در یک مصاحبه تلویزیونی در سال ۲۰۱۸، از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه وقت، سؤال شد که آیا کشور میتواند روی پای خود بایستد. اشاره پرسشگر به مناقشه آبی ایران با افغانستان بود. ظریف پاسخ داد که ایران اهرمهای قدرت متعددی از جمله مهاجران افغانستانی را برای تأثیرگذاری بر رفتار افغانستان در اختیار دارد. این اظهارنظر صریح نمونه واضحی از چگونگی تعامل مهاجرت و سیاست خارجی را ارائه میدهد. ایران نزدیک به نیم قرن است که پذیرای یکی از بزرگترین جمعیتهای مهاجران اجباری افغانستانی بوده است. با وجود نوسانات، جمعیت مهاجران اجباری به طور مداوم بالا باقی مانده است. بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵ کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، نزدیک به ۴ میلیون افغانستانی – ۷۷۳,۰۰۰ نفر با وضعیت پناهندگی رسمی و ۳ میلیون نفر در وضعیت مشابه اما بدون وضعیت رسمی – در ایران زندگی میکنند. با این حال، تمایز وضعیت قانونی، آسیبپذیری مشترک هر دو گروه را پنهان میکند. در توضیح آسیبهای مشترک پناهندگان قانونی و غیرقانونی باید گفت که کمتر از ۳٪ از جمعیت پناهندگان قانونی در اردوگاهها زندگی میکنند، در حالی که بقیه همراه با افراد غیرقانونی درون شهرها، عمدتاً در مناطقی تفکیکشده از ایرانیان، ساکن و به مشاغل کمدرآمد روزمزدی مشغول هستند. رویکرد دولت ایران به این گروههای مهاجر در طول زمان متفاوت بوده است، همانطور که در طیفی از تصمیمات از جمله گشایش یا انسداد مرزها، بازگشت و اسکان مجدد پناهندگان، و اخراج افراد بدون مدرک نمایان بوده است. رویکردهای مهاجرتی متنوع و گاهی متناقض داخلی نتیجه عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بوروکراتیک بوده است. علیرغم محوریت ملاحظات داخلی، سیاست مهاجرت در ایران تحت تأثیر نگرانیهای سیاست خارجی نیز شکل گرفته است. بررسی این دیالکتیک، هدف اصلی این مقاله است. چارچوب تحلیلی ادبیات مربوط به تعامل مهاجرت و سیاست خارجی نسبتاً جدید و در مورد جنوب جهانی، جدیدتر است. در کتاب «سلاح…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.