یکشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

معنای بازگشت پهلوی؟

:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

روز ابتدای حمله، بنا به گزارش‌ها، نیروهای مسلح ایالات متحده و اسرائیل، دستگاه نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران را نابود کردند و همچنین بسیاری از افسران عالی‌رتبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را کشتند، و این امر باعث شد که مشخص نباشد چه کسی می‌تواند در داخل کشور به عنوان جانشین ظهور کند.

ترور [آیت‌الله] خامنه‌ای پیام روشنی را برای هر کسی که می‌توانست جانشین او شود، ارسال می‌کند: تسلیم خواسته‌های دولت ترامپ شوید، یا در حمله‌ای آینده با سرنوشت مشابهی روبرو شوید. اما به چند دلیل بعید به نظر می‌رسد که چنین رهبری معرفی شود.

اول اینکه همه اعضای شورای موقت - که شامل اعرافی، و همچنین مسعود پزشکیان و غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه می‌شود - خود از افراد خودی هستند که تنها پس از بررسی ایدئولوژیک می‌توانستند به مناصب خود برسند. این امر احتمال ظهور یک اصلاح‌طلب واقعی از این شورا را اساساً منتفی می‌کند. سپاه پاسداران قوی‌ترین جناح امنیتی در ایران است و بقای آن ارتباط نزدیکی با بقای نظام دارد.

جانشین رهبری احتمالاً یکی از دو موضع را اتخاذ خواهد کرد. اولین، و احتمالاً کمتر محتمل با خویشتن‌داری کمتر ممکن است ابهام هسته‌ای را کاملاً کنار بگذارد و به نفع آخرین تلاش برای توسعه سلاح هسته‌ای برای اندکی بازدارندگی تلاش کند. ایران می‌تواند یا ظرف چند هفته از ذخایر اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی یک یا چند سلاح هسته‌ای ساده بسازد (اگر از حملات ژوئن و این هفته ایالات متحده جان سالم به در ببرد)، یا مقداری از این مواد را به گروه‌های نیابتی که می‌توانند یک سلاح از نوع تفنگ خام بسازند، اختصاص دهد.

ایران از ژوئن ۲۰۲۵ تاکنون متحمل خسارات هنگفتی در زمینه تجهیزات و افسران ارشد شده است و مخالفت داخلی در بالاترین حد خود قرار دارد. بعید است چنین موضع تحریک‌آمیزی به جنگ پایان دهد، کشور را تثبیت کند یا رهبر جدیدی را پایدار کند. موضع دوم، که محتمل‌تر است، موضع اصلاحات اجرایی است. چنین نامزدی ممکن است به غرب تمایل به مذاکره را نشان دهد و شاید حتی در مورد برنامه هسته‌ای خود - که مهمترین مسئله واشنگتن است - امتیازات اندکی ارائه دهد. اما، بار دیگر، این ممکن است تا حد زیادی یک تاکتیک باشد که برای تحکیم قدرت در داخل و سرکوب اعتراضات قبل از بازگشت به وضع موجود استفاده می‌شود.

یک استراتژی کنترل تسلیحات که با جمهوری اسلامی ایران یا هر عنصری در آن به عنوان یک شریک مذاکره‌کننده عادی که قادر به حفظ تعهدات قابل تأیید است، رفتار می‌کند، باید با یک حقیقت تلخ مقابله کند: ایران یک بازیگر بدعهد است. دولتی که قادر به قتل هزاران نفر از مردم خود برای ماندن در قدرت است، دروغ نیز می‌گوید، مانع بازرسی‌ها می‌شود و ابهام را زمانی که به بقای خود خدمت می‌کند، به سلاح تبدیل می‌کند.

با این حال، هر چقدر هم که خلاء قدرت فعلی خطرناک باشد، ممکن است بزرگترین فرصت برای تغییر تحول‌آفرین در ایران نیز باشد.

