگ در عراق سوءاستفاده کرد، واقعاً یک سوء عملکرد باورنکردنی است که آنها این جنگ را آغاز کرده‌اند و مجموعه‌ای از شرایط را در منطقه ایجاد کرده‌اند که پیامدهای اقتصادی و استراتژیک بلندمدتی دارد، بدون اینکه به طور کامل در مورد نتایج بالقوه آن فکر کرده باشند.

منبع گزارش:
https://www.brookings.edu/articles/can-irans-regime-survive-the-war/

مقالات مشابه

ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ
پایان جنگ خارجی، آغاز نبرد داخلی؟

انتخاب سردبیر

user