شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

رهبری سوم، نمادین یا واقعی؟

:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

پس از موجی از ترورها که مقامات ارشد ایرانی و رهبر معظم انقلاب را که از زمان آغاز جنگ در ملاء عام دیده نشده است، هدف قرار داد، یک سوال کلیدی مطرح شده است: چه کسی واقعاً ایران را اداره می‌کند؟

هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل با تهران وارد جنگ شدند، به نظر می‌رسید تغییر یکی از اهداف اصلی آنها باشد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در یکی از اولین اظهارات عمومی خود در مورد این حملات، از ایرانیان خواست که "این لحظه را غنیمت بشمارند" و "کشور خود را پس بگیرند".

اما به جای فروپاشی پس از ترور رهبر معظم انقلاب و ده‌ها مقام ارشد، تکامل یافته است - در جهتی که بسیاری از ناظران اکنون آن را تندروتر می‌دانند.

مجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب است، اما ایرانیان و تحلیلگران به ABC گفته‌اند که این سپاه قدرتمند پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) است که هم به عنوان یک نهاد نظامی و هم به عنوان یک دولت موازی عمل می‌کند، که به طور فزاینده‌ای در داخل کشور تصمیم می‌گیرد و همچنین سرکوبگرتر می‌شود. مدی، مردی اهل تهران که نامش برای محافظت از هویتش تغییر کرده است، گفت: "واضح است که ساختار بسیار خشن‌تر شده است؛ در پی وقایع اخیر و از دست دادن چهره‌های کلیدی، رفتار آن فقط تشدید شده است."

این موضوع فراتر از راهروهای قدرت تهران و در خیابان‌های آن احساس می‌شود، جایی که ایرانیان می‌گویند شاهد افزایش ایست‌های بازرسی امنیتی، دستگیری‌ها و حتی اعدام‌ها هستند.

او گفت: «هیچ‌کدام از ما دیگر جرات بیرون رفتن با تلفن‌هایمان را نداریم… آنها تمام چت‌های شما را بررسی می‌کنند تا چیزی علیه شما پیدا کنند.»

«این سرکوبگرانه‌ترین - و سرکوبگرانه‌ترین محیط امنیتی - است که من در زندگی‌ام تجربه کرده‌ام.» مریم، که نامش نیز برای محافظت از هویتش تغییر داده شده است، به ABC گفت که نفرت «تمام جمعیت را فرا گرفته است».

این زن ۴۵ ساله اهل تهران گفت: «تنها مهارت، گسترش ترس و وحشت است: قطع اینترنت، پارازیت انداختن روی شبکه‌های ماهواره‌ای، اعدام جوانان بی‌گناه و اساساً هر اقدامی علیه مردم بی‌دفاعی که اخیراً حقوق خود را به‌طور جدی مطالبه کرده‌اند.»

با افزایش فشار داخلی و بین‌المللی بر تهران، تحلیلگران می‌گویند که «نشانه‌های روشنی از جنگ قدرت و اصطکاک» در میان نخبگان سیاسی و نظامی نیز وجود دارد.

آندریاس کریگ، مدرس ارشد کینگز کالج لندن، به ای‌بی‌سی گفت: «واضح‌ترین نکته، شکاف فزاینده بین آنچه به نظر می‌رسد اردوگاه غیرنظامیان می‌خواهند و آنچه اردوگاه امنیتی اجازه می‌دهد، است.»

و این نحوه‌ی عملکرد در داخل جمهوری اسلامی است. وقتی اسرائیل و ایالات متحده حمله‌ی سربریدن را آغاز کردند که علی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله، و بسیاری از حلقه‌ی نزدیکانش را کشت، خلائی ایجاد کردند که به زودی توسط پسرش، مجتبی خامنه‌ای، پر شد.

او از حمایت سپاه پاسداران برخوردار بود و تحلیلگران او را افراطی‌تر، خشن‌تر و ایدئولوژیک‌تر از پدرش می‌دانستند.

