یکشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

براندازی از طریق جنگ، تصمیم بی‌ملاحظه ترامپ

  :اندیشکده
:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

خیلی زود مشخص شد که ادعاهای ترامپ مربوط به نابودی برنامه هسته‌ای ایران، دروغ بوده است. حتی اطلاعاتی از یک گزارش اطلاعاتی ایالات متحده درز کرد که این موضوع را رد می‌کرد و روشن می‌کرد که برنامه ایران به وضوح به عقب رانده شده، اما نابود نشده است. و اکنون، البته، یکی از توجیهاتی که برای حمله امروز ارائه داده این است که برنامه هسته‌ای ایران دوباره خطرناک شده است و به همین دلیل است که ما در حال انجام کاری هستیم که انجام می‌دهیم. اما توجیهات متعدد دیگری نیز ارائه شده است که یکی از راه‌هایی است که این حمله را به یاد مقدمات حمله به عراق در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ می‌اندازد: فقط این مجموعه دلایل ارائه شده است و هر کسی می‌تواند دلیلی را که به نظرش بهتر است انتخاب کند. اما هیچ یک از این موارد واقعاً به چیزی نزدیک به تهدید قریب‌الوقوع ایران برای ایالات متحده نمی‌رسد. من فکر می‌کنم فوریتی که در اینجا وجود دارد، اگر وجود داشته باشد، این است که ایران ظرفیت موشکی خود را بسیار سریع‌تر از آنچه بسیاری از مردم انتظار داشتند، بازسازی کرده است.

من این را در ماه اکتبر از تحلیلگران اسرائیلی شنیدم. چیزی که واقعاً آنها را شگفت‌زده کرده بود این بود که چگونه ایران ظرفیت موشکی خود را بسیار سریع‌تر از حد انتظار بازسازی می‌کند. این موشک‌ها دفاعی هستند و تاکنون به عنوان اقدامات تلافی‌جویانه مورد استفاده قرار گرفته‌اند. لازم نیست ایران را دوست داشته باشید - من دوست ندارم - تا تصدیق کنید که کشورها حق دفاع از خود را دارند. ایران از این موشک‌ها، دوباره، به شیوه‌ای وحشتناک استفاده کرده و آنها را به سمت شهرها و مراکز غیرنظامی در اسرائیل شلیک کرده است. این غیرقابل دفاع است. اما به نظر می‌رسد دکترین امنیت منطقه‌ای اسرائیل، که اکنون توسط ایالات متحده حمایت می‌شود، نه تنها این است که اسرائیل حق دفاع از خود را دارد، بلکه این است که فقط اسرائیل حق دفاع از خود را در منطقه دارد. و اکنون این موشک‌ها محدودیت غیرقابل قبولی بر توانایی اسرائیل برای حمله به هر جایی که می‌خواهد در هر زمانی ایجاد می‌کنند، رویکردی به امنیت منطقه‌ای که به وضوح توسط دولت ترامپ حمایت می‌شود.

نکته شگفت‌انگیز در مورد این موضوع این است: این باعث می‌شود که اقدامات دولت بوش در آستانه جنگ عراق در مقایسه بهتر به نظر برسد. دولت ترامپ به سختی تلاشی برای ارائه یک استدلال منسجم به مردم آمریکا، چه رسد به کنگره یا سازمان ملل، که دولت بوش انجام داد، انجام داده است. حتی هیچ اذعانی وجود ندارد که ترامپ برای ورود ایالات متحده به جنگ دیگری به مجوز کنگره نیاز داشته باشد. مطمئناً، هیچ اذعانی وجود ندارد که ایالات متحده برای انجام این کار به حمایت بین‌المللی یا چندجانبه نیاز داشته باشد. بنابراین، بله، من می‌گویم که تفاوت‌های بین مقدمات جنگ عراق و این [جنگ] بسیار مهم است.

