مرگبارترین حمله به نیروهای امنیتی کُرد از زمان آغاز جنگ، در ۲۴ مارس رخ داد، زمانی که شش موشک بالستیک ایرانی به پایگاههای پیشمرگه در ارتفاعات سوران در شمال اربیل اصابت کرد. این حمله منجر به شش کشته و سی زخمی شد. نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، این حادثه را «تجاوز خصمانه مستقیم» توصیف کرد، در حالی که وزارت پیشمرگه آن را «یک اقدام خصمانه و خیانت» محکوم کرد. این رویداد نشان دهنده آخرین تشدید تنش در عملیاتی است که پویایی منطقهای را به طور قابل توجهی تغییر داده است.
اما این اولین تنش نبود. از روزی که ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمله کردند، سپاه پاسداران و شبهنظامیان شیعه متحدش، مداومترین رگبار موشکها و پهپادهایی را که اقلیم کردستان تاکنون تجربه کرده، شلیک کردند. در هفتاد و دو ساعت اول، بیش از هفتاد موشک به اربیل اصابت کرد یا بر فراز آن رهگیری شد. اهداف شامل فرودگاه بینالمللی اربیل، کنسولگری ایالات متحده (بزرگترین کنسولگری ایالات متحده در جهان)، مقر پیشمرگه و پایگاه هوایی حریر بودند. در ۱۲ مارس، یک پهپاد شاهد، آرنو فریون، افسر ارشد فرانسوی را در یک پایگاه آموزشی ائتلاف کشت و شش سرباز را زخمی کرد. حمله جداگانهای به یک تأسیسات نظامی ایتالیا انجام شد که باعث شد رم موقتاً پرسنل خود را از آنجا خارج کند. تا اواخر مارس، بیش از چهارصد حمله جداگانه به منطقه کردستان عراق انجام شده بود. میدان گازی خور مور به طور پیشگیرانه منابع گاز را خاموش کرد و باعث خاموشی برق در چندین استان شد.
این حوادث بخشی از یک الگوی تثبیتشده است که پیش از جنگ فعلی وجود داشته است. در طول سال ۲۰۲۵، شبهنظامیان تحت حمایت ایران یک کمپین پهپادی مداوم را با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی کردستان انجام دادند. در فوریه، یک پهپاد کامیکازه در جریان مذاکرات حیاتی انرژی با بغداد به خور مور حمله کرد. در ماه ژوئیه، پهپادها میدان نفتی سرسنگ را اندکی قبل از اینکه اپراتور آمریکایی آن قرار بود توافق جدیدی را نهایی کند، هدف قرار دادند که منجر به توقف تولید ۳۰۰۰۰ بشکه در روز آن شد. در ماه نوامبر، حمله دیگری به خور مور یک تأسیسات گاز طبیعی مایع تازه تکمیل شده را نابود کرد و تولید برق را تقریباً ۸۰ درصد کاهش داد. این هدفگیری سیستماتیک و عمدی است و این پیام را میرساند که تهران میتواند ثبات اقتصادی کردستان را به خطر بیندازد، مشارکتهای انرژی غرب را مختل کند و بدون مواجهه با عواقب قابل توجه، هزینههایی را تحمیل کند.
حاکمیتی که نیست
بغداد معمولاً به پیشنهادهای کمک مستقیم دفاع هوایی ایالات متحده با این ادعا پاسخ میدهد که چنین اقداماتی نقض حاکمیت عراق است. با این حال، حاکمیت تنها زمانی معنادار است که یک دولت بتواند به طور مؤثر از قلمرو و جمعیت خود محافظت کند. بغداد فاقد کنترل کافی بر قلمرو فدرال خود برای جلوگیری از حملات موشکی ایران به اربیل، حملات پهپادی نیابتی مداوم علیه زیرساختهای انرژی کردستان یا حملات به تأسیسات ائتلاف است. دولت انحصار استفاده از زور را ایجاد نکرده است، زیرا شبهنظامیان همسو با ایران بدون محدودیت در داخل و خارج از ساختارهای رسمی دولت فعالیت میکنند. صرف نظر از این تمایزات، نتیجه بدون تغییر باقی مانده است.
پس از حملات فوریه، مسعود بارزانی و بافل طالبانی، رهبران کرد، از بغداد خواستند که اقدامات اساسی را برای توقف حملات شبهنظامیان اجرا کند و تأکید کردند که خویشتنداری آنها نامحدود نیست. در حالی که بغداد محکومیتها را صادر کرد، هیچ حملهای را رهگیری نکرد. وقتی دولتی مکرراً از انجام وظیفه خود در حفاظت از قلمرو خود کوتاهی میکند، مشروعیت حق وتوی حاکمیتی آن بر کمکهای دفاعی خارجی تضعیف میشود. نقض اصلی حاکمیت عراق، استقرار احتمالی سپر موشکی تأمینشده توسط ایالات متحده در اربیل نیست، بلکه ارزیابی دقیق تهران از این است که میتواند بدون هیچ پیامدی به خاک عراق حمله کند.
