جمعه ۱۴۰۴/۱۲/۲۲

تأثیر جنگ رمضان بر موقعیت داخلی ترامپ در آمریکا

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

وقتی دونالد ترامپ برای انتخابات ۲۰۲۴ کاندید شد، بارها بر این واقعیت تأکید کرد که از زمان جیمی کارتر، اولین رئیس جمهور بوده که ایالات متحده را درگیر یک درگیری مسلحانه جدید نکرده است. او در سخنرانی پیروزی خود در شب انتخابات به ملت اطمینان داد: «من جنگ‌ها را شروع نمی‌کنم، من جنگ‌ها را متوقف می‌کنم.»

کمی بیش از یک سال بعد، رئیس جمهور اکنون در دوره دوم خود مجوز استفاده از زور در هفت کشور مختلف را صادر کرده است.

سال‌ها، ترامپ به خاطر سابقه پرهزینه ماجراجویی‌های نظامی آرمان‌گرایانه در خاورمیانه، از اسلاف خود انتقاد می‌کرد. اکنون، با مرگ رهبر عالی و ویرانی بخش زیادی از ایران، به نظر می‌رسد که ترامپ بالاخره طعم تغییر حکومت را چشیده است.

با توجه به اینکه تنها ۲۷ درصد از آمریکایی‌ها این حملات را تأیید می‌کنند، دموکرات‌ها این حمله را «جنگ انتخابی» می‌نامند و جمهوری‌خواهان دچار اختلاف شده‌اند، ترامپ دست به یک قمار سیاسی عظیم زده است. چرا؟

در دوره اول خود، ترامپ چندین بار از آستانه جنگ عقب‌نشینی کرد. در سال ۲۰۱۹، او واکنش نظامی به سرنگونی پهپاد آمریکایی توسط تهران را لغو کرد، ظاهراً تاکر کارلسون او را متقاعد کرده بود که اگر وارد جنگ با ایران شود، می‌تواند «شانس انتخاب مجدد خود را ببوسد». ترور قاسم سلیمانی توسط آمریکا در سال بعد، اقدامی تهاجمی بود. اما ترامپ به جای ریسک درگیری در سال انتخابات، به دنبال کاهش تنش‌ها بود.

امروز، به نظر می‌رسد رئیس جمهور نگرانی بسیار کمتری نسبت به این خطرات دارد. او اکنون رئیس جمهور دوره دوم است که مجبور نیست دوباره با رأی دهندگان روبرو شود. این امر حساسیت او را نسبت به ریسک سیاسی به طور کلی کاهش می‌دهد: او دیگر به دنبال انتخاب مجدد نیست، بلکه به میراث خود فکر می‌کند.

کارلسون حملات ترامپ را «نفرت‌انگیز و شیطانی» توصیف کرده است. اما او دیگر گوش ترامپ را ندارد. و کسانی که گوش ترامپ را دارند، مانند سناتور لیندسی گراهام، می‌دانند که رئیس جمهور اکنون بیشتر به خرج کردن سرمایه سیاسی علاقه دارد تا ذخیره آن.

گراهام که در سال ۲۰۲۰ به ترامپ توصیه کرده بود که سلیمانی را هدف قرار ندهد، هفته گذشته از جمله افرادی بود که رئیس جمهور را به نادیده گرفتن چنین هشدارهایی ترغیب می‌کرد.

ترامپ اولین رئیس جمهوری نیست که به دنبال تغییر اساسی در روابط واشنگتن با تهران به عنوان وسیله‌ای برای تثبیت میراث سیاست خارجی خود است. از زمان انقلاب ۱۹۷۹، روابط بین دوره‌های خصومت و تلاش برای ایجاد روابط حسنه در نوسان بوده است.

اما اکثر روسای جمهور به دنبال استفاده از فضای سیاسی حاصل از دوره دوم ریاست جمهوری برای پیگیری یک راه حل دیپلماتیک بوده‌اند. ترامپ با انجام حملات نظامی در چنین مقیاس بی‌سابقه‌ای، روند را برعکس کرده است.

