شنبه ۱۴۰۵/۰۱/۱۵

امکان مشارکت کشورهای خلیج فارس در جنگ رمضان؟

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

کشورهای عربی خلیج فارس، با وجود اینکه بارها مورد اصابت موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفته‌اند، در جنگ بین ایالات متحده/اسرائیل و جمهوری اسلامی خویشتنداری قابل توجهی نشان داده‌اند. تاکنون، آنها در مجموع، استراتژی دفاعی را انتخاب کرده‌اند.

احتمال تجدیدنظر کشورهای عربی خلیج فارس و روی آوردن به حمله کم است. اما اگر ایران حملات خود را علیه زیرساخت‌های حیاتی و مناطق غیرنظامی تشدید کند و باعث تلفات و خسارات اقتصادی جدی‌تری شود، احتمال افزایش آنها وجود دارد.

همانطور که همیشه در مورد کشورهایی که به استفاده از زور فکر می‌کنند، مسئله تمایل و توانایی است. برخی از کشورهای عربی خلیج فارس - یعنی عربستان سعودی و امارات متحده عربی - قادر به پیوستن به مبارزه علیه ایران با استفاده از دارایی‌های نیروی هوایی قدرتمند خود هستند. اما آیا انجام این کار تفاوتی در جنگ ایجاد می‌کند یا از نظر استراتژیک عاقلانه است؟ هیچ‌کدام مشخص نیست.

توانایی عربستان سعودی
نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی (RSAF) دارای ۴۴۹ هواپیما از جمله برخی از بهترین سکوهای نیروی هوایی جهان، مانند نسخه‌های پیشرفته F-۱۵ آمریکایی، Eurofighter Typhoon و Tornado است که به انواع موشک‌ها مسلح شده‌اند. و طیف وسیعی از ماموریت‌ها را انجام می‌دهد - نبرد هوایی و زمینی، هشدار و کنترل اولیه هوابرد، اطلاعات الکترونیکی، و عملیات تانکر و حمل و نقل. پادشاهی عربستان سعودی همچنین تعداد زیادی پهپاد چینی دارد.

زرادخانه هوایی عربستان سعودی از نظر مدرن بودن، انعطاف‌پذیری و کشندگی از ایران برتر است - و در واقع حسادت بسیاری از نیروهای هوایی پیشرفته در سراسر جهان، از جمله نیروهای ناتو را برمی‌انگیزد. با این حال، نحوه استفاده نیروی هوایی سلطنتی عربستان از این تجهیزات عظیم، جای کار زیادی دارد.

تجربه رزمی
نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی در نبرد هوایی و زمینی متعارف تجربه دارد. در طول جنگ ایران و عراق ۱۹۸۰-۱۹۸۸، نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی عمدتاً نقش‌های دفاعی و بازدارنده، به ویژه در برابر ارتش ایران، ایفا کرد.

نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی ماموریت‌های تهاجمی تهاجمی را در داخل ایران یا عراق دنبال نکرد. در عوض، صرفاً دفاع از حریم هوایی عربستان سعودی و امنیت دریایی منطقه‌ای به آن سپرده شد.

در بیشتر موارد، این نیرو به خوبی عمل کرد و یک منطقه شناسایی دفاع هوایی بر فراز بخش‌هایی از خلیج فارس (که به عنوان «خط فهد» نیز شناخته می‌شود) برای تأمین امنیت حریم هوایی خود ایجاد کرد. این در دوره‌ای پرتنش از جنگ ایران و عراق بود که طرفین درگیر، کشتی‌های تجاری یکدیگر و به ویژه نفتکش‌ها را هدف قرار می‌دادند.

در یک حادثه معروف در ژوئن ۱۹۸۴، دو فروند اف-۱۵ سعودی دسته کوچکی از فانتوم‌های اف-۴ ایرانی را در نزدیکی جزیره عربی در خلیج فارس رهگیری کردند. طبق گزارش‌ها، جنگنده‌های سعودی یک یا دو فروند از هواپیماهای ایرانی را که ظاهراً در حال عبور از منطقه شناسایی پدافند هوایی عربستان یا نزدیک آن بودند، سرنگون کردند. ایران با اعزام ۱۱ فروند اف-۴ دیگر به آسمان خلیج فارس پاسخ داد، اما پس از یک بن‌بست کوتاه، آنها به خانه بازگشتند.

