علیرغم اظهارات مکرر دونالد ترامپ مبنی بر اینکه پیروزی در ایران نزدیک است، پایانی برای خصومتها در خلیج فارس دیده نمیشود. برعکس، رویکردهای جدیدی برای محدود کردن تردد از طریق تنگه هرمز به تدریج در حال اجرا است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شروع به صدور مجوزهای ترانزیت پولی برای کشتیهایی که با ایالات متحده یا اسرائیل همسو نیستند، کرده است و تعداد فزایندهای از کشورها میخواهند در مورد «عبور ایمن کشتیهای خود» بحث کنند.
پیامدهای محدود کردن ترانزیت برای بازار نفت از قبل مشخص و شناخته شده است. به تأثیر آن بر بازار جهانی کود توجه زیادی نمیشود. تغییرات در آنجا تدریجیتر، اما برگشتناپذیرتر خواهد بود. قیمت مواد غذایی شش تا نه ماه طول میکشد تا به شوک عرضه در بازار کود ناشی از بسته شدن تنگه هرمز واکنش نشان دهد. در همین حال، روسیه ممکن است از مزایای پایدارتری نسبت به پر کردن موقت جیبهای خود با دلارهای نفتی بهرهمند شود.
تنگه هرمز نه تنها برای نفت، بلکه برای کود نیز مهمترین مسیر ترانزیت است. کشورهای خلیج فارس حدود ۴۶ درصد از ترانزیت دریایی اوره و حدود ۳۰ درصد از ترانزیت آمونیاک را تشکیل میدهند. این ترکیبات نیتروژن برای کشت کارآمد تقریباً هر محصول غذایی ضروری هستند. با این حال، حمل و نقل آنها از خلیج فارس تقریباً به طور کامل فلج شده است.
اختلال در ترانزیت دریایی از طریق تنگه هرمز، باعث افزایش شدید قیمت کودهای نیتروژن و فسفر شده است. طبق گزارش پلاتس، تا ۱۹ مارس، قیمت اوره گرانول خاورمیانه به صورت رایگان در کشتی (FOB) به ۶۰۴ تا ۷۱۰ دلار در هر تن افزایش یافته است، که نسبت به ۴۳۶ تا ۴۹۴ دلار قبل از شروع جنگ افزایش یافته است. اوره گرانول آسیای جنوب شرقی در ۱۹ مارس ۷۵۰ دلار در هر تن بود، که نسبت به ۴۹۰ تا ۴۹۸ دلار در اواخر فوریه افزایش یافته است. در حالی که این قیمتها هنوز کمتر از بالاترین رکورد سال ۲۰۲۲ هستند، اما همچنان در حال افزایش هستند.
علاوه بر این، برخلاف نفت، هیچ ذخایر استراتژیک اوره، هیچ خط لوله جایگزینی برای آمونیاک و هیچ برنامه اسکورت نظامی وجود ندارد. عربستان سعودی زیرساختهایی را برای صادرات نفت با دور زدن تنگه هرمز ایجاد کرده است، اما چنین راهحلهایی برای کودها وجود ندارد.
فاصله بین اختلال در عرضه کود و افزایش قیمت مواد غذایی به جای روز، با فصل اندازهگیری میشود. کشاورزی که در آغاز فصل کاشت به اوره دسترسی ندارد، ممکن است از کود کمتری استفاده کند، به محصول دیگری روی آورد یا به طور کلی از کاشت صرف نظر کند. این تصمیم بر برداشت محصول در سه تا شش ماه تأثیر میگذارد و تأثیر آن بر قیمتهای سوپرمارکتها هنوز زمان بیشتری میبرد. امروز ما در ابتدای این چرخه هستیم.
برنامه جهانی غذای سازمان ملل متحد تخمین میزند که اگر جنگ در ایران تا اواسط سال ۲۰۲۶ پایان نیابد و قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، تعداد افرادی که ناامنی غذایی حاد را تجربه میکنند، میتواند ۴۵ میلیون نفر افزایش یابد و به رکورد ۳۶۳ میلیون نفر برسد.
