یکشنبه ۱۴۰۴/۱۲/۲۴

جنگ رمضان، زمانی برای شورشی دیگر در ایران؟

:نویسنده
مرکز رصد و ارزیابی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی  :رصدگر
لینک منبع اصلی

اظهارات دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در مورد اهدافش در ایران، از زمان اولین حمله نظامی به این کشور در ۲۸ فوریه، بسیار متفاوت بوده است. اما در این داستان در حال تغییر، امید به تغییر نظام به وضوح روی میز است. ترامپ در اولین بیانیه ویدیویی ضبط شده خود که مداخله را اعلام می‌کرد، از ایرانیان خواست تا پس از پایان عملیات نظامی ایالات متحده، قیام کنند و دولت را سرنگون کنند. او یک روز بعد، زمانی که به مردم ایران گفت از فرصت برای بازپس‌گیری کشورشان استفاده کنند، این نکته را تکرار کرد.

کارشناسان متعددی تلاش کرده‌اند تا احتمال موفقیت یک قیام جدید شهروندی علیه دولت ایران را ارزیابی کنند. برخی، مانند سوزان مالونی، رویکردی بدبینانه دارند و استدلال می‌کنند که «مخالفان دچار تفرقه، غیرمسلح و ناتوانی در برقراری ارتباط آسان هستند. موشک‌های بالستیک و برنامه هسته‌ای ایران ممکن است نابود شود، اما هنوز اسلحه برای کشتن معترضان یا کودتاچیان را دارد.» دیگران خوش‌بین‌تر هستند، مانند مایکل استفنز و جان کندی، که معتقدند اگر ایرانیان «به خیابان‌ها بیایند و با بقایای یک ساختار استبدادی که مایل به مبارزه برای حفظ قدرت است، روبرو شوند، «احتمال موفقیت واقعی یک قیام مردمی وجود دارد».

تمرکز بر عناصر خاص زمینه ایران، همانطور که این تحلیل‌های مختلف انجام می‌دهند، برای هرگونه ارزیابی از این دست حیاتی است. اما یک نگاه تطبیقی ​​گسترده‌تر نیز مفید است. اعتراضات ضد دولتی گسترده که به دنبال سرنگونی رژیم‌های غیردموکراتیک هستند، در ده سال گذشته در مکان‌های متعددی، از الجزایر و بنگلادش گرفته تا نیکاراگوئه و میانمار، فوران کرده‌اند. سابقه موفقیت آنها چه بوده است و چه نوری بر آنچه ممکن است در ایران اتفاق بیفتد، می‌افکند؟

مکان‌هایی که اعتراضات سرکوب شده‌اند
موارد بسیاری از مقاومت سرسختانه اقتدارگرایان در مواجهه با اعتراضات گسترده در ده سال گذشته رخ داده است. از جمله آنها می‌توان به نیکاراگوئه در سال ۲۰۱۸؛ بلاروس و تایلند در سال ۲۰۲۰؛ میانمار در سال ۲۰۲۱؛ گرجستان، موزامبیک و ونزوئلا در سال ۲۰۲۴ اشاره کرد. و تانزانیا در سال ۲۰۲۵ - و البته خود ایران، هم در سال ۲۰۲۲ و هم دوباره در دسامبر ۲۰۲۵ - ژانویه ۲۰۲۶. در برخی از این موارد، یک عامل محرک روشن، اعتراضات را شعله‌ور کرد: انتخابات تقلبی در بلاروس، موزامبیک، تانزانیا و ونزوئلا؛ توقف روند الحاق به اتحادیه اروپا و به دنبال آن انتخابات تقلبی در گرجستان؛ و کودتا در میانمار. در برخی دیگر، مانند ایران، نیکاراگوئه و تایلند، چندین نارضایتی کوچک‌تر، خشم شهروندان را نسبت به حکومت سرکوبگر و متکبر برانگیخت. در برخی، اعتراضات طولانی مدت بود، مانند گرجستان، تایلند و میانمار، که اعتراضات بیش از یک تا دو سال ادامه یافت. در برخی دیگر، مانند بلاروس، نیکاراگوئه و تانزانیا، اعتراضات ظرف چند هفته یا چند ماه به طور کامل سرکوب شدند.

