شنبه ۱۴۰۵/۰۱/۱۵

ترامپ، سرگردان در جنگ رمضان

  :اندیشکده
:نویسنده
رصدخونه اندیشکده ها  :رصدگر
لینک منبع اصلی

قیمت نفت و گاز طبیعی این هفته با ادامه جنگ ایران با حملات و ضدحملات علیه تأسیسات کلیدی انرژی در خلیج فارس، افزایش یافت.

طبق تخمین اولیه دونالد ترامپ مبنی بر اینکه دستیابی به اهدافش چهار تا شش هفته طول می‌کشد، این درگیری در حال حاضر نیمه راه است. ترامپ از این تخمین طفره رفت و طبق معمول، سیلی از پیام‌های گیج‌کننده و متناقض ارسال کرد، تا حدی به این دلیل که وقتی جنگی مانند این آغاز می‌شود، می‌تواند به خودی خود ادامه یابد.

در مورد سیاست ایران، ایالات متحده از «فشار حداکثری» به «عدم قطعیت حداکثری» تغییر رویکرد داده است. در حال حاضر، فراتر از این تصورات که خاورمیانه و جهان به قلمرو ناشناخته‌ای وارد شده‌اند و اثرات جنگ ایران مدت‌ها پس از پرتاب آخرین بمب و شلیک آخرین موشک بالستیک ادامه خواهد یافت، چیز زیادی مشخص نیست.

اولین سال ریاست جمهوری ترامپ نتایج متفاوتی در چندین جبهه در سراسر خاورمیانه به همراه داشت، اما همه اینها مقدمه‌ای برای یک عملیات نظامی نامشخص علیه ایران بود که در هفته‌های اولیه آن پایانی برای آن متصور نبود. در اینجا پنج سوال اساسی و استراتژیک مطرح می‌شود که با توجه به تمرکز رسانه‌ها و بحث‌های سیاسی بر اخبار فوری و تاکتیک‌های روزمره این جنگ، نیاز به توجه بیشتری دارند.

۱. وضعیت نهایی سیاسی واقع‌بینانه مورد نظر آمریکا در ایران چیست؟

رئیس جمهور ترامپ در ابتدا «تغییر ساختار» را به عنوان نتیجه نهایی عملیات خشم حماسی، عملیات نظامی فعلی علیه ایران، تعریف کرد. در ساعات اولیه صبح روز اول درگیری، ترامپ اعلام کرد: «تنها چیزی که من می‌خواهم آزادی برای مردم است.» در برخی موارد، او حتی پیشنهاد داد که خودش رهبر آینده ایران را انتخاب خواهد کرد. ایالات متحده در کنار اسرائیل، مردم ایران را تشویق کرده است که در برابر حکومت بایستند و کنترل آینده خود را به دست بگیرند - گفتنش آسان‌تر از انجام دادنش در برابر حکومت بی‌رحمی است که دهه‌هاست هزاران نفر از مردم خود را به قتل رسانده است.

با نزدیک شدن به هفته چهارم این جنگ، ایالات متحده و اسرائیل شروع به دیدن محدودیت‌هایی می‌کنند که قدرت هوایی و دریایی به تنهایی می‌تواند برای سرنگونی یک حکومت انجام دهد. تحلیلگران می‌توانند در مورد راه‌هایی که دو کشور ممکن است تاکتیک‌های نظامی خود را برای تضعیف تسلط ایران بر مردم خود مجدداً تنظیم کنند، گمانه‌زنی کنند، اما بدون یک هدف نهایی مشخص در مورد اینکه چه کسی ایران را کنترل می‌کند، محدودیت‌هایی در مورد مفید بودن تاکتیک‌های نظامی وجود دارد. در غیاب ایده بهتری از چگونگی وقوع یک گذار سیاسی، زمانی که به نظر می‌رسد یک حکومت سرکوبگر انحصار استفاده از زور در داخل کشور را حفظ می‌کند - و مهمتر از آن، اینکه کدام جناح‌ها در داخل ایران ممکن است بهترین شانس را برای تغییر موازنه به نفع حکومت داشته باشند - عملیات نظامی احتمالاً به تخریب قابلیت‌های آن ادامه خواهد داد، بدون اینکه راه روشنی برای گذار به چیزی که به نفع امنیت منطقه‌ای باشد، هموار کند. هنوز روزهای اولیه این جنگ است، اما ارزیابی‌های اولیه جامعه اطلاعاتی ایالات متحده نشان می‌دهد که ایران قدرت خود را بازسازی و تثبیت کرده است، حتی با اینکه ضربات نظامی ویرانگری را متحمل شده و تلفات قابل توجهی از رهبری ارشد خود را از دست داده است.

