آیا جنبشهای اکراد میتوانند نقشی در شکلدهی به آینده سیاسی ایران داشته باشند؟ بله. گروههای اکراد ایرانی همچنان جزو سازمانیافتهترین نیروهای مخالف در مواجهه با جمهوری اسلامی هستند و چندین گروه از آنها نماینده گروههایی هستند که دههها قدمت دارند و حتی به قبل از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ ایران برمیگردند. چندین گروه دارای شاخههای مسلح و شبکههای سیاسی و اجتماعی هستند که تا کردستان عراق، اگر نگوییم ترکیه، گسترش یافتهاند. درک چگونگی تکامل این جنبشها برای ارزیابی پتانسیل و محدودیتهای آنها ضروری است.
در سالهای قبل از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، احزاب کردی مانند حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله کردستان ایران شبکههایی را در آن سوی مرز در کردستان عراق ایجاد کرده بودند، جایی که آنها شبهنظامیان را آموزش میدادند و ارتباطات سیاسی خود را با جوامع کرد داخل ایران حفظ میکردند. این ساختارهای فرامرزی به سازمانهای اکراد اجازه میداد تا پس از تضعیف اقتدار دولت ایران، به سرعت بسیج شوند.
در ماههای پس از انقلاب، پیشمرگههای کُرد به شهرهای بزرگ در سراسر کردستان ایران نقل مکان کردند و عملاً کنترل بخشهای بزرگی از منطقه را به دست گرفتند. ادارات محلی و شوراهای شهر تشکیل شدند و احزاب سیاسی کُرد تلاش کردند تا حکومتی را سازماندهی کنند که قادر به حفظ نظم در بحبوحه آشفتگیهای ملی گستردهتر باشد. برای مدت کوتاهی، مناطق کردنشین از جمله مناطق سیاسی سازمانیافته و باثبات در ایران پس از انقلاب بودند.
رهبران کُرد در ابتدا به دنبال توافق سیاسی با مقامات جدید در تهران برای کسب خودمختاری منطقهای بودند، درخواستی که آیتالله روحالله خمینی آن را رد کرد و جنبش کُردها را تهدیدی برای وحدت دانست و علیه آن گروهها اعلام جهاد کرد. از بسیاری جهات، پاسخ آیتالله خمینی نشان دهنده ادامه سیاستهای زمان پهلوی بود. درگیری مسلحانه آغاز یک رویارویی طولانی مدت بین نیروهای کُرد و ایران بود.
نیروهای کُرد توانستند تا اواخر دهه ۱۹۸۰ در طول هرج و مرج و آشفتگی جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) کنترل بخشهایی از کردستان ایران را حفظ کنند. در حالی که کُردها تا سال ۱۹۸۳ کنترل شهرهای بزرگ را از دست دادند، تا حدود سال ۱۹۸۹ به فعالیت در مناطق روستایی و روستاها ادامه دادند. در نهایت، جنگجویان کُرد به مناطق کوهستانی در امتداد مرز بین ایران و کردستان عراق عقبنشینی کردند.
تا اوایل دهه ۱۹۹۰، موازنه قدرت بین گروههای کُرد و دولت ایران تغییر کرده بود. سالها رویارویی نظامی، اختلافات داخلی کُردها و افزایش فشار سیاسی از سوی مقامات کردستان عراق، احزاب کُرد را مجبور به تجدید نظر در استراتژی خود نمود. بسیاری از گروههای کُرد ایرانی پایگاههای خود را به اردوگاههایی در کردستان عراق منتقل کردند، جایی که در سال ۱۹۹۶ با مقامات دولت منطقهای کردستان عراق به توافق رسیدند که عملیات نظامی برون مرزی مداوم از خاک خود علیه ایران انجام ندهند.
این تغییر نقطه عطفی در تکامل جنبشهای قومی در ایران بود. احزاب کُرد به جای تکیه بر مبارزه مسلحانه، بر سازماندهی سیاسی، فعالیت مدنی و بسیج اجتماعی در جامعه اکراد ایران تأکید کردند. این استراتژی به احزاب کُرد اجازه داد تا نفوذ خود را حتی با کاهش رویارویی نظامی با تهران حفظ کنند. با گذشت زمان، فعالیتها با نارضایتیهای اجتماعی و سیاسی گستردهتر در سراسر ایران پیوند خورد و مطالبات قومی را با درخواستهای گستردهتر برای دموکراسی، حقوق سیاسی و تمرکززدایی مرتبط کرد.
اگرچه بازیگران سیاسی کرد تلاش کردند تا در ایران به صورت سیاسی مشارکت کنند، اما این تلاشها شکست خورد. در آغاز دولت محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت، احزاب مخالف کُرد تبعیدی اصلی، هواداران خود را در داخل ایران تشویق کردند در انتخابات مجلس مشارکت کنند و تعداد زیادی از رأیدهندگان کُرد در انتخابات شرکت کردند. با این حال، سرکوب مداوم، از جمله دستگیری فعالان و سرکوب اعتراضات، به زودی امیدها را برای وقوع تغییرات سیاسی معنادار، حتی تحت عنوان اصلاحطلبی، تضعیف کرد.
