به گفته دونالد ترامپ، ایرانیان فرصتی بینظیر دارند. او در حالی که هواپیماهای جنگی ایالات متحده و اسرائیل شهرها و مجتمع رهبر ایران را بمباران میکردند، اعلام کرد: «ساعت آزادی شما نزدیک است. وقتی کار ما تمام شد، دولت خود را به دست بگیرید. این کار شما خواهد بود. این احتمالاً تنها فرصت شما برای نسلها خواهد بود.»
اظهارات ترامپ روشن کرد که آمریکا به دنبال تغییر حکومت است. پس از دههها تنش شدید، اتهامات شدید و حملات یکباره، واشنگتن سرانجام تصمیم گرفت که از شر دولت این کشور خلاص شود - و فکر میکند که ایرانیان عادی قیام خواهند کرد و کار را تمام خواهند کرد.
به هر حال، جمعیت این کشور به وضوح از جمهوری اسلامی خسته شده است. در طول دهه گذشته، ایرانیان بارها تظاهرات گستردهای علیه نظام برگزار کردهاند. این اعتراضات معمولاً تنها پس از واکنش وحشتناک دولت از بین میرود. به عنوان مثال، در ماه دسامبر و ژانویه، صدها هزار ایرانی هفتهها در تظاهرات شرکت کردند - تا اینکه مقامات امنیتی ایران هزاران نفر از آنها را به ضرب گلوله کشتند. اما اکنون، هواپیماهای جنگی آمریکایی و اسرائیلی به دستگاههای نظامی و امنیتی ایران حمله میکنند و سایر نهادهای دولتی را نابود میکنند. آنها رهبر کشور و بسیاری دیگر از مقامات ارشد را کشتهاند. به نظر میرسد دولت ترامپ شرط بسته است که مردم ایران به زودی روند تغییر حکومت را به دست خواهند گرفت، اعتراضات را از سر خواهند گرفت و با موفقیت یک دولت بسیار ضعیف را برکنار خواهند کرد.
برای سنجش میزان احتمال این واکنش، من با دانشمندان علوم سیاسی و کارشناسان ایرانی صحبت کردم که همه آنها دوست دارند "قدرت مردم" را در رهبری جدید در تهران ببینند. اما آنها همچنین ابراز تردید عمیقی کردند که حتی این کمپین هوایی گسترده بتواند قیامی موفق ایجاد کند.
آنها به من گفتند که برای شروع، کمپینهای بمباران هوایی سابقه وحشتناکی در براندازی در هر کشوری دارند. دوم، ایران دارای ارگانهای سرکوبگر قدرتمندی با تجربه فراوان در سرکوب ناآرامیهای مردمی است. علاوه بر این، بوروکراسی ایران نسلهاست که انتظار حملات آمریکا را داشته و برای آن آماده میشود. و حتی اگر واشنگتن با موفقیت جمهوری اسلامی را در هم بشکند یا از بین ببرد، ایرانیان خسته و شوکه ممکن است بیش از حد ترسیده یا بر بقا متمرکز باشند تا به خیابانها سرازیر نشوند. اپوزیسیون سیاسی این کشور همچنان ضعیف و به چندپارگی معروف است.
البته ایرانیان به شدت خواهان آیندهای بهتر هستند و در شرایط بسیار دشوار حاضر به اعتراض بودهاند. برای یک حکومت استبدادی، این کشور سطح بالایی از مشارکت مدنی دارد. بنابراین، ممکن است ایرانیان در جایی که سایر جمعیتها موفق نشدهاند، موفق شوند. اما تاریخ نشان میدهد که اکثر مردم این کشور به درخواست ترامپ توجه نخواهند کرد و حتی اگر این کار را انجام دهند، پیروزی سختی خواهند داشت.
در فوریه ۱۹۹۱، هنگامی که ارتش آمریکا نیروهای مسلح عراق را ویران کرد، جورج اچ. دبلیو. بوش، رئیس جمهور ایالات متحده، درخواستی را مطرح کرد. بوش در تلویزیون بینالمللی از «مردم عراق خواست که امور را به دست خود بگیرند و صدام حسین، دیکتاتور، را مجبور به کنارهگیری کنند.» آنها بلافاصله اقدام نکردند. اما به محض اینکه آمریکا بمباران را متوقف کرد، هزاران کرد و شیعه در سراسر کشور علیه دولت تحت سلطه سنیها قیام کردند، به این امید که حکومت آسیبدیده و ارتش ضعیف صدام سرانجام شکست بخورد.
