در ۷ آوریل، ایالات متحده و ایران رسماً با آتشبس موافقت کردند و تقریباً هفت هفته جنگ در خاورمیانه را به یک وقفه موقت تبدیل کردند. با این حال، مسیر صلح پایدارتر همچنان نامشخص است، زیرا دور مذاکرات صلح بدون هیچ توافقی به پایان رسید و ایالات متحده محاصره دریایی ایران را اعلام کرد.
اگرچه آتشبس شکننده همچنان پابرجاست، اما واضح است که وضعیت دفاعی ایالات متحده در هند و اقیانوسیه به دلیل مطالبات عملیاتی رقابتی، تحت فشار قرار گرفته است. این درگیری باعث شده است که ایالات متحده میلیاردها دلار موشک خرج کند، یک واحد اعزامی تفنگداران دریایی از ژاپن را مجدداً مستقر کند و ۴۸ رهگیر تاد را از شبه جزیره کره منتقل کند.
تکمیل موجودی مهمات مطمئناً زمان و هزینه خواهد برد، همانطور که استقرار مجدد سیستمهای تسلیحاتی به کره جنوبی نیز زمانبر خواهد بود. برخی از مفسران با اذعان به اینکه ایالات متحده در ماههای آینده قابلیتهای کمتری در هند و اقیانوسیه خواهد داشت، ابراز نگرانی کردهاند که چین ممکن است این را به عنوان زمان مناسبی برای اتحاد با تایوان ببیند. این احتمال، زنگ خطر را در میان برخی از مقامات امنیتی تایوان به صدا درآورده است، به طوری که یکی از آنها نگران است که «این لحظهای برای اعمال نفوذ چین است».
شواهد تاکنون نشان میدهد که اگرچه چین شروع به اعمال اقدامات خاصی، به ویژه کمپینهای ترغیبی، کرده است، اما به صورت نظامی در تنگه تایوان تشدید نشده است - و احتمالاً همچنان از انجام این کار منصرف شده است. با این حال، این درگیری ممکن است فرصتهایی را برای پکن ایجاد کند تا تاکتیکهای قهری، به جز جنگ، را برای آزمایش مرزهای جدید و ایجاد وضع موجود جدید افزایش دهد.
تایپه و واشنگتن باید ارزیابی کنند که چگونه این درگیری ممکن است مسیرهای پکن را برای اتحاد شکل دهد. مسیر و نتیجه نهایی جنگ ایران نه تنها بر چشمانداز تهاجم موفقیتآمیز به تایوان تأثیر میگذارد، بلکه بر بهکارگیری مؤثر پکن از اقدامات غیرجنگی، از جمله ترغیب، اجبار و عملیات جنبشی محدود نیز تأثیر میگذارد.
سنجش خطرات و پاداشها: محاسبات پکن برای تهاجم به تایوان
شی جین پینگ در اولین سخنرانیهای خود به عنوان دبیرکل حزب کمونیست چین، هدف اصلی این کشور را «جوانسازی ملت چین» بیان کرد - که قرار است تا سال ۲۰۴۹، صدمین سالگرد تأسیس این کشور، محقق شود. ادغام سرزمین اصلی چین با تایوان در مرکز این چشمانداز قرار داشته است. پکن هنوز تقریباً دو دهه برای رسیدن به این هدف فرصت دارد.
با این حال، چین ممکن است قبل از آن زمان به دنبال استفاده از فرصت باشد. طبق گزارشها، شی به ارتش آزادیبخش خلق دستور داده است تا سال ۲۰۲۷ برای تهاجم به تایوان آماده شود. با توجه به مشغله واشنگتن در خاورمیانه، پکن میتواند ایده تصرف زودتر تایوان را در سر بپروراند. تایپه هنوز بسیاری از قابلیتهای نظامی مورد نظر خود را به دست نیاورده است، و بسیاری از سکوهای تسلیحاتی ایالات متحده که توسط تایوان خریداری شدهاند، با سالها تأخیر در تحویل مواجه هستند. پکن میتواند تایپه را از نظر نظامی آسیبپذیر بداند، زیرا واشنگتن از ارائه پشتیبانی نظامی به این جزیره طفره میرود یا تمایلی به آن ندارد. این عوامل میتوانند شانس موفقیت پکن را افزایش دهند و در عین حال تلفات احتمالی آن را محدود کنند.
