۱۷ تیر ۱۴۰۲

ایران و مصر؛ کاهش تنش دیگر مصاحبه مایکل یانگ و هلر

  :اندیشکده
:تاریخ انتشار
، :نویسنده
لینک منبع اصلی

آقای هلر یک پژوهشگر غیر مقیم در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی است. همچنین او به عنوان دانشیار ارشد در موسسه Royal United Services for Defense and Security Studies در لندن و به عنوان یکی از همکاران دانشگاه کمبریج خدمت می کند. تحقیقات او بر ژئوپلیتیک، مطالعات امنیتی، اقتصاد سیاسی و اعتقاد به خاورمیانه، غرب و آسیای جنوب شرقی متمرکز است. مایکل یانگ در اواسط ژوئن با هلر مصاحبه کرد تا از دیدگاه او در مورد احیای روابط مصر و ایران، در زمانی که به نظر می رسد دو کشور به عادی سازی روابط خود نزدیک تر شدند، جویا شود.

مایکل یانگ: به نظر می رسد مصر و ایران به عادی سازی روابط بین خود نزدیک تر شده‌اند. آیا می توانید ابتدا توضیح دهید که چه چیزی بین آن‌ها اختلاف افکنده‌بود؟

هلر: در طول تاریخ چالش های بسیار زیادی بین این دو تمدن قدیمی رخ داده‌است. وارثان دو تمدن باستانی تا قرن بیستم درگیر مسائل مختلفی بودند. دو خانواده سلطنتی مصر و ایران با هم وصلت کردند. پس از سقوط خاندان سلطنتی مصر، جمال عبدالناصر، رئیس جمهور ملی گرای مصر،با محمدرضا پهلوی، شاه ایران، که طرفدار ایالات متحده و اسرائیل است، درگیری لفظی پیدا کرد. در دهه 1970، دولت انور سادات و رژیم شاه کاملا به هم نزدیک شدند. در سال 1979، مصر قرارداد صلحی با اسرائیل امضا کرد، در حالی که در آن زمان، ایران شاهد پایان حکومت پهلوی در تهران بود. پس از  سقوط محمد رضا پهلوی، قاهره به شاه ایران پناه داد. در سال 1980، روابط دیپلماتیک بین مصر و ایران قطع شد. این وضعیت با حمایت مصر از عراق در جنگ علیه ایران بدتر شد. پس از ترور سادات در سال 1981، ایران این ترور سادات را جشن گرفت. مصر و ایران تا زمان سقوط حسنی مبارک در خلال جریانات بهار عربی، رابطه خوبی با یکدیگر نداشتند. پس از سقوط حسنی مبارک، ایران سفیر خود را در مصر منصوب کرد و رئیس جمهور وقت مصر، محمد مرسی، نیز از ایران دیدن کرد اما پس از سرنگونی مرسی در سال 2013، روابط مصر و ایران به طور کلی به آنچه قبل از این دوره کوتاه 2011-2013 بود، بازگشت، یعنی تقریباً رابطه‌ای وجود نداشت. این فرض وجود دارد که به دلیل روابط نزدیک مصر با کشورهای مختلف شورای همکاری خلیج فارس، کشورهایی که معمولا از برنامه‌های ایران در منطقه خلیج فارس ناراضی هستند، قاهره به طور طبیعی با ایران روابط خصمانه‌ای دارد اما در زمان حاضر، رابطه مصر با ایران در این دوره نه دشمنی بود و نه دوستی. بلکه انگار این رابطه به سردخانه رفته بود و تقریباً فراموش شده بود.

یانگ: آیا آشتی عربستان و ایران در نزدیکی دو کشور نقش داشته است؟

هلر: بدون شک آشتی عربستان سعودی و ایران در احیای این رابطه تاثیراتی داشته‌است زیرا اگر ریاض عمیقا مخالف بود، برای مصر مشکوک بود که به گرم کردن روابط خود با تهران فکر کند. علاقه قاهره به عادی سازی روابط با ایران با دلایل عربستان برای شروع عادی سازی روابط با ایران قابل مقایسه نیست. علاوه بر این، همه سیگنال‌ها حاکی از آن است که تهران ابتکار عمل را برای عادی‌سازی روابط با مصر از طریق عمان در دست گرفته است. به هر حال، به نفع ایران است که با کشورهای خاورمیانه روابط خوبی داشته‌باشد. اقتصاد ایران در وضعیت ناپایداری قرار دارد، بنابراین می تواند از شرکای تجاری بیشتری استفاده کند. محبوبیت مردمی نظام مستقر نیز  در ایران کم شده‌است (اگرچه آشکارا قدرت ماندگاری دارد). از طرفی اسرائیل نیز در سال های اخیر، شروع به عادی سازی روابط با چندین کشور عربی کرده است. آشتی نسبی بین ایران و عربستان سعودی شتاب خاصی در تهران ایجاد کرد و روند پیشبرد مذاکرات بین ایران و مصر را تسریع کرد.در واقع، تا کنون، قاهره در مورد احیای روابط جدی بوده است.