سابقه تایوان
ایالات متحده سابقهای برای رسیدگی به چالشهای مشابه ایجاد کرده است. قانون روابط تایوان، واشنگتن را موظف میکند که به تایوان سلاحهای دفاعی ارائه دهد و ظرفیت مقاومت در برابر زور را حفظ کند. از زمان قانون مجوز روابط خارجی برای سال مالی ۲۰۰۳، تایوان به عنوان یک متحد اصلی غیر ناتو برای انتقال اقلام و خدمات دفاعی در نظر گرفته شده است. اقلیم کردستان عراق نمونهای مستقیم از این وضعیت است: این یک نهاد خودگردان است که در آن حاکمیت به رسمیت شناخته شده، ادعای کنترل انحصاری بر دفاع را دارد، با قدرتی خصمانه روبرو است که از تاکتیکهای متعارف و نیابتی استفاده میکند و به دلیل فقدان وضعیت حاکمیتی، قادر به دستیابی به سیستمهای دفاعی لازم نیست. اگر ایالات متحده اقلیم کردستان را به عنوان یک کشور چند ملیتی برای دفاع هوایی تعیین کند، این امر به اقلیم کردستان اولویت دسترسی به فروشهای نظامی خارجی را میدهد، روند بررسی فروش سلاح به اقلیم کردستان توسط ایالات متحده را سادهتر میکند و موانع بوروکراتیک ناشی از وتوی رویهای بغداد را دور میزند. این رویکرد مرزهای عراق را تغییر نمیدهد، اما واقعیت موجود را به رسمیت میشناسد.
شکل ظاهری سپر
هدف رونوشتی از معماری دفاع هوایی لایهای اسرائیل نیست، بلکه توسعه یک سیستم بازدارندگی معتبر متناسب با تهدیدات خاص پیش روی شمال عراق است: پهپادهای مسلح، مهمات سرگردان، راکتهای کوتاهبرد و میانبرد و موشکهای بالستیک مستقر شده توسط سپاه پاسداران در ژانویه ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶. یک بسته آمریکایی باید شامل سیستمهای ضد راکت، توپخانه و خمپاره، سکوهای ضد پهپاد، دستگاههای نوع شاهد، رادار یکپارچه، زیرساختهای فرماندهی و کنترل تقویتشده و استقرار گزینشی باتریهای پاتریوت در مکانهای حساس باشد.
رویدادهای فوریه اثربخشی پدافند هوایی موجود ایالات متحده در اربیل را نشان داد که اکثر پرتابههای ورودی را رهگیری کرده و آسیب به تأسیسات ایالات متحده را به حداقل رساند. با این حال، این سیستمها پوشش جامعی برای جمعیت و زیرساختهای گستردهتر کردها ارائه نمیدهند. حمله مرگبار ۲۴ مارس این شکاف را برجسته کرد، زیرا پایگاههای پیشمرگه در سوران همچنان خارج از محدوده دفاعی ایالات متحده هستند. ایجاد یک لایه دفاع هوایی کردی، به منزله گسترش حفاظت از نیروها است، به ویژه که اقلیم کردستان اکنون پس از خروج از سایر پایگاههای عراقی، میزبان اکثر نیروهای آمریکایی در عراق است. مکانیسمهای قانونی برای رسیدگی به این نیازها موجود است. بخش ۱۲۶۶ قانون مجوز دفاع ملی سال مالی ۲۰۲۴، پنتاگون را ملزم به تدوین طرحی برای تجهیز و آموزش نیروهای پیشمرگه، از جمله مقررات دفاع هوایی، کرد، اما هر دو مهلت از دست رفت. قانون مجوز دفاع ملی سال مالی ۲۰۲۶ که در دسامبر ۲۰۲۵ تصویب شد، ۳۴۳ میلیون دلار به صندوق آموزش و تجهیز ضد داعش برای نیروهای شریک در عراق و سوریه اختصاص میدهد که میتواند برای پشتیبانی از دفاع سایت، رادار و سیستمهای رهگیری کوتاهبرد برای پیشمرگهها تطبیق داده شود. قانون SPEED که در همان قانون گنجانده شده است، زمانبندیهای خرید پنتاگون را از هشتصد روز به تقریباً پنج ماه کاهش میدهد و استقرار سیستمهای تجاری و نظامی آماده به کار را تسهیل میکند. بند ۵۰۶(a)(۱) از قانون کمکهای خارجی، به رئیس جمهور اختیار میدهد تا در مواقع اضطراری پیشبینی نشده، نیروهای خود را کاهش دهد، سازوکاری که قبلاً برای اوکراین و تایوان استفاده شده بود. کنگره باید در بسته تخصیص بودجه بعدی، یک ردیف دفاع هوایی و موشکی ویژه اقلیم کردستان عراق ایجاد کند، با اطلاعرسانی به بغداد اما بدون اعطای حق وتو به بغداد.
واشنگتن با یک انتخاب روبرو است: همچنان به اعتراضات رویهای بغداد احترام بگذارد در حالی که ایران حملات بدون مانعی را به خاک کردستان انجام میدهد یا واقعیت استراتژیک را بپذیرد و اقدام قاطع انجام دهد. رویکرد اول منجر به عدم اقدام میشود، در حالی که دومی به ایجاد بازدارندگی کمک میکند. حمله موشکی اخیر به لشکر هفتم پیشمرگه هرگونه ابهام باقی مانده را از بین برده است. واشنگتن باید به تهران پیام دهد که اربیل دیگر یک هدف آسیبپذیر نیست و به بغداد بگوید که حاکمیت مستلزم مسئولیت است نه وتوی بیقید و شرط. در مواردی که این مسئولیت برآورده نشده باشد، واشنگتن باید آماده اقدام باشد.