حملات بدون استراتژی - رویکرد فعلی - خطر سناریوهای متعددی را به همراه دارد که می‌تواند در نهایت اوضاع را در داخل ایران و منطقه بدتر کند، نه بهتر. ممکن است مجموعه‌ای از رهبران سرسخت‌تر (یا سرسخت‌تر) که در داخل و خارج از کشور کمتر قابل پیش‌بینی هستند، ظهور کنند، یا هرج و مرج و بی‌نظمی ناشی از یک کارزار نظامی ویرانگر می‌تواند شرایطی را برای جنگ داخلی ایجاد کند، همانطور که در چند سال گذشته در چندین کشور خاورمیانه اتفاق افتاده است. بدون درک واضح‌تری از وضعیت نهایی سیاسی ترجیحی و واقع‌بینانه در ایران، عملیات خشم حماسی خطر تکرار همان اشتباهاتی را دارد که ایالات متحده دهه‌ها در عراق و افغانستان مرتکب شد.

اینکه چه کسی ایران را کنترل می‌کند و به عنوان قدرت مشروع حاکم بر کشور عمل می‌کند، احتمالاً برای سال‌های آینده مورد بحث خواهد بود - و همچنین مستقیماً بر توانایی آمریکا و سایر قدرت‌های خارجی برای دستیابی به اهداف خود در مورد مسائل کلیدی مانند برنامه هسته‌ای و تولید انرژی تأثیر خواهد گذاشت.

در مرکز این سوال، مردم ایران قرار دارند - آنها یک متغیر کلیدی در آنچه در ادامه می‌آید هستند، همانطور که قسمت‌های اخیر پادکست Taking the Edge Off the Middle East، به میزبانی نویسنده، با حضور عماد شرقی، هالی دگرس و بهنام بن طالب‌لو، بر آن تأکید می‌کنند. مشکلاتی که میلیون‌ها ایرانی سال‌ها با آن مواجه بوده‌اند - در کنار دهه‌ها جنگ، تحریم و انزوای بین‌المللی - محاسبات و تحلیل‌های صرفاً متمرکز بر تاکتیک‌های نظامی را در مواجهه با غیرقابل پیش‌بینی بودن قدرت و سیاست در ایران، کمی انتزاعی و آکادمیک می‌کند.

۲. این چشم‌انداز برای یک ایران جدید چگونه با استراتژی گسترده‌تر ایالات متحده در خاورمیانه همخوانی دارد؟

دومین سوال بزرگی که پس از شفاف‌سازی بیشتر در مورد وضعیت نهایی مطلوب مطرح می‌شود، این است که این ایران جدید چگونه در متن یک خاورمیانه جدید قرار می‌گیرد. با توجه به رویدادهای سریع و اعتیاد به اخبار فوری که در فرهنگ ما غالب است، تمرکز اصلی بسیاری از پوشش‌های رسانه‌ای و تحلیل‌های سیاسی امروز مانند تحلیل کل یک بازی بیسبال از دریچه تک ضربه یک بازیکن در مقابل یک پرتاب‌کننده در اوایل اینینگ است. این احتمالاً یک بازی طولانی در ایران خواهد بود - و این بازی‌ای است که از قبل منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.

