جمعه ۱۴۰۵/۰۱/۱۴

پیامدهای نامطلوب جنگ رمضان بر امنیت ملی آمریکا

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در ماه فوریه، دونالد ترامپ، «تهدیدهای قریب‌الوقوع» را به عنوان انگیزه آغاز جنگ با ایران عنوان کرد. اما تقریباً یک ماه پس از شروع این درگیری، ایالات متحده به جای اینکه آمریکا را امن‌تر کند، به طور فزاینده‌ای به منافع خود آسیب می‌رساند. این جنگ به جای ایجاد جهانی دوستانه‌تر با منافع ایالات متحده، اتحادهای ایالات متحده را مختل می‌کند، ساختاری را که نسبت به ایالات متحده خصمانه‌تر از ساختاری است که ترامپ به دنبال حذف آن بود، تقویت می‌کند و احساسات ضد آمریکایی را شعله‌ور می‌سازد.

در حالی که ترامپ اکنون تلاش می‌کند راهی برای خروج از جنگ پیدا کند، ایران نسبت به نیات و انگیزه‌های او تردید دارد و این شکاف را عمیق‌تر می‌کند. همه اینها به عدم اعتماد به واشنگتن می‌افزاید که ثبات آمریکا را چه در کوتاه‌مدت و چه در بلندمدت به خطر می‌اندازد.

مشارکت‌ها و اتحادهای متشنج
اول و مهمتر از همه، این جنگ به روابط ایالات متحده با متحدان و شرکا آسیب رسانده است. در خاورمیانه، کشورهای خلیج فارس که آغازگر این حملات نبودند، حملاتی را در خاک خود متحمل شده‌اند و به زیرساخت‌های مهم، از جمله کارخانه‌های آب شیرین‌کن و تأسیسات انرژی، آسیب رسیده است.

اگرچه کشورهای خلیج فارس از تضعیف ایران سود می‌برند، اما هزینه‌ای که شهروندان و اقتصاد این کشورها می‌پردازند در حالی که ایالات متحده کم و بیش آسیبی ندیده است، رهبران خلیج فارس را ناامید کرده است. اگرچه آمریکایی‌ها هزینه‌های جنگ را در پمپ بنزین احساس می‌کنند، اما تاکنون تأثیر آن کم بوده است. با این حال، در خلیج فارس، یک پهپاد ایرانی به کارخانه آب شیرین‌کن بحرین آسیب رساند و بر تأمین آب سی روستا تأثیر گذاشت. حملات بیشتر به کارخانه‌ها در کویت و امارات متحده عربی، تأمین آب آشامیدنی آنجا را تهدید کرد. حملات ایران همچنین به بزرگترین تأسیسات تولید گاز طبیعی مایع در جهان - راس لفان قطر - و همچنین تأسیسات نفت و گاز در کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی آسیب رساند. بحرین، کویت، عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی همگی در نتیجه جنگ، تلفات انسانی بیشتری نسبت به ایالات متحده متحمل شده‌اند. و بُعد اسرائیلی نیز کمکی نمی‌کند: هیچ رهبر خلیج فارس نمی‌خواهد در پی جنگ بسیار نامحبوب غزه، در حال حمایت از دستور کار اسرائیل دیده شود.

در عین حال، این جنگ وابستگی امنیتی خلیج فارس به ایالات متحده را برجسته کرده است. دولت دوم ترامپ آشکارا به دنبال از اولویت انداختن خاورمیانه بوده است. استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ این دولت استدلال کرده است که «دلیل تاریخی آمریکا برای تمرکز بر خاورمیانه از بین خواهد رفت» و از این منطقه به عنوان «مکانی برای مشارکت، دوستی و سرمایه‌گذاری» یاد کرده و ایده «جنگ‌های بی‌ثمر «ملت‌سازی» را رد می‌کند.» جنگ با ایران تقریباً از هر نظر با اهداف اعلام شده دولت مغایرت دارد. علاوه بر این، رهبران خلیج فارس در تلاش بوده‌اند تا یک مکانیسم امنیتی منطقه‌ای مؤثر ایجاد کنند که وابستگی آنها را به مشارکت‌های امنیتی ایالات متحده کاهش دهد. در عوض، این جنگ یک چرخه وابستگی شرورانه و پرهزینه را تقویت کرده است که هر دو طرف ترجیح می‌دهند از آن خارج شوند - اما احتمالاً برای آینده قابل پیش‌بینی ادامه خواهد یافت.