تغییر حکومت مدت‌هاست که در واشنگتن مورد بحث بوده است، اما جایگزین مناسبی برای آن وجود نداشت. ماه‌هاست که صدها هزار معترض در ایران و سراسر جهان از یک رهبر اپوزیسیون خاص برای رهبری درخواست کرده‌اند: ولیعهد رضا پهلوی، پسر شاه فقید ایران که در جریان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ سرنگون شد.

روز یکشنبه، پهلوی به فاکس نیوز گفت که حملات ایالات متحده «آغاز پایان حکومت» را نشان می‌دهد و گفت زمان آن رسیده است که ایرانیان کشور خود را پس بگیرند. اگر تسلط همچنان رو به کاهش باشد، پهلوی - که نامش بارها به نقطه تجمع جنبش اپوزیسیون، چه در داخل ایران و چه در سراسر ایرانیان خارج از کشور، تبدیل شده است - محتمل‌ترین فرد برای تکمیل این خلا است. تا آنجا که به برنامه هسته‌ای ایران مربوط می‌شود، پهلوی برنامه‌ای دارد.

طرح گذار پهلوی. در آوریل ۲۰۲۵، پهلوی پروژه رفاه ایران را راه‌اندازی کرد که شامل سندی مشابه برنامه یک نامزد ریاست جمهوری است: کتابچه مرحله اضطراری. این سند بخشی از طرح انتقال قدرت پهلوی است که از حلقه مشاوران متخصص و حامیان سیاسی او نشأت می‌گیرد.

در حالی که ناظران باید سیاست‌های آن را مورد بحث قرار دهند و فرضیات آن را به دقت بررسی کنند، از منظر پادمان‌ها، طرح پهلوی حاوی چیزی است که جمهوری اسلامی بارها مانع آن شده است: تأیید بین‌المللی و شفافیت.

تعهدات این کتابچه به عنوان اقدامات مشخص در ۱۰۰ روز اول پس از سقوط جمهوری اسلامی ارائه شده است (صفحه ۵۳): در هفته اول، مقامات انتقالی نامه‌ای رسمی مبنی بر اعلام آمادگی برای «بازرسی‌های نامحدود از تمام سایت‌های هسته‌ای» ارائه می‌دهند و متعهد به «شفافیت و همکاری کامل» با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌شوند. سپس، در ماه اول، از بازرسان برای «آغاز ارزیابی‌های در محل» استقبال می‌شود و دولت انتقالی یک «نقشه راه فنی» برای حل «تمام مسائل هسته‌ای معوقه» تدوین می‌کند و همزمان به پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و رعایت کامل پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای متعهد می‌شود. در نهایت، در ۶۰ تا ۱۰۰ روز اول، دولت انتقالی انتشار گزارش اولیه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تسهیل می‌کند و صراحتاً همکاری را به عنوان مبنای لغو تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای علیه ایران مطرح می‌کند.

نکته مهم این است که این کتابچه فراتر از بازرسی‌ها می‌رود. در بخش انرژی، این سند خواستار تشکیل یک گروه ویژه تخصصی تحت نظارت دولت انتقالی برای ارزیابی آینده انرژی هسته‌ای است. سپس چندین اقدام را که باید مورد رضایت کارشناسان کنترل تسلیحات باشد، فهرست می‌کند (صفحات ۱۰۲-۱۰۳): هماهنگی بازرسی‌ها و نظارت کامل در تأسیسات کلیدی نطنز، فردو و اصفهان؛

ارزیابی مجدد «ایمنی عملیاتی و ارزش استراتژیک» نیروگاه هسته‌ای بوشهر؛ تعلیق «تمام فعالیت‌های هسته‌ای به طور نامحدود» در انتظار بررسی و مشاوره بین‌المللی؛ ایمن‌سازی و حفاظت از مواد هسته‌ای تحت نظارت بین‌المللی برای جلوگیری از نشت، سرقت یا سوءاستفاده در طول دوره گذار؛ و انجام آزمایش آلودگی محیطی در نزدیکی سایت‌های غنی‌سازی و انبارهای مشکوک.

