شنبه ۱۴۰۵/۰۱/۱۵

توازن شکننده مقاومت و دولت لبنان در جنگ رمضان

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

در حالی که توجه جهانی بر درگیری ایالات متحده و اسرائیل با ایران متمرکز است، لبنان درگیر لحظه‌ای سرنوشت‌ساز برای آینده این کشور است. نتیجه جنگ فعلی بین اسرائیل و حزب‌الله مشخص خواهد کرد که آیا لبنان، و به ویژه دولت لبنان، می‌تواند اقتدار خود را در امور مربوط به جنگ و صلح اعمال کند، یا اینکه آیا حزب‌الله به عنوان یک نیروی نظامی زنده خواهد ماند و سعی خواهد کرد خود را در داخل کشور دوباره تحمیل کند. متأسفانه احتمال یک پایان خوش - که در آن دولت لبنان انحصار خشونت را دوباره به دست گیرد و حزب‌الله مجبور به خلع سلاح شود - خیلی زیاد نیست. اولاً، لبنان به ندرت جایی برای پایان‌های خوش است، اما مهمتر از آن، کشوری عمیقاً چندپاره است که مدت‌هاست عصاره رقابت‌های منطقه‌ای بوده است. بنابراین، اغلب دشوار است که ببینیم چگونه دولت می‌تواند به راحتی اقتدار خود را اعمال کند.

طرح اسرائیل برای لبنان - حداقل آنچه در حال حاضر از آن می‌دانیم - ایجاد یک منطقه حائل در منطقه جنوب رودخانه لیتانی، در امتداد مرز با اسرائیل است که تا حد زیادی جمعیت شیعه را از آنجا بیرون رانده است. اسرائیلی‌ها از این نمونه پاکسازی قومی به عنوان یک اقدام امنیتی برای محافظت از جمعیت شمال اسرائیل دفاع می‌کنند. آنچه پس از تصرف این منطقه توسط اسرائیلی‌ها اتفاق می‌افتد، همچنان در حد حدس و گمان است. یک فرض این است که اسرائیلی‌ها این سرزمین را تا زمانی که حزب‌الله توسط دولت لبنان خلع سلاح شود، در اختیار خواهند داشت. اما پس از آن چه؟ اسرائیلی‌ها به طور سیستماتیک در حال تخریب تمام روستاهای شیعه‌نشین در این منطقه هستند که از نظر برخی ناظران نشان می‌دهد که آنها در حال آماده شدن برای تخلیه دائمی کل خاک لبنان از ساکنان آن هستند. اما اگر این طرح اسرائیل باشد - ایجاد یک منطقه حائل، در حالی که حزب‌الله را کم و بیش در مناطق خارج از این منطقه دست نخورده باقی می‌گذارد - تأثیر آن ممکن است محدود باشد. با این حال، در عین حال، صحبت‌های زیادی شده است مبنی بر اینکه اسرائیل دیگر صرفاً مهار حزب‌الله را نمی‌بیند، بلکه اکنون می‌خواهد "کار را با این حزب تمام کند".

بسیاری از این موارد به مسیری که اسرائیل انتخاب می‌کند و اینکه تا چه حد می‌تواند حزب‌الله را تضعیف کند، بستگی دارد. برای اینکه اسرائیلی‌ها بتوانند حزب‌الله و انبارهای سلاح آن را برای همیشه نابود کنند، باید تهاجمی را آغاز کنند که آنها را به مناطق شمالی دره بقاع برساند، جایی که فرض می‌شود حزب‌الله اکثر سلاح‌های سنگین خود را در اختیار دارد. با این حال، واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد که اسرائیل تا این حد پیش برود یا بتواند پیش برود.

بنابراین، اسرائیل قصد دارد حزب‌الله را تا حدی تضعیف کند که ارتش لبنان بتواند پس از درگیری فعلی آن را خلع سلاح کند. فرض بر این است که پس از پایان جنگ - دیپلمات‌های عرب معتقدند که ممکن است دو ماه دیگر طول بکشد - ذخایر سلاح حزب‌الله آنقدر تخلیه شده باشد که توانایی آن برای مقاومت در برابر تلاش‌ها برای تصاحب سلاح‌هایش به شدت کاهش یابد. علاوه بر این، با بیش از ۱ میلیون شیعه آواره و این حزب احتمالاً با حمله‌ای از سوی نیروهای سوری در شرق روبرو است که طبق گزارش‌ها می‌توانند مداخله کنند، اما فقط با هماهنگی ارتش لبنان، این حزب می‌تواند به عقب رانده شود. با این حال، در حال حاضر، ارتش لبنان همچنان تمایلی به مقابله نظامی با این حزب ندارد. این ارتش می‌ترسد که این امر باعث تفرقه در نیروهای مسلح چند فرقه‌ای شود و نمی‌خواهد با جامعه شیعه گسترده‌تری که از حزب‌الله حمایت می‌کند، وارد درگیری شود.

