دوشنبه ۱۴۰۵/۰۲/۲۱

یارانه سوخت، جبرانی برای انسداد هرمز

:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

پیامدهای جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، بار دیگر خطرات اجتماعی-اقتصادی و ژئوپلیتیکی وابستگی بیش از حد به سوخت‌های فسیلی را در صدر سیاست‌گذاری‌های انرژی قرار داده است. این جنگ منجر به کمبود قابل توجه سوخت و افزایش قیمت‌ها در سراسر جهان شده است - نتیجه تمرکز منابع سوخت فسیلی در چند حوزه قضایی (که گاهی اوقات از نظر سیاسی ناپایدار هستند). افزایش قیمت سوخت معمولاً فشار زیادی را بر دولت‌ها وارد می‌کند تا به کاهش تأثیر آن بر مصرف‌کنندگان و مشاغل کمک کنند.

جای تعجب نیست که دولت‌ها در سراسر جهان به سرعت به یارانه‌های سوخت فسیلی روی آورده‌اند و بسیاری از آنها به لزوم محافظت از گروه‌های آسیب‌پذیر در برابر افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها اشاره می‌کنند. با این حال، این یارانه‌ها اغلب به طور ضعیفی هدفمند هستند، مصرف انرژی اسراف‌آمیز را تشویق می‌کنند، رقابت‌پذیری فناوری‌های انرژی پاک را تضعیف می‌کنند و در نتیجه گذار به سوی آینده‌ای پایدار از انرژی را مختل می‌کنند. این دلایل برای دولت‌ها کافی است که حتی به طور موقت نیز به یارانه‌ها به عنوان بهترین سیاست اولیه تکیه نکنند. در عوض، دولت‌ها باید اقدامات کوتاه‌مدت و بلندمدت سازگار با محیط زیست را برای مقابله با تأثیر افزایش قیمت سوخت به کار گیرند، نه اینکه صرفاً به ساده‌ترین گزینه متوسل شوند.

مشکل یارانه‌های سوخت
داده‌ها نشان می‌دهد که دولت‌های سراسر جهان در سال ۲۰۲۴، ۹۱۶.۳ میلیارد دلار یارانه سوخت‌های فسیلی برای زغال سنگ، برق، گاز طبیعی و نفت هزینه کرده‌اند. با این حال، هیئت بین دولتی تغییرات اقلیمی مدت‌هاست به این نتیجه رسیده است که این یارانه‌ها «عمدتاً اثرات نامطلوب زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی» دارند. دیوان بین‌المللی دادگستری، در نظر مشورتی مهم اخیر خود، یارانه‌های سوخت‌های فسیلی را به عنوان اقدامات بالقوه غیرقانونی طبق قوانین بین‌المللی مشخص کرد. آنها برخلاف تعهدات کشورها، به ویژه طبق توافق پاریس، برای محدود کردن میانگین دمای جهانی به زیر ۲ درجه سانتیگراد و دور کردن هزینه‌های بودجه از توسعه‌های کربن‌زا و آسیب‌پذیر در برابر آب و هوا هستند. یارانه دادن به سوخت‌های فسیلی همچنین با تعهدات بین‌المللی متعددی که تقریباً همه کشورها در دو دهه گذشته انجام داده‌اند، مغایرت دارد.

اما دولت‌ها تمایل دارند در طول شوک‌های قیمت انرژی، تعهدات اصلاحی خود را نادیده بگیرند یا از آنها عدول کنند. به عنوان مثال، شوک قیمت انرژی در سال ۲۰۲۲ باعث شد یارانه‌های مصرف سوخت‌های فسیلی جهانی برای اولین بار از ۱ تریلیون دلار فراتر رود. در این بحران اخیر، دولت‌های اروپایی تاکنون بیش از ۱۰ میلیارد یورو به اشکال مختلف یارانه سوخت‌های فسیلی اختصاص داده‌اند، در حالی که کره جنوبی ۱۷.۳ میلیارد دلار اختصاص داده است - عمدتاً برای پالایشگاه‌های نفت تحت سقف قیمت، کوپن‌های نقدی برای خانوارها و کمک به مشاغل آسیب‌دیده از هزینه‌های انرژی. آفریقای جنوبی مالیات سوخت را به مدت یک ماه کاهش داد، استرالیا به طور موقت مالیات سوخت خود را کاهش داد و اتیوپی یارانه سوخت اضطراری را تصویب کرد. چندین کشور دیگر در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین یارانه‌های مشابهی را برای کاهش تأثیر شوک قیمت انرژی جنگ ایران معرفی کرده‌اند.