واضح است که این یک حکومت سرکوبگر است. از خشونت عظیمی علیه مردم خود استفاده می‌کند، که نمونه‌های وحشتناکی از آن را در چند ماه گذشته دیده‌ایم. من فکر می‌کنم رویکردی که بیشترین معنا را در مورد ایران دارد، رویکردی بود که اوباما داشت، یعنی اذعان به اینکه ایران در چندین جبهه چالش ایجاد می‌کند، که مهمترین آن احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. به همین دلیل است که او دیپلماسی را برای مقابله تهاجمی با این چالش دنبال کرد. او این کار را با شرکای نزدیک بین‌المللی خود انجام داد و به نظر من به یک توافق‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای بسیار قوی دست یافت که بازرسی‌ها و نظارت‌های سنگین بر برنامه هسته‌ای ایران را برقرار کرد. این [اقدام] به آن چالش پرداخت، اما فرصتی را نیز برای شروع مقابله با سایر چالش‌های ایران ایجاد کرد.

در پایان ریاست جمهوری اوباما، درست قبل از روی کار آمدن ترامپ، تعدادی از ملوانان آمریکایی توسط ایران در خلیج فارس دستگیر شدند و وضعیتی ایجاد شد که می‌توانست به راحتی تشدید شود و پایان بسیار بدی داشته باشد. اما از آنجا که در طول مذاکره بر سر توافق هسته‌ای ایران، یک خط ارتباطی بین ایالات متحده و ایران ایجاد شده بود، آن وضعیت کاهش یافت و بدون حادثه واقعی پایان یافت. توافق هسته‌ای فرصتی برای شروع مقابله با مسائلی مانند حمایت ایران از گروه‌های افراطی منطقه‌ای و پرسش‌های مربوط به سرکوب داخلی ایران بود. این فرصت با خروج ترامپ از توافق در دوره اول ریاست جمهوری‌اش از بین رفت. این به ایران و صادقانه به جهان نشان داد که نمی‌توان به ایالات متحده اعتماد کرد. و باید بگویم، جو بایدن فرصتی را برای پیوستن مجدد به آن توافق و راه‌اندازی مجدد آن کانال از دست داد. این را هم اضافه می‌کنم: از نظر تاریخی، سرکوب داخلی ایران وقتی از خارج احساس تهدید می‌کند، بدتر شده است. من این را از فعالان ایرانی شنیده‌ام. و وقتی تنش بین ایالات متحده و ایران کاهش یابد، فضا برای اصلاحات شروع به باز شدن می‌کند.

حالا فکر می‌کنم با توجه به سطح خشونت دولت ایران علیه معترضان، برداشت من، باز هم، از صحبت با همکاران ایرانی، این است که ما در وضعیت متفاوتی هستیم. اکنون امید بسیار کمتری وجود دارد، اگر امیدی باشد، که دولت فعلی بتواند به طور معقول اصلاح شود، اما با این حال، این ایده که می‌توانیم دولت ایران را از طریق یک عملیات خشونت‌آمیز تغییر حکومت، مانند آنچه اکنون شاهد آن هستیم، به سمت بهتر شدن تغییر دهیم، سابقه تاریخی بسیار بدی دارد.

فکر می‌کنم آنها اشتباه بزرگی مرتکب شدند. خود بایدن کاملاً صریحاً قول داد که دوباره به توافق هسته‌ای خواهد پیوست. او در اکتبر ۲۰۲۰ مطلبی منتشر کرد و دقیقاً آنچه را که قرار بود انجام دهد، شرح داد. سپس او به قدرت رسید و دولتش تصمیم گرفت مذاکرات با ایران را با این خیال که "اوه، ما قرار است آن را آهسته بازی کنیم و به یک توافق طولانی‌تر و قوی‌تر برسیم" . این نشان می‌دهد که بایدن هرگز واقعاً به دستاورد اوباما علاقه‌مند نبود و اعضای خاصی از تیم او قطعاً نسبت به ایران رادیکال بودند. و سپس تعدادی از دموکرات‌ها در کنگره بودند که تندروتر بودند. بله، فکر می‌کنم بعداً در دولت بایدن تلاش‌هایی برای مذاکره صورت گرفت، اما این پس از روی کار آمدن دولتی بسیار جنگ‌طلب‌تر بود. بنابراین احساس می‌کنم فرصتی برای از سرگیری گفتگو با ایران در ابتدای دولت بایدن از دست رفت.