این اهداف متضاد - تمایل اسرائیل به غلبه نظامی ارتش بر حزب‌الله و تردید ارتش در انجام این کار - عملاً یکی از دو نتیجه را در نگاه به آینده برای اسرائیلی‌ها رقم می‌زند. اگر ارتش تسلیم فشار خارجی برای خلع سلاح حزب‌الله شود و این امر موفقیت‌آمیز باشد، اسرائیلی‌ها به هدف خود رسیده‌اند. اما اگر ارتش نتواند حزب‌الله را شکست دهد و این حزب همچنان سرکش و مسلح باقی بماند، احتمال واقعی وجود دارد که لبنان وارد یک جنگ داخلی جدید، مانند جنگ ۱۹۷۵-۱۹۹۰، شود.

از دیدگاه اسرائیل، هر دو نتیجه قابل قبول است. در حالت ایده‌آل، اسرائیلی‌ها احتمالاً ترجیح می‌دهند شاهد پیروزی ارتش بر حزب‌الله باشند، اما اگر لبنان درگیر جنگ داخلی شود، تقریباً به همان اندازه خوب خواهد بود زیرا این امر حزب را درگیر یک درگیری داخلی ناتوان‌کننده می‌کند. اسرائیل به یاد دارد که دخالت سازمان آزادی‌بخش فلسطین در جنگ داخلی لبنان، آن را از مسیر درگیری با اسرائیل منحرف کرد.

باقی ماندن در چنین گزینه‌هایی چیزی نیست که دولت لبنان بتواند از آن استقبال کند. به همین دلیل است که باید در کنترل فضاهایی که حزب‌الله در جریان حمله اسرائیلی‌ها خالی کرده است، فعالانه‌تر عمل کند. منطقه کلیدی که باید مراقب آن بود، منطقه بین رودخانه لیتانی، که ممکن است شمالی‌ترین نقطه استقرار اسرائیلی‌ها باشد، و رودخانه اولی، در ورودی شهر صیدا، خواهد بود. این منطقه شامل جمعیت زیادی از شیعیان (و همچنین سنی‌ها و مسیحیان) است و انتظار می‌رود که اگر اسرائیل آن را به شمال لیتانی سوق دهد، حزب‌الله سعی کند در این منطقه تجدید قوا کند. برای دولت لبنان ضروری است که اجازه ندهد این منطقه دوباره به دژی برای حزب‌الله تبدیل شود. ارتش باید بر تردید قابل درک خود برای درگیری نظامی با حزب‌الله غلبه کند و وظیفه خود را انجام دهد - یعنی اعمال مجدد اقتدار دولتی در منطقه‌ای که تقریباً مطمئناً به خط مقدم با مناطق تحت کنترل اسرائیل در لبنان تبدیل خواهد شد.

با این حال، حتی چنین اقداماتی تنها یک اقدام موقت خواهد بود اگر حزب‌الله از جنگ جاری که هنوز عملیاتی است، بیرون بیاید. امروزه، گفتن یک داستان خوش‌بینانه در مورد آینده لبنان دشوار است، زیرا این کشور با مجموعه‌ای از چالش‌های رو به رشد روبرو است - آوارگان شیعه؛ هزینه‌های غیرقابل تحمل جنگ‌های پی در پی؛ اسرائیلی که به دنبال هژمونی در لبنان است، اما جنگ داخلی را گزینه بدی نمی‌داند؛ بحران مالی در سال‌های ۲۰۱۹-۲۰۲۰ که میلیون‌ها لبنانی را فقیر کرد و پیامدهای آن هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است؛ یک طبقه سیاسی غارتگر و فاسد که تمام تغییراتی را که ممکن است قدرت آن را تضعیف کند، خنثی می‌کند؛ و جامعه‌ای که همچنان عمیقاً بر اساس خطوط فرقه‌ای تقسیم شده است.

امروز، لبنان در حالت بقا است و نگرانی اصلی آن در هفته‌های آینده بهره‌برداری از فرصت‌هایی خواهد بود که می‌تواند به دولت اجازه دهد تا خود را در یک محیط بی‌ثبات تثبیت کند. گفتن این حرف آسان‌تر از انجام دادن آن است، زمانی که خود دولت بین رهبران و گروه‌های فرقه‌ای، با دستور کارهای جداگانه و ترس‌های خاص خود، تقسیم شده است. دونالد ترامپ جنگی را علیه ایران آغاز کرد، اما لبنان نباید به عنوان یکی از قربانیان اصلی آن ظاهر شود.

منبع گزارش:

مقالات مشابه

اهداف اسرائیل در حمله به لبنان
ورود انصارالله و تغییر مسیر جنگ رمضان؟
ورود انصارالله به جنگ رمضان؟

انتخاب سردبیر

user