جمعه ۱۴۰۵/۰۱/۱۴

خط لوله ینبع، مسیری برای خنثی‌سازی انسداد تنگه هرمز

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

هدف ایران ایجاد یک افزایش غیرقابل تحمل در قیمت انرژی است که ترامپ را مجبور به توقف حملات نظامی ایالات متحده به ایران کند، اما به دلیل سرمایه‌گذاری‌های محتاطانه خط لوله در شبه جزیره عربستان برای دور زدن تنگه، حدود نیمی از نفت و گازی که معمولاً از خلیج فارس خارج می‌شود، هنوز در جریان است.

آمریکا باید توجه داشته باشد. پترولاین نیاز به زیرساخت‌های انرژی قوی و اضافی را که هنوز نداریم، نشان می‌دهد.

در اوایل دهه ۱۹۸۰، همزمان با توسعه زیرساخت‌های انرژی مدرن عربستان سعودی، جنگ ایران و عراق در همان نزدیکی در جریان بود. خلیج فارس به شکارگاه تانکرهای نفتی تبدیل شد، زیرا هر طرف به دنبال وارد کردن حداکثر خسارت به طرف دیگر بود.

در طول دهه گذشته، به جهان، از جمله ایالات متحده، توجه شده بود که چگونه همه به جریان نفت از خلیج فارس از طریق تنگه باریک هرمز که تحت کنترل ایران بود، وابسته هستند، همانطور که اکنون نیز هست.

آرامکوی سعودی که مایل نبود صنعت حیاتی خود را در اختیار یک بازیگر متخاصم شناخته شده قرار دهد، پروژه بلندپروازانه‌ای را برای ایجاد خط لوله بین کارخانه عظیم فرآوری نفت خود در بقیق در خلیج فارس و ینبع در دریای سرخ در شمال جده، به همراه یک خط لوله همراه برای انتقال مایعات گاز طبیعی آغاز کرد.

پترولاین در حالی که هنوز بخش عمده‌ای از نفت خود را با تانکر منتقل می‌کرد، همچنان در حال استفاده بود و مرتباً ارتقا و گسترش یافت تا اینکه ظرفیت آن به ۵ میلیون بشکه در روز رسید.

حفظ پترولاین، به ویژه پس از حمله مستقیم ایران به بقیق در سپتامبر ۲۰۱۹ که تمایل تهران به اقدام نظامی علیه زیرساخت‌های انرژی غیرنظامی را نشان داد، عاقلانه به نظر می‌رسید.

این احتیاط در ماه جاری نتیجه داد، زمانی که امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، اعلام کرد که تولید پترولاین به ۷ میلیون بشکه در روز، یا کمی بیشتر از یک سوم آنچه که معمولاً روزانه از خلیج فارس خارج می‌شود، افزایش یافته است.

البته، پترولاین نمی‌تواند تمام نفتی را که در تنگه هرمز بطری می‌شود، جبران کند، اما این عرضه، تلاش ایران برای گروگان گرفتن تأمین انرژی جهان را کاهش داده است. نفتکش‌ها به سمت دریای سرخ در حرکت هستند، جایی که آنها در معرض خطر حمله حوثی‌های یمن قرار دارند که گلوگاه این آبراه در باب المندب را تهدید می‌کنند، اما تاکنون توانسته‌اند از آنجا عبور کنند.

به محض رسیدن به ینبع، آنها می‌توانند با خیال راحت از کانال سوئز بالا رفته و به مدیترانه بروند تا محموله‌های خود را در اروپا تحویل دهند.

پترولاین توسط سایر خطوط لوله عربی، مانند خط لوله نفت خام ابوظبی امارات متحده عربی که در سال ۲۰۱۲ تکمیل شد، تقویت می‌شود. این خط لوله می‌تواند حدود ۱ میلیون بشکه در روز را با دور زدن تنگه هرمز به بندر فجیره در خلیج عمان منتقل کند. در صورت نیاز، این میزان می‌تواند به طور بالقوه به ۱.۸ میلیون بشکه در روز افزایش یابد.

اگرچه پترولاین و خط لوله نفت خام ابوظبی راه‌حل‌های موقت بسیار خوبی در برابر تجاوز ایران بوده‌اند، اما باید به عنوان انگیزه‌ای برای گسترش این زیرساخت حیاتی نیز عمل کنند تا این ابزار باج‌گیری از ایران گرفته شود. به عنوان مثال، کریدور اقتصادی پیشنهادی هند-خاورمیانه-اروپا باید اصلاح و تسریع شود.

با توجه به وقایع اخیر، این کریدور باید از تمرکز پیشنهادی بر آب و هوا بر حمل و نقل هیدروژن سبز به یک خط لوله گسترده برای گاز طبیعی در سراسر شبه جزیره عربستان به اسرائیل و از طریق مدیترانه به یونان تغییر جهت دهد. اگر چنین تأسیساتی در آغاز جنگ ایران وجود داشت، قطر شاید مجبور به تعطیلی تأسیسات تولید گاز طبیعی خود نمی‌شد، که حتی پس از جنگ نیز برای بازارهای جهانی بسیار مخرب می‌بود.

آمریکا همچنین باید به درس پترولاین توجه کند و در زیرساخت‌های انرژی قوی و مازاد خود سرمایه‌گذاری کند تا اطمینان حاصل کند که می‌توانیم سوخت خود را تأمین کنیم و منابع انرژی فراوان خود را به شرکا و متحدان خود عرضه کنیم.

در سال‌های اخیر، فعالیت‌های خصمانه و چالش‌های قانونی برای پروژه‌های خط لوله از سوی گروه‌های افراطی اقلیمی مانند باشگاه سیرا، صداهای آپالاچی و مرکز حقوق محیط زیست جنوبی، علاقه به پروژه‌های جدید را کاهش داده است. ملاحظات دولت بایدن در مورد گازهای گلخانه‌ای در سال ۲۰۲۲ برای کمیسیون تنظیم مقررات انرژی فدرال، تأثیر منفی بر حتی گسترش زیرساخت‌های موجود داشته است، چه رسد به آغاز خطوط لوله جدید.

اگرچه رئیس جمهور ترامپ با لغو این ملاحظات در سال گذشته، آنها را کاهش داد، اما دولت باید تلاش‌های قوی خود را در زمینه صدور مجوز و اصلاح مقررات دو برابر کند تا تاب‌آوری ما را در برابر بلایای طبیعی و انسانی که می‌توانند جریان آزاد نفت و گاز طبیعی داخلی را مختل کنند، افزایش دهد.

پروژه‌هایی از خط لوله نفت وسترن گیت‌وی تگزاس تا پروژه قابلیت اطمینان آپالاچی گاز طبیعی پنسیلوانیا باید به سرعت پیگیری شوند تا امنیت انرژی آمریکا در داخل کشور حفظ و حراست شود.

بهتر است این ظرفیت را اکنون، قبل از اینکه به آن نیاز پیدا کنیم، ایجاد کنیم.

منبع گزارش:
https://www.heritage.org/middle-east/commentary/saudis-petroline-undercuts-irans-energy-blackmail-and-offers-lesson-america

مقالات مشابه

پیامد انسداد تنگه هرمز بر امنیت غذایی
گزینه نظامی برای گشایش تنگه هرمز؟
فشار جنگ رمضان بر صادرکنندگان خلیج فارس

انتخاب سردبیر

user