شنبه ۱۴۰۵/۰۱/۱۵

حملات هوایی بدون راهبرد زمینی

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

«تاکتیک بدون استراتژی، سر و صدای قبل از شکست است» یک اصل شناخته شده است که به ژنرال و استراتژیست نظامی باستانی چین، سان تزو، نسبت داده می‌شود. با گذشت یک ماه از جنگ ایران، آشکار است که دولت ترامپ قبل از آغاز عملیات خشم حماسی در ۲۸ فوریه، نتوانسته است یک وضعیت نهایی روشن یا یک استراتژی عملی برای پایان جنگ تدوین کند. در چند هفته اول، مقامات ارشد مجموعه‌ای از اهداف عملی را ارائه دادند که با آنچه می‌توان به طور خیرخواهانه «امیدهای» استراتژیک نامید، آمیخته شده بود. با این حال، به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شود که آرزوهایی برای تغییر ساختار، تسلیم بی‌قید و شرط یا انتخاب یک رهبر عالی جدید توسط رئیس جمهور دونالد ترامپ در بهترین حالت بعید است و ممکن است، همانطور که جیمز متیس، وزیر دفاع سابق، اخیراً اظهار داشت، «توهم» و «مزخرف» باشد.

نکته آشکار دیگر این است که فرضیات مربوط به مدت زمان و ارزش کلی این عملیات به ترتیب دست کم گرفته شده و بیش از حد بیان شده بود. در هفته‌های آغازین عملیات، مقامات ارشد دولت تمام تلاش خود را کردند تا از اشاره به «جنگ» علیه ایران خودداری کنند. اگرچه این امر تا حدودی به دلیل عدم مجوز کنگره بود، اما هدف آن نیز انتقال این پیام بود که عملیات به سرعت به پایان خواهد رسید. خود ترامپ سعی کرد حماسه خشم را به عنوان یک «گشت و گذار کوچک» معرفی کند و ادعا کرد که «ما قبلاً پیروز شده‌ایم، اما باید پیروزی‌های بیشتری کسب کنیم». او اکنون به اشاره به آن به عنوان تنها یک «عملیات نظامی» اکتفا کرده است. با این حال، فقدان یک استراتژی واضح و روشن، ایالات متحده را در موقعیت عقب‌نشینی قرار داده است، زمانی که انتظارات عملیاتی اشتباه از آب در می‌آیند. این جنگ بدون شک به اهداف نظامی خود دست می‌یابد، اما موازنه‌های اقتصادی و دیپلماتیک در جهت مخالف در حال تغییر هستند و ممکن است تعیین‌کننده باشند.

تشدید فوری افقی ایران علیه صادرات انرژی و زیرساخت‌های غیرنظامی کشورهای خلیج فارس، ایالات متحده را غافلگیر کرد، همانطور که تمایل آن برای ضربه زدن نه تنها به منافع آمریکا و اسرائیل، بلکه به منافع شرکای کلیدی منطقه‌ای نیز چنین بود. هنگامی که ایران عملاً تنگه هرمز را برای کشتیرانی تجاری «بست»، ایالات متحده به طرز ناشیانه و مختصری تلاش کرد تا ائتلافی از کشورها را برای کمک به بازگشایی آن ایجاد کند، تا جایی که حتی به چین نیز نزدیک شد. با تداوم حملات پهپادی و موشکی ایران، ایالات متحده مجبور شده است سیستم‌های پیشرفته دفاع هوایی و موشکی بیشتری را از سایر عرصه‌ها ارسال کند. این اقدامات نشان دهنده تلاش دولت برای جبران فقدان برنامه‌ریزی کافی است. با آشکار شدن محدودیت‌های عملیات متمرکز بر قدرت هوایی علیه دشمنی به بزرگی و انعطاف‌پذیری ایران، بحث‌های اخیر بر استقرار نیروهای زمینی متمرکز شده است. با این حال، بار دیگر، مقامات آمریکایی در تلاشند تا گزینه‌هایی را برای یک احتمال که هرگز انتظارش را نداشتند، گردآوری کنند.