با این وجود، تهاجم در کوتاهمدت در نهایت بعید به نظر میرسد، زیرا سه خطر قابل توجه برای پکن وجود دارد. اول، توانایی چین برای تصرف تایوان با زور همچنان مورد تردید است. از سال ۲۰۲۲، شی بیش از ۱۰۰ مقام عالیرتبه را پاکسازی کرده و افسرانی را در هر سرویس و فرماندهی منطقهای ارتش آزادیبخش خلق برکنار کرده است. هم فرمانده و هم معاون فرمانده فرماندهی جبهه شرقی ارتش چین، فرماندهی منطقهای ناظر بر تنگه تایوان، در سال ۲۰۲۵ برکنار شدند. تاکنون، تنها ۲۱ درصد از سمتهای کلیدی رهبری ارتش چین پر شدهاند.
گزارش قدرت نظامی چین ۲۰۲۵ وزارت دفاع ارزیابی کرد که این برکناریها «به احتمال زیاد خطر اختلالات کوتاهمدت در اثربخشی عملیاتی ارتش چین را به همراه دارد». در واقع، برکناری فرماندهان عملیاتی عالیرتبه بر توانایی ارتش چین در هماهنگی رزمایشهای بزرگ و چند حوزهای تأثیر منفی گذاشته است. رزمایشها در تنگه تایوان به دورههای برنامهریزی طولانیتری نیاز داشتهاند و به نظر میرسد نسبت به رزمایشهای قبل از پاکسازیها، سازماندهی کمتری داشتهاند. با ساختار فرماندهی از هم گسیخته، توانایی ارتش آزادیبخش خلق برای دستیابی به «پیروزی قاطع استراتژیک»…
دوم، دولت ترامپ نسبت به اسلاف خود اشتیاق بیشتری برای اقدامات جنبشی نشان داده است. تمایل واشنگتن برای دفاع از تایوان - و برداشت پکن از این موضوع - همچنان یک عامل تعیینکننده در محاسبات چین است. جنگ ایران تمایل ترامپ به استفاده از نیروی نظامی برای حفظ «صلح از طریق قدرت» را نشان میدهد. این امر محاسبات شی جینپینگ را که سالهاست با دقت بین قاطعیت و خویشتنداری تعادل برقرار کرده است، پیچیده میکند. به عنوان مثال، تهدید کشتیهای ماهیگیری فیلیپینی در دریای چین جنوبی توسط پکن با هدف ارعاب انجام میشود، اما از نیروی کشنده اجتناب میکند. شی جینپینگ مراقب بوده است که از خارج شدن تنشها از کنترل جلوگیری کند. غیرقابل پیشبینی بودن ترامپ و تمایل او به استفاده از عملیات جنبشی ممکن است تایوان را به قماری پرخطر تبدیل کند که شی جینپینگ نمیتواند از عهده آن برآید.
در نهایت، جنگ ایران به عنوان یادآوری آشکاری از فقدان تجربه جنگی ارتش آزادیبخش خلق عمل میکند. عملیاتهای اخیر ایالات متحده - از جمله ماموریت ونزوئلا که منجر به دستگیری رئیس جمهور نیکلاس مادورو شد و حملات قبلی به تأسیسات هستهای ایران - توانایی ارتش ایالات متحده را نشان داده و هماهنگی، کشندگی و قدرت آتش استثنایی را به نمایش گذاشته است. درگیری ایران تاکنون شامل عملیاتهای چشمگیر یکپارچه با هوش مصنوعی، بیرون کشیدن پرخطر یک خلبان سرنگون شده آمریکایی و توانایی انجام حملات عمیق علیه اهداف مستحکم بوده است.
