روسیه به عنوان یکی از اولین ذینفعان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ظهور کرده است که این امر به دلیل افزایش درآمدهای نفتی، افزایش تقاضا برای سایر محصولات تولیدی آن مانند کود و احتمال انتقال منابع دفاع هوایی برای اوکراین به خاورمیانه بوده است.
چرا این روایت شکل گرفته است که روسیه تاکنون جزو "برندگان" جنگ ایران است؟ آیا این درست است؟
ظاهراً جنگ ایران از دو طریق به کمپین نظامی روسیه علیه اوکراین سود رسانده است. اول، جنگ در خلیج فارس حداقل به طور موقت بحران شدید بودجه را کاهش داده است. با افزایش هزینههای جنگ و کاهش شدید درآمدهای نفتی در نتیجه کاهش قیمتهای جهانی و تلاشهای شدیدتر ایالات متحده برای محدود کردن میزان صادرات نفت روسیه، کسری بودجه ناپایداری در شرف وقوع بود. قیمت نفت با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران که تقریباً ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان را از بازار خارج کرده است، افزایش یافته است و ایالات متحده - حداقل به طور موقت - تحریمها و تعرفههایی را که حجم نفت صادراتی روسیه را محدود میکرد، لغو کرد. در نتیجه، درآمد نفتی روسیه در طول سه هفته اول درگیری دو برابر شد. بسیاری از ناظران معتقدند که این امر باید نگرانیهای کرملین را در مورد تأمین بودجه تلاشهای جنگی خود در اوکراین کاهش دهد.
دوم، تمرکز دولت ترامپ بر جنگ ایران به ناچار توجه آن را از اوکراین منحرف میکند. کاهش سریع مهمات، به ویژه برای سیستمهای دفاع هوایی، در جنگهای با سرعت بالا، کمکهای مادی را که ایالات متحده مایل به تأمین اوکراین است، در بحبوحه نگرانیهای فزاینده در مورد ذخایر مورد نیاز واشنگتن برای جنگ ایران و سایر موارد احتمالی، محدود میکند. این امر تنها موقعیت روسیه را در میدان نبرد بهبود میبخشد و حملات هوایی آن را مرگبارتر میکند.
با این حال، روایت متضادی وجود دارد که تصویر نگرانکنندهتری را برای روسیه ترسیم میکند. تصویر روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ آسیب دیده است، زیرا مشخص شده است که چقدر کم میتواند از متحدان خود در ایران یا حتی ونزوئلا، جایی که نیروهای آمریکایی در آغاز سال، نیکولاس مادورو، رهبر ونزوئلا را دستگیر کردند، حمایت کند. نمایش قدرت نظامی ایالات متحده در خاورمیانه - پس از عملیات تقریباً بینقص و پیچیده برای دستگیری مادورو - در پسزمینه مبارزات انتخاباتی روسیه در اوکراین، تنها بر ناکارآمدیهای نظامی روسیه تأکید میکند. علاوه بر این، روسیه عملاً از دیپلماسی برای پایان دادن به مناقشه ایران کنار گذاشته شده است، زیرا کشورهای خلیج فارس، پاکستان و ترکیه رهبری را به دست گرفتهاند.
مهمتر از همه، ادامه جنگ علیه اوکراین از نظر استراتژیک به نفع روسیه نیست. بلکه مشکلات جمعیتی و اقتصادی روسیه را تشدید میکند. جنگ جاری، نوآوریهای تکنولوژیکی را از منابعی که برای رقابت در سالهای آینده نیاز دارد، محروم میکند، زیرا ایالات متحده، چین و سایر کشورها منابع خود را به هوش مصنوعی (AI)، محاسبات کوانتومی و مهندسی زیستی سرازیر میکنند. برای مثال، روسیه تا سال ۲۰۲۵ جزو ده کشور برتر در سرمایهگذاری هوش مصنوعی نیست و در شاخص نوآوری جهانی ۲۰۲۵ سازمان جهانی مالکیت معنوی رتبه شصتم را دارد [PDF]. هر روزی که جنگ ادامه مییابد، روسیه در رقابت قدرتهای بزرگ که در سالهای آینده بر ژئوپلیتیک جهانی تسلط خواهد یافت، عقبتر میافتد. به طور خلاصه، روسیه برای ادامه جنگ علیه اوکراین به منابع نیاز ندارد؛ بلکه به انگیزههایی برای پایان دادن به آن نیاز دارد.
آیا روسیه آماده حملات جدید یا حمله به اوکراین است؟
روسیه مدتها قبل از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، در حال برنامهریزی برای یک حمله بهاری در اوکراین بود. این حمله احتمالاً تازه آغاز شده است. هر جریان درآمد جدیدی که کرملین ممکن است دریافت کند، تأثیر قابل توجهی بر روند حمله در کوتاه مدت نخواهد داشت - افراد و تجهیزاتی که درگیر خواهند شد، در حال حاضر در میدان نبرد یا در حال آمادهسازی هستند. به همین ترتیب، تمرکز ایالات متحده بر خلیج فارس تأثیر فوری بر سلاحها و اطلاعاتی که در تلاشهای دفاعی اوکراین در اختیار این کشور قرار داده است، نخواهد داشت.