هزینه‌ها در حال افزایش است

در طول چهار هفته اول جنگ ایران، ایالات متحده هزینه‌های قابل توجهی را متحمل شده است. سیزده نفر از نیروهای نظامی ایالات متحده کشته و بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شده‌اند. علاوه بر این، حجم و دقت حملات پهپادی و موشکی ایران، بسیاری از پایگاه‌های ایالات متحده در سراسر منطقه را چنان خطرناک کرده است که نیروهای نظامی مجبور به تخلیه به مکان‌های "جایگزین" شده‌اند. این جنگ همچنین دارایی‌های کلیدی نظامی را با سرعتی که بر آمادگی جهانی تأثیر منفی می‌گذارد، کاهش می‌دهد. طبق یک تخمین، در ۱۶ روز اول درگیری، ایالات متحده، اسرائیل و شرکای کلیدی خلیج فارس بیش از ۱۱۰۰۰ مهمات (تهاجمی و دفاعی) با هزینه‌ای تقریباً ۲۶ میلیارد دلار مصرف کردند. برای ایالات متحده، این به معنای بیش از ۴۵٪ از موشک‌های تهاجمی ATACMS و موشک‌های دقیق (PrSM) و تقریباً ۴۰٪ از رهگیرهای دفاع منطقه‌ای در ارتفاع بالا (تاد) آن بوده است. به نظر می‌رسد اسرائیل و شرکای خلیج فارس ما در مورد تعدادی از مهمات تهاجمی و دفاعی در موقعیت‌های وخیم‌تری قرار دارند. گزارش‌های اخیر با تأکید بر وخامت اوضاع، حاکی از آن است که پنتاگون در حال بررسی تغییر مسیر کمک‌های نظامی از اوکراین به خاورمیانه است. در نهایت، از نظر بودجه، رئیس جمهور ترامپ تأیید کرد که دولت ۲۰۰ میلیارد دلار اضافی برای پوشش هزینه‌های جنگ و متعاقباً تجدید مهمات و سایر دارایی‌ها درخواست خواهد کرد. این علاوه بر بودجه سالانه وزارت دفاع است که برای اولین بار در سال مالی ۲۰۲۶ از مرز یک تریلیون دلار گذشت. برای مقایسه، کل هشت سال جنگ عراق حدود ۸۱۵ میلیارد دلار هزینه مستقیم داشت.

تشدید تنش بعدی؟

دولت سیگنال‌های عمومی متناقضی در مورد موضوع حساس استقرار نیروهای زمینی ارسال کرده است. از اوایل ماه مارس، رئیس جمهور ترامپ بارها گفته است که هیچ برنامه‌ای برای استقرار نیروهای آمریکایی در ایران ندارد، اما از رد کامل این احتمال خودداری کرده است. با این حال، در ۱۳ مارس، سی و یکمین واحد اعزامی تفنگداران دریایی (MEU)، مستقر در اوکیناوا، ژاپن، عازم منطقه شد و در پایان ماه مارس به آنجا رسید. سپس، در یک نشست مطبوعاتی در ۱۹ مارس، ترامپ اعلام کرد: «من به هیچ جایی نیرو اعزام نمی‌کنم.» با این حال، روز بعد، طبق گزارش‌ها، یازدهمین واحد اعزامی تفنگداران دریایی، مستقر در کمپ پندلتون در کالیفرنیا، نیز دستور عزیمت به خاورمیانه را دریافت کرد. در ۲۴ مارس، ترامپ دستور استقرار دو گردان پیاده نظام که در حال حاضر به نیروی واکنش فوری لشکر ۸۲ هوابرد و همچنین واحد ستاد لشکر اختصاص داده شده بودند را به منطقه صادر کرد. در نهایت، در ۲۶ مارس، گزارش‌ها حاکی از آن بود که دولت در حال بررسی اعزام ۱۰۰۰۰ نیروی زمینی دیگر است، هرچند تا زمان نگارش این مطلب، هیچ جزئیاتی در مورد این واحد یا حتی نوع خدمت آن اعلام نشده است.