علاوه بر این، روابط پرتنش ایالات متحده و اروپا به دلیل جنگ ایران بیشتر تحت فشار قرار گرفته است. ترامپ قبل از اولین حملات با اروپا مشورت نکرد و این قاره را غافلگیر کرد. حمله به قبرس و افزایش قیمت انرژی، اروپا را مجبور کرده است تا حدی به جنگ بپیوندد: بریتانیا استفاده از پایگاه‌های خود را توسط ارتش ایالات متحده مجاز اعلام کرد، ائتلافی از کشورهای اروپایی به دیپلماسی برای باز نگه داشتن تنگه هرمز متعهد شده است و فرانسه و آلمان (هرچند با اکراه) موضع دفاعی خود را آماده کرده‌اند. اما اروپا که مشتاق ورود به آنچه که آن را جنگ اختیاری می‌داند، نیست، از پیوستن فعالانه به حملات ایالات متحده و اسرائیل خودداری کرده است و برخی از رهبران اروپایی مشروعیت اقدامات ترامپ را زیر سوال برده‌اند. یکی از بارزترین نمونه‌های شکاف فراآتلانتیکی، واکنش اولیه به بسته شدن تنگه هرمز، کانال کشتیرانی برای تقریباً ۲۰ درصد از ترافیک دریایی نفت و گاز مایع جهان بود. چندین کشور اروپایی از تسلیم شدن در برابر درخواست ترامپ مبنی بر اعزام کشتی‌های جنگی برای کمک به باز نگه داشتن تنگه خودداری کردند و این امر خشم عمومی ترامپ را برانگیخت، که متحدان ناتو خود را که از خواسته‌های او پیروی نکردند، در برنامه «تروث سوشال» «بزدل» نامید.

خامنه‌ای جوان
دوم، ایالات متحده سابقه بسیار بدی در مداخله در خاورمیانه دارد: بارها و بارها، برکناری یک رهبر یا دخالت در سیاست داخلی، اثرات گسترده‌ای را به دنبال داشته است که اغلب به ضرر امنیت ملی ایالات متحده بوده است. ایالات متحده امروز در ایران نیز اشتباه مشابهی را مرتکب می‌شود و بدون در نظر گرفتن همه پیامدهای ممکن، تغییر را تحمیل می‌کند.

برنامه آزادی دولت جورج دبلیو بوش را در نظر بگیرید، پاسخی به حملات ۱۱ سپتامبر که به دنبال معرفی دموکراسی به خاورمیانه برای مقابله با مستبدان متخاصم منطقه بود. اما به جای اینکه این برنامه، دورانی از دموکراسی لیبرال را آغاز کند، در بهترین حالت ناکارآمد و در بدترین حالت مستقیماً به منافع ایالات متحده آسیب رساند. بدنام‌ترین نکته این است که دولت بوش برای انتخاباتی در فلسطین تلاش کرد که حماس، یک سازمان تروریستی تعیین شده توسط ایالات متحده، را به قدرت رساند. و همانطور که حماس برای منافع ایالات متحده بدتر از فتح بود، مجتبی خامنه‌ای احتمالاً بدتر از پدرش خواهد بود.

نمونه دیگر، جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود که ایالات متحده و «ائتلاف مشتاقان» آن را برای برکناری صدام حسین، رئیس جمهور عراق، از قدرت و متوقف کردن برنامه ادعایی سلاح‌های کشتار جمعی این کشور آغاز کردند. اگرچه حسین دستگیر و در نهایت اعدام شد، اما عراق به یک دموکراسی لیبرال تبدیل نشد. در عوض، تهاجم به رهبری ایالات متحده یک خلاء امنیتی و حکومتی چند ساله ایجاد کرد که به مرگ صدها هزار غیرنظامی عراقی و ۴۵۰۰ سرباز آمریکایی منجر شد و در نهایت شاهد ظهور داعش بود.