با این اوصاف، هر چه درگیری در خلیج فارس بیشتر طول بکشد، احتمال مشاهده اثرات جدی در جنگ روسیه و اوکراین بیشتر خواهد شد. روسیه جریان ثابتی از بودجه را برای پوشش هزینههای فزاینده تولید و استخدام نظامی به دست خواهد آورد، در حالی که ایالات متحده مهماتی را که میتوانست به کشورهای اروپایی برای انتقال به اوکراین بفروشد، از بین میبرد.
وضعیت تماسهای کرملین با ایران در پی ترورهای متعدد رهبران چگونه است؟
روابط بین روسیه و ایران در دهه گذشته رو به تعمیق بوده است. این سرعت پس از حمله تمام عیار روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ که به امضای پیمان همکاری جامع استراتژیک ایران و روسیه در ژانویه ۲۰۲۵ منجر شد، افزایش یافت. بدون شک، بسیاری از رهبران عالی رتبه ایرانی که کرملین با آنها سر و کار داشته است، پیش از این در حملات هدفمند ایالات متحده و اسرائیل کشته شدهاند. اما بسیاری از آنها باقی ماندهاند، از جمله کسانی که شخصاً با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، ملاقات کردهاند، مانند مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس، که گفته میشود دولت ترامپ آنها را به عنوان شریک بالقوه در مذاکرات صلح در نظر دارد.
علاوه بر این، این همکاری شامل روابط کاری نزدیک در امور سیاسی، نظامی و اقتصادی است. ایران پهپادهای شاهد را در اختیار روسیه قرار داده و به بومیسازی تولید آن کمک کرده است، در حالی که طبق گزارشها، روسیه اکنون در حال ارسال پهپادهای پیشرفته به ایران برای تقویت قابلیتهای آن است. دو کشور به طور معمول در دور زدن تحریمهای غرب همکاری میکنند و تجارت دوجانبه از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین بیش از دو برابر شده است. این فعالیتها و سایر فعالیتها تقریباً به طور قطع باعث ایجاد روابط شخصی در سطوح مختلف در سازمانهای دولتی روسیه و ایران، به ویژه وزارتخانههای امنیتی، شده است. این روابط در ردههای دوم و سوم قدرت، تضمین کننده ادامه تماسهای نزدیک است، زیرا مقامات سطح پایینتر جای رهبران ارشد ترور شده را میگیرند.
جنگ و سایر مداخلات ایالات متحده چگونه بر روابط ایالات متحده و روسیه تأثیر گذاشته است؟
امیدها برای روابط سازندهتر که در ماههای اولیه دولت جدید ترامپ حاکم بود، ضربه جدی خورده است. تصمیم دولت برای پیوستن به اسرائیل در حمله به ایران، اجماع جدیدی را در مورد ایالات متحده در میان نخبگان روسیه ایجاد کرده است: واشنگتن در مورد عادیسازی روابط جدی نیست، روسیه را در اولویت نمیبیند و بدون توجه به منافع روسیه، وزن خود را در جهان به کار خواهد گرفت - همانطور که در ونزوئلا انجام داده بود و اکنون در ایران انجام میدهد.
بلافاصله، تا زمانی که جنگ ایران ادامه داشته باشد، ایالات متحده به طور فعال در مذاکرات سه جانبه با روسیه و اوکراین که تنها چهار تا شش هفته پیش نویدبخش به نظر میرسید، به ویژه در زمینه تدوین جنبههای نظامی-فنی نظارت بر آتشبس، مشارکت نخواهد کرد. کرملین پیش از این اعلام کرده بود که مذاکرات سه جانبه برای پایان دادن به جنگ برای مدت نامحدودی «متوقف» شده است، اگرچه مذاکرات با واشنگتن در مورد مسائل تجاری ادامه خواهد یافت.
با این حال، این ارزیابی منفی از ایالات متحده لزوماً به روابط بحثبرانگیزتر منجر نمیشود. پوتین به طور قابل توجهی از انتقاد شخصی از ترامپ به دلیل اقداماتش در ایران، ونزوئلا و جاهای دیگر که منافع روسیه را تضعیف کرده است، اکراه داشته است. پوتین همچنان درگیر اوکراین است و درست یا غلط، او هنوز معتقد است که ترامپ به او در دستیابی به اهدافش در جنگ جاری کمک خواهد کرد. تا زمانی که پوتین این اعتماد را حفظ کند، وخامت شدید روابط ایالات متحده و روسیه بعید است.