در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵، ایالات متحده با انجام حملات هوایی به سه تاسیسات هستهای ایران—عملیات «چکش نیمهشب»—به درگیری اسرائیل و ایران پیوست. این حمله که شامل بمبافکنهای رادارگریز B-2 پرواز کرده از پایگاه نیروی هوایی وایتمن در میسوری بود اولین حمله نظامی مستقیم ایالات متحده علیه خاک ایران و اولین استفاده از GBU-57، مهمات سنگرشکن ۳۰۰۰۰ پوندی، در جنگ بود. (البته دولت کارتر عملیات پنجه عقاب را انجام داد، اما آن یک ماموریت نجات بود.) و این حمله بدون مجوز کنگره انجام شد. در ۲۳ ژوئن، کاخ سفید به کنگره یک اطلاعیه تحت قطعنامه اختیارات جنگی سال ۱۹۷۳ ارسال کرد که استدلالهای حقوقی داخلی و بینالمللی را برای توجیه حمله به ایران بیان میکرد. این توجیهات قانعکننده نیستند، نگرانیهای عمیقی را در مورد اینکه آیا قوه مجریه نظریههای حقوقی جدید و گستردهای را برای توجیه استفاده از زور پذیرفته است، ایجاد میکنند و اکنون باید انگیزه بیشتری را برای کنگره فراهم کنند تا در برابر این حمله غیرمجاز به ایران مقاومت کند. چارچوب قانون اساسی: ماده اول در مقابل ماده دوم ماده اول قانون اساسی ایالات متحده اختیار «اعلان جنگ» و اختیارات مرتبط را به کنگره اختصاص میدهد. تدوینکنندگان قانون اساسی قصد داشتند تصمیمگیری جمعی را برای کند کردن توسل به جنگ و کمک به تضمین مشورت مناسب در مورد تصمیمات مهمی که شامل خون و منابع ایالات متحده میشود، به کار گیرند. کنگره این امتیاز را از طریق اعلامیههای جنگ (مانند آنچه علیه قدرتهای محور در جنگ جهانی دوم انجام داد) و همچنین مجوزهای قانونی برای استفاده از نیروی نظامی (مانند آنچه برای عملیات نظامی ضد تروریسم پس از ۱۱ سپتامبر و جنگ ۲۰۰۳ عراق بود) اعمال میکند. در مقابل، اختیارات جنگی یکجانبه رئیسجمهور عمدتاً از وضعیت او به عنوان «فرمانده کل قوا» تحت ماده دوم قانون اساسی نشأت میگیرد. تدوینکنندگان قانون اساسی به وضوح قصد داشتند تقسیم اختیارات…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.