اولین تجربه عملیاتی گسترده نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی در عملیات طوفان صحرا در سال ۱۹۹۱ بود که از روز اول مأموریت‌های جنگی انجام می‌داد. این امر از نظر نمادین و سیاسی بسیار مهم بود، اگرچه از نظر عملیاتی برای کمپین ایالات متحده اهمیت کمتری داشت. نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی ۶۸۵۲ سورتی پرواز انجام داد (رتبه دوم پس از نیروی هوایی ایالات متحده) و به اهداف عراقی در کویت و جنوب عراق حمله کرد.

خدمه سعودی در نبردهای هوا به هوا شرکت کردند و چندین فروند هواپیما را هدف قرار دادند که دستاوردی چشمگیر بود. اما دو جت تورنادو یا توسط یک میگ-۲۹ عراقی یا توسط پدافند هوایی عراق در طول ماموریت‌های ضربتی سطح پایین سرنگون شدند.

پس از عملیات طوفان صحرا، عربستان سعودی شروع به تعمیق همکاری‌های امنیتی خود با ایالات متحده کرد و نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی (RSAF) از این همکاری‌ها سود زیادی برد. امروزه، نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی و نیروی هوایی ایالات متحده به صورت دوره‌ای در رزمایش‌های دوجانبه با ماموریت‌های مختلف، از جمله مشارکت منظم در رزمایش معروف پرچم سرخ ایالات متحده در نوادا، شرکت می‌کنند.

آخرین تجربه رزمی نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی، در طول مداخله یمن در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲، موفقیت‌آمیز نبود. در مبارزات خود علیه حوثی‌های تحت حمایت ایران، این نیرو به شدت با تکنیک‌های هدف‌گیری خود دست و پنجه نرم می‌کرد و خسارات جانبی قابل توجهی ایجاد می‌کرد و رسوایی بین‌المللی سنگینی را علیه ریاض به بار می‌آورد.

اما این مثال اشتباهی برای بررسی خواهد بود. در یمن، نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی مجبور بود اهداف متحرکی را که در میان غیرنظامیان و درون کوه‌ها پنهان شده بودند، شناسایی و مورد حمله قرار دهد. حتی توانمندترین نیروهای هوایی ناتو نیز با چنین هدف‌گیری پویا با مشکلاتی روبرو هستند.

در ایران، نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی وظیفه حمله به اهداف ثابت و باز را بر عهده خواهد داشت. و پدافند هوایی ایران توسط جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی به شدت تضعیف شده است.

نیروی هوایی امارات متحده عربی
نیروی هوایی امارات متحده عربی تجربه عملیاتی کمتری نسبت به عربستان سعودی دارد، اما در یمن و سایر مناطق درگیری عملکرد بهتری داشته است. و خلبانان اماراتی به طور فشرده آموزش می‌بینند و از سال ۲۰۰۹ در رزمایش پرچم سرخ شرکت می‌کنند.

امارات متحده عربی در طول سال‌ها از کمک‌های نظامی ایالات متحده به طور مؤثرتری نسبت به سایر شرکای عرب ایالات متحده استفاده کرده است. این امر در عملیات‌های جنگی در افغانستان، لیبی، سوریه، عراق و به ویژه در یمن نشان داده شده است.

در برابر حوثی‌ها، جنگنده‌های F-۱۶ Block ۶۰ امارات (که از F-۱۶ های ایالات متحده پیشرفته‌تر هستند) کشنده‌تر و دقیق‌تر از هر جنگنده دیگری در ائتلاف به رهبری عربستان سعودی بودند و با کمک کنترل‌کننده‌های حمله مشترک ترمینال اماراتی دارای گواهینامه ناتو در زمین، که سعودی‌ها نداشتند، از اطلاعات برتر استفاده می‌کردند.

اگر ریاض و ابوظبی به ارتش‌های خود دستور تلافی علیه ایران را بدهند، نیروهای هوایی آنها قادر به فعالیت به عنوان بخشی از ائتلاف به رهبری ایالات متحده هستند - به تأسیسات نظامی و تأسیسات انرژی در ایران حمله می‌کنند و به پایگاه‌های خود بازمی‌گردند.

اهداف
برای کشورهای عربی خلیج فارس، هدف فوری از مقابله به مثل، مجبور کردن ایران به توقف حملاتش علیه آنها و در درازمدت ایجاد اندکی بازدارندگی در برابر حملات آینده ایران خواهد بود.