در این مرحله، مشخص نیست که آیا این واحدها در نهایت به یک عملیات کمک خواهند کرد یا به عنوان ابزاری برای پیام‌رسانی جهت شکل‌دهی به محاسبات مذاکره‌ای ایران عمل خواهند کرد. در مجموع، این واحدها تقریباً ۱۶۰۰۰ تا ۱۷۰۰۰ نیروی زمینی را شامل می‌شوند که شامل توپخانه، عناصر هوایی (بال ثابت و چرخشی، حمل و نقل و تهاجمی)، خودروهای آبی-خاکی، کشتی‌های تهاجمی دریایی و پشتیبانی می‌شوند. اگرچه این نیرو قدرتمند است، اما اندازه محدود آن منجر به گمانه‌زنی‌هایی شده است که به آن دستور داده خواهد شد جزیره خارک، بندر اصلی ایران برای صادرات نفت، یا تعدادی جزیره کوچک‌تر نزدیک‌تر به تنگه هرمز را تصرف کند.

مانند تلاش‌های قبلی برای ایجاد ائتلاف، دو هفته پس از عملیاتی که برای موفقیت به مشکل برخورده است، به نظر می‌رسد کاخ سفید و پنتاگون در حال انجام کارها به عقب هستند. معمولاً برنامه‌ریزی با بیان واضح اهداف استراتژیک آغاز می‌شود و با ارزیابی دقیق هزینه‌ها و خطرات احتمالی ادامه می‌یابد. در صورت تأیید، پنتاگون مناسب‌ترین دارایی‌ها را برای انجام عملیات در نظر می‌گیرد. با این حال، در این مورد، به نظر می‌رسد پنتاگون صرفاً به این دلیل که آنها نیروهای احتمالی آماده اعزام فوری هستند، از این واحدها استفاده می‌کند. این امر خطر بیشتری را به همراه دارد، زیرا بدون بسیج قوی‌تر نیروهای زمینی، پنتاگون هیچ نیروی ذخیره‌ای برای استفاده در صورت غرق شدن این واحدها نخواهد داشت.

موارد استراتژیک همچنان نامشخص است

حتی با وجود ادامه گمانه‌زنی‌ها در مورد اینکه آیا ترامپ نیروهای زمینی را وارد عمل خواهد کرد و نحوه استفاده از آنها، دولت هنوز یک وضعیت نهایی استراتژیک مشخص را بیان نکرده است. جزیره خارک برای اقتصاد ایران مرکزی است و توقف صادرات نفت از آنجا واقعاً باعث ایجاد درد خواهد شد. با این حال، هم در طول این جنگ و هم در طول عمر جمهوری اسلامی، تهران تمایل خود را برای تحمل سختی‌های اقتصادی و نظامی قابل توجه نشان داده است. اولین کمپین «فشار حداکثری» دولت ترامپ علیه ایران، عملاً میانگین صادرات روزانه نفت آنها را از بیش از ۲.۱ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۱۷ به کمی بیش از ۴۰۰۰۰۰ بشکه در روز تا سال ۲۰۲۰ کاهش داد (و گزارش‌های دیگر نشان می‌دهد که میانگین صادرات روزانه در همان سال به زیر ۲۵۰۰۰۰ بشکه در روز رسیده است). تا سال ۲۰۲۴، ایران توانست بار دیگر میانگین صادرات روزانه خود را به ۱.۵ میلیون بشکه در روز افزایش دهد و حتی در سال ۲۰۲۵ به ۱.۶ میلیون بشکه در روز نیز رسید. اگر ایران می‌توانست در آن زمان در برابر کاهش شدید و طولانی مدت صادرات نفت خود مقاومت کند، اکنون این وضعیت چگونه تغییر خواهد کرد؟ یا به طور مشخص‌تر، نیروهای آمریکایی چه مدت باید خارک را اشغال کنند تا محاسبات استراتژیک ایران به طور قابل توجهی تغییر کند؟