اقدامات سرکوبگرانه اتخاذ شده توسط این دولت‌ها علیه معترضان، به طور کلی شبیه به یکدیگر بوده است، و از یک دستورالعمل استبدادی بی‌رحمانه پیروی می‌کنند که شامل نظارت هدفمند است که به طور فزاینده‌ای توسط فناوری‌های دیجیتال پشتیبانی می‌شود، دستگیری‌های گسترده، بازداشت یا حبس، و مجازات مالی، در کنار روایت‌های ساختگی و اغلب اغراق‌آمیز از توطئه‌های خارجی. خشونت توسط پلیس و سایر نیروهای امنیتی در بیشتر موارد بخش عمده‌ای از داستان بود، اگرچه شدت خشونت بسیار متفاوت بود. ایران و میانمار سطح فوق‌العاده بالایی از خشونت را تجربه کرده‌اند، به طوری که معترضان در هر دو مورد بیش از ۵۰۰۰ نفر کشته شده‌اند و احتمالاً در ایران به ۳۰۰۰۰ نفر رسیده است. موزامبیک، نیکاراگوئه و تانزانیا صدها کشته و ونزوئلا ده‌ها کشته داشته است. در بلاروس، گرجستان و تایلند، دولت با خشونت - با استفاده از گاز اشک‌آور، ماشین‌های آب‌پاش، گلوله‌های لاستیکی و ضرب و شتم معترضان - با معترضان برخورد کرد، اما نه با قتل در مقیاس بزرگ.

شکل جنبش‌های اعتراضی در این موارد نیز متفاوت بوده است. در ایران و تایلند، اعتراضات نسبتاً خودجوش و بدون رهبری بودند که به طور ناگهانی و با الگو یا ساختار سازمانی مشخص کمی فوران کردند و رشد قارچ‌گونه‌ای داشتند. در بیشتر کشورهای دیگر، در حالی که اعتراضات به صورت خودجوش آغاز شدند، سازمان‌های مدنی و سیاسی به درجات مختلف جنبش‌ها را تقویت کردند و تا حدودی ساختار و رهبری را فراهم کردند. جوانان بخش عمده‌ای از همه اعتراضات را تشکیل می‌دادند. در برخی، مانند بلاروس و میانمار، زنان نقش قابل توجهی ایفا کردند.

جایی که اعتراضات به برخی تغییرات دست یافته‌اند
همچنین حداقل هفت مورد وجود داشته است که اعتراضات گسترده باعث ایجاد تغییراتی در زمینه‌های غیردموکراتیک شده است: ارمنستان در سال ۲۰۱۸؛ الجزایر، بولیوی و سودان در سال ۲۰۱۹؛ سریلانکا در سال ۲۰۲۲؛ بنگلادش در سال ۲۰۲۴؛ و ماداگاسکار در سال ۲۰۲۵. با این حال، در بیشتر این موارد، سیستم‌های حاکم کاملاً استبدادی نبودند. در عوض، آنها استبدادهای انتخاباتی با فضایی برای سازماندهی سیاسی مخالفان و انتخابات منظم داشتند. در این موارد، اعتراضات منجر به برکناری رئیس جمهور شد، که گاهی اوقات با جابجایی قابل توجه قدرت به نفع نیروهای مخالف جدید یا تجدید قوا همراه بود، اما آنها در مورد براندازی کامل یک سیستم سیاسی نبودند. در الجزایر و سودان، سیستم‌ها کاملاً استبدادی بودند. با این حال، تغییر حاصل شده محدود به سرنگونی فرد در رأس قدرت بود؛ نهادهای نظامی حاکم همچنان کنترل را در دست داشتند.