به هر حال، اگر کشورهای عربی خلیج فارس همچنان منحصراً به دفاع متکی باشند، اساساً به تهران علامت می‌دهند که این کار می‌تواند بدون هیچ عواقبی به آنها آسیب بزرگی وارد کند.

به همین ترتیب، بازی دفاعی، سیستم‌های دفاعی آنها را خیلی قبل از اینکه ایران پهپادها و موشک‌هایش تمام شود، فرسوده می‌کند. ایالات متحده می‌تواند پدافندهای خلیج فارس را دوباره پر کند، اما اسرائیل اولویت ایالات متحده است و طبق گزارش‌ها با کمبود رهگیرها روبرو است.

فشار اقتصادی نیز عامل مهمی است: هزینه جنگیدن با موشک‌ها و پهپادهای ارزان برای ایران بسیار کمتر از هزینه دفاع در برابر آنها برای ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس است. فرسایش اقتصادی، هسته اصلی استراتژی ایران در این درگیری است. به همین دلایل، رفتن به سمت تهاجم برای کشورهای خلیج فارس از نظر استراتژیک، اقتصادی و عملیاتی منطقی است.

خطرات

اول، این می‌تواند منجر به بمباران شدیدتر ایران در همان دارایی‌هایی شود که کشورهای عربی خلیج فارس سعی در محافظت از آنها دارند، از جمله میدان‌های نفتی، فرودگاه‌ها، مراکز داده و کارخانه‌های آب شیرین‌کن.

دوم، رئیس جمهور دونالد ترامپ هنوز می‌تواند تصمیم بگیرد که عملیات نظامی علیه ایران را متوقف کند و اعلام «پیروزی» کند، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس را در این نبرد تنها بگذارد و احتمال سقوط رژیم ایران را کاهش دهد.

سوم، پیوستن به جنگ علیه ایران، روابط بین ایران و کشورهای عربی خلیج فارس را به شدت پیچیده می‌کند، اگر نگوییم کاملاً قطع می‌کند. این روابط هرگز بر اساس اعتماد ساخته نشده‌اند و ایران هر زمان که اوضاع آرام شود، باید پاسخگوی بسیاری از مسائل باشد، اما یک رویارویی نظامی مستقیم، بی‌اعتمادی را عمیق‌تر خواهد کرد.

چهارم، ورود به جنگ هرگز برای هیچ ملتی، چه برسد به کشورهای شکننده سیاسی مانند کشورهای عربی خلیج فارس، پیشنهاد آسانی نیست. ثبات سیاسی داخلی برای این کشورهای اقتدارگرا بسیار مهم است. مبارزه با یک دشمن خارجی می‌تواند میهن‌پرستی را تقویت کند. اما برخی کشورها مانند بحرین، کویت و عربستان سعودی باید نگران نهادها و سلول‌هایی باشند که می‌توانند توسط ایران فعال شوند و امنیت داخلی آنها را تهدید کنند.

شاید بزرگترین خطر امنیتی در پیوستن به جنگ این باشد که به معنای انتخاب جنگیدن در کنار اسرائیل باشد. حتی قبل از جنگ غزه، چنین اقدامی برای یک رهبر خلیج فارس از نظر سیاسی خطرناک بود. انتخاب پیوستن به این جنگ، در کنار نخست وزیر بنیامین نتانیاهو، می‌تواند اعتبار رهبران را نزد بخش‌هایی از جمعیتشان به شدت تضعیف کند. این عامل بیش از هر عامل دیگری ممکن است باعث خویشتنداری شود.

گیر افتاده بین سنگ و زمین سخت
اگر حملات ایران علیه کشورهای عربی خلیج فارس تشدید شود، رویکرد صرفاً دفاعی به امنیت می‌تواند به سرعت ناپایدار شود. اما اگر کشورهای عربی خلیج فارس تصمیم بگیرند به کارزار آمریکا و اسرائیل بپیوندند، می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

این یک تصمیم فوق‌العاده سخت، مملو از خطرات است و کشورهای عربی خلیج فارس احساس می‌کنند که باید خودشان آن را بگیرند - با اعتماد کمی که می‌توان مانند گذشته روی واشنگتن حساب کرد.

منبع گزارش:
https://www.chathamhouse.org/2026/03/should-gulf-arab-states-join-war-against-iran

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user