دوشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۵

شکست مارپیچ سکوت؟

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

مسلمانان چهل روز پس از مرگ، یاد مردگان را گرامی می‌دارند، اما با افزایش سکولاریزاسیم، تعداد کمی از ایرانیان در سال‌های اخیر این سنت را رعایت کرده‌اند. این وضعیت اکنون تغییر کرده است. ۱۹ فوریه ۲۰۲۶، چهلمین روز سالگرد قتل عام معترضان ایرانی در دی‌ماه توسط نیروهای امنیتی بود. برخی از معترضان از خانواده‌های مذهبی بودند که به هر حال عزاداری چهلمین روز را گرامی می‌داشتند، اما حتی سکولارها نیز این کار را به عنوان بهانه‌ای برای ادامه جنبش اعتراضی انجام می‌دهند. یک رویداد تأثیرگذار در یک دبیرستان، حقیقت بزرگتری را در مورد جامعه ایران آشکار می‌کند.

در چهلمین روز پس از مرگ پسرش، معلمی وارد کلاس درس شد. دانش‌آموزان با لباس سیاه، ساکت ایستادند و سرود انقلابی در پس‌زمینه پخش می‌شد. عکس‌های پسر معلم روی تخته سفید پخش می‌شد و شمعی روی میز معلم روشن بود.

این وضعیت در طول دهه گذشته شروع به تغییر کرد. ولی ترس از حکومت همچنان ادامه داشت. در سومین سالگرد اعتراضات سال ۲۰۱۹، که در طی آن نیروهای امنیتی ۱۵۰۰ نفر را کشتند، چند دانشجوی دانشگاه با بازتولید سرود اعتراضی جنبش سبز، به این شورش، ادای احترام کردند. این تولید جدید از دو جهت برجسته بود. اول، اشعار اصلاح شده بودند تا آهنگ از یک شکایت انتخاباتی به یک آهنگ انقلابی تبدیل شود. دوم، ویدیو فقط پاهای شرکت‌کنندگان در این سرود را نشان می‌داد تا آنها را از انتقام محافظت کند.

در ویدیوی اخیر کلاس دبیرستان، دانش‌آموزان نسخه دوم و انقلابی سرود را اجرا کردند. سپس یکی از دانش‌آموزان برای بزرگداشت کشته‌شدگان سخنرانی کرد و صورتش نمایان بود. معلم و همکارش در کلاس نیز هیچ تلاشی برای پنهان کردن چهره خود نکردند. این کار بقیه کلاس را که در آن شرکت کرده بودند، در معرض دید قرار داد، اما به نظر نمی‌رسید کسی اهمیتی بدهد.

این نشان دهنده یک تغییر عظیم در میان ایرانیان است که پیش از اعتراضات اخیر وجود دارد. سال گذشته، حکومت کسی را به دلیل سوزاندن تصویر رهبر معظم انقلاب، در مقابل دوربین به قتل رساند. در پاسخ، ایرانیان یک کمپین ویروسی را با همین کار با تصویر او آغاز کردند و بسیاری از آنها زحمت پنهان کردن هویت خود را به خود ندادند. در عوض، آنها با ارسال ویدیوهای خود به پخش‌کنندگان مخالف، این موضوع را منتشر کردند.

توازن ترس تغییر کرده است. همانطور که یک شعر فارسی می‌گوید: «گر حکم شود که مست گیرند، بایست هر آنچه هست گیرند» به طور طبیعی، ایرانیان یک مقاومت جمعی تشکیل داده‌اند که از ظرفیت دولت برای سرکوب آن فراتر می‌رود. سلول‌های زندان کافی برای ایجاد خللی در جنبش وجود ندارد، چه رسد به سرکوب آن. مردم هنوز از جمهوری اسلامی می‌ترسند، اما طرد اجتماعی نگرانی بسیار بزرگتری است. تعداد کمی از مردم هنوز از نشان دادن چهره خود هنگام مخالفت با حکومت می‌ترسند.

مردم به طور فزاینده‌ای به راحتی در مقاومت جمعی، مانند اعتراضات کلاس درس، شرکت در مراسم تشییع جنازه، فریاد شعارهای ضد حکومت و اعتصاب شرکت می‌کنند. ترسوهای جامعه همیشه به قوی‌ترین نیرو تمایل دارند. یک دهه پیش، ترسوها از شرکت در فعالیت‌های ضد حکومت می‌ترسیدند. امروز، آنها از طرد از سوی مخالفان حکومت، می‌ترسند. ساختار هنوز اسلحه دارد، اما نیروهای اجتماعی می‌گویند که آنها در حال تبدیل به حریفی برای گلوله هستند. هیچ کس نمی‌خواهد به عنوان کسی که در اعتراضات شرکت نکرده، به یاد آورده شود، مبادا که ساختار به زودی سقوط کند.

منبع گزارش:
https://www.meforum.org/mef-observer/iranians-fear-social-ostracism-more-than-the-regime

مقالات مشابه

الهیات سیاسی در جنگ رمضان
معنای تغییر حکومت برای ترامپ
جنگ رمضان، مقدمه شورش بعدی در ایران؟

انتخاب سردبیر

user