هیچ تهدید قریب‌الوقوعی علیه ایالات متحده از سوی ایران وجود ندارد. مطمئناً تهدیدی نیست که رئیس جمهور را برای رفتن به جنگ بدون مجوز کنگره توجیه کند. یک جنبه قانونی در این مورد وجود دارد، اینکه ترامپ این کار را بدون مجوز کنگره انجام می‌دهد، که مهم است، اما از نظر ماهیتی نیز ایده بدی است. و رهبری دموکرات‌ها، جفریز و چاک شومر، به طور کلی به موضوع ایران با این جمله پاسخ داده‌اند: «ما باید یک جلسه توجیهی داشته باشیم.» شما افراد دیگری را هم دارید، مانند تیم کین و رو خانا، که در انتقاد خود قوی‌تر بوده‌اند، و خوب است که ما در کنگره صداهای بیشتری از این دست نسبت به مدت‌ها داریم. اما متأسفانه، رهبری حزب دموکرات کاملاً بی‌ارتباط است.

البته خوب است که دموکرات‌های مختلف دیدگاه‌های متفاوتی در مورد سیاست خارجی داشته باشند. برخی از آنها جنگ‌طلب‌تر هستند. من می‌گویم دموکرات‌های جنگ‌طلب‌تر بخشی از یک اقلیت کوچک و خوشبختانه در حال کاهش هستند، و با این حال، آنها در رهبری حزب بیش از حد نماینده دارند. این باید تغییر کند. من فکر می‌کنم برخی فقط دموکرات‌های سنتی‌تر و جنگ‌طلب‌تر هستند. آنها معتقدند که ایالات متحده حق و ضرورت استفاده تهاجمی از زور را دارد. اما، همانطور که گفتم، این هم ایدئولوژیک است و هم سیاسی. برخی دیگر معتقدند که داشتن چنین موقعیتی امن‌ترین مکان برای حضور سیاسی است. من فکر می‌کنم آنها در هر دو مورد اشتباه می‌کنند. فکر می‌کنم می‌توانید به نظرسنجی‌های دموکرات‌ها و نظرسنجی‌های آمریکایی‌ها نگاه کنید و ببینید که نامزدهای ضد جنگ عملکرد بسیار خوبی دارند. از پایان جنگ سرد، در هر انتخاباتی، به استثنای یک مورد در سال ۲۰۰۴، نامزد ضد جنگ پیروز شده است. حالا، من وانمود نمی‌کنم که این دلیل پیروزی آنها در هر بار بوده است. ترامپ نیز به وضوح به سمت چپ هیلاری کلینتون متمایل شد. البته او دروغ می‌گفت و علیه جنگ‌طلبی کامالا هریس رقابت می‌کرد. او و ونس در ماه‌های آخر انتخابات ۲۰۲۴ به یک پیام طرفدار صلح متمایل شدند. باز هم، هیچ کس نباید حرف او را باور می‌کرد. او به وضوح دروغ می‌گفت. او فهمیده بود، زیرا او سطحی از هوش سیاسی را دارد، که یک حوزه انتخابیه وجود دارد که به آن پیام جذب می‌شود. چیزی که من می‌گویم این است که یک حوزه انتخابیه قوی ضد جنگ در این کشور وجود دارد. دموکرات‌ها باید این را بفهمند. تعداد رأی‌دهندگانی که پذیرای پیام ضد جنگ هستند، بسیار بیشتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد رهبری دموکرات‌ها تصور می‌کنند. به نظر می‌رسد آنها در این لحظه ابدی پس از یازده سپتامبر گیر افتاده‌اند، جایی که دائماً از اینکه از جناح راست دور شوند، می‌ترسند. شومر از جناح راست به ترامپ به خاطر ضعف بیش از حد در قبال ایران حمله می‌کرد. این مسخره است.