بنگلادش تنها مورد با بافتی اساساً استبدادی (هرچند طبق گفته خانه آزادی هنوز «تا حدودی آزاد» است) است که در آن اعتراضات موفق به سرنگونی کل سیستم قدرت شدند. نخست وزیر شیخ حسینه، تمام قوانین استبدادی را علیه موج معترضانی که در ژوئیه ۲۰۲۴ قیام کردند، از جمله کشته شدن حدود ۱۴۰۰ نفر، به کار گرفت. با این حال، تنها در سی و پنج روز، اعتراضات باعث فرار او از کشور و آغاز یک بازنشانی کامل سیاسی شد. دو عامل برای موفقیت اعتراضات بسیار مهم بود: اندازه عظیم آنها، تجمع جمعیت با صدها هزار شرکت کننده، و تکه تکه شدن سریع سیستم حاکم، با فاصله گرفتن عناصری از ارتش، قوه قضائیه و بوروکراسی رسمی از دولت.

نیاز به احتیاط

به طور کلی، سابقه مقایسه‌ای اعتراضات گسترده علیه دولت‌های غیردموکراتیک دلهره‌آور است. در بافت‌های به طور قابل توجهی استبدادی - مانند ایران - طغیان‌های گسترده بسیج شهروندان تنها یک بار در ده سال گذشته در شکستن سلطه ساختار موجود موفق بوده است. حتی اعتراضات نسبتاً سازمان‌یافته و مصمم که توسط شبکه‌های مدنی منسجم پشتیبانی می‌شدند، با موفقیت سرکوب شده‌اند. در تمام موارد دیگر که اعتراضات به تغییر قابل توجهی دست یافتند، سیستم‌های سیاسی فقط تا حدی استبدادی بودند، تغییر فقط تغییر یک رهبر بود نه کل سیستم، یا هر دو.

علاوه بر این، در ایران، این واقعیت که نظام، تعداد فوق‌العاده زیادی از مردم را در تظاهرات دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶ قتل عام کرد، به این معنی است که هزاران نفر از ایرانیانی که بیشترین تمایل را به اعتراض داشتند، کشته یا زندانی شده‌اند و احتمالاً موج جدید اعتراضات بسیاری از مصمم‌ترین بازیگران آن را از بین برده است.

با این حال، هر زمینه ملی متفاوت است و اگرچه سابقه مقایسه‌ای نسبتاً واضح است، اما دست و پا گیر نیست. ایران در تجربه چندین موج متوالی از اعتراضات عظیم ضد دولتی در بیست سال گذشته غیرمعمول است و خشم بسیار عمیق و گسترده شهروندان نسبت به سیستم حاکم را روشن می‌کند. و حملات نظامی بی‌وقفه ایالات متحده و اسرائیل علیه ارتش و تشکیلات امنیتی ایران بدون شک ظرفیت آن (اگرچه نه لزوماً اراده‌اش) را برای مقابله با هرگونه موج اعتراض جدید از بین برده است. در عین حال، همانطور که مروان معاشر اشاره می‌کند، نابودی ارتش صدام حسین توسط ایالات متحده در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ و درخواست ایالات متحده از عراقی‌ها برای «پر کردن خیابان‌ها و کوچه‌ها و سرنگونی صدام حسین و دستیارانش» منجر به قیام موفقیت‌آمیز شهروندان علیه دیکتاتور عراق نشد.

این ترکیب غیرمعمول و پیچیده از ویژگی‌های متمایز بافت ایران و وزن سابقه مقایسه‌ای، لزوم احتیاط در مورد تمام تلاش‌ها برای پیش‌بینی نتیجه هرگونه قیام مجدد شهروندان در ماه‌های آینده را برجسته می‌کند.

منبع گزارش:
https://carnegieendowment.org/emissary/2026/03/iran-regime-change-khamenei-protests

مقالات مشابه

پیامدهای قطع اینترنت بر ناآرامی‌های اجتماعی
مردم داخل ایران، جبهه دوم جنگ رمضان
نگرش عمومی در ایران به جنگ رمضان

انتخاب سردبیر

user