دونالد ترامپ که پیش از این با حمله بمبافکنهای آمریکایی به تأسیسات هستهای ایران در سال گذشته میلادی تمایل خود را برای استفاده از قدرت نظامی نشان داده بود، اکنون با تمام قوا از مردم ایران که وارد سومین هفته اعتراضات خود علیه نظام حاکم شدهاند، حمایت میکند. پاسخ ترامپ به اعتراضات ایران، تفاوت فاحشی با واکنش اوباما به «جنبش سبز» در سال ۲۰۰۹ دارد. تنها چند روز پس از آنکه اوباما در قاهره سخنرانیای تحت عنوان «آغازی نو» ایراد کرد و در آن به امید تعامل دیپلماتیک، دست دوستی به سوی جمهوری اسلامی دراز کرد، مردم ایران در واکنشی غیرمنتظره به یک انتخابات آشکارا متقلبانه، به خیابانها ریختند. در آن زمان، روزها طول کشید تا حکومت بتواند پاسخی موثر برای مهار اوضاع سازماندهی کند. تفاوت در استراتژی: سکوت در برابر حمایت حتی پس از آنکه معترضان در خیابانها به گلوله بسته شدند، اوباما «سکوت استراتژیک» را برگزید؛ آن هم در حالی که جمهوری اسلامی برای حدود ۳۰ سال دشمن آشتیناپذیر آمریکا بود. همانطور که جان کری، وزیر خارجه آینده او، در نیویورک تایمز با اشتیاق مطرح کرد، خویشتنداری اوباما مانع از آن میشد که نظام ایران، آمریکا را مقصر اعتراضات قلمداد کنند و در عین حال، در را برای توافق موسوم به «برجام» که کری بعداً بر سر آن مذاکره کرد، باز میگذاشت. سکوت اوباما در نهایت به نفع نظام تمام شد. نظام جمهوری اسلامی در سالهای بعد توانست دولت او را به سمت آن توافق هستهای فاجعهبار بکشاند؛ توافقی که صدها میلیارد دلار برای تهران به ارمغان آورد اما برای مردم ایران چیزی جز مصیبت نداشت. اعتراضات که در سایه بیتوجهی رها شده بودند و حکومت با مصونیت به آنها حمله میکرد، به تدریج از بین رفتند. بیداری دوباره و انزوای حامیان نظام هجده سال بعد، ترامپ مصمم به نظر میرسد که آن شکست تاسفبار را تکرار نکند.…
دریافت اشتراک
جهت مشاهده این مطلب لطفا اشتراک تهیه کنید یا با حساب کاربری سازمانی وارد شوید.
در رصدخونه می توانید به ازاء به اشتراک گذاری رصدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و…به رصد سایر افراد دسترسی داشته باشید.