توزیع جغرافیایی این افزایش قابل پیشبینی و از نظر سیاسی قابل توجه است: ۱۷.۷ میلیون نفر دیگر در شرق و جنوب آفریقا، ۱۰.۴ میلیون نفر در غرب و مرکز آفریقا و ۹.۱ میلیون نفر در آسیا. بسیاری در این مناطق نه تنها از خرید کودهای روسی، بلکه از روایت کرملین مبنی بر اینکه مسکو بهترین ضامن امنیت غذایی برای جنوب جهان است، خوشحال خواهند شد.
پویاییهای مشابهی در سال ۲۰۲۲ رخ داد، زمانی که حمله تمامعیار روسیه به اوکراین نیز به بازار کود ضربه سختی وارد کرد. با این حال، در آن زمان، اختلالات در حمل و نقل دریای سیاه همزمان قیمت غلات را افزایش داده بود که تا حدی افزایش هزینه کود برای کشاورزان را جبران میکرد.
امروزه، قیمت غلات فقط کمی افزایش یافته است، زیرا ایران تولیدکننده عمده محصولات کشاورزی نیست. بنابراین، هزینههای بالاتر برای کشاورزان در آغاز فصل کاشت با ارزش بالاتر محصول جبران نمیشود و عواقب آن برای بازار مواد غذایی بعداً و برای مدت طولانیتری ظاهر خواهد شد.
مانند بازار نفت، روسیه یکی از ذینفعان اصلی آشفتگی در بازار کود است. روسیه حدود ۲۳ درصد از صادرات جهانی آمونیاک، ۱۴ درصد از صادرات جهانی اوره و - به همراه بلاروس - ۴۰ درصد از صادرات جهانی پتاس را تشکیل میدهد. علاوه بر این، زیرساختهای صادراتی آن کاملاً مستقل از تنگه هرمز است. مسکو برای افزایش تحویلهای خود به آتشبس، اسکورت نظامی یا یک موفقیت دیپلماتیک نیاز ندارد. تنها چیزی که نیاز دارد سفارش است و این سفارشها را بیشتر و بیشتر دریافت میکند.
واردکنندگان در نیجریه و غنا در حال حاضر در حال پیشخرید کودهای روسی برای سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ هستند. این یک واکنش منطقی بازار به از بین رفتن عرضه رقیب است و پس از برقراری، این ارتباطات به وابستگیای تبدیل میشود که میتواند از هرگونه آتشبس دوام بیاورد.
مسکو قبلاً از این تاکتیک استفاده کرده است. در سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳، کرملین از طرح غلات دریای سیاه به عنوان اهرم دیپلماتیک در آفریقا و خاورمیانه استفاده کرد و کشورهای واردکننده را به سمت مواضع دوستانهتر و رأیهای مربوطه در سازمان ملل به عنوان پیششرط غیررسمی برای از سرگیری تحویلها سوق داد.
کودها حتی به عنوان اهرم فشار راحتتر هم هستند. آنها در غرب توجه رسانهای کمتری نسبت به گندم دریافت میکنند و برای بخش کشاورزی حیاتیتر هستند. بوروکراتهای مسئول تهیه کود در اتیوپی و بنگلادش وقتی قبل از فرا رسیدن فصل بارانهای موسمی به اوره نیاز دارند، به درگیری اوکراین فکر نمیکنند. آنها با کرملین تماس میگیرند و کرملین پاسخ میدهد.
مسکو به خوبی از این فرصتهای جدید آگاه است. نیکولای پاتروشف، دستیار رئیس جمهور، در مصاحبهای در ۱۸ مارس با کومرسانت گفت که جنگ ایالات متحده با ایران یک بحران موقت نیست، بلکه یک تغییر ساختار است که باید از آن استفاده شود. به گفته پاتروشف، عملیات ایالات متحده و اسرائیل «کاتالیزوری برای توزیع مجدد بازار جهانی انرژی و اختلال در لجستیک دریایی» است و «عواقب انسانی و اقتصادی غیرقابل پیشبینی» دارد.