اما خامنه‌ای جوان‌تر از زمان به قدرت رسیدن در ملاء عام دیده نشده است و غیبت او گمانه‌زنی‌هایی را در مورد سلامتی و موقعیت او دامن زده است.

تنها پیام‌های او به صورت کتبی منتشر شده است و اولین بیانیه‌ی عمومی او از زمان رسیدن به مقام رهبری توسط یک گوینده خبر در حالی که تصویرش روی صفحه نمایش داده می‌شد، خوانده شد.

رهبران ایالات متحده ادعا کرده‌اند که او تغییر شکل داده و ناتوان شده است و این موضوع سوالاتی را در مورد میزان کنترل او در ایران ایجاد کرده است.

دکتر کریگ گفت به دلیل غیبت او، مجتبی اکنون بیشتر شبیه یک «حاکم نمادین است تا مردی که جنگ، مذاکرات و امنیت داخلی را هدایت می‌کند».

او گفت: «او همچنان به عنوان رأس رسمی و به عنوان یک چهره مشروعیت‌بخش مهم است، اما برداشت قوی‌تر این است که اقتدار عملیاتی به دست سپاه پاسداران افتاده است.»

برخی از رهبران نظامی که توسط ایالات متحده و اسرائیل ترور شدند نیز با چهره‌هایی جایگزین شده‌اند که تحلیلگران آنها را تندروتر و افراطی‌تر توصیف می‌کنند، مانند احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه.

محمد علی شعبانی، سردبیر خبرگزاری خاورمیانه امواج، در پستی در X گفت: «به طور مودبانه: [محمد] پاکپور، فرمانده ترور شده سپاه و [حسین] سلامی، یکی دیگر از فرماندهان سابق سپاه، در مقایسه با این شخص معلم مدرسه بودند. این مرد بی‌رحم است.»

هفته گذشته اختلافات بین سپاه و بازوی سیاسی دولت به طور علنی آشکار شد، زیرا به نظر می‌رسید مقامات جمهوری اسلامی در مورد نحوه مدیریت اهرم چانه‌زنی اصلی خود یعنی تنگه هرمز اختلاف نظر دارند.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، جمعه گذشته پس از برقراری آتش‌بس بین لبنان و اسرائیل، تنگه هرمز را «کاملاً باز» اعلام کرد. سپس آقای ترامپ پیروزی بر تنگه هرمز را اعلام کرد و تأیید کرد که محاصره بنادر ایران توسط آمریکا «به طور کامل ادامه خواهد یافت».

اما روز بعد، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تنگه دوباره بسته شده است.

اظهارات آقای عراقچی به سرعت توسط رسانه‌های مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مورد انتقاد قرار گرفت.

خبرگزاری دولتی مهر او را متهم کرد که به آقای ترامپ امتیاز سیاسی داده است و گفت که این اظهارات به او اجازه داده است «خود را برنده جنگ اعلام کند و پیروزی را جشن بگیرد».

دکتر کریگ گفت: «ماجرای عراقچی در مورد تنگه هرمز برای من برجسته بود زیرا مشکل فرماندهی دوگانه را به شکلی غیرمعمول و عمومی آشکار کرد.»

عراقچی سعی داشت یک خط دیپلماتیک ارائه دهد، اما بازیگران تندرو و مرتبط با سپاه پاسداران عملاً نشان می‌دادند که تصمیم واقعی جای دیگری است.

موسسه مطالعات جنگ (ISW) و پروژه تهدیدات حیاتی (CTP) در گزارشی ویژه در ۲۰ آوریل نوشتند، تندروها در پشت صحنه نیز به طور فزاینده‌ای از رویکرد وزیر امور خارجه در مذاکرات با ایالات متحده انتقاد کرده‌اند و رئیس جمهور مسعود پزشکیان نیز مورد بررسی دقیق قرار گرفته است.

