سه شنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۱

نقش بریتانیا در جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

یکی از پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ ایران و آمریکا، فشار شدیدی بوده که بر روابط آمریکا با اروپا، و به ویژه در داخل ناتو، وارد کرده است. از یک سو، دونالد ترامپ از اینکه اروپا ظاهراً تمایلی به ایفای نقش فعال در این نبرد، به ویژه در مورد تنگه هرمز، ندارد، ناامید شده بود. در همین حال، اروپایی‌ها احساس می‌کردند که قبل از شروع جنگ توسط ترامپ و اسرائیل، با آنها مشورت یا هماهنگی نشده است.

با این حال، یک جنبه خاص از روابط فراآتلانتیک شایسته توجه بیشتری است: «رابطه ویژه» بین ایالات متحده و بریتانیا، و قطع روابط شخصی بین ترامپ و نخست وزیر بریتانیا، کی‌یر استارمر.

آنچه رهبران واشنگتن و لندن ممکن است به طور کامل درک نکنند این است که رابطه نزدیک بین ایالات متحده و بریتانیا تا چه حد برای ناظران در سراسر جهان یک نیروی ثبات‌بخش است.

به عنوان مثال، هفته گذشته من در حال سفر به قفقاز جنوبی بودم و در چندین مورد، مقامات ارشد مستقیماً از من در مورد وضعیت روابط ایالات متحده و بریتانیا سوال کردند. به عنوان یک آمریکایی که در سطوح ارشد دولت بریتانیا کار کرده است، شاید آنها معتقد بودند که من در موقعیت مناسبی برای پاسخگویی هستم. با این وجود، این واقعیت که آنها اصلاً این سوال را می‌پرسیدند، نشان می‌دهد که رابطه ویژه چقدر در سطح بین‌المللی از نزدیک رصد می‌شود و دیگران چقدر به قدرت آن اعتماد دارند.

بسیاری از مردم از رابطه ویژه ناامید می‌شوند زیرا آنها واقعاً نمی‌دانند که چیست. این رابطه با میزان نزدیکی شخصی یا همسویی سیاسی رهبران واشنگتن و لندن در هر لحظه مشخص تعریف نمی‌شود. این رابطه بسیار عمیق‌تر از این است و بسیار مقاوم‌تر از هرگونه همسویی موقت بین دو فرد است.

در سال ۱۹۴۶، وینستون چرچیل سخنرانی معروف خود را در فولتون، میسوری، ایراد کرد که به طور گسترده به عنوان سخنرانی «پرده آهنین» شناخته می‌شود و اغلب به عنوان نقطه شروع ژئوپلیتیکی جنگ سرد تلقی می‌شود. کمتر به این واقعیت اشاره شده است که چرچیل اصطلاح «رابطه ویژه» را نیز در همان سخنرانی معرفی کرد. اگر او در مورد فروپاشی پرده آهنین هشدار نداده بود، این سخنرانی ممکن بود در درجه اول به خاطر تعریف مشارکت پایدار بین لندن و واشنگتن به یاد آورده شود.

چرچیل این رابطه را با اصطلاحات عملی و نهادی توصیف کرد: همکاری نزدیک بین مشاوران نظامی، ارزیابی‌های مشترک از تهدیدها، هماهنگی در سیستم‌های تسلیحاتی و دکترین، و تبادل افسران و دانشجویان. او همچنین بر استفاده مشترک از پایگاه‌های دریایی و هوایی و مسئولیت مشترک برای امنیت جهانی تأکید کرد.

این چیزی است که رابطه ایالات متحده و بریتانیا را واقعاً خاص می‌کند. با توجه به این تعریف، این رابطه علیرغم تنش‌های سیاسی در بالاترین سطوح، اساساً قوی باقی می‌ماند.

رویدادهای اخیر این موضوع را به وضوح نشان می‌دهد. علیرغم انتقاد ترامپ از آنچه که او به عنوان عدم تمایل بریتانیا برای شرکت مستقیم در حملات هوایی علیه ایران می‌دانست، بریتانیا با این وجود حمایت‌های حیاتی ارائه داد. پایگاه‌های بریتانیا، چه در خود بریتانیا و چه در سرزمین‌های فرامرزی در اقیانوس هند، برای راه‌اندازی عملیات در زمانی مورد استفاده قرار گرفتند که برخی از متحدان ناتو حتی اجازه استفاده از حریم هوایی خود را نمی‌دادند.