هم در مجلس نمایندگان و هم در سنا، تلاشی برای رأی‌گیری در مورد قطعنامه اختیارات جنگی وجود دارد. قانون اولیه در سال ۱۹۷۳ و پس از جنگ ویتنام، به عنوان راهی برای تلاش برای رسمیت بخشیدن و تأکید مجدد بر اقتدار کنگره در امور جنگ، تصویب شد. این قانون به هر عضوی اجازه می‌دهد تا این لایحه را ارائه دهد و رأی‌گیری برای صدور مجوز جنگ توسط کنگره به صحن علنی کشیده خواهد شد. این راهی برای دور زدن روند رسمی کمیته و صرفاً ارائه یک قطعنامه به صحن علنی است زیرا این موضوع بسیار مهم است. بنابراین، این راهی است که کنگره فرصتی را برای خود ایجاد می‌کند تا به رئیس جمهور بگوید: «شما خارج از محدوده قانون اساسی عمل می‌کنید. شما غیرقانونی عمل می‌کنید. ما از کاری که شما انجام می‌دهید حمایت نمی‌کنیم. شما باید نیروهای آمریکایی را از این درگیری خارج کنید.» همانطور که سال گذشته دیدیم، وقتی سناتور کین قطعنامه اختیارات جنگی را ارائه کرد، تصویب نشد.

وقتی با سناتور سندرز کار می‌کردم، ما قطعنامه‌ای را تصویب کردیم که از دولت ترامپ می‌خواست از جنگ عربستان و امارات در یمن خارج شود و در سنا و مجلس نمایندگان تصویب شد. ترامپ آن را وتو کرد و متأسفانه کنگره تعداد لازم برای لغو آن وتو را نداشت، اما این تلاش قابل توجهی بود زیرا این قطعنامه‌های فعلی مربوط به اختیارات جنگی، راهی مهم برای ثبت نظرات اعضای کنگره هستند. این امر فرصت‌هایی را برای آموزش ایجاد می‌کند. هر زمان که یک عضو کنگره مجبور به رأی مثبت یا منفی باشد، تمایل دارد توجه بیشتری به موضوع مورد بحث داشته باشد. اما در نهایت، حتی اگر قطعنامه‌ای در مورد حمله اخیر ترامپ به ایران تصویب شود، که فکر نمی‌کنم تصویب شود، با توجه به اینکه ترامپ کنترل کاملی بر حزب خود دارد و آنها در اکثریت هستند، مشکل عمیق‌تر، اجماع سیاسی پیرامون استفاده از زور است. بنابراین در اینجا هیچ راه حل قانونی وجود ندارد. ما به یک راه حل سیاسی نیاز داریم. سیاست ما خراب است و این واقعیت که روسای جمهور، نه فقط این رئیس جمهور، بلکه چندین رئیس جمهور، در استفاده از خشونت در سراسر جهان به بهانه‌های قانونی بسیار سست، بسیار راحت‌تر شده‌اند، بازتابی از آن سیاست خراب است.

همانطور که ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود به وضوح به ما نشان داد، ضد جنگ نیست. باز هم، واقعیت این است که کنگره قطعنامه اختیارات جنگی علیه ترامپ در مورد یمن و سپس بعداً، پس از ترور قاسم سلیمانی، در مورد ایران نیز تصویب کرد و او هر دو را وتو کرد. این به شما می‌گوید که رویکرد او بسیار نظامی‌گرایانه است. بنابراین من با شما موافقم. دموکرات‌ها باید استدلال‌های متعددی را مطرح کنند، از جمله این واقعیت که او غیرقانونی عمل می‌کند و این واقعیت که او از نظر استراتژیک احمقانه عمل می‌کند. پس همه این استدلال‌ها را مطرح کنید. فقط درخواست جلسه توجیهی نکنید.

منبع گزارش:
https://www.newyorker.com/news/q-and-a/trumps-reckless-decision-to-pursue-regime-change-in-iran

مقالات مشابه

ریزش نیروی نظامی، لازمه شورش اجتماعی
دگرگونی سیاسی در ایرانِ زمان جنگ
پایان جنگ خارجی، آغاز نبرد داخلی؟

انتخاب سردبیر

user