اگرچه جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران و واکنش ایران تیتر اصلی اخبار است، اما جنگ همزمان بین اسرائیل و لبنان تقریباً به همان اندازه تلفات داشته است - تاکنون بیش از ۱۰۰۰ لبنانی جان خود را از دست دادهاند - و منجر به تخلیه بخشهایی از شمال اسرائیل، مرگ چندین اسرائیلی و آوارگی بیش از ۱ میلیون لبنانی تنها در دو هفته شده است.
این جنگ ادامه حملات گذشته است و ماه مارس نشاندهنده تشدید شدید دامنه و مقیاس آنها است. آخرین دور درگیری را میتوان به زمانی نسبت داد که حزبالله پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله کرد. پس از ماهها درگیری محدود، جنگی تمامعیار در سال ۲۰۲۴ آغاز شد که اسرائیل قاطعانه در آن پیروز شد. اگرچه این دو در نوامبر ۲۰۲۴ با آتشبس موافقت کردند، اما از آن زمان اسرائیل صدها حمله به مواضع و پرسنل حزبالله انجام داده است. اوضاع پس از حمله حزبالله با موشک و پهپاد به اسرائیل اندکی پس از آغاز عملیات خشم حماسی (اسرائیل عملیات خود را «شیر در حال طلوع» مینامد) بسیار بدتر شد. از زمان آن حمله، اسرائیل به شدت به لبنان حمله کرده و صدها مکان از جمله مراکز فرماندهی، انبارهای سلاح و رهبران و پرسنل نظامی، به ویژه از نیروهای ویژه رضوان خود را هدف قرار داده است. نیروهای زمینی اسرائیل نیز چندین مایل در خاک لبنان پیشروی کردهاند.
هدف اصلی اسرائیل ساده است: تضعیف حزبالله. اسرائیل مدتهاست که رویکرد «چمنزنی» را در قبال گروههای تروریستی در پیش گرفته است، جایی که سعی میکند آنها را ضعیف نگه دارد، اما با این باور که راهحل سیاسی غیرممکن است، آماده میشود تا بارها و بارها به آنها حمله کند تا از بازیابی قدرت آنها جلوگیری کند. با توجه به تمرکز جهان بر ایران، اسرائیل از فرصت استفاده کرده و ضربات سختی به حزبالله وارد کرده است.
اسرائیل به ویژه بر منطقه نزدیک مرز شمالی خود متمرکز است. مقامات اسرائیلی نگرانند که حزبالله، مانند حماس در ۷ اکتبر، از جنوب لبنان به اسرائیل حملات فرامرزی انجام دهد. آنها همچنین به دنبال کاهش تهدید زرادخانه راکتی و موشکی حزبالله هستند که بخش عمدهای از آنها کوتاهبرد هستند، مانند کاتیوشا، فجر-۱ و فجر-۳. حزبالله دهها هزار از این سامانههای کوتاهبرد را دارد، اما میتوانند کمتر از ۳۰ مایل به داخل اسرائیل شلیک کنند. اسرائیل از لبنانیها خواسته است که جنوب لبنان و دیگر پایگاههای حزبالله را تخلیه کنند. این شامل نه تنها شهرهای مرزی، بلکه محلههای شهرهای بزرگ مانند بیروت نیز میشود. نیروهای زمینی اسرائیل سعی کردهاند زیرساختهای نظامی حزبالله مانند تونلها و مواضع پرتاب موشک در نزدیکی مرز را نابود کنند و ممکن است در آنجا عملاً یک منطقه حائل ایجاد کنند.
با ضربه زدن شدید به حزبالله، اسرائیل همچنین به دنبال تقویت بازدارندگی است، که نگرانی دیرینه اسرائیل در مورد حزبالله است. بازدارندگی اسرائیل در ۷ اکتبر شکست خورد و اسرائیل میخواهد اطمینان بیشتری برای موفقیت خود در آینده داشته باشد - اعتماد به نفسی که با ضعیف نگه داشتن همه دشمنانش به دست آمده است.
