جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، آتش یک درگیری منطقهای را شعلهور کرده است که ترافیک کشتیرانی از طریق تنگه هرمز - گلوگاه نزدیک به یک پنجم عرضه نفت و گاز طبیعی جهان - را مختل کرده و بازارهای انرژی را آشفته کرده است.
پس از آنکه آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، در حملهای در ۲۸ فوریه ترور شد، تهران با حمله به پایگاههای نظامی ایالات متحده در سراسر منطقه و تهدید کشتیها در تنگه هرمز، یک آبراه بیست و یک مایلی که در باریکترین نقطه خود به جنوب ایران متصل است، تلافی کرد. حداقل سه کشتی یک روز پس از حملات اولیه آمریکا و اسرائیل در این تنگه هدف قرار گرفتند و در روزهای پس از آن، ایالات متحده و ایران به حمله به زیرساختهای دریایی یکدیگر ادامه دادهاند. کشورهای خلیج فارس که برای دسترسی به بازارهای جهانی نفت به سفر بدون مانع از طریق این تنگه متکی هستند، اکنون با اختلالات کشتیرانی روبرو هستند. دادههای ترافیک کشتیها نشان میدهد که پس از آغاز عملیات خشم حماسی، ۷۰ درصد از تعداد کشتیهایی که از این تنگه عبور میکنند، کاسته شده است.
تنشهای ایالات متحده و ایران برای هفتهها در حال افزایش بود، زیرا تلاشها برای دستیابی به یک توافق هستهای جدید ناموفق بود. تنشها زمانی افزایش یافت که ایران به طور موقت تنگه هرمز را برای انجام رزمایشهای نظامی بست، در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در مذاکرات هستهای با ایالات متحده شرکت داشت. این امر نگرانیهایی را ایجاد کرد که ایران میتواند در پاسخ به تجاوز ایالات متحده، از این تنگه برای جلوگیری از عرضه جهانی نفت استفاده کند.
اگرچه ایران رسماً بسته شدن تنگه را اعلام نکرده، اما طبق گزارشها، مقامات به کشتیها هشدار دادهاند که از این آبراه عبور نکنند، زیرا تهران به عنوان اهرم فشار در جنگ، بر تنگه فشار میآورد. ایران مسئولیت حمله به یک کشتی که در ۱۱ مارس از تنگه عبور میکرد را بر عهده گرفت و اعلام کرد که هر کشتی متعلق به ایالات متحده، اسرائیل یا متحدان آنها در منطقه "اهداف مشروع" محسوب میشوند. رهبر جدید ایران، در ۱۲ مارس طی اولین اظهار نظر عمومی شناخته شده خود از زمان تصدی این مسئولیت، اعلام کرد که همچنان تنگه را مسدود نگه خواهد داشت.
این حملات ایران پس از آن صورت گرفت که ارتش ایالات متحده اعلام کرد در دهم مارس، شانزده کشتی مینگذار ایرانی را در این آبراه هدف قرار داده است، حملهای که آن را «شدیدترین روز حملات» تاکنون نامیده است. از زمان شروع جنگ، دولت دونالد ترامپ نیز نیروی دریایی ایران را هدف قرار داده، کشتیهای جنگی آن را نابود کرده و تلاش کرده است تا توانایی آن را برای مسدود کردن کامل تنگه مختل کند. ترامپ همچنین گفت که در حال بررسی «تصرف» تنگه است و ایران را در برابر توقف جریان نفت در آنجا تهدید کرد. ترامپ همچنین پیشنهاد داده است که برنامهای برای فروش بیمه برای کشتیهایی که از خلیج فارس عبور میکنند، اجرا کند تا «جریان آزاد انرژی به جهان» را تضمین کند، احتمالاً از طریق اسکورت نیروی دریایی ایالات متحده.