دکتر کریگ گفت: «یکی از قوی‌ترین نمونه‌ها، حادثه‌ای بود که در آن رئیس جمهور پزشکیان توقف حملات به کشورهای همسایه را اعلام کرد، اما چند دقیقه بعد حمله موشکی به امارات متحده عربی انجام شد.

این نشان می‌دهد که ریاست جمهوری غیرنظامی دیگر کنترل قاطعی بر حساس‌ترین تصمیمات نظامی ندارد.»

تحلیلگران توضیحات مختلفی در مورد چرایی وقوع اختلاف بین رهبری غیرنظامی و نظامی ارائه داده‌اند.

یکی از این توضیحات این است که مجتبی همان رهبر عالی‌رتبه پدرش نیست، کسی که به گفته تحلیلگران بین جناح‌های مختلف داوری می‌کرد و سپس تصمیم نهایی را می‌گرفت. علی انصاری، استاد تاریخ ایران و مدیر موسسه مطالعات ایران در دانشگاه سنت اندروز، به ای‌بی‌سی گفت: «تفرقه بینداز و حکومت کن، روش کار ارشد خامنه‌ای بود، مشکل اکنون این است که تصمیم‌گیرنده غایب است و مجتبی هنوز نمی‌تواند جای پدرش را پر کند.»

مورد دیگر این است که حکومت از زمان شروع جنگ به طور کلی «جنگ‌طلب‌تر» شده است.

تریتا پارسی، تحلیلگر سیاست خارجی و متخصص روابط ایران و آمریکا از موسسه کوئینسی، به ای‌بی‌سی گفت: «ما شواهدی می‌بینیم که عناصر تندرو بیشتری در حال اشغال مناصب کلیدی در دولت ایران هستند.»

«ما می‌بینیم که استراتژی نظامی آنها از طرحی پیروی می‌کند که با آنچه قبلاً استفاده می‌کردند متفاوت است، که بسیار تهاجمی‌تر است. این طرح، جنگ‌طلبانه‌تر خواهد بود.»

رئیس جمهور آمریکا و حامیانش از گزارش‌های مربوط به اختلافات درون اردوگاه ایران سوءاستفاده کرده‌اند.

آقای ترامپ در طول هفته بارها در مورد رهبری «از هم گسیخته» ایران اظهار نظر کرد و به خبرنگاران گفت که «آنها مثل سگ و گربه می‌جنگند» و همچنین در مورد حکومت در رسانه‌های اجتماعی مطلب منتشر کرد.

او در یکی از پست‌های خود نوشت: «ایران برای فهمیدن اینکه رهبرش کیست، دوران بسیار سختی را سپری می‌کند! آنها اصلاً نمی‌دانند! این درگیری داخلی بین «تندروها» است که در میدان نبرد به شدت شکست خورده‌اند و «میانه‌روها» که اصلاً میانه‌رو نیستند.»

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، از آن زمان پست‌های یکسانی در X منتشر کرده‌اند و ادعا کرده‌اند که «در ایران، هیچ رادیکال یا میانه‌رویی وجود ندارد».

در پست‌های آنها آمده است: «همه ما «ایرانی» و «انقلابی» هستیم و با وحدت آهنین ملت و دولت، با اطاعت کامل از رهبر معظم انقلاب.»

دولت آمریکا ادعا کرده است که اختلافات داخلی ایران مانع مذاکرات صلح است، اما برخی از تحلیلگران با این ارزیابی مخالفند.

دکتر پارسی گفت: "ترامپ… گفته است که در دولت ایران اختلافاتی وجود دارد - و من مطمئنم که وجود دارد. اما [هیچ] مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این دلیل پیشرفت نکردن امور است."

"به نظر من، این فقط یک روایت راحت برای تلاش برای دور کردن سرزنش از چیزی است که در غیر این صورت مشکل آشکار در مذاکرات خواهد بود، یعنی اینکه دونالد ترامپ دائماً مواضع چانه‌زنی خود را تغییر می‌دهد و توییت‌های توهین‌آمیزی می‌کند که دیپلماسی را خراب می‌کند."