اما اینطور نشد. در عوض، پس از شروع اعتراضات، نیروهای صدام هلیکوپتر، توپخانه و نیروهای زمینی را علیه شهروندان خود مستقر کردند. سپس آنها بیش از ۵۰۰۰۰ عراقی را در کمتر از پنج هفته قتل عام کردند. قیام سرکوب شد و صدام ۱۲ سال دیگر بر قدرت ماند.
متاسفانه، تجربه عراق نمونه بارز اتفاقاتی است که وقتی روسای جمهور در گذشته سعی در استفاده از قدرت هوایی برای تغییر دولتها داشتهاند، رخ میدهد. ایالات متحده ۹۰ درصد از تولید برق کره شمالی را در طول جنگ کره قطع کرد به این امید که به سرنگونی کیم ایل سونگ کمک کند. اما این اتفاق نیفتاد. واشنگتن در طول جنگ ویتنام، ویتنام شمالی را به تاریکی فرو برد؛ که آن هم شکست خورد. حتی بمباران صربستان کوچک توسط بیل کلینتون در سال ۱۹۹۸ به جنبش مخالفان فضایی برای برکناری اسلوبودان میلوسویچ از قدرت نداد. ۱۶ ماه دیگر و یک انتخابات جعلی طول کشید تا او مجبور به ترک قدرت شود.
رابرت پیپ، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو که در زمینه قدرت هوایی و تغییر حکومت مطالعه میکند، در پاسخ به این سوال که آیا اقدامات واشنگتن در ایران در جاهای دیگر موفق بوده است یا خیر، گفت: «هرگز. بمبگذاریها هرگز باعث نشده است که مردم به خیابانها بیایند و رهبر خود را سرنگون کنند.»
دو دلیل اصلی وجود دارد که چرا نیروی هوایی چنین سابقه وحشتناکی دارد. به گفته پیپ، دلیل اول این است که بمبگذاریها اغلب شهروندان را وادار میکنند که علیه مخالفان داخلی برخیزند - مهم نیست که چقدر از رهبر متنفر باشند. او به من گفت: «حتی اشارهای که شما با دولت مهاجم همسو هستید، توسط رقبا برای خنجر زدن از پشت به شما استفاده میشود.» برای فهمیدن دلیل آن، او از لیبرالها خواست تا در نظر بگیرند که اگر ایران ترامپ را بکشد و سپس هواداران حزب دموکرات را به تصاحب قدرت تشویق کند، آمریکاییها چه واکنشی نشان خواهند داد. محافظهکاران ممکن است تصور کنند که اگر ایران همین کار را با باراک اوباما انجام میداد، چه اتفاقی میافتاد. فقط به این دلیل که شما رهبران کشور خود را دوست ندارید، به این معنی نیست که میخواهید با یک دشمن خارجی که آنها را سرنگون میکند، همسو شوید. دلیل دوم این است که بمبگذاریها به خودی خود به ندرت ظرفیت سرکوب یک دولت را به طور کامل از بین میبرند. پیپ به من گفت: «برای نجات معترضان طرفدار دموکراسی، باید در محل حضور داشته باشید. باید نیروهایی در محل داشته باشید.»
در ایران، هر دو درس ارزشمند هستند. تحلیلگران ایران اغلب در مورد اینکه آیا حملات خارجی میتواند با توجه به میزان نامحبوب بودن دولت، منجر به تجمع مردم به دور پرچم شود، بحث میکنند. اکثر تحلیلگران فکر میکنند که واکنشها بسیار متفاوت خواهد بود و ایرانیان به عنوان افرادی کاملاً ملیگرا، خسته و محتاط از مداخلات بینالمللی شناخته میشوند. در نتیجه، کارشناسان میگویند که حتی بسیاری از ایرانیانی که از جمهوری اسلامی متنفرند، نمیخواهند آنچه را که آمریکا از آنها میخواهد انجام دهند - به ویژه با توجه به افزایش تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات ایالات متحده.