بیشتر این یارانه‌ها به صورت موقت معرفی می‌شوند، اما دولت‌ها اغلب پس از معرفی، برای حذف یارانه‌های سوخت‌های فسیلی مشکل دارند. یارانه‌های سوخت علاوه بر مقاومت در برابر اصلاحات، سیگنال اشتباهی برای بهره‌وری انرژی ارسال می‌کنند و تلاش‌ها برای ترویج فناوری‌های انرژی پاک را تضعیف می‌کنند. افزایش قیمت سوخت می‌تواند به افزایش تقاضا برای فناوری‌های پاک و کارآمد از نظر انرژی کمک کند، اما چرا باید پنل‌های خورشیدی نصب کرد یا وسیله نقلیه الکتریکی خرید؟ در حالی که دولت مطمئناً برای یارانه دادن به فناوری‌های قدیمی‌تر وارد عمل می‌شود؟

این ملاحظات، استدلال علیه توسل به یارانه‌ها را حتی در مواجهه با قیمت‌های بالای نفت و گاز تقویت می‌کند. این به آن معنا نیست که یارانه‌ها نباید بخشی از واکنش سیاستی دولت‌ها به شوک‌های قیمت انرژی باشند. افزایش قیمت سوخت به طور نامتناسبی بر گروه‌های فقیر و آسیب‌پذیر تأثیر می‌گذارد و واکنش‌های دولت باید برای محافظت از این گروه‌ها در برابر قیمت‌های بالای انرژی باشد. به همین دلیل است که دولت‌ها، سازمان‌ها و سایر بازیگران اغلب از اصطلاحاتی مانند «حذف» و «حذف» خودداری می‌کنند و در بحث‌های مربوط به یارانه سوخت‌های فسیلی بر «اصلاح» و «حذف تدریجی» تمرکز می‌کنند. به عنوان مثال، پیمان اقلیمی گلاسکو به صراحت بر اهمیت ارائه حمایت هدفمند به آسیب‌پذیرترین افراد، مطابق با شرایط ملی، تأکید می‌کند.

اما دولت‌ها اغلب دریافته‌اند که از نظر سیاسی و فنی، اتخاذ یارانه‌های سوخت عمومی و سراسری مانند سقف قیمت و معافیت‌های مالیاتی، که در نهایت به نفع خانوارهای فقیر نسبتاً کمتر از خانوارهای با درآمد متوسط ​​و بالا است، آسان است. (گروه دوم به طور قابل توجهی انرژی بیشتری نسبت به گروه اول مصرف می‌کنند.)

دولت‌ها باید به افزایش قیمت انرژی واکنش نشان دهند: فشار عمومی و صنعتی، همراه با نگرانی در مورد تأثیر قیمت بالای نفت و گاز بر تورم عمومی، عدم واکنش را بسیار دشوار می‌کند. اما به جای تکیه بر یارانه‌های عمومی، دولت‌ها باید با به‌کارگیری اقدامات استراتژیک کوتاه‌مدت و بلندمدت، راه جدیدی را برای پیشبرد ترسیم کنند.

گزینه‌های کوتاه‌مدت
شاید مهم‌ترین نکته در کوتاه‌مدت، این باشد که کشورها باید با تلاش برای کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی (و هزینه‌های انرژی خانوار) ​​برای مدیریت تقاضا تلاش کنند. به عنوان مثال، فیلیپین، هفته‌های کاری موقت چهار روزه را برای کارمندان دولت معرفی کرد که مصرف انرژی (و هزینه‌ها) را از طریق کاهش رفت‌وآمد و تعطیلی ساختمان‌های اداری کاهش می‌دهد. اندونزی نیز سهمیه‌بندی سوخت را برای محدود کردن مصرف سوخت معرفی کرد. دانمارک ساکنان را به کاهش رانندگی تشویق کرده است.

کشورها همچنین باید برای دسترسی بیشتر به حمل‌ونقل عمومی تلاش کنند. اسپانیا حمایت خود را از حمل‌ونقل عمومی مقرون‌به‌صرفه افزایش داده است و استرالیا اقدام مشابهی را ارائه کرده است که شامل حمل‌ونقل عمومی رایگان یا کاهش‌یافته در برخی مناطق است. این اقدامات از نظر زیست‌محیطی و اجتماعی سودمندتر از یارانه مستقیم مصرف سوخت هستند. از نظر اجتماعی، آنها بخشی از جامعه را که به حمل‌ونقل عمومی متکی هستند، هدف قرار می‌دهند. از نظر زیست‌محیطی، آنها به جای تداوم استفاده از خودروهای شخصی از طریق یارانه‌های سوخت، استفاده از حمل و نقل عمومی را تشویق می‌کنند.

