محققان به طور گسترده پیدایش اسلامگرایی خلیج فارس را به جنبش «الصحوه الاسلامیه» («بیداری اسلامی») عربستان سعودی در دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ نسبت میدهند. این زمانی بود که پادشاهی عربستان به هزاران پناهنده اخوان المسلمین از مصر، سوریه و جاهای دیگر پناه داد. ترکیب ایدئولوژی اخوان المسلمین با شیوههای بومی سلفی-وهابی در عربستان سعودی، منجر به ظهور یک جنبش اصلاحطلبانه اسلامی در میان مردم شد. فعالان صحوه در فعالیتهای اجتماعی غیرخشونتآمیز مشارکت داشتند: آنها مدارس مذهبی، اردوگاههای جوانان و خیریههایی را برای انجام آموزشهای اسلامی تأسیس کردند. آنها نقش بیشتری برای روحانیون و مطالعات مذهبی بیشتر، اغلب با عباراتی شگفتآور «مترقی»، ترویج کردند و از جمله موارد دیگر، آموزش زنان را ارتقا دادند. بنابراین، اگرچه بخشهای بزرگی از جامعه از نظر اجتماعی محافظهکار بودند، صحوه اسلام اصلاحطلبی را ارائه داد که با نسل جدید صحبت میکرد.
در اواخر دهه ۱۹۸۰، صحوه به نوعی نیرویی در سراسر خلیج فارس بود که باعث نگرانی فزایندهای در میان پادشاهیهایی شد که با سرکوب واکنش نشان دادند. دولت سعودی تغییر رویه داد. در جایی که زمانی برای جمعآوری و سازماندهی حمایت مردمی به جریانهای اسلامگرا متکی بود - برای مثال، در طول جنگ ضد شوروی در افغانستان - از دهه ۱۹۹۰ به بعد، دولت انجمنهای صحوه را غیرقانونی اعلام کرد، نهادهای وابسته را تعطیل کرد و بسیاری از رهبران صحوه را زندانی و تبعید کرد. حتی در چند سال گذشته، پادشاهی سعودی روحانیون برجسته الهام گرفته از صحوه مانند سلمان العوده و عواد القرنی را دستگیر و به عنوان بخشی از تلاش برای سرکوب چالشهای اسلامگرایانه، آنها را به جرایم سنگین متهم کرده است. با این حال، صحوه به عنوان یک نیروی اجتماعی قدرتمند از بین نرفته است. شبکههای حمایتی و ایدئولوژی مرتبط، در حالی که به صورت زیرزمینی اداره میشوند یا توسط عناصر کمسروصداتر کنشگری از فضای عمومی حذف میشوند، همچنان باقی ماندهاند.
با غیرقانونی بودن احزاب اسلامگرا در این کشور عربی خلیج فارس، فعالان اخوان المسلمین رویکردی غیرمتمرکزتر در پیش گرفتهاند. آنها به جای شاخههای سیاسی باز، در شبکههای اجتماعی غیررسمی و خیریهها فعالیت میکنند. به عنوان مثال، جنبش مشروطه اسلامی اخوان المسلمین در کویت سالها بودجه خود را صرف باشگاههای جوانان، اتحادیههای دانشجویی و مدارس اسلامی کرد تا اینکه در انتخابات محدود کویت شرکت کرد. آنها اعضایی را در هیئتهای خیریه و بانکهای اسلامی قرار میدهند تا پول را به سمت ابتکارات اجتماعی هدایت کنند. در سراسر منطقه، اسلامگرایان خود را در دانشگاهها، مساجد، سازمانهای رفاهی و سازمانهای خیریه اسلامی غیردولتی جای دادهاند. این رویکرد خدماتمحور، که اغلب به عنوان کار غیرسیاسی یا فرهنگی قالببندی میشود، به آنها اجازه میدهد تا بدون توجه دولت، حمایت مردمی را تحت دیدگاه جمعی مشارکت اجتماعی ایجاد کنند.
انحرافات محلی از این الگو وجود دارد. در عربستان سعودی، جایی که صحوه بیشترین نفوذ را داشت، سیاست باز اسلامی امروزه عملاً ممنوع است، بنابراین رهبران گذشته صحوه تمایل دارند فقط از طریق سازمانهای غیردولتی مجاز و راههای آموزشی یا به عنوان مدرسان مذهبی نامحسوس فعال باشند. کویت یک استثنا است: هنوز به یک حزب اسلامگرا در پارلمان اجازه فعالیت میدهد. حزب اخوان المسلمین کویت هم از طریق اعضای پارلمان و هم از طریق یک شبکه گسترده جامعه مدنی از بانکهای اسلامی و انجمنهای خیریه قدرت دارد.
به عنوان مثال، قطر زمانی روشنفکران اسلامگرا را در خود جای داده بود، به روحانیون اخوان المسلمین پناه میداد و ایدههای آنها را در الجزیره منتقل میکرد و بنابراین یک مرکز فکری اسلامگرایی منطقهای بود. در سالهای اخیر، قطر رسانههای خود را برای افراطگرایان کشورهای همسایه کمتر باز کرده است، اما دانشگاهها و رسانههای آن همچنان بستری برای محققان اسلامگرا هستند. در بحرین، جناحهای اسلامگرای سنی، که برخی از آنها با اخوان المسلمین همدل هستند، تمایل به حمایت از سلطنت دارند، در حالی که احزاب اصلی اسلامگرای شیعه مانند حزب غیرقانونی الوفاق، حذف یا ممنوع شدهاند. رقابت در آنجا بر اساس اختلافات سنی-شیعه شکل میگیرد.
در نهایت، امارات متحده عربی اسلامگرایی داخلی را به طور کلی ممنوع کرده و هر شبکه باقیمانده اخوان المسلمین را مجبور به فعالیت از خارج کرده است. در سراسر منطقه خلیج فارس، این گروهها اکنون تمایل دارند که عملاً به عنوان کانالهای مالی برای جنبش کلی اخوان المسلمین وجود داشته باشند، البته با اظهارات عمومی ملایمتر و غیرسیاسی.
در حالی که پادشاهیهای خلیج فارس ممکن است به دستگیری یا ممنوعیت روحانیون صریح ادامه دهند، چنین اجباری تأثیر کمی بر ظرفیت بسیج آنها خواهد داشت. مدل غیرمتمرکز جدید - با فعالانی که در دانشگاهها، خیریهها و فضای مجازی پراکنده شدهاند - ریشهکن کردن جنبش صحوه را دشوار میکند. به عبارت ساده، صحوه دیروز به طور کامل ناپدید نشده و ایدهها و شبکهها از بین نرفتهاند. پیکره آنها صرفاً به خواب زمستانی رفته تا زمانی که لحظه بهتری برای بازپسگیری عرصه سیاسی برایشان فرا برسد.
