در اول آوریل، ترامپ اعلام کرد که اهداف استراتژیک ایالات متحده در جنگ با ایران «در حال تکمیل» است. او تهدید کرد که اگر ایران ظرف سه هفته به توافق نرسد، آن را «به عصر حجر» باز میگرداند و گفت: «ما همه کارتها را داریم، آنها هیچ کارتی ندارند.»
با این حال، ایران کارتهای دیگری برای بازی دارد. چند روز قبل از سخنرانی ترامپ، حوثیها وارد درگیری در خاورمیانه شدند. پس از ماهها اعلام آمادگی برای تشدید تنش، آنها موشکهایی را به سمت اسرائیل شلیک کردند. مقامات ایرانی هشدار داده بودند که در صورت تشدید بیشتر تنشها توسط ایالات متحده و اسرائیل یا ورود کشورهای عربی خلیج فارس به جنگ، نیروهای نیابتی یمنی آنها فعال خواهند شد. اما علیرغم این تهدیدها و تمایل گذشته حوثیها برای هدف قرار دادن کشتیرانی بینالمللی، آنها تاکنون در سال جاری به ترافیک دریایی از طریق باب المندب حمله نکردهاند.
پس از بسته شدن مؤثر تنگه هرمز توسط ایران، باب المندب مهمترین گلوگاه دریایی خاورمیانه است. اختلال هماهنگ یا متوالی هر دو تنگه، شوک بیسابقهای را برای تجارت جهانی و بازارهای انرژی ایجاد خواهد کرد. سکوت حوثیها نشان دهندهی محدودیت یا محاسبه است: آنها ممکن است پس از حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ تضعیف شده باشند؛ ممکن است به دلیل انگیزههای یک بازیگر خارجی مانند عربستان سعودی عقبنشینی کرده باشند؛ یا ممکن است صرفاً منتظر لحظهای از حداکثر اهرم فشار در حین تکامل درگیری باشند.
خطر این است که خویشتنداری حوثیها کوتاهمدت باشد. رئیسجمهور ترامپ همچنان تمایل خود را برای تشدید بیشتر تنشها علیه ایران نشان میدهد و هزاران نیروی زمینی دیگر را به منطقه اعزام میکند و در عین حال همچنان تهدید به حمله به زیرساختهای حیاتی انرژی میکند. اگر این تهدیدها تحقق یابد و حوثیها در پاسخ به باب المندب حمله کنند، اقتصادهای سراسر جهان را متزلزل خواهد کرد.
باب المندب یک شریان حیاتی است که بازارهای اروپا و آسیا را به هم متصل میکند و یک کریدور مهم جدید برای صادرات انرژی عربستان سعودی است. در باریکترین حالت، این تنگه ۱۸ مایل عرض دریایی بین یمن و جیبوتی دارد. قبل از سال ۲۰۲۳، تقریباً ۹ میلیون بشکه نفت در روز از باب المندب عبور میکرد، در کنار سهم قابل توجهی از حمل و نقل کانتینری جهانی.
حوثیها پیش از این نیز تمایل و توانایی خود را برای مسدود کردن این گلوگاه نشان دادهاند. در پاسخ به حمله اسرائیل به غزه پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حملات حوثیها به کشتیهای تجاری باعث شد که ترافیک از طریق باب المندب به شدت کاهش یابد. جریان نفت بیش از نیمی از آن به تقریباً ۴ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. شرکتهای کشتیرانی با تغییر مسیر کشتیها در اطراف دماغه امید نیک، افزایش زمان حمل و نقل به مدت چند هفته و افزایش شدید هزینهها برای زنجیرههای تأمین کلیدی جهانی، به این بیثباتی پاسخ دادند.
حملات به کشتیها در باب المندب به ویژه برای عربستان سعودی حائز اهمیت خواهد بود. این پادشاهی از خط لوله شرق-غرب خود برای کاهش اثرات محاصره تنگه هرمز توسط ایران استفاده کرده است. این خط لوله، نفت خام را از سواحل شرقی عربستان سعودی به بندر ینبع در دریای سرخ پمپاژ میکند و تنگه هرمز را دور میزند. با این حال، این خط لوله ظرفیت تقریبی ۷ میلیون بشکه در روز را دارد و در حال حاضر نزدیک به حداکثر ظرفیت خود فعالیت میکند.
حمله حوثیها به باب المندب، استراتژی کاهش تنش عربستان سعودی را از بین خواهد برد. نه تنها صادرات عربستان از دریای سرخ با اختلال مواجه خواهد شد، بلکه خود خط لوله شرق-غرب نیز میتواند به هدفی برای حملات موشکی و پهپادی حوثیها تبدیل شود. اثرات پاییندستی آن به شدت در آسیا، که مقصد ۷۵ درصد از صادرات نفت عربستان سعودی است، احساس خواهد شد. قیمتهای بالاتر نفت، تورم را تشدید میکند، بودجه عمومی را تحت فشار قرار میدهد و تلاشهای بهبود اقتصادی را در سراسر اقتصادهای آسیایی و فراتر از آن پیچیده میکند.
بسته شدن باب المندب پیامدهای عمیقی فراتر از انرژی خواهد داشت. مصر نمونهای از این مورد است، اگرچه هنوز مستقیماً درگیر این درگیری نشده است. کانال سوئز یک شریان حیاتی ضروری برای اقتصاد مصر است که معمولاً حدود ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهانی را مدیریت میکند و میلیاردها دلار هزینه ترانزیت ایجاد میکند. در سال ۲۰۲۳، ۹.۴ میلیارد دلار درآمد ایجاد کرد.
بنابراین، اختلال مداوم در حمل و نقل دریایی دریای سرخ، ذخایر خارجی مصر را به شدت کاهش میدهد. این اتفاق در یک برهه زمانی بسیار حساس رخ خواهد داد. پوند مصر به طور قابل توجهی کاهش یافته است، تورم همچنان بالا است و دولت در تلاش است تا یارانههای سوخت و کالاهای اساسی را حفظ کند. کمبود انرژی، دولت را مجبور به اجرای اقدامات جیرهبندی، از جمله ممنوعیت فعالیت مشاغل پس از ساعت ۹ شب و صدور مجوز دورکاری جزئی برای کارکنان بخش دولتی و خصوصی، کرده است. افزایش قیمت مواد غذایی، فقیرترین اقشار مصر را بیش از همه تحت تأثیر قرار داده است، به طوری که قیمت کالاهای اساسی مانند سیبزمینی و گوجهفرنگی تنها در چند هفته پس از آغاز درگیری، بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است.
یک بحران اقتصادی فزاینده در مصر میتواند اثرات سرریز مهمی داشته باشد. مصر ۱۱۷ میلیون نفر جمعیت دارد و اغلب به عنوان «بسیار بزرگ برای شکست» توصیف میشود. با این حال، بدتر شدن شرایط زندگی میتواند باعث ناآرامی شود، ثبات حکومتش را تهدید کند و موجهایی از مهاجرت به خارج را برانگیزد.
مصر تنها یکی از کشورهای متعدد در سراسر جهان است که اگر حوثیها سعی کنند باب المندب را مسدود کنند، دچار بحران خواهد شد. اگر ایران با تشدید جدیتر تنش از سوی ایالات متحده روبرو شود، ممکن است به این نتیجه برسد که حوثیها کلید بقای آنها هستند. اگر ایران تصمیم به بازی با این کارت بگیرد، هزینههای جنگ برای اقتصاد جهانی به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت و برخی از دولتها مجبور خواهند شد برای عبور از طوفان به اقدامات شدیدتری متوسل شوند.