شباهت‌های بین تهاجم به عراق و عملیات خشم حماسی به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شود: هر دو را می‌توان به عنوان کارزارهای نظامی نسنجیده توصیف کرد که با اطلاعات ناقص و با اهداف نامشخص توجیه می‌شوند. در واقع، ایالات متحده و اسرائیل به جای اینکه بر ناامیدی فزاینده مردم ایران از دولت خود بنا کنند و از آن حمایت کنند، در عوض بر آتش دیکتاتوری سوخت ریخته‌اند. حمله‌ای که علی خامنه‌ای، رهبر ایران، را سرنگون کرد، آنطور که ترامپ امیدوار بود، آزادی و دموکراسی را به ارمغان نیاورد، بلکه مشعل را به پسرش سپرد که حتی از پدرش به سپاه پاسداران تندرو نزدیک‌تر است. ماهیت دمدمی مزاج ترامپ و عدم اعتماد به نفس او در نظر ایران، مذاکره برای پایان دادن به جنگ را برای او دشوارتر کرده است. همانطور که خود ترامپ اذعان کرد، حملات ایالات متحده و اسرائیل اکثر رهبران ایران را کشته است و خروج از طریق مذاکره از این درگیری را حتی چالش برانگیزتر می‌کند. و اطلاعات روشن کرده است که اگر ایرانیان به خیابان‌ها بیایند، احتمالاً با خشونت روبرو خواهند شد. ایران امسال هزاران معترض ضد دولتی را کشته است و این نشان دهنده سطح بالای سرکوبی است که مایل است بر مردم خود تحمیل کند و همچنین مقاومت آن را نشان می‌دهد. همه اینها احتمالاً به آسیب‌های بلندمدت بر اعتبار و اعتماد ایالات متحده می‌افزاید.

از دست دادن قلب‌ها و ذهن‌ها

در نهایت، جنگ، افکار عمومی خاورمیانه را علیه ایالات متحده سوق می‌دهد. در ایران، حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل که منجر به تلفات غیرنظامیان می‌شود، اعتبار اندکی را که دولت ترامپ پس از جنگ دوازده روزه ایجاد کرده بود، از بین می‌برد. در حالی که تعداد کمی از کشورهای خاورمیانه، به استثنای الجزایر و لیبی، حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرده‌اند، از حمایت علنی از این جنگ نیز خودداری کرده‌اند. کشورهایی که مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، حملات به سرزمین‌های خود یا همسایگانشان را محکوم کرده‌اند و همچنین از کشیده شدن به جنگی که خود آغازگر آن نبوده‌اند، ابراز ناامیدی کرده‌اند.

از دست دادن قلب‌ها و ذهن‌های اعراب برای ایالات متحده مضر است، چرا که این کشور به شدت به همکاری با شرکای عرب برای اشتراک‌گذاری اطلاعات، امنیت انرژی، ترتیبات امنیتی مشارکتی و حقوق پایگاه‌های نظامی وابسته است. مورد دوم به ویژه کلیدی است: این جنگ عمدتاً با حضور نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه انجام می‌شود و کشورهای میزبان را به اهداف ایران تبدیل می‌کند. و بدون توافق‌نامه‌های دوستانه در مورد پایگاه‌ها، ایالات متحده در موقعیت بسیار نامناسب‌تری برای دفاع از خود و دوستان و متحدانش در منطقه قرار خواهد گرفت.

اقدامات آمریکا و اسرائیل نه تنها باعث واکنش منفی در ایران می‌شود، بلکه در داخل کشور نیز به اقدامات ضد ترامپ دامن می‌زند. نظرسنجی‌های ۱۳ تا ۱۵ مارس نشان داد که ۵۸ درصد از آمریکایی‌ها با حملات نظامی آمریکا علیه ایران مخالفند و تنها ۳۸ درصد از مردم این حملات را تأیید می‌کنند. یک نظرسنجی فاکس نیوز نشان داد که بیش از نیمی از آمریکایی‌ها معتقدند که «مدیریت روابط با ایران» توسط ترامپ، امنیت ایالات متحده را کاهش داده است.

جنگ ایالات متحده با ایران، اتحادهای ایالات متحده را تضعیف می‌کند، خشم مردم را در داخل و خارج از کشور برانگیخته، به شرکای ایالات متحده در خلیج فارس آسیب رسانده و رهبری ایران را که با ایالات متحده دشمنی دارد، جسورتر می‌کند. هر روز که جنگ ادامه می‌یابد، بدون اهداف صریح یا استراتژی خروج روشن، مخالفت با ایالات متحده - از سوی دوستان و دشمنان، در داخل و خارج - نیز احتمالاً افزایش می‌یابد و آمریکا را ناامن‌تر و ناامن‌تر می‌کند. جنگی که به نام امنیت آمریکا آغاز می‌شود، در واقع نتیجه معکوس می‌دهد.

منبع گزارش:
https://carnegieendowment.org/emissary/2026/03/iran-war-us-less-safe

مقالات مشابه

ضرورت مهار دائمی برنامه هسته‌ای ایران
منافع ترکیه در جنگ رمضان
وساطت پاکستان، زمان و مکان مناسب؟

انتخاب سردبیر

user