دولت ترامپ با تنها گذاشتن اسرائیل در این کارزار نظامی و عمدتاً نادیده گرفتن درخواست‌های شرکای کلیدی منطقه‌ای برای پیگیری دیپلماسی، آمریکا را در مسیری قرار داد که در حال حاضر آن را حتی بیشتر با اسرائیل همسو می‌کند. شرکای عرب خلیج فارس آمریکا در مواجهه با حملات تهاجمی ایران علیه زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی به همراه اهداف نظامی، عمدتاً موضع دفاعی منفعلانه‌ای اتخاذ کرده‌اند - و این شرکا احتمالاً به طور نامحسوس به ایجاد حفاظ و تنوع‌بخشی به روابط خود ادامه خواهند داد تا در برابر عدم قطعیت ناشی از واشنگتن، ریسک کمتری داشته باشند، حتی در حالی که روابط استراتژیک نزدیکی با ایالات متحده در زمینه مسائل نظامی و دفاعی دارند.

یک سناریوی مثبت برای منطقه این است که جنگ ایران، دولتی را به وجود آورد که بسیار بیشتر به پاسخگویی به نیازهای مردم خود و ارتباط و ادغام بیشتر با بقیه منطقه علاقه‌مند باشد. اما در این هفته‌های اول جنگ، با توجه به اینکه این درگیری تهدید می‌کند که به گردابی تبدیل شود که قدرت‌های بیشتری را به خود جذب کند، نتیجه احتمالی، سناریوی بسیار منفی‌تری از یک تهدید مزمن برای ثبات است که آرزوهای کشورهای خلیج فارس را برای تنوع بخشیدن به اقتصادهایشان به دور از وابستگی به هیدروکربن‌ها تضعیف می‌کند. کمتر از یک سال پیش بود که رئیس جمهور ترامپ در یک تور "بهاری پر زرق و برق" با محوریت انعقاد معاملات تجاری با ارزش بالا برای آمریکا به عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی سفر کرد - معاملاتی که اگر بی‌ثباتی ناشی از جنگ ایران ریشه بدواند و ادامه یابد، پیشرفتی نخواهند داشت.

۳. خاورمیانه تا چه حد در اهداف کلی سیاست خارجی ایالات متحده اولویت دارد؟

در حالی که آمریکا و بخش عمده‌ای از جهان بر جنگ ایران تمرکز می‌کنند، چالش‌های دیگری نیز پدیدار می‌شوند: چین، جنگ روسیه علیه اوکراین که اکنون وارد پنجمین سال خود شده است، و تغییرات اقلیمی، همه مسائلی که احتمالاً با این جنگ بهبود نخواهند یافت.

در ماه‌های قبل از اینکه ایالات متحده با هماهنگی اسرائیل حملاتی را علیه ایران آغاز کند، دولت ترامپ استراتژی‌های امنیت ملی و دفاعی را منتشر کرد که یک نکته مهم در مورد خاورمیانه را بیان می‌کرد: آمریکا به اندازه گذشته زمان، منابع و توجه خود را در آن بخش از جهان سرمایه‌گذاری نخواهد کرد. استراتژی امنیت ملی که توسط تیم ترامپ در ماه نوامبر منتشر شد، استدلال می‌کند: «خوشبختانه روزهایی که خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا چه در برنامه‌ریزی بلندمدت و چه در اجرای روزانه تسلط داشت، به پایان رسیده است - نه به این دلیل که خاورمیانه دیگر اهمیتی ندارد، بلکه به این دلیل که دیگر آن عامل تحریک‌کننده دائمی و منبع بالقوه فاجعه قریب‌الوقوع که زمانی بود، نیست.»

با توجه به مسیر ظاهری جنگ ایران، ممکن است این امر در سال ۲۰۲۶ محقق نشود - اما در واقع می‌تواند به این صورت باشد که آمریکا به دنبال عقب‌نشینی از منطقه در میان‌مدت تا بلندمدت باشد. این یک اولویت استراتژیک اعلام‌شده در طول یک دهه و نیم گذشته توسط دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه بوده است و دولت دوم ترامپ نیز اولویت بالاتری را برای نیمکره غربی قائل شده است. اگر عقب‌نشینی از خاورمیانه در واقع مسیر آمریکا در درازمدت باشد، آنگاه مسائلی که در سوال دوم در مورد نظم جدید منطقه‌ای مطرح شد، پیچیده‌تر می‌شوند.

