دورهای قبلی خشونت بین ایالات متحده و ایران با یک رقص قابل پیشبینی به پایان رسیده است. پس از ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ در تلافی مرگ یک آمریکایی در عراق، ایران با شلیک موشکهای بالستیک به دو پایگاه هوایی آمریکا در آن کشور تلافی کرد. هیچ آمریکایی کشته نشد، دولت ترامپ تصمیم گرفت پاسخی ندهد و دور خشونت به پایان رسید. تابستان گذشته نیز پس از حملات به برنامه هستهای ایران، همین داستان تکرار شد. ایرانیها قبل از حمله به پایگاه هوایی عمدتاً متروکه العدید در قطر، تقریباً یک برگه اجازه ارائه دادند که هیچ تلفاتی نداشت و خسارت کمی به بار آورد.
این بار نه.
حملات دیروز ایالات متحده و اسرائیل منجر به مرگ رهبر معظم انقلاب و دیگر چهرههای ارشد شد. در عرض چند ساعت، ایران موجی از انتقامجویی را در سراسر منطقه آغاز کرد و عمدتاً به ذخایر موشکهای بالستیک و پهپادهای خود متکی بود.
صبح یکشنبه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسئولیت حمله به ۲۷ مرکز نظامی و دیپلماتیک آمریکا را بر عهده گرفت و گزارشهای مستقل حاکی از حملات تلافیجویانه ایران در سراسر عربستان سعودی، اردن، عراق، کویت، بحرین، قطر و امارات متحده عربی بود. وزارت دفاع امارات متحده عربی ادعا کرد که بیش از ۱۰۰ موشک و ۲۰۰ پهپاد تنها به آن کشور شلیک شده است. ویدیوهای دراماتیک، حملات به اهداف غیرنظامی در سراسر جهان عرب، از جمله مراکز مهم بینالمللی مانند دبی را نشان میدهد. اسرائیل در سراسر روز شنبه هدف قرار گرفت و همچنین گزارش شده است که ایران به کشتیها هشدار میدهد که تنگه هرمز بسته است. صبح یکشنبه گزارشهایی از حملات جدید به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس، از جمله برای اولین بار حملات در عمان، منتشر شد.
این نه تلافی نمادین، بلکه این حملات برای کشتن طراحی شدهاند. این رفتار بازیگری نیست که به دنبال راه فرار باشد. آنها نشان میدهند که جمهوری اسلامی معتقد است که این بار برای همه چیز بازی میکند.
ما هنوز لزوماً اوج شدت را ندیدهایم. در حالی که ممکن است قابلیتهای موشکی و پهپادی ایران در روزهای آینده تضعیف شود، و در حالی که نیروی دریایی ایالات متحده مطمئناً تلاشی برای بستن تنگه هرمز را پیشبینی کرده است (برای نیروی دریایی سپاه آرزوی موفقیت داریم)، ایران سلاح دیگری در دست دارد: ترور. همه ما باید دعا کنیم که مقامات امنیتی فرودگاههای اروپایی در هفتههای آینده بازیهای درجه یک خود را به کار گیرند، زیرا هواپیماهای مسافربری که در مسیرهای آمریکایی پرواز میکنند، در میان طیف وسیعی از اهداف حتی نرمتر و جذابتر، طعمههای آشکاری هستند. ایران هنوز هم میتواند اوضاع را تغییر دهد.
استراتژی ایران چیست، چه به چنین افراطهایی برود چه نه؟ هدف، البته، بقا است - تغییر چشمگیر بخت از پاییز ۲۰۲۳، زمانی که اسرائیل در طناب بود و نیروهای نیابتی ایران ابتکار عمل را در دست داشتند. امروز، قدرت ایران با افزایش قدرت اسرائیل رو به کاهش است و همین که از آن سوی این دور خارج شود، به اندازه کافی دستاورد خواهد بود.
این تلافی، اگرچه تاکنون از نظر نظامی معنادار نبوده است، اما به نظر میرسد که پیشفرض آن عدم تحمل تلفات توسط آمریکا است. اگر این جنگ طولانیتر و پرهزینهتر از حمله ژوئن به برنامه هستهای ایران یا حمله ژانویه برای دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا شود، به نظر میرسد استدلال این است که رئیس جمهور دونالد ترامپ یا مردم آمریکا یا هر دو به دنبال راههای خروج خود خواهند بود.
این یک بازی خطرناک برای همه افراد درگیر است - اما بیش از همه برای جمهوری اسلامی. از نظر تئوری ممکن است که این جنگ مانند مداخله آمریکا در سومالی پیش برود، زمانی که پس از نبرد موگادیشو در سال ۱۹۹۳ (که در آن ۱۹ آمریکایی کشته شدند)، رئیس جمهور بیل کلینتون با عجله به این ماموریت پایان داد. ایرانیها همچنین ممکن است عراق و افغانستان را در ذهن خود داشته باشند، جایی که تلفات فزاینده همراه با مسیرهای نامشخص برای پیروزی نه تنها منجر به خروج ایالات متحده، بلکه نارضایتی گسترده سیاسی و اجتماعی شد.
اما این دو جنگ سالها طول کشید و تلفات آمریکاییها به هزاران نفر رسید - و ترامپ در ششمین سال قدرت خود، رئیس جمهور بسیار متفاوتی نسبت به کلینتون است که حتی یک سال از دوره ریاست جمهوریاش نگذشته است. و اگر آمریکاییها از تلفات در جنگهای طولانی و دشوار برای پیروزی وحشت دارند، تمایل معکوسی دارند که به مرگ ناگهانی آمریکاییها در شرایط دیگر واکنش شدیدی نشان دهند - حتی واکنش بیش از حد، از نظر صرفاً ژئوپلیتیکی، همانطور که مسلماً پس از یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد. به نظر میرسد خود ترامپ این روند را تجسم میکند: او که در بیشتر در مواجهه با سوء رفتار ایران که شرکای عرب ما را هدف قرار میداد، غیرفعال مانده بود، تنها پس از آنکه نیروهای نیابتی ایران یک آمریکایی را کشتند، دستور حمله دراماتیک به سلیمانی را صادر کرد.
آنچه از رهبری ایران باقی مانده است میتواند این دیوانگی را متوقف کند و برای صلح تلاش کند و به آمریکاییها قول دهد که سرانجام شرایط هستهای را برای واشنگتن قابل قبول خواهند دانست. اما خشونت بر پایهای وسیعتر از یک نفر استوار بود - در واقع، موج انتقامجویانه تنها پس از حملات هوایی روز شنبه رخ داد.
دست ضعیف استراتژیک تهران باید با جاهطلبی محض برای تغییر ایران پس از تقریباً ۵۰ سال تنها از طریق نیروی هوایی متعادل شود. اگر این مبارزه ادامه یابد، قدرت واقعی بمباران دقیق غرب و اطلاعات دقیق آن آزمایش خواهد شد - همانطور که مقاومت مردم ایران که تنها ماه گذشته هزاران نفر به قتل رسیدند و حضور دوباره آنها در خیابانها ممکن است تنها نیرویی باشد که میتواند این مسئله را یک بار برای همیشه حل کند.