رئیس جمهور همیشه یک نظامی‌گرای صلح‌دوست بوده است.

از نظر ترامپ، استفاده از زور با پیگیری صلح ناسازگار نیست. برعکس، رئیس جمهور بارها اعتقاد خود را به اثربخشی اعمال قدرت نظامی به عنوان ابزاری برای ایجاد صلح ابراز کرده است.

برای مثال، در مراسم امضای قرارداد هیئت تازه تأسیس صلح، رئیس جمهور حملات تابستان گذشته به تأسیسات هسته‌ای ایران را به عنوان «پیروزی بزرگ دیگری برای هدف نهایی صلح» ستود. او همچنین با اشتیاق از «نابودی تروریست‌ها» در نیجریه، «از بین بردن» داعش در سوریه و عملیات نظامی «شگفت‌انگیز» که منجر به دستگیری نیکلاس مادورو در ونزوئلا شد، صحبت کرد.

تمایل رئیس جمهور به صدور مجوز خشونت‌های پراکنده چیز جدیدی نیست. ترامپ به طور معمول موفقیت‌های دوره اول ریاست جمهوری خود را در حذف افراد، از ابوبکر البغدادی در سوریه گرفته تا سلیمانی در عراق، جشن می‌گیرد. این یکی از دلایلی است که تلاش‌ها برای به تصویر کشیدن ترامپ به عنوان یک انزواطلب، همیشه نیمه‌کاره بوده است.

موضع رئیس جمهور همچنین نشان‌دهنده یک تناقض اساسی در نگرش‌های عمومی در مورد سیاست خارجی است.

از یک سو، رأی‌دهندگان تمایل دارند با درگیری‌های طولانی و پرهزینه که در آن عموم مردم بار هزینه‌های انسانی و مالی را متحمل می‌شوند، مخالفت کنند. به همین ترتیب، موانع آشکاری برای قدرت‌نمایی بیش از حد در مسیر مبارزات انتخاباتی وجود دارد. همانطور که رئیس جمهور جورج دبلیو بوش زمانی به شوخی به سربازان در خاورمیانه گفت: «شما در یک دموکراسی برای تصدی مقامی کاندید نمی‌شوید و نمی‌گویید، 'لطفاً به من رأی دهید، من به شما قول جنگ می‌دهم.'»

از سوی دیگر، نظرسنجی‌ها به طور مداوم نشان می‌دهند که مردم ایالات متحده نگرانی قابل توجهی در مورد مجموعه‌ای از تهدیدات جهانی ابراز می‌کنند و از استفاده از زور به عنوان ابزاری مناسب برای مقابله با آنها حمایت می‌کنند. توسعه سلاح‌های هسته‌ای توسط ایران به طور معمول در صدر این فهرست‌ها قرار دارد. ۷۷ درصد از آنها وقتی گالوپ آخرین بار در سال ۲۰۲۴ در مورد آن سؤال کرد، آن را یک تهدید حیاتی می‌دانستند.

اخیراً، یک نظرسنجی CBS که تنها سه روز قبل از حملات انجام شد، نشان داد که ۵۱ درصد از آمریکایی‌ها از اقدام نظامی علیه ایران برای جلوگیری از تولید سلاح‌های هسته‌ای حمایت می‌کنند. تحقیقات همچنین نشان می‌دهد که رأی‌دهندگان به طور سیستماتیک از نامزدهایی حمایت می‌کنند که مواضع سیاسی اتخاذ می‌کنند که تصویری از سرسختی را به نمایش می‌گذارد.

حملات ترامپ به ایران را می‌توان اوج منطقی تلاش‌های رئیس جمهور برای ارضای یک «کیکیسم» ذاتی در افکار عمومی در مورد سیاست خارجی دانست: رأی‌دهندگان می‌خواهند رهبرانی داشته باشند که بتوانند افراد بد را سرکوب کنند و بر نتایجی که برایشان مهم است تأثیر بگذارند، بدون اینکه هزینه‌های انجام این کار را متحمل شوند.

