تنها قطعیت در مورد جنگ، غیرقابل پیشبینی بودن آن است. من این را از نزدیک در افغانستان و سپس در عراق دیدم. در مارس ۲۰۰۳، پس از گزارش نیروهای عملیات ویژه در طول مرحله اصلی عملیات، در مراسمی صحرایی برای افتتاح شورای حکومتی عراق در چادری در کنار معبد باشکوه بینالنهرینی اور شرکت کردم. این شورا، متشکل از مهاجرانی که سالها به کشور خود، عراق، نرفته بودند، این احساس را در من ایجاد کرد که برنامههای دولت جدید ممکن است محقق نشود. در عرض یک ماه، فداییان و سربازان اخراجی صدام حسین، رهبر عراق، در حالت شورش تمام عیار قرار گرفتند که با بمباران مقر سازمان ملل در بغداد، پایتخت عراق، و مرگ سرجیو ویرا د ملو، نماینده ویژه سازمان ملل در عراق، مشخص شد.
تجربه عراق، که برای بسیاری، مطالعه موردی در مورد مدیریت ضعیف تغییر رژیم و ملتسازی است، با واکنش جهان به حملات به ایران طنینانداز میشود. سه روز پس از عملیات خشم حماسی که توسط رئیس جمهور دونالد ترامپ برای خنثی کردن تهدیدات ایران آغاز شد، نقشه نهایی مشخص نیست و تلفات ایالات متحده در حال افزایش است. سه جت جنگنده آمریکایی توسط آتش خودی سرنگون شدند و خوشبختانه خدمه آنها بدون هیچ آسیبی نجات یافتند. اما جنگ به سرعت گسترش یافته است و صدها تلفات ناشی از بیش از هزار موشک و پهپاد ایرانی به ده کشور وارد شده است. حزب الله مستقر در لبنان، با وجود دولت ضعیف خود، موشکهایی را به سمت اسرائیل پرتاب کرد.
برخلاف عملیات آزادی عراق، ایالات متحده روی ائتلاف علیه ایران - چهل و نه کشور در جنگ ۲۰۰۳ از واشنگتن حمایت کردند - یا قطعنامه حمایت از سنای ایالات متحده حساب نمیکند. در واقع، کانادا، اسپانیا و بریتانیا مخالفت کردهاند - دومی اجازه استفاده از پایگاههای خود را برای اهداف دفاعی زمانی که پهپادهای ایرانی در قبرس سقوط کردند، داد. حمایت داخلی زیادی نیز وجود ندارد. در چندین نظرسنجی پس از چند روز اول پس از حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل، اکثر آمریکاییها برخلاف روزهای اولیه عملیات آزادی عراق، نسبت به مداخله در ایران ابراز تردید کردهاند. همچنین نگرانی واقعی وجود دارد که مهمات انواع مختلف ایالات متحده، علیرغم پیشنهاد رئیس جمهور ترامپ مبنی بر اینکه عملیاتهای رزمی عمده میتواند یک ماه طول بکشد، به زودی تمام شود. اگرچه پیت هگزت، وزیر دفاع، اصرار دارد که "اینجا عراق نیست"، ترامپ از رد اعزام نیروی زمینی به ایران خودداری کرده است.
طبق دکترین نظامی ایالات متحده، عملیاتهای رزمی عمده یا عملیاتهای مرحله سوم، قرار است پس از عملیاتهای تثبیت مرحله چهارم انجام شوند. با این حال، رئیس جمهور پیشنهاد کرده است که ایرانیان به تنهایی میتوانند یک دولت جانشین را منصوب کنند - مشروط بر اینکه عملیات هوایی، سازمان امنیتی غالب کشور، معروف به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به اندازه کافی از بین ببرد تا این فرصت را فراهم کند. اما بیشتر محتمل است که سپاه و سایر سرویسهای امنیتی قدرت کافی را برای سرکوب هرگونه حرکت قدرت مخالف حفظ کنند و احتمالاً به هزاران نفری که طبق گزارشها برای سرکوب اعتراضات گسترده ضد دولتی که دوباره در ژانویه شعلهور شد، کشته شدند، بیفزایند.