پاتروشف در این مصاحبه هیچ اشارهای به اوکراین نکرد. با این حال، او پیشنهاد ارائه کاروانهای دریایی برای محافظت از کشتیهای تجاری را داد. در اوت ۲۰۲۴، پاتروشف به عنوان رئیس هیئت دریایی تازه تأسیس روسیه منصوب شد. در همین حال، پسرش دیمیتری پاتروشف معاون نخستوزیر در امور کشاورزی و تولید کود است.
بسته شدن تنگه هرمز باعث ایجاد واکنش زنجیرهای از سه شوک متوالی در بخش کشاورزی میشود. اولین مورد - افزایش قیمت کود - در حال حاضر در حال وقوع است. حتی کشاورزان در کشورهای توسعهیافته نیز آن را احساس میکنند، هرچند به دلیل ذخایر موجود و دسترسی به منابع مالی، شدت کمتری دارد.
دومین مورد - کاهش بازده محصولات کشاورزی در نتیجه قیمت بالای کود - در پاییز رخ خواهد داد. تأثیر آن ناهموار خواهد بود: تولیدکنندگان کشاورزی در ایالات متحده و اتحادیه اروپا تنوع بخشیدن به تأمینکنندگان خود را آسانتر از بسیاری از کشورهای آفریقا و آسیا خواهند یافت.
سومین مورد - تورم مواد غذایی - در سال ۲۰۲۷ رخ خواهد داد. مواد غذایی کالایی با کشش قیمتی تقاضای بسیار پایین است، به ویژه در کشورهای فقیرتر. شوک عرضه تقریباً به طور کامل به قیمتهای بالاتر تبدیل میشود تا مصرف کمتر، و مصرف کمتر خود یک فاجعه است: در کشورهای فقیرتر، مصرف کمتر به معنای قحطی است و نه فقط تغییر در ترکیب سبد مصرفکننده.
برای روسیه، هر یک از این سه شوک به روش خود مهم هستند. مسکو در سال ۲۰۲۵ سهمیههای صادراتی برای کودها وضع کرد تا بازار داخلی را تثبیت کند. افزایش سریع صادرات نیازمند تصمیمات دولتی مربوطه است و میتواند با محدودیتهای زیرساختی در بنادر مواجه شود.
از نظر تاریخی، روسیه بزرگترین صادرکننده آمونیاک بیآب در جهان بود؛ با این حال، خط لوله آمونیاک توگلیاتی-اودسا به دلیل جنگ در اوکراین در حال حاضر فعال نیست. قرار بود یک ترمینال جدید در شبه جزیره تامان تا حدی این مشکل را حل کند، اما جزئیات مربوط به ظرفیت کامل آن هنوز مشخص نیست. با این وجود، کرملین پیش از این اعلام کرده است که "روسیه یکی از معدود کشورهایی است که میتواند عرضه رو به رشد بازار را تضمین کند."
در درازمدت، کرملین از آشفتگی در خلیج فارس نه تنها از مزایای مالی، بلکه از دستاوردهای ژئوپلیتیکی نیز بهرهمند خواهد شد. درآمدهای نفتی اضافی محتمل است، اما میتواند تمام شود. در همین حال، قیمتهای بالاتر کود و مواد غذایی پیروزی با ابعاد متفاوتی است. روسیه فقط از افزایش قیمتها سود نخواهد برد؛ بلکه این فرصت را خواهد داشت که قدرت بازار خود را به نفوذ سیاسی تبدیل کند و بر کشورهایی که بیطرفی آنها برای غرب حیاتی است، نفوذ پیدا کند.
جنگ در ایران احتمالاً قبل از اینکه اکثر مردم ارتباط آن را با افزایش قیمت مواد غذایی در سال ۲۰۲۷ متوجه شوند، پایان خواهد یافت. تا آن زمان، روسیه قادر خواهد بود خود را به عنوان یک تأمینکننده ضروری که جهان را از گرسنگی نجات داده است، معرفی کند. کرملین این محصول را نکاشته است، اما به احتمال زیاد آن را درو خواهد کرد.