یکشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

خیزش دی، پایان بازی؟

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

جمهوری اسلامی به نقطه‌ای رسید که هرگز قبلاً شاهد آن نبوده‌ایم، خشونتی واقعاً وحشیانه و کشتار بی‌هدف معترضان در خیابان. اما موفق شد مردم را ساکت کند، و در این برهه از زمان، ایرانیان صرفاً سعی می‌کنند تکه‌های پازل را جمع کنند تا مشخص کنند که اعضای خانواده و عزیزانشان که برای بهبودی از این واقعه فوق‌العاده وحشیانه به خیابان‌ها رفته بودند، کجا می‌توانستند باشند. اما همچنین به آینده و احتمالاً دور دیگری از اعتراضات نگاه کنند. امروز ایران در حالت شوک و اندوه و کشف این است که این جنایات چقدر وحشتناک بوده است، با سرکوبی که در تاریخ ایران بی‌سابقه بوده و واقعاً در مقیاسی است که در تاریخ اخیر منطقه قابل مقایسه نیست. اعتراضات در نتیجه شرایط اقتصادی آغاز شد، اما خیلی سریع به اعتراضات ضد حکومتی تبدیل شد. بسیاری بودند که شعارهایی به نفع بازگشت سلطنت قبل از انقلاب، سر می‌دادند..

ایرانیان به دلیل قطعی اینترنت از اخبار محروم شده‌اند، اما کاملاً مشخص نیست که این وضعیت چقدر پایدار خواهد بود. آنها اکنون بر بازیابی اجساد دوستان و خانواده خود متمرکز شده‌اند تا نوعی تخمین معقول از اینکه چند هزار نفر ممکن است در این سرکوب واقعاً وحشیانه، کشته و زخمی شده باشند، ارائه دهند.

این حکومت از زمان تأسیس خود واقعاً از خشونت استفاده کرده اما این تیراندازی آشکار در خیابان، قتل تعداد زیادی از بی‌گناهانی که هم به شرایط اقتصادی اعتراض داشتند و هم خواستار نوعی تغییر در ماهیت حکومت و تعامل آن با جهان بودند، چیزی است که قبلاً هرگز ندیده‌ایم. حکومت در دورهای قبلی اعتراضات از سطوح مختلفی از خشونت استفاده کرده است، اما نه از نوع کشتار بی‌هدف حداقل هزاران نفر. ما هنوز عدد دقیق را نمی‌دانیم. آنچه در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ دیده‌ایم، تنها اوج یک حس گسترده‌تر و عمیق‌تر سرخوردگی، نارضایتی از جمهوری اسلامی و عزم ایرانیان برای تلاش برای تغییر سرنوشت سیاسی خود است.

توانایی ایجاد تغییرات مثبت در صحنه از طریق نیروی نظامی، به ویژه اگر تمایلی به اعزام نیرو باشد، ذاتاً محدود خواهد بود. مطمئناً راه‌هایی وجود دارد که می‌توان از طریق حملات نظامی روند توانایی‌های ایران را مختل کرد. همچنین گزینه‌های دیگری برای تلاش برای دستیابی به همین هدف وجود دارد. در نهایت، مردم در خیابان‌ها لزوماً قادر به قیام و سرنگونی جمهوری اسلامی نخواهند بود، مگر اینکه یک رهبری سیاسی جایگزین، یک جنبش سیاسی که در واقع بتواند با جمهوری اسلامی مبارزه و حتی با آن مذاکره کند، ایجاد شود.

و بنابراین ما واقعاً باید در زمینه کمک به حمایت و ایجاد یک اپوزیسیون در ایران برای تشویق جدایی از حکومت که در واقع ممکن است مسیری را برای نوعی جایگزین متفاوت ایجاد کند، کارهای بیشتری انجام دهیم. ترامپ آشکارا با موفقیت از نیروی نظامی در تلاش برای سرنگونی ساختارهای دیگر، به ویژه حکومت مادورو در ونزوئلا، استفاده کرده است. ولی فکر نمی‌کنم که این گزینه برای ایران مناسب باشد، صرفاً به این دلیل که این ساختاری است که ۴۷ سال تلاش کرده تا قدرت خود را تثبیت کند. رابطه همزیستی بین روحانیونی که دولت را رهبری می‌کنند و سپاه پاسداران و دیگران که از آن قدرت حمایت می‌کنند، وجود دارد. آنها کاملاً با هم متحد هستند و بعید است که حتی در مواجهه با نیروی نظامی آمریکا به یکدیگر حمله کنند. بسیاری تصور نمی‌کردند که جمهوری اسلامی پس از مرگ بنیانگذار بسیار کاریزماتیک و قدرتمند خود، آیت‌الله روح‌الله خمینی، دوام بیاورد. ولی دوام آورد. قدرتمندتر شد. دفتر رهبری تحت رهبری آیت‌الله خامنه‌ای قدرتمندتر شد. تلاش‌های زیادی، به ویژه در شش ماه گذشته از زمان وقایع ژوئن که او مجبور به رفتن به پناهگاه شد، انجام شده است تا هم برای جانشینی آماده شود، هم برای اینکه شخص دیگری این نقش را بر عهده بگیرد، و هم اطمینان حاصل شود که نظام بدون او بتواند دوام بیاورد. زیرا در ماه ژوئن، تلاش‌هایی، حداقل ظاهری، برای سرنگونی توسط اسرائیلی‌ها وجود داشت. بنابراین آنها درک می‌کنند که این یک خطر واقعی است و احساس من این است که دوام خواهد آورد.