در مقابل، ارتش آزادیبخش خلق چین از سال ۱۹۷۹ تاکنون در یک درگیری متعارف بزرگ و پایدار نجنگیده است و اکثر نیروها را بدون تجربه جنگی واقعی رها کرده است. تجربیات نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین در دنیای واقعی همچنان به عملیاتهای کوچک اعزامی مانند مأموریتهای ضد دزدی دریایی در خلیج عدن محدود شده است. مقامات ارشد ارتش آزادیبخش خلق چین این نقص را «بیماری صلح» نامیدهاند. در مقابل نیروهای آزموده شده در نبرد ایالات متحده، فقدان تجربه جنگی واقعی ارتش آزادیبخش خلق چین میتواند باعث مکث شی جینپینگ شود.
اتحاد به شیوهای غیر از جنگ: اقناع، اجبار و عملیات جنبشی محدود
تهاجم مسلحانه تنها وسیلهای نیست که چین میتواند از طریق آن اتحاد را دنبال کند و به آن دست یابد. جامعه اطلاعاتی ایالات متحده در ارزیابی خود اعلام کرد که رهبران چین «در حال حاضر قصد حمله به تایوان در سال ۲۰۲۷ را ندارند» اما «احتمالاً… به دنبال ایجاد شرایط برای اتحاد نهایی با تایوان بدون درگیری هستند.»
روشهای عملی غیر از درگیری شامل اقناع، جلب قلب و ذهن مردم تایوان؛ اجبار، استفاده از تهدیدات اقتصادی و نظامی؛ یا عملیات جنبشی محدود، با استفاده محدود از نیروی کشنده است. هر یک از این سه تاکتیک مزایای متمایزی دارند و میتوانند به طور همزمان مورد استفاده قرار گیرند.
در ۱۸ مارس، دولت چین در ازای پذیرش اتحاد مسالمتآمیز، تضمینهای انرژی به تایوان ارائه داد. مسئول امور تایوان در پکن اظهار داشت که چین «بیش از حد کافی [قدرت] برای تأمین نیازهای برق شرکتهای تایوانی دارد» و استدلال کرد که اتحاد، خانوارهای تایوانی را قادر میسازد تا از «نگرانیهای کمبود و قطع برق» رهایی یابند. تایوان ۹۶ درصد از انرژی مورد نیاز خود را وارد میکند. عبور محمولههای نفتی از تنگه هرمز، حتی با وجود آتشبس و وعده اعلامشده ایران برای اجازه عبور کشتیها، محدود شده است. تایوان با کاهش واردات، در حال احساس فشار بر تأمین انرژی است و این امر چنین پیشنهادی را وسوسهانگیز جلوه میدهد.
پکن این پیشنهاد را از طریق کانالهای دیپلماتیک رسمی ارائه داد، اما همزمان با انتشار اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی محبوب، به دنبال ایجاد فشار از پایین به بالا بوده است. دو دوجین پست منتشر شده توسط حسابهای کاربری چینی در دویین به دروغ ادعا کردند که تایوان در کمتر از دو هفته، ذخایر گاز طبیعی مایع خود را تمام میکند و با خاموشی برق مواجه خواهد شد. این ویدیوها بارها و بارها به اشتراک گذاشته شدهاند و هزاران بازدید داشتهاند. این بخشی از کمپین جنگ شناختی گستردهتر چین برای شکل دادن به روایت غالب و تأثیرگذاری بر نحوه تفکر و عمل مردم است. در زمینه جنگ ایران، هدف این است که تایوان در وضعیت وخیمی قرار گیرد و مردم تایوان متقاعد شوند که تنها اتحاد میتواند ثبات انرژی را فراهم کند.