تجربه ایالات متحده در عراق از بسیاری جهات گواهی بر غرور و تکبر است، اما ارتش ایالات متحده با پشتکار و سازگاری، زمانی که طرح، به قول معروف، در مواجهه با دشمن دوام نمیآورد، خود را متمایز کرده است. طی ده سال پس از حمله اولیه، ایالات متحده نیروهای خود را به عراق اعزام کرد، نیروهای دفاعی محلی را توسعه داد و در نهایت در سالهای پایانی مبارزه با داعش به نقش پشتیبانی رزمی متوسل شد. ضربالمثل دیگری که سربازان علاقه به ذکر آن دارند این است که «دشمن حق رأی دارد» و در مورد عملیات آزادی عراق، طبق آمار «شمارش اجساد عراق»، یک پایگاه داده عمومی که از گزارشهای رسانهها برای مستندسازی مرگ و میر در طول حمله ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ استفاده میکند، تلفات ۴۵۰۰ کشته و زخمی آمریکایی و ۲۱۱,۰۴۶ کشته غیرنظامی عراقی بوده است.
در حالی که قابلیتهای ایران در عملیاتهای اخیر کاهش یافته و مهمات آنها نیز رو به کاهش است، ایران توانایی قابل توجهی در بازسازی قدرت جنگی خود نشان داده است. این کشور در طول دههها با حمایت از حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن، حماس در غزه و شبهنظامیان شیعه در عراق و سوریه، «جنگ» شورشیان را به پیش برده و جنگ نیابتی را به کمال رسانده است، هرچند برخی از آنها در دو سال گذشته از قدرت خود کاسته شدهاند. احمقانه است که فکر کنیم چنین کارزار شتابزده و انفرادی را میتوان از طریق هوا به پیروزی رساند، در حالی که هیچ جنگ دیگری این مسیر را طی نکرده است.
اگر مرحله اصلی نبرد در تبدیل کشور به ویرانه موفق شود، سناریوی محتملتر، متلاشی شدن بافت قومی ایران، جنگ داخلی با بقایای سپاه پاسداران و بیثباتی منطقهای است که احتمالاً هیچ قدرتی در خاورمیانه قادر به کنترل آن نخواهد بود. اسرائیلیها برای حفظ امنیت محیط پیرامونی خود در حالی که بقیه منطقه از نظر اقتصادی رنج میبرد، به استراتژی «چمنزنی» که در طول زمان آزمایش شده است، متوسل خواهند شد. پاسخ به این سوال که «به من بگو این چگونه تمام میشود» دشوار است، سوالی که ژنرال سابق ارتش ایالات متحده، دیوید پترائوس، در روزهای اولیه جنگ عراق از ریک اتکینسون، روزنامهنگار، پرسید، اما عبور آسان به سوی یک ایران آزاد محتملترین پاسخ نیست.
با استفاده از ضربالمثل دیگری از جنگهای طولانی، میتوان به نصیحت کالین پاول، وزیر دفاع وقت، در سال ۲۰۰۲ به همکاران دولت جورج دبلیو بوش، مبنی بر اینکه «اگر چیزی را بشکنی، مسئولیتش با توست»، در مورد ایران نیز صدق میکند. دولت ترامپ ممکن است از هرگونه مسئولیتی در قبال آنچه پس از توقف بمبارانها رخ میدهد، شانه خالی کند، اما تاریخ همچنان بر اساس نتیجه این کارزار برای منافع ایالات متحده و همچنین برای ایران و منطقه قضاوت خواهد کرد. هنوز هم میتوان طرحی را تدوین کرد که تهدیدات ایران را برای منطقه و جهان مهار کند، حمایت متحدان و منطقهای را به دست آورد و به توافقات قابل تأیید دست یابد، اما زمان در حال گذر است.