اما این زمان، زمان ضعف حماسی جمهوری اسلامی است. نشان داده شده که توانایی بسیار کمی برای دفاع از کادرهای خود در برابر حملات خارجی دارد. تمام شبه‌نظامیان نیابتی خود را که به عنوان نیروهای بازدارنده در سراسر منطقه بودند، از دست داده است. و برنامه هسته‌ای آن در حال حاضر عملاً در زیر زمین دفن شده است. بنابراین مایل بود از نیروی کاملاً بی‌سابقه و فوق‌العاده خشونت‌آمیز برای سرکوب اعتراضات هزاران نفر در سراسر کشور استفاده کند. آنها هر کاری که لازم باشد برای ماندن در قدرت انجام خواهند داد. و من فکر می‌کنم این واقعیت که ما شاهد ریزش نبودیم، نشان می‌دهد که همه آنها آماده‌اند تا حتی اگر مستلزم خشونت بی‌سابقه‌ای باشد، با هم کنار بیایند. فکر می‌کنم که ترامپ با توییت‌هایش گام بسیار غیرمعمولی برداشت و شخصاً خود را در آنچه در ایران اتفاق می‌افتد، وارد کرد. اولین توییت او تنها چند ساعت قبل از عملیات ایالات متحده در ونزوئلا منتشر شد که در آن گفت ایالات متحده آماده و مجهز است تا به نجات معترضان ایرانی بیاید.

او چندین بار دیگر توییت کرد و اظهار داشت که ایالات متحده قرار است به روش‌های بسیار مشخصی کمک کند. و من فکر می‌کنم که حداقل در ابتدا، احساس ناامیدی شدید و حتی احساس خیانت از سوی بسیاری از ایرانیان وجود داشته است که در برخی موارد به معنای واقعی کلمه معتقد بودند که ایالات متحده قرار است نقش بسیار مستقیمی را در تلاش برای شکل دادن به رویدادها بر عهده بگیرد و چنین چیزی ندیده‌اند. ما گزارش‌های روایی از افرادی می‌شنویم که می‌گویند، بله، من دیده‌ام که رئیس جمهور متعهد شده است که اینجا با ما باشد و من می‌روم زیرا این یک لحظه تاریخی است. و بنابراین من مطمئنم که در سطح فردی، این [رویداد] برخی از ایرانیان را متقاعد کرد که به اعتراضات بپیوندند.

من فکر می‌کنم این [رویداد] همچنین سابقه‌ای ایجاد می‌کند که برای ما بسیار نگران‌کننده است، زیرا رئیس‌جمهور عملاً اعتبار آمریکا را با توییت‌های رسانه‌های اجتماعی خود به خطر انداخت. ما تقریباً به این ایده عادت کرده‌ایم که یک رئیس‌جمهور آمریکایی بدون هیچ نوع فرآیند سیاسی، بحث بین سازمانی در مورد گزینه‌ها و آمادگی‌ها، درونی‌ترین افکار خود را برای تمام جهان توییت کند. من فکر می‌کنم این موردی است که در آن، از برخی جهات، رئیس‌جمهور متعهد به انجام کارهایی شد که در موقعیت انجام آنها نبود. او ممکن است توسط کسانی که به او ایمان داشتند، ردی از اشک در ایران به جا گذاشته باشد. و اکنون ممکن است مجبور شود اقدامی انجام دهد یا ممکن است احساس کند که صرفاً برای عمل به وعده‌هایش، حتی اگر به نتیجه‌ای که او در نظر دارد یا خود ایرانیان به آن امیدوارند، نرسد، مجبور به انجام اقدامی شود. او نوعی نتیجه تاریخی می‌خواهد. اما از آنچه در طول روزهایی که او در حال بررسی و شاید آماده شدن برای اقدام نظامی بود، دیدیم، مشخص است که حداقل برخی در دولت او، یک نتیجه تاریخی را در قالب توافق بالقوه بسیار سخاوتمندانه در مورد مسئله هسته‌ای ایران می‌بینند، توافقی که در آن اگر ایران آماده دادن امتیازات تاریخی و کنار گذاشتن برنامه غنی‌سازی خود باشد، که البته اکنون توسط اقدام نظامی اسرائیل و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ کاملاً به عقب رانده شده است، ممکن است در واقع از چنین توافقی حمایت کنند. با توجه به خشونت و کشتار اخیر، تلاش برای دستیابی به نوعی توافق که آن را در قدرت نگه دارد، نفرت‌انگیز خواهد بود. اما من می‌توانم حداقل یک جایگزین بالقوه برای آنچه مارا پیش‌بینی کرده است، ببینم، یک شخصیت متفاوت اما با نوعی توافق هسته‌ای.

منبع گزارش:
https://www.brookings.edu/articles/irans-uprising-whats-the-endgame/

مقالات مشابه

ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ
پایان جنگ خارجی، آغاز نبرد داخلی؟

انتخاب سردبیر

user