تا به امروز، تبلیغات چین در تایوان تا حد زیادی بیاثر بوده است، و نظرسنجیها نشان میدهد که اکثر مردم تایوان به طور فزایندهای با اتحاد با سرزمین اصلی مخالف هستند. وقتی اقناع مؤثر نباشد، پکن اغلب به زور روی میآورد و خواستههای خود را با تهدید تقویت میکند. بارزترین شکل زور در سالهای اخیر، افزایش حضور هوایی و دریایی پکن در تنگه تایوان بوده است. پکن با حفظ حضور نظامی گسترده در اطراف جزیره، میتواند تهدیدهای خود را معتبرتر جلوه دهد.
برای مقابله با این تجاوز، برخی از ناظران توصیه کردهاند که ایالات متحده وضعیت نیروهای خود را با سطح رو به رشد اجبار چین تطبیق دهد. اما با توجه به اینکه جنگ ایران مستلزم جابجایی داراییهای ایالات متحده است، عکس این روند نیز میتواند شکل بگیرد: تغییر وضعیت نیروهای ایالات متحده، اجبار پکن را افزایش میدهد.
تاکنون، ایالات متحده ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز، یو اس اس آبراهام لینکلن، را مجدداً مستقر کرده و تنها یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکایی مستقر در آسیا و اقیانوسیه را باقی گذاشته است. اگر جنگ ادامه یابد، ایالات متحده ممکن است به جابجایی نیروها برای پشتیبانی از عملیات در ایران ادامه دهد و عملیات نظامی غیرحیاتی، از جمله گشتهای دریایی و رزمایشهای مشترک را محدود کند. پروازهای شناسایی ایالات متحده در دریای چین جنوبی از زمان آغاز جنگ تاکنون ۳۰ درصد کاهش یافته است.
تهاجمهای ارتش آزادیبخش خلق چین به منطقه شناسایی پدافند هوایی تایوان و عبور از خط میانی تعیینشده جزیره، از سال ۲۰۲۲ هر ساله افزایش یافته و به بالاترین حد خود رسیده است. پکن ممکن است فرصتی را برای عادیسازی بیشتر فعالیتهای هوایی و دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین در تنگه تایوان ببیند. پکن تلاش میکند تا تایوان را متقاعد کند که حمله قریبالوقوع است و از این تهدید برای وادار کردن به اتحاد استفاده کند.
با این حال، این سناریوها تنها احتمالات هستند. تاکنون، پکن از درگیری ایران برای افزایش معنادار حضور نظامی خود در اطراف جزیره استفاده نکرده یا نشانههایی از بسیج برای یک عملیات جنبشی محدود نشان نداده است. علاوه بر این، ایالات متحده همچنان یک وضعیت نیروی معتبر را حفظ کرده است که قادر به بازدارندگی در برابر تجاوز چین در هند و اقیانوس آرام است. همچنین یک شبکه اتحاد قوی با ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و فیلیپین را حفظ کرده است که تا حد زیادی تحت تأثیر این درگیری قرار نگرفته و همچنان قادر به ارائه پشتیبانی دفاعی است.
با این حال، این جنگ هنوز به پایان قطعی نرسیده است. اینکه آیا آتشبس پابرجا میماند و آیا منجر به توقف دائمی خصومتها میشود یا خیر، بر توانایی ایالات متحده در تغییر مسیر توجه و منابع به منطقه هند-اقیانوسیه تأثیر خواهد گذاشت. حداقل، ایالات متحده، تایوان و ائتلاف بزرگتر به رهبری ایالات متحده باید همچنان اهمیت حفظ وضع موجود در تنگه تایوان را به رسمیت بشناسند. اگر آتشبس فرو بپاشد و ایالات متحده درگیر عملیات نظامی مجدد در خاورمیانه شود، واشنگتن نباید خطرات وجودی در تنگه تایوان را از نظر دور بدارد و باید پس از پایان درگیری با ایران، به سرعت برای تقویت موضع هند-اقیانوسیه خود اقدام کند.