مطمئناً، همه احساس نگرانی نخواهند کرد. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، گفت: «کسانی هستند که صرفاً از روی ناامیدی محض، به مداخله نظامی ایالات متحده امیدوار بودند.» آنها ممکن است خوشحال شوند که همانطور که ترامپ از آنها خواسته بود، به خیابانها بیایند. بنابراین ممکن است برخی از افرادی که از حملات ناراضی هستند اما خواهان یک دولت جدید هستند، خوشحال شوند. با این حال، این ایرانیان میتوانند با مشکل دوم روبرو شوند: قابلیتهای قابل توجه حکومت. دولت ایران نهادهای متعددی دارد که قادر به سرکوب تظاهرکنندگان هستند و مسئول آن هستند. این کشور ذخایر سلاح بزرگی دارد که در سراسر کشور پخش کرده است، تا حدودی به این دلیل که انتظار حملات ایالات متحده را داشت. این بدان معناست که مهم نیست آمریکا و اسرائیل تا چه حد در بمباران پیش بروند، آنها برای خنثی کردن واقعی نیروهای امنیتی آن تلاش خواهند کرد.
واعظ به من گفت: "ایالات متحده اساساً باید کاری را که در طول چندین سال در افغانستان و عراق انجام داد، در عرض چند ماه انجام دهد. من نمیبینم که چگونه این امر ممکن خواهد بود."
یک مانع نهایی برای یک انقلاب مردمی وجود دارد: مخالفان ایران سازمان نیافته، ضعیف و پراکنده هستند. «جمهوری اسلامی ممکن است در فراهم کردن اقتصادی کارآمد و سطح زندگی مناسب برای مردم خود به طرز شرمآوری شکست خورده باشد، اما در زندانی کردن مخالفان خود بسیار مؤثر بوده است. این کشور دارای یک جامعه فعال سیاسی در خارج از کشور است، اما به ویژه درگیر اختلافات داخلی است - به ویژه بین کسانی که میخواهند رضا پهلوی، ولیعهد سابق ایران، کنترل کشور را به دست بگیرد و کسانی که با او مخالف هستند. در نتیجه، نیروهای مخالف برای هماهنگی و سپس غلبه بر هر نهاد که هنوز وجود دارد، با مشکل مواجه خواهند شد.» واعظ گفت: «امروزه، برای حفظ نظم و جلوگیری از شورش، شبهنظامیان در خیابانها مستقر شدند.» او به ویژه پس از تماشای مرگ هزاران نفر در دسامبر و ژانویه - و سپس مرگ دهها نفر دیگر در حملات ایالات متحده و اسرائیل - تردید داشت که دشمنان جمهوری اسلامی آماده باشند تا گرد هم آیند و اعتراضات گسترده برگزار کنند.
کارزارهای بمباران ممکن است هرگز باعث قیام موفقیتآمیزی نشده باشند، اما مواردی وجود دارد که نیروی هوایی خارجی به سرنگونی یک دیکتاتور کمک کرده است. در لیبی، ناتو پس از شروع قذافی، حمله به نیروهای معمر قذافی را آغاز کرد. با مردمش وحشیانه رفتار کرد. این موضوع حیاتی بود. حدود شش ماه پس از شروع این کمپین، نیروهای شورشی دولت قذافی را از قدرت بیرون راندند.
آن نیروهای شورشی قبل از شروع بمبارانهای ناتو وجود داشتند. اما این سابقه خوشبینانهتری برای کسانی است که امیدوارند این کمپین جمهوری اسلامی را سرنگون کند. و حداقل برخی از مردم نسبت به آینده کشور نسبتاً خوشبین هستند. ایران ممکن است اپوزیسیون مسلح و سازمانیافتهای نداشته باشد، اما اپوزیسیون عمیقاً متعهدی دارد. بهنام طالبلو در مقالهای اخیر که به تشریح چگونگی امکان بمباران برای باز کردن راه به روی کار آمدن مخالفان پرداخته بود، نوشت: «ایرانیها حاضرند فداکاریهای عظیمی برای خلاص شدن از شر رهبران خود انجام دهند.» او به آمار کشتهشدگان اعتراضات اخیر که برخی از ناظران آن را بیش از ۳۰۰۰۰ نفر میدانند، به عنوان شاهدی بر این موضوع اشاره کرد که تظاهرکنندگان چقدر آماده فداکاری هستند و سرکوب آنها چقدر سخت شده است. اگر کمپین بمباران ادامه یابد و به مقرهای پلیس محلی و فرماندهان سطح پایینتر گسترش یابد، طالبلو خوشبین بود که ایرانیان عادی میتوانند از شر هرگونه بقایا خلاص شوند. او در پایان گفت: «مردم ایران انگیزه و عزم لازم را دارند.»