تنشها در زمان جانشین او، محمود احمدینژاد، تشدید شد. در سال ۲۰۰۵، نیروهای امنیتی شوانا قادری، یک فعال ۲۵ ساله کُرد در مهاباد را کشتند. تصاویر جسد او که در خیابانها کشیده میشد، هفتهها اعتراضات را در منطقه کردستان برانگیخت.
در حالی که احزاب سنتی کُرد در این دوره از بازگشت به درگیری مسلحانه گسترده خودداری کردند، حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) که در آوریل ۲۰۰۴ تأسیس شد و وابسته به حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) است، فعالیت خود را در مناطق کردنشین ایران آغاز کرد. پژاک مجموعهای از درگیریهای مسلحانه را با نیروهای امنیتی ایران آغاز کرد. درگیری بین پژاک و نیروهای ایرانی تا سال ۲۰۱۱، زمانی که این گروه آتشبس اعلام کرد، به طور متناوب ادامه یافت. در این دوره، پژاک بسیاری از کُردهای جوانتر را که با اقدامات آنها اغوا شده بودند، جذب کرد. در همان زمان، جناحی که از حزب دموکرات کردستان ایران جدا شده بود، نیز بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ درگیریهای محدودی را با نیروهای ایرانی آغاز کرد، قبل از اینکه در نهایت دوباره با حزب دموکرات کردستان ایران متحد شود.
در پاسخ به تغییر شرایط سیاسی، حزب دموکرات کردستان ایران بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ یک چارچوب استراتژیک جدید به نام راسان (احیا) معرفی کرد. این استراتژی بسیج سیاسی را با تغییر موضع نظامی محدود در امتداد مرز ایران و عراق ترکیب کرد. پس از اعلام خبر راسان، درگیریهای تلافیجویانه بین واحدهای پیشمرگه کُرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سراسر کردستان ایران آغاز شد. راسان همچنین بر تقویت شبکههای جامعه مدنی، اصلاح ساختارهای نظامی و حفظ ظرفیت سازمانی در میان جمعیت کرد در کردستان ایران تأکید کرد.
اگرچه این کمپین منجر به رویارویی پایدار نشد، اما نشان داد که جنبشهای کُرد هم سازماندهی و هم ظرفیت بسیج را حفظ کردهاند که فراخوانهای احزاب برای اعتصاب در سراسر شهرهای کردنشین را مشاهده کردند.
اخیراً، مناطق کردنشین نقش مهمی در جنبشهای اعتراضی گستردهتر ایران ایفا کردهاند. قیام «زنان، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ پس از مرگ مهسا امینی در یک شهر کردنشین آغاز شد. این شعار که ریشه در فرهنگ سیاسی کُرد داشت، به فراخوانی متحدکننده برای معترضان در سراسر خطوط قومی، اجتماعی و سیاسی تبدیل شد.
جشنهای نوروز، سال نوی فارسی و کردی، نیز به سکوهای مهمی برای ابراز وجود سیاسی کُردها تبدیل شدهاند. در سالهای اخیر، این گردهماییها به نمایشهای عمومی بزرگی از هویت و اعتراض کُردی تبدیل شدهاند که در جشنهای عظیم نوروز مارس ۲۰۲۵ به اوج خود رسیدند.
اهمیت شبکههای سیاسی کُردی بار دیگر در موج اعتراضاتی که بین اواخر دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶ در سراسر ایران فوران کرد، آشکار شد. برای جلوگیری از تلفات ناشی از اعتراضات خیابانی، احزاب سیاسی کُرد خواستار اعتصابات کارگری هماهنگ در شهرهای کردنشین شدند. کارگران در حدود چهل شهر و شهرستان کردنشین در این اعتراضات شرکت کردند. در همان زمان، سازمانهای سیاسی کُرد هماهنگی بیشتری با یکدیگر را آغاز کردند. تقریباً یک هفته قبل از آخرین حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه اهداف ایرانی، احزاب کُرد از تشکیل ائتلافی برای هماهنگی سیاسی و نظامی خبر دادند، در حالی که بر خودگردانی اکراد در یک ایران دموکراتیک تأکید کردند و اتهامات جداییطلبی را رد کردند.
اینکه آیا نیروهای کُرد نقش تعیینکنندهای در آینده ایران ایفا خواهند کرد یا خیر، همچنان نامشخص است، اما تکامل گروههای سیاسی کُرد به توضیح این موضوع کمک میکند که چرا جنبشهای کُرد با سطحی از سازماندهی که سایر گروههای مخالف فاقد آن هستند، همچنان اهمیت خود را حفظ میکنند. در تئوری، چنین ساختارهایی میتوانند در یک گذار سیاسی گستردهتر، در صورت بروز شکافهای قابل توجه در نیروهای امنیتی ایران، نقشی ایفا کنند. در عین حال، گروههای کُرد با محدودیتهای آشکاری روبرو هستند: در حالی که آنها دارای جنگجویان باتجربه و شبکههای محلی قوی هستند، فاقد سلاحهای سنگین و قابلیتهای هوایی لازم برای رویارویی مستقیم با دولت ایران هستند.