روی هم رفته، این اقدامات، وضعیتی را ترسیم می‌کنند که برای ایجاد اعتماد اولیه و قابل تأیید و انجام سریع آن برای کاهش خطرات انحراف و خرابکاری طراحی شده است.

آنچه جامعه کنترل تسلیحات باید انجام دهد. از زمان کنفرانس امنیتی مونیخ در ماه فوریه، بسیاری از سیاستمداران و سران کشورها ملاقات با پهلوی را آغاز کردند. در صورت بازگشت پهلوی به ایران برای رهبری یک دولت انتقالی، جامعه بین‌المللی کنترل تسلیحات به یک کرسی در میز مذاکره نیاز خواهد داشت.

اگر این کتابچه، پیشنهاد اصلی باشد، متخصصان کنترل تسلیحات و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اکنون با ارائه یک تعهد عمومی و مشروط، اهرم فشاری برای شکل‌دهی به پذیرش [این پیشنهاد] دارند: اگر یک دولت انتقالی، دسترسی نامحدود آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، رعایت پروتکل الحاقی و اقدامات امنیتی مادی را همانطور که شرح داده شد، اجرا کند، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید از تعامل فنی سریع و کاهش مرحله‌ای تحریم‌ها که به نقاط عطف تأیید شده مرتبط است، حمایت کند.

علاوه بر این، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید با همکاری دولت انتقالی، مقدمات لازم برای اجرای طرح پادمان را آغاز کند، زیرا این کتابچه به صراحت بازرسی‌ها و نظارت فوری را پیش‌بینی می‌کند. بازرسان، تجهیزات و ظرفیت نمونه‌برداری سریع محیطی برای دستیابی به ثبات در ۳۰ تا ۹۰ روز اول مورد نیاز است.

همگرایی اخلاقی و فنی. هیچ عنصر باقی مانده از درون جمهوری اسلامی، اصلاح‌طلب یا غیر آن، گزینه قابل اعتمادی برای عادی‌سازی روابط بین‌المللی با ایران پس از جنگ نیست. همچنین نمی‌توان انتظار داشت که هیچ نامزد مخالف واقعی از درون ظهور کند.

متخصصان کنترل تسلیحات نیازی به فعال شدن یا همسو شدن با یک رهبر کاریزماتیک ندارند، اما باید عمل‌گرا باشند. عمل‌گرایی در اینجا به معنای به رسمیت شناختن ارزشی است که پهلوی به عنوان یک نیروی تثبیت‌کننده و احتمال بسیار بالاتر تعامل با حسن نیت با جامعه بین‌المللی ارائه می‌دهد.

هنگامی که غبار جنگ کنار می‌رود، کتابچه مرحله اضطراری پهلوی می‌تواند به عنوان دعوتی برای کمک به ایرانیان در ایجاد یک پرونده هسته‌ای پس از براندازی باشد که شفاف و تحت نظارت باشد و بلافاصله و با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آغاز شود.

در همین حال، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باید به طور فعال و فنی از گذاری حمایت کند که به طور قابل قبولی چیزی را ارائه دهد که دهه‌ها تعامل با جمهوری اسلامی آن را ارائه نداده است: یک برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز قابل تأیید ایران تحت نظارت کامل بین‌المللی، با مواد هسته‌ای ایمن در خطرناک‌ترین بازه زمانی.

تغییر اکنون از یک موضوع گفتگو به یک رویداد جاری تبدیل شده است. جامعه کنترل تسلیحات باید آماده باشد تا از فرصت یک پیشرفت بزرگ در زمینه عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای استفاده کند.

منبع گزارش:
https://thebulletin.org/2026/03/khamenei-dead-pahlavi-iran-next-leader-nuclear-security/#post-heading

مقالات مشابه

ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ
پایان جنگ خارجی، آغاز نبرد داخلی؟

انتخاب سردبیر

user