تاکنون، حملات آمریکا و اسرائیل قطعاً بسیار گسترده بوده است. حملات سربریدن ممکن است سابقه ضعیفی در تحریک به تغییر داشته باشند، اما کمتر دولتی در مدت زمان بسیار کوتاهی مانند ۳۶ ساعت اول حمله، این تعداد از مقامات را کشته است. واشنگتن علاوه بر ترور رهبر ایران - چیزی که لشکرکشیهای آمریکا در جنگ کره، جنگ ویتنام و جنگ اول خلیج فارس هرگز به آن دست نیافتند - بسیاری از معاونان ارشد او را نیز از بین برده است. علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، مرده است. وزیر دفاع ایران، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و رئیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز همینطور. و بمبها مقامات بیشماری را در سلسله مراتب فرماندهی کشتهاند. نمیتوان گفت که ایرانیان به طور متوسط دقیقاً چه احساسی نسبت به همه اینها دارند. اما ویدیوهایی منتشر شده است که نشان میدهد بسیاری از مردم قتل رهبری را جشن میگیرند.
الکس واتانکا، عضو ارشد موسسه خاورمیانه، گفت: "ما در جایگاه متفاوتی هستیم. این لحظهای است که شما شروع به فکر کردن به رویاها میکنید."
اما هنوز روزهای اول است و کلیپهای جشن و پایکوبی دلیلی بر نزدیک بودن قیام سرنگونی حکومت نیستند. (همچنین ویدیوهایی از ایرانیانی که در سوگ رهبر معظم انقلاب نشسته بودند، وجود دارد.) حتی طالبلو به من گفت که اگرچه ایالات متحده و اسرائیل شروع خوبی داشتند، اما برای پیشبینی چگونگی ادامه اوضاع خیلی زود است. در واقع، تقریباً هر تحلیلگر ایرانی که با او صحبت کردم، وقتی از او پرسیده شد که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، طفره رفت. تنها چیزی که آنها روی آن توافق داشتند این بود که کشور تغییر خواهد کرد. صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای چاتهام هاوس، گفت: «ساختاری که ما میشناسیم دیگر وجود نخواهد داشت. به چیز دیگری تبدیل خواهد شد.» بخش زیادی از حکومت نابود شده است که نمیتواند به همین شکل ادامه دهد.
اما این بدان معنا نیست که به سمت بهتر شدن تغییر خواهد کرد - یا اینکه ایرانیان عادی در مورد آنچه در پی خواهد آمد، حرفی برای گفتن خواهند داشت. این امکان وجود دارد، شاید حتی بیشتر محتمل باشد که آمریکا و اسرائیل یک فرد داخلی را که با آنها همکاری میکند، شناسایی کرده یا شناسایی خواهند کرد که به او کمک کنند تا مسئولیت را به دست بگیرد، همانطور که در ونزوئلا اتفاق افتاد. (در غیر این صورت، ممکن است سعی کنند کسی را از خارج از کشور منصوب کنند.) همچنین ممکن است یکی از طرحهای احتمالی متعدد ایران مؤثر واقع شود و کشور در شرف اداره شدن توسط یک رهبر عالی جدید باشد. این طرحهای احتمالی میتوانند شکست بخورند، اما یک مقام یا فرمانده متفاوت ممکن است عناصر باقیمانده سیستم را متحد کند و بیرحمانه قدرت را تثبیت کند. یا ممکن است از هم بپاشد و گروههای مختلف برای کنترل به شدت با هم رقابت کنند - همانطور که در جنگ داخلی پس از قذافی در لیبی اتفاق افتاد.
در هر صورت، ایرانیان باید برای شنیده شدن صدای خود مبارزه کنند. و در لحظهای از هرج و مرج بزرگ، در مواجهه با خطر و اختلال بزرگ، بعید است که اعتراض برای دموکراسی اولین دغدغه آنها باشد. وکیل گفت: «من فکر میکنم مردم فقط سعی میکنند هضم کنند و به آنچه در آینده قرار است اتفاق بیفتد فکر کنند. آنها قرار است بر بقای خود تمرکز کنند.»