نگرش عمومی نسبت به سیاست خارجی انعطاف‌پذیر است.

اشتیاق رئیس جمهور ترامپ به ریسک‌پذیری همچنین ممکن است با اعتماد به نفس او در توانایی‌اش در رهبری افکار عمومی تقویت شده باشد. سیاست خارجی برای اکثر رأی‌دهندگانی که برای درک رویدادهای خارج از کشور به رهبران سیاسی متکی هستند، موضوعی دور از دسترس است. و رئیس جمهور یک رهبر فکری بسیار قدرتمند، به ویژه در میان هم حزبی‌هایش است.

ونزوئلا را در نظر بگیرید. طبق نظرسنجی YouGov در اواخر دسامبر، تنها ۲۱ درصد از آمریکایی‌ها از استفاده از نیروی نظامی برای سرنگونی نیکولاس مادورو حمایت کردند. با این حال، تنها سه هفته بعد، پس از اینکه رئیس جمهور دقیقاً همین کار را انجام داد، این حمایت تقریباً دو برابر شد و به ۴۰ درصد رسید. مهمتر از همه، شاید این باشد که پایگاه ترامپ به سمت او متمایل شد و حمایت جمهوری‌خواهان در همان دوره از ۴۳ به ۷۸ درصد افزایش یافت.

اقدامات ترامپ ممکن است مشاورانش را وادار کند تا برای تطبیق استفاده مکرر او از زور در خارج از کشور با دیدگاه «اول آمریکا»ی او، درگیر ژیمناستیک بلاغی شوند. اما به نظر می‌رسد مخالفت‌های لفظی از سوی عناصر سرسخت جناح MAGA حزب جمهوری‌خواه فعلاً استثنای این قاعده باشد.

همچنین غیرمعمول نیست که مردم بلافاصله پس از استفاده گسترده از زور در خارج از کشور، «دور پرچم جمع شوند». هنوز مشخص نیست که آیا مقامات فعلی می‌توانند به راحتی آنچه در سناریوی «سگ را تکان بده» تلویحاً گفته شده، افکار عمومی را دستکاری کنند یا خیر. اما ترامپ حداقل از این پویایی آگاه است، زیرا بارها پیش‌بینی کرده بود که باراک اوباما برای افزایش تعداد آرای ضعیف در نظرسنجی‌ها در طول مبارزات انتخاباتی ۲۰۱۲، جنگی را با ایران آغاز خواهد کرد.

تاریخ نشان می‌دهد که از نظر سیاسی، تنها چیزی که بدتر از درگیر شدن در یک جنگ است، شکست در پیروزی با هزینه‌ای قابل قبول است. سیالیت اهداف ایالات متحده که توسط دولت ارائه می‌شود، ممکن است به ترامپ فضایی بدهد تا در صورت افزایش هزینه‌ها، به سادگی پیروزی را اعلام کند. اما تحمل او برای حفظ تلفات نامحدود نخواهد بود. و اگر اختلال در بازارهای نفت به جیب آمریکایی‌ها ضربه بزند، تمایل او برای ادامه استفاده از زور احتمالاً بیشتر کاهش خواهد یافت. بنابراین، زمینه سیاسی در ایالات متحده به ما کمک می‌کند تا بفهمیم ترامپ چگونه به این نقطه رسیده است. اما این همچنین نشان می‌دهد که اگر پیروزی پرهزینه، دست‌نیافتنی یا هر دو باشد، جنگ چگونه می‌تواند در داخل کشور برای رئیس‌جمهور به یک بار مسئولیت تبدیل شود.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/03/trump-polls-and-war-iran-what-happened-president-peace

مقالات مشابه

الهیات سیاسی در جنگ رمضان
معنای تغییر حکومت برای ترامپ
جنگ رمضان، مقدمه شورش بعدی در ایران؟

انتخاب سردبیر

user