۴. چگونه سایر قدرت‌های جهانی رویکردهای خود را با توجه به این جنگ تغییر خواهند داد؟

سوال استراتژیک چهارم که باید در زمان وقایع سریع در نظر داشت این است که چگونه سایر قدرت‌های جهانی در حال تطبیق و تنظیم خود هستند. روسیه از هفته‌های اول جنگ ایران سود برده است - افزایش قیمت انرژی خزانه‌های آن را پر کرده است، همانطور که تصمیم دولت ترامپ برای لغو برخی از تحریم‌ها با هدف تحت فشار قرار دادن مالی روسیه فقط برای کاهش برخی از فشارهای سیاسی داخلی ناشی از افزایش قیمت بنزین در آمریکا نیز چنین است. روسیه این اقدام را در حالی انجام داد که روسیه به دنبال جنگ خود علیه اوکراین و همکاری با ایران در زمینه جنگ پهپادی است.

چین بی‌سروصدا منتظر زمان است و نظاره‌گر چگونگی وقوع جنگ ایران است - مطابق با استراتژی بازی طولانی خود برای منطقه که عمدتاً در صورت امکان از آن استفاده می‌کند و از هزینه‌های مداخله مستقیم اجتناب می‌کند. کشورهای اروپایی تا حد زیادی درخواست‌های دولت ترامپ را برای پیوستن به تلاش برای تأمین امنیت تنگه هرمز - حداقل در ابتدا - رد کرده‌اند. اما با افزایش هزینه‌های اقتصادی و انرژی این اختلال، محاسبات آنها ممکن است تغییر کند. هند همچنان یک قدرت منطقه‌ای آرام و رو به رشد است که به نظر می‌رسد با ادامه گسترش اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود، صدای قوی‌تری در خاورمیانه خواهد داشت.

با توجه به این پویایی‌ها که کمی بیش از سه هفته از جنگ می‌گذرد، آشکار شده است - با ادامه روند درگیری، کل صفحه شطرنج در سطح جهانی احتمالاً به شیوه‌هایی تغییر خواهد کرد که پیش‌بینی آنها دشوار است.

۵. آیا دولت ترامپ در این جنگ سرمایه سیاسی را در داخل کشور ایجاد خواهد کرد یا از بین خواهد برد؟

آخرین مورد، اما نه کم‌اهمیت‌ترین، بحث داخلی در آمریکا در مورد این جنگ است - نحوه واکنش مردم به رویدادها، میزان قدرت ماندگاری دولت ترامپ در فراتر رفتن از یک عملیات نظامی برای ایجاد نوعی موفقیت استراتژیک یا عدم موفقیت را تعیین خواهد کرد. به طور مستقیم، طبق گزارش‌ها، پنتاگون به دنبال بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای حمایت از جنگ ایران خواهد بود - در زمانی که آمریکا هنوز با تعطیلی جزئی دولت و نگرانی‌های اقتصادی مداوم در مورد تورم به دلیل افزایش قیمت بنزین و جنگ‌های تجاری مداوم ترامپ با بخش عمده‌ای از جهان روبرو است.

رئیس جمهور ترامپ آمریکا را به شیوه‌ای بسیار عجیب و غریب وارد جنگ علیه ایران کرد - او برای ایجاد حمایت عمومی یا ائتلاف در داخل کشور برای حمایت از مجموعه‌ای از اهداف بلندپروازانه اما نامشخص در ایران و منطقه، کار بسیار کمی انجام داد - و خطرات سیاسی داخلی برای ترامپ با طولانی‌تر شدن این جنگ افزایش می‌یابد.

اگر به این سؤالات اساسی پاسخ داده نشود، یک تسویه حساب سیاسی در داخل برای ترامپ و یک تسویه حساب استراتژیک در جهان برای آمریکا، بزرگ به نظر می‌رسد.

منبع گزارش:
https://mei.edu/publication/five-fundamental-questions-for-us-foreign-policy-as-the-iran-war-enters-its-fourth-week/

مقالات مشابه

برنده نهایی جنگ رمضان؟
راهبرد ایران در جنگ رمضان: تصعید تنش
شکاف آمریکا و اروپا در جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user