این تنشهای منطقهای رو به افزایش منجر به افزایش قیمت جهانی نفت و گاز شده است. بلافاصله پس از حملات، در دوم مارس، نفت خام برنت، معیار بینالمللی نفت، تا ۱۳ درصد افزایش یافت. قیمت گاز طبیعی ۵۰ درصد افزایش یافت که بخش عمده آن به دلیل توقف تولید شرکت غول گازی قطر انرژیز پس از هدف قرار گرفتن تأسیساتش توسط پهپادهای ایرانی بود. در داخل ایالات متحده، از زمان حملات اولیه، قیمت گاز هر روز افزایش یافته و قیمت نفت خام برای اولین بار در تقریباً چهار سال از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته است. اندکی پس از آنکه ترامپ گفت جنگ «بسیار کامل» است، قیمت نفت دوباره رو به کاهش گذاشت و نشاندهنده نوسانات بازار وابسته به تحولات جنگ بود.
به گفته گروه انرژی راپیدان، یک شرکت مستقل بازار انرژی مستقر در واشنگتن دی سی، با توجه به نوسان قیمتها در هر دو جهت، به نظر میرسد که این جنگ بزرگترین اختلال جهانی نفت در تاریخ را ایجاد کرده است - سه برابر بزرگتر از تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳. سایر شرکتهای کشتیرانی کشتیهای خود را در اطراف نوک جنوبی آفریقا تغییر مسیر دادهاند تا از درگیری جلوگیری کنند، که به گفته کارشناسان منجر به افزایش هزینهها و تأخیرهای کشتیرانی خواهد شد.
این درگیری همچنین بحثهای مربوط به استفاده از ذخایر انرژی اضطراری را از سر گرفته است. اعضای آژانس بینالمللی انرژی به اتفاق آرا موافقت کردند که دستور آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت خام اضطراری را صادر کنند، که بزرگترین بخش آن تاکنون و بیش از دو برابر آخرین آزادسازی پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ است. گذشته از ایالات متحده، چندین کشور آسیایی، از جمله چین، هند و ژاپن، به شدت به نفتی که از این تنگه عبور میکند وابسته هستند و در معرض خطر بالای اختلال در عرضه قرار دارند.
استفاده ایران از این تنگه به عنوان یک ابزار چانهزنی بیسابقه نیست. مقامات ایرانی در آوریل ۲۰۱۹ پس از آنکه ترامپ معافیتهای تحریمی برای واردکنندگان نفت ایران را لغو کرد، تهدید به بستن این آبراه کردند و عملاً یک منبع درآمد حیاتی برای تهران را از بین بردند. ایالات متحده مدتهاست که آزادی دریانوردی را یک منفعت حیاتی میداند و در صورت تلاش ایران برای مسدود کردن کشتیرانی در این آبراه، زمینه را برای رویارویی فراهم میکند. در طول جنگ ایران و عراق، کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده تانکرهای نفتی را از طریق تنگه اسکورت میکردند و در سال ۱۹۸۷، نیروهای آمریکایی به نیروهای ایرانی که در خلیج فارس مینگذاری میکردند، شلیک کردند و چهار ملوان را کشتند.
دولت ایران اعلام کرده است که قدرت اعمال انسداد تنگه هرمز را دارد. در حالی که کارشناسان میگویند بستن این تنگه برای مدت طولانی برای ایران دشوار خواهد بود، تهران ابزارهای دیگری برای مختل کردن صادرات جهانی نفت و گاز دارد - از جمله استفاده از قایقهای کوچک که میتوانند کشتیرانی را مختل کنند و زیردریاییهایی که میتوانند مینگذاری کنند. اینکه آیا ایران حق انجام این کار را دارد یا خیر، موضوع دیگری است، زیرا کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها تصریح میکند که کشورها فقط میتوانند تا فاصله ۱۴ مایلی از خط ساحلی خود تصمیمات حاکمیتی بگیرند. ایران این معاهده سازمان ملل را امضا کرد، اما هرگز تصویب نکرد.