بریتانیا همچنین هواپیماهای جنگنده را از پایگاه‌های قبرس و قطر به آسمان بحرین، اردن، قطر و امارات متحده عربی اعزام کرد تا به دفاع هوایی در برابر حملات پهپادی ایران کمک کند. این کمک‌ها به کاهش فشار بر سیستم‌های دفاع هوایی ایالات متحده و منطقه‌ای کمک کرد.

علاوه بر این، بریتانیا بیش از دو دهه است که در کنار ایالات متحده و سایر شرکا، نقش برجسته‌ای در امنیت دریایی خلیج فارس ایفا می‌کند. به عنوان مثال، معاون فرمانده نیروهای دریایی مشترک در بحرین، یک دریاسالار بریتانیایی است.

استارمر همچنین با حمایت از بستری که از طریق آن کشورهای علاقه‌مند می‌توانند تلاش‌های خود را هماهنگ کنند، به درخواست‌های ترامپ برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز پاسخ داد. وزیر امور خارجه بریتانیا جلسه‌ای با حضور بیش از ۴۰ کشور به همراه نهادهای بین‌المللی مانند سازمان بین‌المللی دریانوردی برای رسیدگی به این موضوع تشکیل داد.

در همین حال، ستاد مشترک دائمی بریتانیا، مرکز نظامی بریتانیا که عملیات‌های برون مرزی از آنجا برنامه‌ریزی و کنترل می‌شوند، میزبان یک کنفرانس چندملیتی برای بررسی گزینه‌های نظامی بالقوه برای بازگرداندن آزادی ناوبری بود.

با توجه به این تلاش‌ها، ناعادلانه است که بگوییم بریتانیا غایب بوده است. آیا لندن می‌توانست کار بیشتری انجام دهد؟ مطمئناً. آیا دورهای متوالی کاهش بودجه دفاعی توسط دولت‌های هر دو حزب سیاسی اصلی، قابلیت‌های نظامی بریتانیا را محدود کرده است؟ بله. اما حتی اگر ترامپ از سرعت یا اشتیاق واکنش بریتانیا ناراضی بود، اشتباه است که بگوییم بریتانیا هیچ کاری انجام نمی‌دهد.

اکنون، با برقراری آتش‌بس شکننده، واشنگتن فرصتی دارد تا نگاهی سنجیده‌تر به وضعیت ژئوپلیتیکی گسترده‌تر در خاورمیانه داشته باشد. این لحظه همچنین به بریتانیا فرصتی می‌دهد تا با مشارکت معنادار در صلحی پایدار، خود را از سایر متحدان اروپایی متمایز کند.

همچنین فرصتی برای تنظیم مجدد روابط ایالات متحده و بریتانیا در سطح سیاسی وجود دارد. انتظار می‌رود اواخر این ماه، پادشاه چارلز برای یک دیدار رسمی به ایالات متحده سفر کند. ترامپ به خاطر تحسین سلطنت بریتانیا مشهور است و شاید هیچ چهره‌ای بهتر از پادشاه چارلز برای کمک به بازسازی پل شخصی در سراسر اقیانوس اطلس وجود نداشته باشد.

بازگرداندن شتاب به روابط ویژه نه تنها به نفع هر دو کشور است، بلکه برای ناتو و به طور کلی برای ثبات جهانی حیاتی است. در سراسر جهان، متحدان و شرکا از قدرت این همکاری اطمینان خاطر می‌گیرند. وقتی این همکاری متشنج به نظر می‌رسد، عدم قطعیت افزایش می‌یابد. وقتی به خوبی کار می‌کند، به عنوان لنگر ثبات در یک سیستم بین‌المللی به طور فزاینده بی‌ثبات عمل می‌کند.

هر چه زودتر واشنگتن و لندن بتوانند در سطح سیاسی دوباره متحد شوند، نه تنها برای خودشان، بلکه برای اتحادی که رهبری می‌کنند و برای نظام بین‌المللی گسترده‌تری که به همکاری آنها وابسته است، بهتر خواهد بود.

منبع گزارش:
https://www.hudson.org/iran-ceasefire-offers-opportunity-reset-us-uk-relations-luke-coffey

مقالات مشابه

ضرورت مهار دائمی برنامه هسته‌ای ایران
منافع ترکیه در جنگ رمضان
وساطت پاکستان، زمان و مکان مناسب؟

انتخاب سردبیر

user