یکی دیگر از اهداف بالقوه نیروهای آمریکایی می‌تواند یک یا چند جزیره کوچک نزدیک به محل اتصال خلیج فارس به تنگه هرمز، مانند لارک یا جزایر مورد مناقشه ابوموسی و تنب باشد. بار دیگر، این امر ممکن است ایران را از نقطه‌ای برای قایق‌های تندرو تهاجمی و سایر منابعی که قادر به کنترل دسترسی به تنگه هستند، محروم کند، اما گزینه‌های جایگزین متعددی در امتداد خط ساحلی طولانی و ناهموار خود دارد که می‌تواند برای حفظ این قابلیت به کار گیرد. حتی اگر بخشی از نیروهای آمریکایی برای تأمین امنیت مکان‌های استراتژیک در سمت ایرانی تنگه اعزام شوند، میزان زمینی که می‌توانند در اختیار داشته باشند بسیار محدود خواهد بود و خطوط کشتیرانی همچنان در محدوده اکثر تهدیدات ایران، اگر نگوییم همه آنها، قرار خواهند گرفت. در نهایت، ایران نیازی ندارد که تنگه و خلیج فارس را دائماً تحت بمباران قرار دهد تا کشتیرانی را مختل کند، بلکه فقط باید به طور مداوم نشان دهد که توانایی انجام این کار را دارد. منافع اقتصادی شرکت‌های کشتیرانی و الزامات بازار بیمه، بقیه ماجرا را حل خواهد کرد. همانند خارک، تصرف این جزایر یا حتی حداقل سرپل‌های ساحلی در سرزمین اصلی توسط ایالات متحده، یک مزاحمت عملیاتی برای ایران خواهد بود، اما تأثیر محدودی بر تسلط آنها بر تنگه یا تمایل به ادامه مجازات ایالات متحده، اسرائیل و سایر شرکای منطقه‌ای خواهد داشت.

علاوه بر این، خطرات چنین رویکردی برای نیروهای زمینی ایالات متحده قابل توجه خواهد بود. با توجه به تحولات ایالات متحده، طبق گزارش‌ها، ایران در حال تقویت خارک برای آماده‌سازی برای حمله ایالات متحده است. نیروهای زمینی ایران که به سیستم‌های موشکی هدایت‌شونده زمین به هوا (MANPADS) از روی دوش، مین‌های ضد نفر و ضد زره و سایر "دفاعات لایه‌ای" مسلح هستند، فرود و تصرف را با چالش مواجه خواهند کرد. علاوه بر این، مقامات ارشد ایران تهدید کرده‌اند که نه تنها به هر نیروی آمریکایی که وارد منطقه شود، آتش قابل توجهی وارد خواهند کرد، بلکه "زیرساخت‌های حیاتی" را در سراسر خلیج فارس "بدون محدودیت" هدف قرار خواهند داد. با توجه به تمایل ایران تاکنون برای حمله به بنادر، فرودگاه‌ها و سایر اهداف غیرنظامی در خلیج فارس، دلیل کمی برای تردید در مورد چنین تهدیدهایی وجود دارد.

ریسک بالا، نتیجه مبهم

دولت ترامپ که از پیروزی سریع مورد انتظار و حتی پیش‌بینی‌شده در ایران محروم شده است، برای جبران فقدان جهت‌گیری استراتژیک روشن با مجموعه‌ای از اقدامات تلاش کرده است. این شامل لفاظی‌های متناقض و گاه متناقض، خواسته‌های متغیر و تلاش برای جذب شرکای جدید و معرفی دارایی‌های نظامی تکمیلی بوده است. این امر، همراه با حملات هوایی مداوم، منجر به مجموعه‌ای از تشدیدهای تدریجی شده است که اکنون به یک ملاحظه اجتناب‌ناپذیر رسیده است که تا همین اواخر غیرممکن به نظر می‌رسید: ورود نیروهای زمینی ایالات متحده. با این حال، پنتاگون که نتوانسته این موضوع را در برنامه‌ریزی اولیه خود بگنجاند، مجبور شده است برای استقرار تعداد کمی از نیروهای عمدتاً اضطراری با کاربرد استراتژیک محدود در این محیط تلاش کند. اگر این نیروها طبق انتظار مورد استفاده قرار گیرند، با نزدیک شدن و تلاش برای حفظ موقعیت خود، در برابر بمباران تقریباً مداوم آسیب‌پذیر خواهند بود. در نتیجه، ایالات متحده تقریباً مطمئناً باید سایر دارایی‌های خود را از حمله به ایران دور کند تا از این واحدهای زمینی محافظت کند. این میزان قابل توجهی از ریسک برای عملیاتی است که در بهترین حالت، یک مزاحمت موقت برای ایران که به سختی عادت دارد و در بدترین حالت، یک شکست فاجعه‌بار و منجر به تلفات بالای نیروهای آمریکایی خواهد بود.

منبع گزارش:
https://mei.edu/publication/strikes-and-now-boots-without-strategy-as-iran-war-escalates/

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user