در دورههای افزایش عدم قطعیت، مهمترین وظیفه تنظیمکنندگان و سیاستگذاران، اطمینان از دسترسی سرمایهگذاران به نقدینگی و حفظ نظم بازارها است. خوشبختانه، بازارهای مالی عموماً در قیمتگذاری ریسک، از جمله اشکال پیچیدهای مانند ریسک رویداد، بلایای طبیعی، تنشهای ژئوپلیتیکی و بیثباتی حاکمیتی، مهارت دارند. در میان طبقات دارایی سنتی، نرخها، اعتبار، ارز خارجی، کالاها و سهام، سرمایهگذاران طیف گستردهای از ابزارها را برای پوشش ریسک در اختیار دارند، از جمله سواپهای نکول اعتباری، قفل نرخ، اختیار معامله، فروش استقراضی، پوششهای بیمهای و سایر ابزارها. این مکانیسمها به بازارها اجازه میدهند تا پیامدهای نامطلوب را در قیمتگذاری لحاظ کنند، معمولاً از طریق نرخهای تخفیف بالاتر و حق بیمه ریسک گستردهتر.
با این حال، چالش بزرگتر، مدیریت آنچه دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت ایالات متحده، آن را «ناشناختههای شناختهشده» توصیف کرد، نیست، بلکه مقابله با «ناشناختههای ناشناخته» است، ریسکهایی که پیشبینی را به چالش میکشند، در برابر مدلسازی مقاومت میکنند و خارج از چارچوبهای تعیینشده احتمال و برنامهریزی سیاستی وجود دارند. از نظر مفهومی، آنها شبیه مجموعه پوچ در ریاضیات هستند: نه صرفاً مقادیر ناشناخته، بلکه فقدان پارامترهای قابل تعریف به طور کلی.
بنابراین، برای سیاستگذاران در شورای همکاری خلیج فارس، شفافیت، وضوح سیاست و ارتباطات معتبر، آزمونهای حیاتی برای بازارها در زمان بازگشایی پس از تشدید اخیر تنشها شامل اقدام نظامی ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و واکنش بعدی ایران که بر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تأثیر میگذارد، خواهند بود. برای حفظ ناشناختهها در قلمرو شناختهها، بازارها، به عنوان مثال، از بهروزرسانیهای دقیق در مورد تولید هیدروکربن، ظرفیت، محدودیتها و تداوم عملیاتی استقبال میکنند. عملکرد عادی بازارهای سرمایه داخلی و ثبات قابل مشاهده در بخش مالی نیز به همان اندازه مهم است.
واکنش بازار احتمالاً با جلسات افتتاحیه آسیا در صبح دوشنبه آغاز خواهد شد. یکی از شاخصهای اولیه، رفتار دلار آمریکا خواهد بود. با وجود جایگاه سنتی دلار به عنوان پناهگاه امن، ماههای اخیر شاهد دورههایی از چرخش سرمایه از آن بودهایم. با توجه به عدم قطعیت فعلی پیرامون ثبات داخلی ایران، تقاضای جهانی برای دلار ممکن است به شدت بحرانهای گذشته افزایش نیابد. در عوض، طلا و در برخی موارد، ارزهایی مانند فرانک سوئیس یا دلار استرالیا ممکن است سود ببرند، زیرا سرمایهگذاران در بحبوحه بیثباتی ژئوپلیتیکی به دنبال ذخیره ارزش ادراکشده هستند.
همچنین شایان ذکر است که نقش ایران در تأمین انرژی جهانی نیز قابل توجه است. طبق دادههای بلومبرگ بر اساس آمار تولید ماهانه دسامبر ۲۰۲۵، ایران چهارمین تولیدکننده بزرگ سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) است که ۱۲ درصد از کل تولید این کارتل را تشکیل میدهد.
بنابراین، بازارهای انرژی از نزدیک زیر نظر خواهند بود. قیمتها احتمالاً افزایش خواهند یافت، هرچند شاید بدون همان درجه از وحشتی که در درگیریهای قبلی دیده میشد، زیرا شرایط عرضه جهانی در این دوره نسبتاً قوی بود. نیل شیر، بنیانگذار پلتفرم کالاهای مورگان استنلی و رئیس سابق فروش و تجارت، به من گفت: "به عنوان مثال، چین ممکن است بتواند با برداشت از ذخایر استراتژیک خود، اختلالات صادرات نفت خام ایران را جبران کند و از این طریق شوکهای فوری عرضه را کاهش دهد. بازارهای گاز طبیعی میتوانند حساستر باشند، به ویژه با توجه به میادین مشترک ایران با قطر، که هرگونه اختلال عملیاتی میتواند پیامدهای منطقهای داشته باشد."
در نهایت، سوال اصلی این نیست که آیا ایران میتواند با قابلیتهای نظامی ایالات متحده برابری کند - نمیتواند در تسلط هوایی یا دریایی رقابت کند - بلکه این است که آیا میتواند فشار نامتقارنی بر جریانهای انرژی جهانی، به ویژه از طریق مسیرهای کشتیرانی مانند تنگه هرمز، اعمال کند. این عدم قطعیت است که بازارها را بیش از هر چیز دیگری تحت نظر خواهد داشت، نه توازن نظامی متعارف.