یانگ: ما می دانیم که ایران روابط خوبی با اخوان المسلمین مصر داشت، حتی اگر محمد مرسی، رئیس جمهور فقید مصر، که یکی از اعضای اخوان المسلمین بود، نتوانست این روابط را به تجدید روابط دیپلماتیک تبدیل کند. عادی سازی با رژیم رئیس جمهور عبدالفتاح السیسی، که مرسی را سرنگون کرد، چگونه می تواند بر روابط ایران با اخوان المسلمین تأثیر بگذارد؟

هلر: جمال عبدالناصر، که مخالف و سرکوب اخوان المسلمین بود، در طول دهه 1960 از آیت الله روح الله خمینی، که در نهایت نظام جمهوری اسلامی را در ایران تأسیس کرد، حمایت مالی کرده است. این نکته جالبی از تاریخ است. اتحادها تغییر می کنند و جابه جا می شوند. در دوره حکومت موقت شورای عالی نیروهای مسلح مصر و پس از قیام انقلابی که مبارک را در مصر سرنگون کرد، ایران سفیر خود را در مصر منصوب کرد و متعاقباً مرسی از تهران بازدید کرد. با این حال، مصر هرگز سفیر خود را به تهران نفرستاد و روابط بعداً کاهش یافت. اما اگر روابط بین این کشورها عادی شوند، اخوان المسلمین واقعاً مشکل ساز نخواهد بود.  رابطه ایران با اخوان المسلمین پس از عادی‌سازی احتمالی روابط، تغییر چندانی نخواهد کرد.

یانگ: با توجه به اینکه به نظر می رسید تا زمان آشتی ایران و عربستان سعودی ،واشنگتن به دنبال تشکیل ائتلافی از کشورهای عربی، تحت حمایت اسرائیل، برای مهار ایران بود، ایالات متحده در مورد روابط نزدیکی چه احساسی دارد؟

هلر: البته ایالات متحده چندان مشتاق نخواهد بود. ایران با توجه به سابقه منطقه‌ای و داخلی‌اش هیچ دوستی در واشنگتن ندارد.  آمریکا به طور کلی بین کسانی که به دنبال مهار تهاجمی ایران هستندبا کسانی که به دنبال به حداقل رساندن آسیب ایران بدون تشدید تنش هستند، تقسیم شده است. با این حال، فکر نمی‌کنم افراد زیادی مشتاق تقویت موقعیت ایران در منطقه باشند. من نمی‌دانم که آیا واشنگتن واقعاً نزدیکی نسبی مصر و ایران را به‌عنوان تغییر واقعی توازن قوا می‌بیند یا خیر.

یانگ: آیا پیش بینی می کنید که روابط بین مصر و ایران به ویژه در سطح امنیتی توسعه می‌یابد؟ در این صورت، واکنش اسرائیل چه خواهد بود؟

هلر: برخی تصور می کنند که مصر، با توجه به ارتباط عمیق تاریخی که با اسلام سنی و همچنین الازهر دارد، ممکن است با ایران شیعه  روابط بدی داشته باشد. این کمی کنایه آمیز است زیرا در مصر بود که یکی از جدی‌ترین تلاش ها برای نزدیک شدن شیعه و سنی مدرن، از دهه 1940 به بعد، انجام شد. یک روحانی ایرانی که توسط آیت‌الله بروجردی، یکی از مراجع مشهور شیعه ایران به قاهره فرستاده شد، انجمنی برجسته برای گفتگوی شیعه و سنی تأسیس کرد. شیخ اعظم الازهر نیز در سال 1958 حکمی شرعی صادر کرد و استدلال کرد که عمل بر اساس فقه شیعه دوازده امامی جایز است. اگرچه این موضوع کاملاً بحث برانگیز است اما رهبری الازهر پیوسته از دوستی شیعه و سنی حمایت کرده است.مصری‌ها در سطح مردمی ممکن است از رویکرد تهران در قبال سوریه و رژیم اسد تحت تأثیر قرار نگیرند اما با توجه اقدامات اخیر در جهان عرب برای عادی‌سازی با دمشق، تردید دارم که این موضوع به عنوان مشکلی در روند احیای روابط بین دو کشور مورد توجه قرار گیرد.

در سطح امنیتی، من تعجب می کنم که در کوتاه مدت تا میان مدت چیزهای زیادی ببینم. معماری امنیتی مصر، از نظر منطقه ای، به مشارکت ایران بستگی ندارد. اسرائیل نسبت به این تحول  مخالفت زیادی خواهد داشت. اسرائیلی ها منتظر ائتلاف سنی-عرب-اسرائیلی علیه ایران بودند. اکنون ریاض تنش زدایی کرده است. سایرین در منطقه خلیج فارس نیز به دنبال چگونگی تعامل با تهران هستند. حتی در خود واشنگتن، اجماع دو حزب در مورد حمایت از اسرائیل در حال شکست است. به ویژه در درون حزب دموکرات، دلیل دولت راست افراطی جدید اسرائیل، انتقادات شدیدتری از اسرائیل وجود دارد. هیچ یک از اینها برای اسرائیل عالی به نظر نمی رسد.

منبع گزارش:
https://carnegie-mec.org/diwan/90003

مقالات مشابه

انتخاب سردبیر

user