"سرکوب شدید نظامی" در ایران
در جامعه‌ای که به سال‌ها حکومت سرکوبگر، از جمله سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات که سال گذشته هزاران نفر را کشت، عادت کرده است، حکومت تازه سرسخت شده در حال تأثیرگذاری است.

ایرانیان و گروه‌های حقوق بشری می‌گویند که مقامات سرکوب مخالفان را تشدید کرده‌اند. سازمان‌هایی مانند دیده‌بان حقوق بشر از هزاران دستگیری جدید در ماه‌های اخیر خبر می‌دهند و فعالان می‌گویند که از جنگ به عنوان پوششی برای ساکت کردن مخالفان استفاده می‌شود.

عفو بین‌الملل می‌گوید مقامات «سرکوب شدید نظامی» انجام داده‌اند.

برای روزنامه‌نگاران خارجی تأیید آنچه در داخل ایران اتفاق می‌افتد دشوار است، تا حدودی به این دلیل که قطع ارتباطات، دریافت اطلاعات را در لحظه دشوار می‌کند و شهروندان به دلیل انتقاد از حکومت با مجازات شدید روبرو می‌شوند. اما ایرانیانی که از طریق پیام با ABC صحبت کردند، فضای ترس و سرکوب فزاینده را توصیف کردند.

علی ۴۲ ساله اهل اصفهان به ABC گفت: «این گروه‌ها هیچ همدردی با مردم ندارند و وحشیگری آنها در همه جا، در ایست‌های بازرسی، در گشت‌های شهری، مستقر در میادین عمومی، دیده می‌شود.»

«در این ایست‌های بازرسی، آنها هر کاری می‌کنند تا مردم را رنج دهند - از توهین و آزار و اذیت گرفته تا سرقت از خودروها، من حتی شنیده‌ام که آنها از پشت به وسایل نقلیه شلیک می‌کنند یا به سمت آنها آتش می‌گشایند.»

علی همچنین گفت که بسیاری از جوانان در طول جنگ اعدام شده‌اند، اما به دلیل قطع اینترنت، ردیابی آنها دشوار بود.

مریم همچنین به ABC گفت که حکومت از زمان شروع جنگ سرکوب کرده است.

او گفت: "خیابان‌ها پر از ایست‌های بازرسی است.

"آنها زیر پل‌ها پناه می‌گیرند، مسیرهای مردم را مسدود می‌کنند و ترافیک طولانی ایجاد می‌کنند. آنها ماشین‌های جوانان را متوقف می‌کنند و تلفن‌هایشان را بررسی می‌کنند - وانمود می‌کنند که عذرخواهی می‌کنند، سپس تلفن‌ها را از بالا تا پایین بازرسی می‌کنند."

محاصره دریایی بنادر ایران توسط ایالات متحده نیز به اقتصاد شکننده کشور که از قبل هم شکننده بود، ضربه سختی وارد کرده و قیمت مواد غذایی و خواربار را به شدت افزایش داده است.

فری ۳۴ ساله اهل اصفهان به ABC گفت: "در حال حاضر هیچ چیز، حتی اقلام ضروری، دارو، مواد غذایی موجود نیست. مردم در حال مبارزه هستند."

دیگران در سراسر ایران وضعیت داخل کشور را "بسیار آشفته" توصیف کرده‌اند.

برای بسیاری از اپوزیسیون، وضعیت فعلی نشان دهنده بدترین کابوس آنهاست که به واقعیت تبدیل می‌شود: نظامی که به طور فزاینده‌ای تحت سلطه سپاه پاسداران است و یک رهبر جوان‌تر و تندروتر در راس آن قرار دارد.

منبع گزارش:
https://www.abc.net.au/news/2026-04-25/how-iran-regime-changed-after-us-israel-middle-east-war/106595956

مقالات مشابه

ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ
پایان جنگ خارجی، آغاز نبرد داخلی؟

انتخاب سردبیر

user