اگرچه حزبالله در حال حمله متقابل است، اما این سازمان بسیار ضعیفتر از چند سال پیش است. این گروه چندین هزار موشک، راکت و پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرده است - طبق گزارش موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک، برخی روزها شاهد شلیک بیش از ۱۰۰ پرتابه بوده است. این پرتابهها تلفات نسبتاً کمی به اسرائیل وارد کردهاند و این گروه به عمق اسرائیل حمله نکرده است.
تاکنون، ترازنامه یک طرفه است. اگرچه اسرائیل نسبت به تلفات خود و اختلال در زندگی روزمره در شمال حساس است، اما ادعا میکند که بیش از ۵۰۰ جنگجوی حزبالله، از جمله فرماندهان کلیدی، را کشته و بخشهایی از زرادخانههای موشکی، راکتی و پهپادی حزبالله را نابود کرده است.
این درگیری فرصتی را برای رقبای حزبالله در لبنان فراهم میکند تا قدرت خود را در برابر این گروه که زمانی در لبنان غیرقابل نفوذ بود، افزایش دهند. حزبالله بسیار ضعیفتر از قبل از جنگ ۲۰۲۴ است، زمانی که ستون اصلی موقعیت منطقهای ایران بود. نعیم قاسم، رهبر حزبالله، اعتراف کرده است که این سازمان در جنگ ۲۰۲۴ متحمل ۱۸۰۰۰ تلفات (از جمله ۵۰۰۰ کشته) شده است و اسرائیل در آن زمان بخش زیادی از زرادخانه موشکی آن را نابود کرده است. آخرین کشتارها و ویرانیها، قدرت نظامی این گروه را بیشتر کاهش خواهد داد. در پاسخ به فشار ایالات متحده، دولت لبنان محدودیتهایی را بر مؤسسات مالی حزبالله اعمال کرده است. سقوط رژیم اسد، همه اینها را بدتر کرد و به معنای از دست دادن یکی از نزدیکترین متحدان حزبالله بود. علاوه بر این، حملات مکرر اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران - همراه با مشکلات اقتصادی ایران - ادامه ارسال صدها میلیون دلار به حزبالله توسط تهران در هر سال را بسیار دشوارتر خواهد کرد، حتی اگر ایران از آخرین جنگ جان سالم به در ببرد.
رقبای لبنانی نیز حزبالله را بیشتر به چالش میکشند. پیش از بحران اخیر، نیروهای مسلح لبنان به جنوب لبنان اعزام شدند و نیروهای حزبالله را در آنجا خلع سلاح و جایگزین کردند. رهبران لبنان همچنین خواستار مذاکره با اسرائیل شدند، موضوعی که تاکنون تابو بوده است. حزبالله، به نوبه خود، مشتاق این نبرد نبود (احتمالاً ایران از بسیاری از لطفهایی که حزبالله مدیون ایران است، بهره میبرد) و احتمالاً در آینده حتی کمتر مشتاق درگیری خواهد بود. با این حال، اسرائیل علاقه کمی به تقویت دولت لبنان از طریق مذاکره یا تقویت رقبای حزبالله نشان میدهد.
کارزار اسرائیل در لبنان منعکس کننده یک هدف استراتژیک آشنا اما تشدید شده است: نه حذف حزبالله، بلکه تخریب پایدار آن. زمینه منطقهای گستردهتر - به ویژه رویارویی همزمان با ایران - هم فوریت و هم فرصت ایجاد کرده است و به اسرائیل اجازه میدهد تا به دشمن ضعیفی که حمایت سیاسی و مالیاش تحت فشار است، حمله کند. با این حال، این استراتژی خطرات پایداری را به همراه دارد: حتی یک حزبالله تضعیف شده، ظرفیت ایجاد اختلال در شمال اسرائیل و تشدید غیرقابل پیشبینی اوضاع را حفظ میکند، در حالی که بسیاری از مردم عادی لبنان آسیب خواهند دید. در نهایت، به نظر میرسد اسرائیل پذیرفته است که درگیری با حزبالله به عنوان یک ویژگی مکرر در چشمانداز امنیتی منطقه ادامه خواهد یافت.