و حتی اگر کشورها باید از یارانه‌ها فاصله بگیرند، یک واکنش حساس به آب و هوا و جامعه باید شامل برخی حمایت‌های مالی باشد که مستقیماً گروه‌های فقیر و آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهد. به عنوان مثال، نیوزیلند یک بسته کمک هزینه سوخت یک ساله راه‌اندازی کرده است که به خانواده‌های کم‌درآمد پرداخت‌های نقدی هفتگی ارائه می‌دهد تا اثرات قیمت بالای سوخت را کاهش دهد. سنگاپور نیز به طور مشابه، پرداخت ویژه هزینه‌های زندگی خود را به خانوارهای واجد شرایط افزایش داده است تا این تأثیر را برطرف کند.

ضرورت‌های بلندمدت

شوک فعلی قیمت سوخت، جهش دیگری در چرخه‌ای است که مدت‌هاست بازارهای جهانی انرژی را تعریف کرده است، بنابراین در درازمدت، بهترین گزینه دولت‌ها شکستن این چرخه است. برای انجام این کار، آنها باید اقداماتی را تصویب کنند که سهم انرژی‌های تجدیدپذیر را در ترکیب انرژی ملی خود افزایش دهد.

در کوتاه‌مدت، چنین اقداماتی تأثیر افزایش قیمت سوخت را کاهش می‌دهد. در درازمدت، آنها تاب‌آوری سراسری کشور را در برابر بحران‌های انرژی آینده ایجاد می‌کنند. همانطور که نوح گوردون از کارنگی استدلال می‌کند، کشورهایی مانند چین، نروژ و پاکستان که در چند سال گذشته اقداماتی را برای «نصب فناوری‌های انرژی پاک به اندازه کافی» انجام داده‌اند، توانسته‌اند «این بار خود را مقاوم‌تر کنند».

علاوه بر این، بحران انرژی ناشی از جنگ ایران، این فرضیه را تقویت می‌کند که گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر نه تنها یک مسئله تغییر اقلیم، بلکه یک مسئله امنیت ملی نیز هست. به عنوان مثال، در بریتانیا، درخواست‌ها برای پایان دادن به اتکای بیش از حد به منابع انرژی ناپایدار تشدید شده است. ادوارد میلیبند، وزیر امنیت انرژی و انتشار صفر خالص، خاطرنشان کرده است که شوک قیمت فعلی انرژی «یادآوری دیگری است که تنها راه برای امنیت انرژی و حاکمیت بریتانیا، رهایی از وابستگی به بازارهای سوخت فسیلی است». دولت‌ها باید از این فرصت برای جلب حمایت عمومی برای اهداف انتقال انرژی و انتشار صفر خالص خود و اتخاذ اقدامات حمایتی از انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده کنند. سنگاپور دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد: کمک هزینه بهره‌وری انرژی خود را که شرکت‌ها را به استفاده از تجهیزات کارآمد انرژی تشویق می‌کند، از شش بخش به تمام مشاغل کشور گسترش داد.

پذیرش اصلاحات و جایگزین‌ها
دولت‌ها در تلاشند تا شهروندان و مشاغل خود را از شوک قیمت انرژی ناشی از جنگ ایران محافظت کنند. اما ابزار انتخابی آنها - یارانه‌های سوخت - دهه‌ها تلاش برای حذف تدریجی این یارانه‌های ناکارآمد و مضر برای محیط زیست و مقابله با تغییرات اقلیمی را تضعیف می‌کند. در عوض، دولت‌ها باید به جایگزین‌هایی روی آورند که می‌توانند به اهداف اجتماعی-اقتصادی زیربنای یارانه سوخت کمک کنند و تلاش‌های اقلیمی را در مسیر درست نگه دارند. با انتخاب سیاست درست در حال حاضر، دولت‌ها می‌توانند برای شوک اجتناب‌ناپذیر بعدی بهتر آماده شوند - یا حتی از آن به طور کلی جلوگیری کنند.

منبع گزارش:
https://carnegieendowment.org/emissary/2026/05/fuel-subsidies-iran-war-climate-alternatives

مقالات مشابه

پاسخ اقتصادی آمریکا به انسداد تنگه هرمز
مسیر بازگشایی هرمز؟
پیامد انسداد هرمز بر تفاوت قیمت تئوریک و فیزیکی نفت

انتخاب سردبیر

user